<--! cws 1 --> <--! cws 2 --> «فشار حداکثری» و «جنگ اقتصادی» ادامه‌‌ خواهد داشت؛ چه بولتون باشد چه نباشد! – Kanal Yek TV

«فشار حداکثری» و «جنگ اقتصادی» ادامه‌‌ خواهد داشت؛ چه بولتون باشد چه نباشد!

برکناری جان بولتون از سمت مشاوره امنیت ملی کاخ سفید، عده‌‌ای را در ایران به احتمال باز شدن روزنه‌‌هایی برای مذاکره با آمریکا امیدوار کرده است، اما گروهی نیز معتقدند این تصمیم دونالد ترامپ تغییری در سیاست «جنگ اقتصادی» که علیه جمهوری اسلامی آغاز کرده، نخواهد داشت.

تا پیش از برکناری بولتون، محمدجواد ظریف آگاهانه وانمود می‌‌کرد ترامپ از اطرافیانش به‌خصوص پمپئو و بولتون جداست و القا می‌‌کرد که «فشار حداکثری» خواست تیم «B» (بولتون، بنیامین نتانیاهو، بن سلمان) است و نه ترامپ!

ظاهرا این «تحلیل» وجود داشت که «همه را با یک چوب راندن» بستن کامل روزنه‌‌های مذاکره احتمالی است اما خط‌‌کشی میان ترامپ و بولتون این فضا را در اختیار علی خامنه‌‌ای قرار می‌‌دهد که اگر روزی او به هر دلیل شرایط یک «نرمش خیلی قهرمانانه» را فراهم ببیند، راه بازگشتی برای نشستن پای میزمذاکره با ترامپ باشد. حالا بدون بولتون از یکسو این «تحلیل» با مشکل روبرو می‌شود و از سوی دیگر برخی آن را همان «روزنه» ارزیابی می‌کنند.

در حال حاضر کنار گذاشتن بولتون فرصتی شده تا سیگنال‌‌هایی که محمدجواد ظریف می‎‎فرستاد تقویت شود. حشمت‌الله فلاحت‌پیشه عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی از موافقان مذاکره مشروط با آمریکا ادعا کرده «اخراج بولتون شکست سیاست فشار حداکثری علیه ایران است». او می‌‌‎‎گوید، «راهبرد فشار علیه ایران نتیجه نگرفته و ترامپ می‌داند در سال انتخاباتی باید رویه خود را تغییر دهد و وجود بولتون مانع این می‎‎شد که به ایران امتیاز دهد.»

فلاحت‌‌پیشه بولتون و پمپئو را دو لبه یک قیچی می‌‌داند و می‌‌گوید یک تیغه سیاست فشار حداکثری بود که جان بولتون مامور اجرای آن بود و لبه دیگر سیاست نرم (جنگ روانی) بود که مایک پمپئو اختیاردار آن است. او می‌‌گوید تا زمانی که آقای ترامپ دو لبه قیچی خود را کنار نگذارد نمی‌توانیم شاهد شکل‌گیری راهبرد موثر در قِبال جمهوری اسلامی ایران باشیم.

ولی آیا واقعا اخراج بولتون چنان تغییری در سیاست‌‌های واشنگتن پدید می‌‌آورد که تهران را امیدوار به مذاکره با آمریکا کند؟ آنچه میان ایران و آمریکا در شرایط فعلی به اوج خود رسیده به گفته مقام‌‌های عالی جمهوری اسلامی «جنگ اقتصادی» است. کارزاری که اگرچه بولتون در به راه افتادن آن نقش اساسی داشت اما از زمان آغاز آن تا کنون وزارت خارجه و وزارت خزانه‌‌داری و وزارت انرژی آمریکا بودند که محور تحریم‌‌ها را در دست داشتند و اثر آن را هم نه از زبان سیاسیون رژیم که به امید مذاکره با آمریکا مدام وعده‌ی بهبود اوضاع را می‌‌دهند بلکه باید از فعالان اقتصادی شنید.

کاهش شدید معاملات ایران و اتحادیه اروپا

در همین ارتباط دبیرکل خانه اقتصاد ایران می‌‌گوید، «ترس اروپایی‌‌ها از تحریم بسیار واضح و روشن است و نتوانستند به کانال مالی اینستکس پول تزریق کنند.»

مسعود دانشمند، شنبه ۲۳ شهریور، در مصاحبه با روزنامه «آرمان ملی» گفته است «کشورهای اروپایی حاضرند به ما کالاهای غیرتحریمی بفروشند اما نگران‌‌‌اند پول چگونه وارد کانال اینستکس شود، خودشان هم حاضر نیستند یک اعتبار بلندمدت به ما بدهند.»

او همچنین تاکید کرده، «اروپا حاضر به هزینه و ریسک نیست و بانک‌های اروپا حاضر نیستند این پول را به ایران بدهند و دنبال آمریکایی‎‎‌ها رفتند تا اجازه بگیرند ایران نفت بفروشد و پول آن را در حساب اینستکس تزریق کنند که آمریکا موافقت نکرد و پیش‌بینی این است که اگر به همین روال جلو برویم، احتمال دارد مجدداً واردات و صادرات ما با اتحادیه اروپا کاهش یابد.»

در شرایطی که در روزهای قبل ادعا شد آمریکا برای فراهم کردن شرایط دیدار دونالد ترامپ و حسن روحانی در جریان نشست آینده مجمع عمومی سازمان ملل با پیشنهاد فرانسه برای پرداخت اعتبار ۱۵ هزار میلیادری به ایران موافقت کرده اما استیون منوچین وزیر خزانه‌داری آمریکا روز جمعه در یک کنفرانس خبری گفت که فرانسه بدون موافقت آمریکا قادر نخواهد بود به رژیم ایران خط اعتباری ۱۵ میلیارد دلاری بدهد.

گرچه رسانه‌‌های وابسته به جمهوری اسلامی، برخی شبکه‌‌های فارسی‌زبان خارج از کشور و کارشناسان همسو با نظام جمهوری اسلامی، موج فراهم شدن شرایط دیدار روحانی و ترامپ در نیویورک را به راه‌‌انداخته‌اند اما مقامات عالی آمریکا اعلام کرده‌اند که فعلاً قصدی برای این دیدار ندارند و اگر هم دیداری صورت بگیرد تحریم‌‌ها برداشته نخواهد شد.

صادرات ایران به تمام ۲۸ کشور اتحادیه اروپا نسبت به دوره شش ماهه اول سال ۲۰۱۸، حدود ۹۰ درصد و واردات از اروپا نزدیک به ۷۰ درصد کاهش داشته است.

بر اساس گزارش اداره اطلاعات اقتصادی اتحادیه اروپا، حجم معاملات ایران و سه عضو اروپایی برجام (فرانسه، آلمان و بریتانیا) در نیمه نخست سال ۲۰۱۹ به یک‌سوم کاهش یافته است. همچنین صادرات این سه کشور به ایران از ژانویه تا ژوئن ۲۰۱۹ نسبت به مدت مشابه سال قبل به نصف رسیده است.

در این گزارش همچنین آمده، واردات این سه کشور از ایران در نیمه نخست ۲۰۱۹ نسبت به مدت مشابه سال قبل یک‌ یازدهم شده است. به‌ عنوان مثال، فرانسه در نیمه نخست امسال تنها ۱۰ میلیون یورو کالا از ایران وارد کرده در حالی که در مدت مشابه سال قبل ۱۵۸٫۱ میلیارد یورو کالا از ایران وارد کرده بود.

در این میان، اصلاح‎‎طلبان با رفتن بولتون بیش از گذشته برای مذاکره با آمریکا دست و پا می‎‎زنند. مصطفی تاجزاده معاون امنیتی وزارت کشور دولت اصلاحات در توییتی نوشته «نه جنگ نه مذاکره که عملاً به‌ معنای نه جنگ نه صلح است، سودی ندارد و فرصت‌های زیادی را از ما گرفته است. باید با راهبرد نه جنگ نه تحریم به‌مصاف محاصره‌ی نفسگیر نفتی و بانکی ایران رفت. مذاکره ابزار است نه تابو. هدف باید لغو تحریم و شکست تروریسم اقتصادی باشد.»

تاجزاده تاکید می‎‎کند ایران در محاصره نفسگیر نفتی و بانکی است، و این مؤید آن است که حتی در نبودن بولتون به عنوان یک چهره امنیتی تازه شاید احتمال مذاکره برای کاستن از فشار حداکثری تقویت شود.

پیش از تاجزاده علی ربیعی و حسام‌‌الدین آشنا هم از رفتن بولتون استقبال کرده بودند. احمد علم‌‌الهدی امام جمعه مشهد نیز با استقبال از اخراج او گفته بود «بولتون را مثل سگ از کاخ سفید بیرون کردند» و چهره‌‌هایی نزدیک به جریان اصولگرا نیز از این تصمیم ترامپ ذوق‌‌زده شدند که همگی نشان می‌‌دهد کل نظام جمهوری اسلامی چشم امید به مذاکره با آمریکا دارد و به معامله با ترامپ امیدوار شده است.

برکناری بولتون تغییری ایجاد نمی‎‎‌‌کند

فریدون مجلسی دیپلمات سابق جمهوری اسلامی، یکشنبه در یادداشتی در روزنامه «آرمان ملی» نوشت «برکناری بولتون شاید شدت جنگ‌طلبی علیه ایران در کاخ سفید را کم کرده باشد، اما تغییری در جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران نداشته است.»

او می‌‌گوید، «هم‌اکنون جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران وجود دارد و از صادرات نفت ایران جلوگیری می‌‌کنند که طبق برخی برآوردها فقط روزی ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیون دلار از این مسیر به کشورمان خسارت وارد می‌‌شود. به‌اضافه اینکه ناچاریم ارزان بفروشیم، گران بخریم و سرمایه‌گذاری نیز در ایران محدود شده است.»

وزن آمریکا بالاست

یوسف مولایی حقوقدان ساکن تهران نیز می‎‎‌‌گوید، «بزرگترین مشکل ایران در روابط بین‌‌الملل نحوه تنظیم مناسبات سیاسی با آمریکا است و بقیه مسائل فرعی است.» او معتقد است «چون وزن آمریکا در روابط بین‌الملل آنقدر زیاد است و آنقدر این کشور اهمیت دارد که نمی‌‌‎‎توانیم بدون تنظیم یک مناسبات یا تعاملاتی که هم منافع ملی را تامین کند و در عین حال تنشی ایجاد نکند به نیازها و مشکلات پاسخ دهیم.»

 

همه اینها یعنی نظام جمهوری اسلامی از همان آغاز تأسیس راهی بجز کنار آمدن یا تسلیم در برابر آمریکا نداشته است؛ چه برسد به حالا که در ورشکستگی اقتصادی و گسترش نارضایتی‌های عمومی، حتی این راه نیز دیگر یک بن‌بست سرنوشت‌ساز برای نظام به نظر می‌رسد. با بولتون یا بدون بولتون، میدان عمل تمام و کمال در دست آمریکاست. این جمهوری اسلامی و رهبری آن از جمله علی خامنه‌‌‎‎ای است که باید تصمیم بگیرد بین تسلیم خفّت‌بار و فروپاشی اقتصادی کدام را انتخاب کند! هر یک از این دو «انتخاب»، بیشتر یک تصمیم برای نوع رفتن به سوی پایان نظام خواهد بود.