خانه >> ورزشی >> پوریا جلالی‌پور، آخرین ورزشکار پناه‌جو؛ وزارت ورزش درهای خروج را می‌بندد؟

پوریا جلالی‌پور، آخرین ورزشکار پناه‌جو؛ وزارت ورزش درهای خروج را می‌بندد؟

از ایران برای شرکت در مسابقات «پاراتیروکمان» قهرمانی جهان به هلند رفت، سر از بلژیک درآورد و بعد شایعه شد که به کانادا رفته است تا به امریکا مهاجرت کند. این داستان سفر عجیب و لبریز از معمای «پوریا جلالی‌پور» است؛ کمان‌داری که عضو تیم ملی پاراتیروکمان ایران بود اما از سفر خود به ایران باز نگشت.  

ماجرا از میانه‌های خرداد ۱۳۹۸ آغاز شد؛ زمانی که کمان‌داران دختر و پسر معلول ایران برای حضور در رقابت‌های جهانی عازم هلند شده بودند. این نخستین باری نبود که پوریا جلالی‌پور، کمان‌دار «ریکرو» معلولان ایران همراه تیم ملی به یک تورنمنت خارج از کشور می‌رفت. در کارنامه افتخاراتش تا پیش از اعزام به هلند، ۱۱ مدال بین‌المللی وجود داشت.

زمانی که کاروان ایران به فرودگاه آمستردام هلند رسید، مسوولان متوجه ‌شدند که ویلچر «رمضان بیابانی»، یکی از کمان‌داران «کامپوند» تیم ملی به دلیل فشار زیاد، در بخش بار شکسته و غیرقابل استفاده شده است.

مسوولان شرکت هواپیمایی به او ‌گفته بودند که حاضرند مبلغ خسارت وارد شده را بپردازند اما خود مسوولان فدراسیون ویلچر را خریداری کنند. همان لحظه پوریا جلالی‌پور با برادرش که در بلژیک زندگی می‌کند، تماس می‌گیرد و از او می‌خواهد که برای بازیکن تیم ملی ایران یک دستگاه ویلچر تهیه کند. یک ساعت بعد برادر پوریا ویلچر را به هتل محل اقامت تیم ایران می‌برد.
خبرگزاری «ایسنا» روز ۲۲ خرداد از قول «مجید کهتری»، رییس انجمن تیروکمان معلولان ایران نوشت: «برادر پوریا بسیار محترمانه رفتار کرد. او به ما حرفی نزد ولی مشخص بود که علاقه‌مند است شب در هتل، کنار ما بماند. به او گفتم چنین چیزی مقدور نیست و او هم باز محترمانه قبول کرد. از پیش ما رفت و در هتلی که نزدیک ما بود، اتاق گرفت.»

«غلامرضا شعبانی بهار»، رییس فدراسیون تیروکمان ایران همان زمان به خبرگزاری «فارس» گفت: «برادرش تا روز آخر کنار ما بود. به خاطر اعتمادی که به او داشتیم، در روزهای پایانی مسابقات چندان به رفت و آمدش کاری نداشتیم. متأسفانه پوریا در روز آخر به خاطر استرس بالایی که برای بازی پایانی داشت، نتیجه را واگذار کرده بود. او بعد از بازی هم شرایط روحی خوبی نداشت و به خاطر این که نتوانسته بود روی سکو قرار بگیرد، گریه می‌کرد و برادرش او را دلداری می‌داد.»

پوریا از مسوولان فدراسیون می‌خواهد که همراه برادرش برای صرف شام بیرون برود. چون قرار بود تیم فردای آن روز به ایران برگردد، مخالفتی نمی‌کنند و به او اجازه خروج می‌دهند. اما این رفتن، بازگشتی در پی نداشت.

نماینده حراست وزارت ورزش و جوانان با پلیس هلند و مسوولان سفارت ایران تماس می‌گیرند. ساعاتی بعد پلیس به آن‌ها خبر می‌دهد که رد پوریا را با کمک پلیس بلژیک در خاک کشور همسایه پیدا کرده‌اند. پلیس بلژیک به خانه برادر پوریا رفته و از او در مورد چرایی حضور برادرش در خانه او سوال کرده بود. پوریا جلالی‌پور به پلیس بلژیک گفته بود: «من ویزای یک ماهه هلند را دارم و می‌خواهم کمی بیشتر کنار برادرم بمانم. بعد از این هم به ایران برمی‌گردم.»

فدراسیون تیروکمان ایران مانند تمام فدراسیون‌های دیگر که ملی‌پوش‌های آن‌ها از سفر خارجی به ایران برنگشته‌اند، در اولین قدم سراغ خانواده بازیکنان می‌رود. مجید کهتری به ایسنا گفته بود: «مادرش در ایران است. با او تماس گرفتیم و او گفت قرار نبود پسرش در اروپا بماند و قطعاً برمی‌گردد.»

اما دقیقا از مادری که دو فرزندش در اروپا هستند، چه کاری برای فدراسیون ورزشی ایران برمی‌آید؟ در عین حال این نخستین باری نبود که تیم ملی تیروکمان ایران بازیکن خود را از دست داد.

اردیبهشت ماه امسال، «عماد خلج»، کمان‌دار تیم ملی ایران و مربی باشگاه «پارت آرچر» همراه تیم ملی تیروکمان به کانادا رفت و دیگر بازنگشت. او یک ماه بعد به فارس گفت: «پناهنده نشدم. همسرم در امریکا زندگی می‌کند و من در کانادا هستم. منتظر می‌مانم تا کار اقامتی‌ام درست شود و به امریکا بروم.»

این یک موج مهاجرتی از سوی ورزشکاران ایرانی است. گروهی به کشورهایی مانند آذربایجان کوچ کردند ولی نه به عنوان پناهنده؛ مثلا «رضا مهماندوست» و «میلاد بیگی» تکواندوکار یا «سامان طهماسبی» کشتی‌گیر فرنگی ایران با دریافت حقوق‌هایی نجومی، برای آذربایجان رقابت کردند. «راحله آسمانی» کاراته‌کار و «محمدحسین ابراهیمی» شمشیرباز به خاک دیگری پناهنده شده‌اند. حالا این موج کوچ و هجرت سرعتی بیشتر ‌گرفته است. آخرین نمونه‌اش، «سعید مولایی» از تیم ملی جودو بود که از ایران رفت.

یکی از دلایلش را مثلا می‌توان در مصاحبه سال ۱۳۹۶ همین عماد خلج، ملی‌پوش تیروکمان با ایسنا دید. او از نبود امکانات، بی‌توجهی‌ها و نبود حمایت حرف زده بود. صدایش را بعد کسی نشنید. بار و بندیلش را بست و رفت و دیگر برنگشت.

اما سعید مولایی را تلاقی ناخوشایند سیاست و ورزش از ایران رانده است. او به دلیل اجبار مدیران وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک برای رقابت نکردن با رقیب اسراییلی، ترجیح داد که دیگر برای ایران مبارزه نکند.

روایت پوریا جلالی‌پور هم چیزی غیر از این نیست. او سال ۱۳۸۹ به دلیل تصادف با موتور، قطع نخاع شد و از آن پس روی ویلچر نشست. خودش گفته بود از سال ۱۳۹۱ و با دیدن مبارزه‌های «زهرا نعمتی»، از رشته تیروکمان خوشش آمد و سراغ این رشته رفت. پیش از آن‌که معلول شود، به صورت حرفه‌ای بسکتبال بازی می‌کرد. اما پس از معلولیت، هنرش را در تیراندازی با کمان نشان داد. از سال ۱۳۹۲ تا سال ۱۳۹۷، ۱۱ بار برای ایران در رقابت‌های مختلف بین‌المللی مدال کسب کرد و البته موفق شد سهمیه رقابت‌های پارالمپیک توکیو را هم برای ایران به دست آورد.

پوریا جلالی اما نخستین ورزشکار پارالمپیکی ایران نیست که از ایران گریخت. مرداد سال ۱۳۹۷، «سامان بلاغی»، بازیکن تیم ملی بسکتبال با ویلچر ایران همراه تیم ملی کشور به آلمان رفت اما دیگر بازنگشت. فدراسیون ایران حدود ۱۱ ماه این خبر را پنهان نگه داشت اما سرانجام هم‌زمان با درج خبر پناهندگی پوریا جلالی‌پور، خبر بازنگشتن سامان بلاغی هم به بیرون درز کرد.

«محمد حسین‌پور»، دبیر فدراسیون جانبازان و معلولین ایران به ایسنا گفته است: «آن‌چه باید قبول کنیم، این است که تمایل ورزشکاران برای پناهنده شدن در خارج از کشور افزایش یافته است. ورزشکاران در همه تیم‌های اعزامی تحت کنترل شدید ماموارن حراست وزارت ورزشی و جوانان قرار دارند اما این حربه در کشورهای اروپایی زیاد کارساز نیست. چون ورزشکاران می‌توانند ساده‌تر از دیگر نقاط جهان درخواست پناهندگی کنند.»

او خبر داده است که از این پس فدراسیون برای اعزام هر ورزشکار به تورنمنت‌های بین‌المللی، مبلغ ۳۰ میلیون تومان ضمانت بانکی دریافت خواهد کرد. همین‌طور قرار است که وزارت ورزش و جوانان طرحی تصویب کند که براساس آن، برای ورزشکاران رشته‌های پرخطر هم‌چون وزنه‌برداری، دوومیدانی، کشتی و رشته‌های رزمی که ممکن است دوپینگ آن‌ها در جریان مسابقات مثبت اعلام شود، ۱۰ هزار دلار و برای ورزشکاران رشته‌های کم‌خطر ۵۰ میلیون تومان ضمانت بازگشت (منهای مبلغی که فدراسیون‌ها در نظر می‌گیرند) تعیین کند.

 

با این وجود، به نظر می‌رسد که از این پس اعزام ورزشکاران به خارج از کشور با چالش‌های جدی روبه‌رو شود؛ ورزشکارانی که باید مدال بیاورند اما گاهی به خاک حریف پناه می‌برند.