آخرین خبرها
خانه >> ورزشی >> مارادونا؛ مرگ اسطوره ای که محبوب دل مردم و منفور دستگاه های قدرت بود

مارادونا؛ مرگ اسطوره ای که محبوب دل مردم و منفور دستگاه های قدرت بود

۲۵ نوامبر ۲۰۲۰ آمریکای جنوبی سومین قهرمان معاصرش را ازدست داد. دیگو آرماندو مارادونا. مردی که دو قهرمان دیگر معاصر آمریکای لاتین را یکی روی بازی راست، چه گوارا و آن دیگری، فیدل کاسترو، را روی ساق پایش تاتوکرده بود. پسرطلایی آرژانتین همواره از این دو به عنوان نماد زندگی خود نام برد و هیچگاه از نمایش تتوی «چه» و یا «کاسترو» و از دست رفتن محبوبیت فوتبالی اش نزد مخالفان این دو چهره ضدامپریالیستی واهمه ای نداشت.

اسطوره فوتبال دنیا تا آنجا پیش رفت که حتی نزد بزرگترین رقبایش محبوب ماند. از شیلتون دروازه بان بازی تاریخی جام جهانی مکزیک بین انگلستان و آرژانتین گرفته تا خورخه والدانو، مهاجم همان تیم ملی آرژانتین که می گوید «دیگو می توانست پیش از دریبل هفت بازیکن و به ثمر رساندن گل قرن سه بار به او پاس گل» بدهد. اما مهاجم آماده آنروزهای تیم ملی آرژانتین، مثل میلیون ها نفر پای تلویزیون ها، ایستاد و تماشا کرد.

دست ناعادلانه ای که نماد عادلانه ترین مبارزه تاریخ می شود
تمام زندگی پرفرازونشیب دیگو آرماندو مارادونا را شاید بتوان در همان ۹۰ دقیقه بازی با انگلستان در استادیوم آزتکا خلاصه کرد.

۲۲ ژوئن، ۱۹۸۶ مکزیکو میزبان بازی بین دو دشمن واقعی بود. چهارسال پیش از این بازی، آرژانتین و بریتانیا برسر مالکیت جزایر فالکلند وارد جنگ های خونینی شدند. بیش از ۹۰۰ نفر در جنگ بین دیکتاتورهای نظامی آرژانتین و ارتش ملکه در چند هفته جان خود را از دست دادند. بریتانیا که دو قرن پیش، این جزایر که به آرژانتین چسبیده اند، را مستعمره خود کرده بود، توانست دوباره آنها را از مالکیت آرژانتینی ها خارج کند. بی دلیل نبود که این بازی مرحله یک چهارم نهایی جام جهانی «خاص و استثنایی» بود.

پسرزرین فوتبال آرژانتین، در این بازی دو گل به ثمر رساند. اولی زمانی که بازی در نیمه دوم مساوی بود و همان «ضربه دست خدای» معروف را زد و دومی هم که نامش را «گل قرن» گذاشتند. انگلستان با وجود ثبت یک گل در این بازی شکست خورد. اما این موضوع هیچ هوادار فوتبالی را ناراحت نکرد که هیچ، بسیاری را خوشحال کرد. این ضربه معروف دست مارادونا هرچند در فوتبال بی عدالتی به حساب می آمد اما بسیاری را خوشحال کرد. چرا که با معجزه آرماندوی ریز نقش تیم کشور شکست خورده در جنگ در مقابل «استعمار»، توانست کشور قویتر را در مستطیل سبز شکست بدهد.

دیگو با وجود حواشی فراوان در زندگی، از جمله اعتیاد به کوکائین و پول هنگفتی که از فوتبال عاید او شد، همواره سعی کرد در کنار «ضعیفترها » بماند.

مارادونا، یکی از اولین افشاگران فساد در فیفا
او پس از بازنشستگی از فوتبال، در طول سه دهه در زمره مهم ترین منتقدان فیفا قرار داشت. فدراسیون بین المللی فوتبال از نگاه «پسر مردم» «غرق در فساد و پولشویی و نفوذ سیاستمداران» بود. دیگو در ژوئیه سال ۲۰۱۵، در بوینس آیرس پس از مافیا خواندن تک تک مقامات عالی فیفا گفت: «من باید با مافیایی که هنوز در فیفا باقی مانده، مبارزه کنم. من باید با کسانی که مدتها حیثیت و اعتبار فیفا را به زیرسوال برده اند، مبارزه کنم.»

مارادونا سال ها پیش از آنکه مسئولان فدراسیون بین المللی فوتبال، فیفا، از جمله سپ بلاتر و میشل پلاتینی، به فساد و پولشویی و رشوه گیری محکوم شوند، آنها را فاسد و رشوه بگیر می خواند. اما هربار که رسانه ها انتقادهای او را منتشر می کردند، بر این موضوع نیز تاکید می کردند که مارادونا معتاد به «کوکائین و الکل و مواد مخدر» است. این ستاره مستطیل سبز در قرن بیستم، همواره با یک اسطوره دیگر، پله، مقایسه می شد.

اما با وجود اینکه افتخارات مارادونا در زمین فوتبال بسیار کمتر از پله است، اما همواره گوی سبقت در محبوبیت را از اسطوره برزیلی ربوده است. یکی از مهم ترین دلایل آن، شاید دوری ستاره آرژانتینی از دستگاه های قدرت بوده است. این در حالی است که پله، همواره بازوی تبلیغاتی و اجرایی برای فیفا و فدراسیون فوتبال برزیل بود. از جمله عدم حمایت او از اعتراضات میلیون ها برزیلی معترض به برگزاری بازیهای جام جهانی فوتبال در سال ۲۰۱۴.

چهار دهه حمایت دیگو از جنبش های ضدامپریالیستی و سوسیالیستی در آمریکای لاتین
دیگو خود را یک «سوسیالیست و ضدامپریالیست» می دانست. او در دو دهه اخیر مرتب نسبت به وقایع سیاسی در جهان واکنش نشان می داد. مارادونا یکی از دشمنان سرسخت ایالات متحده در دوران جورج بوش بود. او بارها در سخنان خود بوش را قاتل کودکان در افغانستان و عراق خوانده بود. یکی از مشهورترین عکس های دیگو مارادونا، در کنار اوو مورالس، رئیس جمهوری پیشین بولیوی با تی شرتی است که روی آن بوش به رهبر نازی ها تشبیه شده است.

اما در میان رهبران جنبش ضداستعماری آمریکای لاتین، فیدل کاسترو، که او هم ۲۵ نوامبر (۲۰۱۶) از دنیا رفت، برای مارادونا چون یک پدر بود. دیگو که کاسترو را در مقام بنیانگذار جنبش های چپ کمونیستی آمریکای لاتین می پرستید، پس از مرگ رهبر پیشین کوبا گفت: «جهان یک انقلابی متعهد و من پدردوم خود را از دست دادم.» دیگو خود را مدیون فیدل کاسترو می دانست. مارادونا در سال ۲۰۰۰ برای ترک اعتیاد به کوکائین، به درخواست فیدل کاسترو به کوبا رفت. او در آن کمپ ۴۰ کیلو وزن کم کرد و موفق شد برای مدتی مصرف کوکائین را کنار بگذارد. مارادونا در حالی که کوبا را به مقصد آرژانتین ترک می کرد به خبرنگاران گفت: « تنها دو چیز عامل بازگشت من به زندگی شدند، فیدل و خداوند.»

مارادونا هیچگاه علاقه خود به چاویسم و سوسیالیسم انقلابی او نیز را پنهان نکرد. هرچند بارها علاقه و حمایت او از کاسترو و چاوز برایش دردسرساز شد. از جمله درست چند ماه پیش در مکزیک. مارادونا که مربی یک تیم دسته دومی شهر سینالوا شده بود در گفتگو با خبرنگاری گفت: «کلانتر جهان، آمریکا، فکر می کند اگر من را تهدید کند و یا به من قول پول بدهد می تواند من را بخرد. اما یانکی ها و رئیس جمهوریشان باید بدانند که نمی توان با بمب محبوب دل مردم شد.» سخنان او که در حمایت از نیکلاس مادورو، رئیس جمهوری ونزوئلا مطرح شده بود، فدراسیون فوتبال مکزیک را برآن داشت تا دیگو را بدلیل انضباطی از همراهی با تیمش محروم کند.

مارادونا حتی در دوران اوج بازیگری اش، زمانی که گرانترین ستاره فوتبال جهان بود نیزخلاف جریان آب و محافظه کاری معمول ورزشکاران خصوصا فوتبالیستها، شنا کرد. در بخشی از فیلم مستندی که امیرکوستوریتسا کارگردان صرب درباره او ساخته است می گوید که در سال ۱۹۸۷، یکسال پس از قهرمانی در جهان، به دیدار فیدل کاسترو می رود. در آنزمان به رسانه های ایتالیایی در بازگشت خود از کوبا می گوید: «پنج ساعت را با هم گذارندیم. پنج ساعت که اغلب درباره چه گوارا حرف زدیم. فیدل کاسترو تنها سیاستمدارای است که نمی توان او را متهم به دزدی کرد. یک انقلابی واقعی. همه سیاستمداران با پول به قدرت رسیدند اما فیدل با قدرت مبارزه به این جایگاه رسید.»