خانه >> ورزشی >> از دستور حراست برای رد علی دایی تا جلسه شبانه در خانه علی تاج

از دستور حراست برای رد علی دایی تا جلسه شبانه در خانه علی تاج

«علی دایی» مدعی شده که «حراست وزارت ورزش» او را برای سرمربیگری تیم ملی رد صلاحیت کرده است. ایسنا به نقل از علی دایی نوشت: «نهادهایی که باید صلاحیت من را تایید کنند، نهادهای اطلاعاتی رسمی کشور هستند.»

پس از انتخاب «دراگان اسکوچیچ» به‌عنوان سرمربی تیم ملی، انتقادها به چگونگی انتخاب شدن این سرمربی کروات شدت گرفت. از سویی به نظر می‌رسید باند رسانه‌ای حامی او در این انتخاب نقش کلیدی داشتند و از سویی دیگر بدون رییس ماندن فدراسیون فوتبال ایران و سواستفاده برخی از اعضای کمیته فنی فدراسیون نیز در این انتخاب نقش داشته است.

علی دایی به همراه «امیر قلعه‌‌نویی» دو گزینه داخلی فدراسیون فوتبال برای سرمربیگری تیم ملی ایران بودند. همین‌طور از «دی‌بیاسی» نیز به‌عنوان تنها گزینه خارجی فدراسیون فوتبال نام برده می‌شد؛ اما درنهایت کسی روی نیمکت تیم ملی ایران نشست که طی سال‌های ۱۳۹۲ تاکنون در تیم‌های ملوان، فولاد، خونه به خونه و نفت آبادان مربیگری کرده و البته هرگز تیم‌هایش را از رده ششم جدول هم بالاتر قرار نداده است.

این بار هم علی دایی ترک عادت نکرد. او مانند تمام ادواری که یا گزینه سرمربیگری تیم‌های ملی یا پرسپولیس بود و بعد نامش معرفی نمی‌شد یا مانند روزهایی که از سرمربیگری پرسپولیس، تیم ملی یا سایپا کنار می‌رفت، اقدام به فاشگویی می‌کرد.

فاشگویی‌های علی دایی البته هرگز خلاف واقعیت نبود؛ اما گاهی از اطلاعاتی استفاده می‌کرد که شاید نباید به زبان می‌آمد؛ مثلا به یک قرار ملاقات خصوصی در جمعی دوستانه اشاره می‌کرد و البته گاهی هم چهره واقعی فرماندهان سپاه قدس را علنی می‌ساخت.

نمونه‌اش یک فرمانده سپاه پاسداران است؛ سردار غفور درجزی.

۱۶ اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۹۸ علی دایی پس از آن‌که از سوی مدیرعامل باشگاه سایپا اخراج شد، مقابل خبرنگاران نشست و چنین گفت: «آقای «مصطفی مدبر» برای من وجود خارجی ندارد و آدم حقیقی به این اسم نمی‌شناسم. تا جایی که ذهن ناقصم یاری می‌کند، او را از زمانی که ریاست حراست صداوسیما را داشت، به‌عنوان «سردار غفور» می‌شناسم. برای من جالب بود که در یک برنامه «۹۰»، خودش را مدبر معرفی کرد. بعد که صحبت کرد، تُن صدایش برای من آشنا بود و دیدم همین سردار غفور خودمان است و اردبیلی است. چه طور او مصطفی مدبر شده است؟ کاش یک نفر از ثبت‌احوال اینجا بود تا سوال کنم که یک نفر می‌تواند کل اسم و فامیلش را عوض کند؟»

او نمی‌دانست که دارد از کسی رونمایی می‌کند که در یکی از مهم‌ترین ترورهای جمهوری اسلامی در خارج از ایران نقش داشته است. سردار غفور درجزی، یا همان مصطفی مدبر که مدیرعامل باشگاه سایپا شده بود، یکی از عواملی است که در ترور «عبدالرحمن قاسملو» در اتریش نقش داشته است. آنچه شاید علی دایی نمی‌داند، این است که سردار غفور هم یک نام مستعار بیش نیست. نام اصلی کسی که او را اخراج کرده و در ترور مشهور قاسملو در وین نقش داشته، «امیر منصور بزرگیان اصل» است. نام این سردار سپاه در اسناد و بازجویی‌های دادگاه «میکونوس» نیز مطرح شده است؛ اما در رابطه با کشتاری که چند سال پیش از آن اتفاق افتاده بود.

در اسنادی که از دادگاه میکونوس در کتاب «سیستم جنایت‌کار» منتشر شده‎اند، «ابوالقاسم مصباحی»، شاهد اصلی دادگاه میکونوس و از نیروهای ارشد وزارت اطلاعات که در دهه ۹۰ میلادی خود را تسلیم مقامات آلمانی کرد، به نام غفور درجزی اشاره می‌کند. در کتاب «پرویز دستمالچی» به نام «ترور به نام خدا» نیز غفور درجزی ازجمله عوامل قتل قاسملو معرفی شده است.

پرویز دستمالچی یک روز پس از فاش‌گویی‌های علی دایی در مورد مدیرعامل کنونی باشگاه سایپا، در گفت‌وگو با رسانه‌‌ها ادعا کرد که با بررسی تصاویر ۲۰ سال قبل سردار غفور درجزی و عکس‌های امروز مصطفی مدبر، به این نتیجه رسیده است که هر دو شخص یک نفر هستند.

علی دایی پس از این فاشگویی وارد یک فضای امنیتی و مجبور به سکوت می‌شود. او البته تا یک قدمی باشگاه ذوب‌آهن برای جانشینی «علی‌رضا منصوریان» هم پیش رفت اما به دلیل این‌که وسوسه شد جای «گابریل کالدرون» را در پرسپولیس بگیرد، به تهران برگشت و قراردادش را امضا نکرد.

هرچند که گفته می‌شد مدیران باشگاه ذوب‌آهن هم شب پیش از سفر دایی تماسی از وزارت ورزش داشتند که به آن‌ها گفته شده بود عقد قرارداد با علی دایی را به تعویق بیندازند. این خبر، در آن مقطع زمانی یک معنی داشت؛ دایی از سوی وزارت ورزش (به‌عنوان متولی باشگاه پرسپولیس) گزینه سرمربیگری پرسپولیس است.

گابریل کالدرون از پرسپولیس رفت، «یحیی گل‌محمدی» به نیمکت او رسید، «امیر قلعه‌نویی» در سپاهان ماند، دراگان اسکوچیچ به تیم ملی رسید و دست علی دایی از همه‌جا کوتاه ماند.

پس طبیعی است. علی دایی بسان همیشه به مردانی که او را کنار گذاشتند می‌تازد. این بار به حراست وزارت ورزش و جوانان که نام او را از فهرست گزینه‌های مربیگری تیم ملی ایران کنار گذاشت.

علی دایی که چوب را برداشت، «مهدی علی‌نژاد» سرپرست معاونت ورزش قهرمانی و حرفه‌ای وزارت ورزش واکنش نشان داد و گفت: رد صلاحیت دایی از سوی وزارتخانه صحت ندارد.

علی دایی به ایسنا گفته است که «چند نفر از اعضای هیات‌رییسه فدراسیون فوتبال با او صحبت کرده بودند اما توافقی نشده بود.» او دوباره تاکید کرده که «مخالف اصلی حضورش در تیم ملی، حراست وزارت ورزش بود.»

اما در این بین او اشاره‌ای هم به یک «آقازاده» می‌تواند شاه‌کلید حل ماجرای چگونگی انتخاب سرمربی تیم ملی ایران باشد. علی دایی گفته است: «متاسفانه در برخی انتصاب‌ها بعضی از آقازاده‌ها دخیل هستند و انتصاب‌ها بر اساس مسائل غیرفوتبالی انجام می‌شود و مسائل فنی، مقبول و این‌گونه موضوعات نقشی در انتخاب ندارد.»

طی ۱۲ سال اخیر، دست خط ناخوانا و ناخوشایند سه آقازاده روی دفتر فوتبال ایران نوشته شده است. «احسان کفاشیان» پسر علی کفاشیان، علی تاج پسر مهدی تاج و «مجتبی داورزنی» پسر محمدرضا داورزنی.

این آقازاده موردنظر علی دایی اما، «علی تاج» است. پسر مهدی تاج رییس مستعفی فدراسیون فوتبال که همچنان برای فوتبال ایران نسخه می‌نویسد.

خبرگزاری مهر روز شنبه و پس از انتخاب دارگان اسکوچیچ در گزارشی نوشت: «پیگیری خبرنگار مهر نشان می‌دهد که این مربی را افرادی انتخاب کرده‌اند که پیش از این هم در جابجایی وی در تیم‌های مختلف نقش داشته‌اند. ماجرا از آنجا جدی می‌شود که در یکی از روزهای پایانی هفته گذشته یک آقازاده ورزشی که پدرش رئیس سرشناسی بوده است، به همراه مدیر برنامه‌های رسمی و یک غیررسمی در خانه‌ای در یکی از خیابان‌های شمال تهران میزبان دراگان اسکوچیچ بوده است و پس از جمع‌بندی نقطه نظرات همدیگر، برای معرفی وی به تصمیم نهایی می‌رسند.»

آقازاده موردنظر علی تاج است. این جلسه که در محله جردن و خانه پدری علی تاج برگزار شد، چند چهره ویژه داشت. «دراگان اسکوچیچ» سرمربی مستعفی نفت آبادان، «رضا فیض‌بخش» مدیربرنامه‌های این سرمربی کروات، «محمود بابای» مشاور سابق رسانه‌ای «امیررضا واعظی آشتیانی» مدیرعامل استقلال و فعال نقل و انتقالات و همین‌طور سردبیر یکی از رسانه‌های ورزشی که طی سال‌های اخیر مدیربرنامه‌های رسانه‌ای دراگان اسکوچیچ و برخی چهره‌های فوتبال ایران است.

این جمع، سرمربی بی‌کارنامه تیم ملی ایران را انتخاب می‌کند.

در این که کارنامه فنی علی دایی طی سال‌های ۱۳۹۵ تا امروز آن‌قدر ضعیف هست که نتوان نام او را در جمع مربیان ملی نشاند تردیدی نیست؛ اما این دلیلی کافی برای پذیرش این نوع انتخاب سرمربی تیم ملی هم نمی‌شود.