خانه >> پخش زنده تلویزیون

پخش زنده تلویزیون



244 نظر

  1. پرچم چرا ندارند ایشان؟ حتا مثل شما به کت ایشان هم نیست.

  2. رضا رضا شعارما پهلوی افتخار ما
    رضا رضا شعار ما پهلوی افتخار ما

    رضا رضا شعار ما پهلوی افتخار ما

  3. همایون جان تو نامبروان هستی یکدونه ای نمادی ازشرف راستی مردانگی دانائی شعور ادب دانش وهوش بالا وانقلابی ووطن پرست

  4. درحال حاضر و شرایط حساس سیاسی اجتماعی و اقتصادی کنونی ضرورت رسیدن به یک اتفاق مهم ( اتحاد و یکپارچه شدن نیروهای اپوزوسینون داخل و خارج کشور با هر عقیده و چشم انداز سیاسی ) آنهم با مخرج مشترک آزادی در چهارچوب قوانین حقوق بشری ، ایجاد جامعه ای سکولار و دمکراسی ، شدیدآ احساس میشود .

  5. اقای همایون از رجب بپرسید که در فردای روزگار اگر این دریا خشک شد مرز ایران و بقیه کجاست؟؟؟

  6. متاسفانه دوستان یک مسيله مهم را درنظر نمیگیرند ! قرارداد ۱۹۲۱ در ادامه قردادهای ترکمنچای و گلستان نوشته شده ! و در مورد دریا بسته شده منوط به قراردادهای قبل که بعد از برگشتن سرزمین های اشغالیروسها همان ۵۰-۵۰ حقوقی بر میگردد ! در حالتی که سرزمینهای اشغال شده و ادعای مستقل بودن میکنند همگی از ماموران ک گ ب بیش نیستند که نقش رای ژوکر آقای پوتین رابازی میکنند !

  7. آقای همایون عزیزم اعلام کنید هرکسی نتونست بیاد لااقل کمک مالی کنه کسانی میتونن بیان اما مشکل مالی دارن بیان چی میشه ثروتمندان کمک مالی زیاد کنن .یه پول گنده سهم داشته باشن.من متاسفانه ترکیه هستم وگرنه صف اول بودم

  8. جناب همایون گرامی، فراخوان مهم شما را شنیدم کاش در آمریکا بودم و در این راهپیمائی بزرگ شرکت میکردم. ولی این فراخوان مهم را درپئیج فئیسبوکیم طی یک پست مستقل به آگاهی دوستان ایرانی مقیم آمریکا و کانادا رساندم.

  9. جناب همایون گرامی، سخنان دکتر هوشنگ امیر احمدی را دارم میشنوم. ایشان اشتباه بسیار بزرگی مرتکب شده و توطئۀ 57 را (که ریشه در نارضایتی ازکودتای 28 امرداد داشته و از 15 بهمن 42 توسط انگلیس و اتحاد جماهیر شوروی آغاز و با اعلام عدم تمدید قرارداد کنسرسیوم تحمیلی توسط شاه خدمتگزار، در 22 بهمن 57 به پیروزی رسید و همه رقبا از جمله شاه خدمتگزار و حتی آمریکا را در شطرنج سیاسی مات و هردو را از ایران بیرون کرد) انقلاب نامیدند! این توطئۀ قدم به قدم بود و الا در روزهای آخر، ارامنه، زرتشتی ها، یهودی ها، آسوری ها و غیره (بجز بهائی ها) از ترس چماقداران اسلامی، مجاهدین و فدائیان خلق راهپیمائی کردند و همگی شعار فرمایشی لندن: (استقلال – آزادی – جمهوری اسلامی) را تکرار کردند! آیا واقعا آنها و میلیونها ایرانی که توانستند میهن اسلامزده را ترک کنند، جمهوری اسلامی میخواستند!؟ انقلاب نه! توطئه استعمارگران شرقی و غربی که ورژن انگلیسی-روسی آن برندۀ کارزار شد! لطفا درود مرا به انسان بزرگ آقای نوری علاء فرزانه برسانید.

  10. این جناب الکلیست هنوز برنامه تمام نشده پیکشو ریخت داشت کم می اورد ملتی که این چپی سابق الکلی جدید نجات دهندهاش باش جناب رئیسی برای مخاطب خود ارزش قائل شوید

  11. bahaiha migan…vahdat dar kessrat………………va hamintor ke man mitoonam dayi basham dar hamin hal mitoonam amoo ham bashe ….bedoone inke begam man avval amoo hastam bad dayii……….omidvaram neveshteye man mafhoom shod……chakere shoma…

  12. درود عمو همایون گلم. عمو همایون یادتون هست گفتید که در یکی از این روزهای که بیست و دو بهمن برگزار میشه یا روز قدس برگزار میشه در ایران ملت یکی شو انتخاب میکنه برای انقلاب میخوام بگم درست گفتید حتما در چنین روزهای انقلاب بزرگی صورت خواهد گرفت

  13. پروین پروانه

    هقچ کدام از شما اقایون الترنتیو ما ایرانیون نیستید . مردم انتخاب خود را کردند تنها امید ایزان شاهزاده پاک سرشتمان است .

  14. گارد جاويدان

    آقاي همايون واقعا دنبال چي هستيد؟ اين دشمني شما با آقاي نوري زاده براي چيه؟
    يكي رو آورديد مدام ميگه لنگش كن لنگش كن،
    حرفاش عين آمد نيوزه، شيش تا حرف درست ميزنه وسطش مياد افكار رو منحرف ميكنه،

  15. گارد جاويدان

    شما گويا اطلاعي از جدايي بحرين نداريد و در مورد بحرين هم صدا با جمهوري اسلامي صحبت ميكنيد، شما كه تاريخ ايران را به اين خوبي ميدانيد چرا نميگوييد بحرين ١٥٠ سال قبل جدا شده بود،
    كجاي جدايي بحرين با كاسپين يكي است؟؟

  16. آقای همایون با درود، و سپاس از برگزاری تظاهرات نیویورک، من امروز سه شنبه 28 آگست ساعت 12:30 بعد از ظهر سیدنی، دارم الان سخنان آقای دکتر رضا هازلی را در مورد چپ ایرانی میشنوم؛ که شما هم حرف های ایشان را متأسفانه تأیید کردید. من ایشان را آدم تمامیت خواه یافتم و انسان منصف نیافتم و مارکی که ایشان به همۀ ایراندوستان چپ و یا کسانی که فقط حقوق حقۀ فرهنگی شان را میخواهند (و تجزیه طلب نیستند) زدند منصفانه نیست! مسائل را باید جدا از هم و با حضور طرف (یا یکی از طرف های مقابل بویژه یک انسان غیر متعصب که هم درد را میشناسد و هم درمان را) تحلیل نمود! ما نباید مثل 57ی ها (که همۀ کارهای خوب شاه خدمتگزار را تخطئه میکردند) از شیوۀ تجاهل عارف استفاده و کارهای خوب جمهوری سیاه، جنایتکار و فاسد را هم بد جلوه دهیم (این تف سربالاست!). اگر جانبازان رژیم سیاه نبودند الان داعش در ایران حکومت میکرد! داعش را کی بوجود آورد!؟ برای چی بوجود آورد!؟ طالبان را کی بوجود آورد!؟ امیرکبیر، رضاشاه بزرگ، شاه خدمتگزار و رهبر کم نظیر ما (مصدق) را کی ها از ملل متحد ایرانی گرفتند!؟ افغانستان سکولار ودر حال بیداری، عراق در حال پیشرفت سکولار را و لیبی مرفه ولی مخالف استعمار، و سوریۀ سکولار را کی ها باین روز انداختند!؟ در ملاقاتی که باشما در قاهره داشتم، شما را انسان آگاه و بیطرف و مردمی یافتم. بنظر من اگر فقط حقوق فرهنگی ایرانیان اصیل اهورائی را آریائی زده های هویت باخته محترم شمارند اتحاد ملل ایرانی قوی تر هم میشود! حتی جداشدگان هم با شتاب به اتحادیۀ ملل ایرانی می پیوندند و ایران بزرگ تبدیل به یکی از ابرقدرت های زمان کورش ماد (ایرانی اصیل نه هخامنشی مهاجر و مهاجم بیگانه اوکراینی) میشود!

  17. آیا تا حالا برای کسانی که مدعی هستند که نوع حکومت در ایران جمهوری است و آنها رییس جمهور انتخاب میکنند و هواداران پادشاه فقید را سلطنت طلب مینامند به این موضوع اینگونه پرداختید که اندیشه آنها درست نیست و “جمهوری اسلامی” یک حکومت سلطنتی هست؟. و در واقع همه اونهایی که سنگ حکومتی به نام “جمهوری اسلامی” رو به سینه میزنند سلطنت طلب هستند. چون سلطه و حکمرانی حاکمانی رو میخواهند که پایه حکومتشان بنا بر خواسته جمهور مردم نیست بلکه به نوشته قانون اساسی “جمهوری اسلامی” همه ایرانیان باید التزام به یک نفر و یا یک نهاد به نام “ولایت مطلقه فقیه” داشته باشند. “جمهوری اسلامی” چیزی بجز یک نامگذاری نیست که وقتی با زبان این خارجی ها بخواهی توصیفش کنی میشه اسمی که trademark بحساب میاد وگرنه معنای محتوایی نداره. و صد افسوس که اکثریت مردم ایران از درد نادانی و بیچارگی با سلطنت طلبان حکومت ملایان همراه میشوند و با شرکت کردنشان در انتخابات فرمایشی و نمایشهای مذهبی مافیای آخوندی برای آنها ظاهری مردمی و دمکراتیک که خالی از هرگونه محتوای یک جمهوری واقعی هست رو درست میکنند. که اتفاقا این مغلطه رو بدست نالایقان نظام ولایت مطلقه فقیه میدهند که این حکومتگران خودشان را برگزیده اکثریت مردم و حکومتشان را دمکراتیک بنامند. ( مصداق شعار رای ما رو دزدیدند. میرن باهاش پز میدن).

    حکومت سلطنتی بمعنای خاص یعنی حکومتی سلطه گر که در آن تصمیم گیری از طرف مردم و یا نمایندگان مستقل آنها در زیر مجموعه ای به اسم پارلمان نیست. و با توجه به اینکه هر مافیایی میتونه هر اسمی رو که بخواهد بر حکومتش بگذارد مثل همه این حکومتگران غیر دمکراتیک دنیا و یا جمهوری های مادام العمری که در همسایگی کشور ایران هستند. پس خیلی از کشورهای فاقد آزادی اینروزها برای خودشون نام جمهوری رو انتخاب میکنند با آنکه هویت آنها استبدادی و مطلقه و سلطنتی هست و خب 40 سال پیش توی ایران هم انقلابیون مذهبی و عمامه به سرها اسم حکومت نوپای خودشون رو از پادشاهی مشروطه به “جمهوری اسلامی” TM تغییر دادند. ولی این تغییر اسم حکومت رو به یک جمهوری حقیقی تبدیل نکرد و نمیکند. بلکه شالوده نظام کنونی در قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده که “ولایت مطلقه فقیه” هست که در آن یکنفر یا یک نهاد چند نفری (بیت رهبری) بعنوان تنها تصمیم گیرندگان همه امور عمومی و خصوصی ایرانیان صاحب اختیار مطلقه هستند. این است که سالهاست مذهبیون عرب پرست و دکانداران خرافه پرستی و گروههای توده ای و مجاهدین مارکسیست مذهبی که هنوز از مرداد ماه سال ۱۳۳۲ فکر میکنند ایرانیان یک حکومت به آنها بدهکارند و همینطور استمرار طلبان که خودشون رو بدروغ اصلاح طلب معرفی میکنند از واژه سلطنت طلب به عنوان یک فحش سیاسی به دوستداران پادشاه فقید و خفیف جلوه دادن خواستگاه کسانی که تمایل به استمرار حکومت پادشاهی پارلمانی در ایران دارند استفاده میکنند. و این فقط پروپاگاندا یا مغلطه ای است که اتفاقا جامعه ایران رو به این روزگار سیاه انداخته و همه ایرانیان وطندوست را سر در گم و از هویت اصیل ایرانی که باید سرمشق زندگی و فرهنگ شون باشه تهی کرده. آنها در حالی که خودشان هوادار استمرار نظام سلطه گر (سلطنتی) ولایت مطلقه فقیه هستند نام حکومتشان را “جمهوری اسلامی” TM گذاشتند و خواستگاه اصیل ایرانی را که پادشاهی پارلمانی است را سلطنت طلبی میخوانند.

  18. میشه بگین کانال آقای عمایون از کجا پخش میشه؟ من چن وقته نمیدونم کجا رفتن

  19. زنده باد شهرام همایون

  20. آقای همایون!سپاس از برنامتون.اگر حقوق ذاتی انسان که آزادی در مذهب،زبان،فرهنگ ،ابراز عقیده وبیان و…‌ هست دیگر کرد وبلوچ و..‌‌.. نداره. با استقرار سکولاریزم ،ما دین ومذهب ِ رسمی نخواهیم داشت.چون ۱۰۰ آید نود هم پیش ماست. آقای همایون !باور کنید این مسائل توی ایران حل شده.

  21. mardake bi ehsase sykopat boro Mashhad fahgat

  22. How come there is no internet address on the screen and no flag is showing our Shirro Khorshid flag belongs to all people in iran and if you are for iran and iranian should have the flag that we had it before the year 57 let’s have our flag and show to people in iran that we are here for entire iran

  23. Raefi va in nadan donbale soorakh moosh bashid.

  24. کارناوال هست مردم میرن بیرون چون کاری ندارن تا افراد وابسته یا امام جمعه میاد همه پشت مکنن به سکو سخنرانی وخارج میشوند از صحنه

  25. chera app shoma dar mackbook baz namishe?sepas

  26. بهرام فراهانی

    جمهوری اسلامی انتخاب من نیست

  27. پادشا هی پارلمانی و شاهزاده رضا پهلوی

  28. اگر اشتباهی در انتخاب آری یا نه نوشته شود چگونه اصلاح‌شود

  29. سلام من از اقوام مبارز بلوچ هستم جهت همکاری با شما کاری انجام بدهم در ایران ومهندس ساکن ایران راهنماییم کنید

  30. با عرض درود نسبت به شما آقای شهرام همایون برنامه شما برنامه بسیار خوبی است من یک جوان ۲۲ ساله خوزستانی هستم از آبادان در شهر ما جوان های بیکار زیاد هستند خودم ۲ سال پیش خدمت سربازیم تمام شد تا هنوز بیکارم دیپلم دارم اما میدونم جوان لیسانسه و فوق لیسانسه هم بیکارند آیا شاهزاده رضا پهلوی میتواند بعد از تغییر رژیم برای این همه جوان بیکار کار دست و پا کندکندگ

  31. با درود و عرض خسته نباشید جناب اقای شهرام همایون ماهستیم ب امید ازادی ایران ب زودی شما وشاهزاده عزیزمان را در ایران ببینیم ب امید ان روز پاینده ایران جاوید شاه. من از روستاهای استان کرمانشاه بخش بیستون هستم

  32. با درود و عرض خسته نباشید جناب اقای شهرام همایون ماهستیم ب امید ازادی ایران ب زودی شما وشاهزاده عزیزمان را در ایران ببینیم ب امید ان روز پاینده ایران جاوید شاه. من از روستاهای استان کرمانشاه بخش بیستون هستم رضا رضا شعار ماست پهلوی افتخار ماست✌

  33. میخواهم درد دل کنم، از نظر سیاسی حکومت مشروطه سلطنتی را دوست دارم، دیگه حال بحث سیاسی و سر و کله زدن با دیگران رو اصلا دیگه ندارم، اینو بگم که ملت هشتاد میلیونی، ملتی است که مدام آرزوهایش را مرور می‌کند، باور کنید آسان‌ترین کار در خارج از ایران یک مشروب خوردن است، ولی برای من ایرانی در 2018 شامپاین یک رویاست! آزادی که جای خود، در یک جمله ملتی که محروم از. ساده ترین نعمتهای خداست، از جمله یک لیوان آب سالم هم آرزوی ملت شده! گناه جوان ایرانی چیست که هیچ تفریح و امکاناتی حکومت برایش درست نکرده؟ حتما می‌خندید، باور کن وقتی تو فیلم‌ها شامپاینها رو باز می‌کنند، داغ دلمون بیشتر میشه، آره بدبخت روی دنیا شدیم، اونایی که به این حکومت بله گفتند الان نیستند ولی نسل من و ما را سوختند، جوونیمان بر باد فنا رفت، نه از عشق چیزی فهمیدیم، نه ازدواج و نه تفریح، بزرگترین تفریحشان اعتیادم ن شد، به برکت انقلاب اسلامی

  34. درود بر شهرام خان بزرگوار .سپاس از تلاشتون

  35. مهيندخت از ويرجينيا

    من طالب يك حكومت بادشاهى بارلمانىواقعى ودرست هستم كه به تمام معنا دمكراسى مبنا بر قوانين حقوق بشر كورش كبير و حقوق بشر در سازمان ملل باشد.

  36. جناب همايون منبع خبرواطلاعات هستم چنانچه شرايط امنی درخارج ازایران مهیا گرددهستم

  37. اقای همایون مردم منتظر یک رهبری منسجم هستن.من از شما خیلی چیزها یاد گرفتم.امید وارم مردم در نیویورک حماسه ساز بشن.

  38. نه من هیچ وقت رای به این شوقله ندادم و نخواهم داد برای حیوان وحشی جنکلی ادم ش و دوزد عراقی اینا ایرانی نیستند گه مندبهشون رای بدهم یا بدم عراقی گدا گشنه گثیف هستند باید نابود شوند

  39. سلام جناب همایون جان هر کی دوست داری انقدر رو زخم ملت فشار نیار.به شخصه موافق 100 درصد صحبتای شما هستم ولی بعضی وقتا از بس دردم میگیره از صحبتای شما مجبورم کانال عوض کنم در کل درود بر شرفت و شیر مادرت حلال

  40. ایشان هم مثل امام روان سوخته خود خدعه میکنند. کجااستخوان جمجمه بر دیوار بوده؟ اقای همایون این مردک را مثل هفته پیش کتش را بدید دستش.

  41. in khazali jakesh haramzadeh chera davat kardi..in ye akhond zadeh kasife

  42. جناب همایون عزیز؛ باین اقا بگید کت امام حسین مظلوم تنشان نکنند.

  43. عزیزم این اقای کلهر جزوه ۱۸ ماده سال ۱۳۶۴که شاهزاده نوشتن را نخواندندکه بدانند حق مردم هر استان هست که فرماندارشان را انتخاب کنند.

  44. آقای همایون حتما بخونید و اعلام کنیدخواهش میکنم حدود ۲۰روزه بی بی سی ومنوتو وشبکه های وابسته بی بی سی درحال پخش مستند های هیتلر مخصوصا سقوط بلوک شرق روپخش میکنند دوستان عزیز فریب نخورید این رژیم درحال سقوط است فقط کمی همت میخاد تاکی رخوت من به خاطر این رژیم تمام داروندارم روازدست دادم بادوتا بچه بیکارم به خدای ایران محتاج نان شبم هستم ولی بامید زنده ام زنده باد آزادی

  45. جناب آقاى همايون بادرودوخسته نباشيدذ
    بنده گله اى كوچك از شما دارم. من مصاحبه شما را با آقاى خزعلى ديدم و شنيدم . شما چرا به آقاى خزعلى با لقب دكتر صدا ميكنيد. درصورتيكه ايشون حاضر نيستند به إبر مرد تاريخ ايران و پدرش كه بنيانگذار ايران نوين بودند و اينقدر براى ايران زحمت كشيدن و حتى تحصيلاتش و تجربه شاه فقيد از ايشون بالاتر است خيلى براى آقاى خزعلى سخت است كه لقب شاه را بگويند هر چند كه ايشون از چشم بعضيها ديكتاتور و ظالم بودند ولى هرچه باشد ايشان شاه ايران بودند و فرزند ايشان هم شاهزاده. ولى آقاى خزعلى با چندين و چند سال تحصيلات همه بايد ايشون را به لقب دكتر خطاب كنند. من. بقدرى از اين مصاحبه شما عصبانى شدم كه مجبور شدم اين پيام را براى شما بفرستم. به اميد آزادى ايران.

  46. با سلام خدمت شما شهرام همایون:
    اینجانب رضا الف هستم. الان مدتی است که دارم برنامه های شما را از طریق کانال یوتوپ مشاهده میکنم.
    من بعد از ۴۰ سال میخواهم زبان باز کنم. چونکه تا بحال از ترس ترور شدن خودسانسوری میکردم.. در حال حاضر بمدت ۳۵ سال است که در کشور سوید پناهنده هستم.
    من یکی از آن افرادی هستم که در زندان قصر را تسخیر کردیم و تا سال ۱۳۶۱ در گروه حفاضت آن زندان بودم. این بدین معنی است که حفاضت شورای انقلاب در اداره زندانها را به عهده داشتم. دادگاههای انقلابی که در زندان قصر انجام میشد را حفاضت درونی و برونی این دادگاه ها را داشتم. من یکی از شاهدان عینی کشته شدن امیر عباس هویدا بدست ملا غفاری در روز روشن قبل از رفتن به جایگاه اعدام بودم. چگونه آقای امیر عباس هویدا کشته شد، را میتوانید تا حدودی در کتاب آقای دکتر عباس میلانی بخوانید.
    من شاهد کارهای ملا خلخالی و اسلحه کش ایشان ستوان علی کریمی معروف به کریم سه کلته بودم. من شاهد اعدام سران زمان پهلوی در زندان قصر بودم.
    اینها یک پیش زمینه بود که در رابطه برنامه شما در روز جمعه ۷ سپتامبر میزبانان شما احضار فضل میکردند، احضار نظر کنم.
    از این که عربها اعم از عراقی، فلسطینی لبنانی و سوریایی از ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ در خدمت این جمهوری اسلامی بودند.من چند نمونه از کارهای اینها را برای شما تشریح میکنم. زمانی که میخواستند زندان قصر را تسخیر کنند این کماندو های عربی بودند که تک تیرانداز های زبده بودند که در پشت بام های کوچه امیر ، هاشمی و حکیمی مقر گرفته بودند و به برجهای مراقبتی زندان تیر اندازی میکردند. تا اینکه زندان قصر تسخیر شد و ما بعد از تخلیه زندانیان انجا تحویل گرفتیم. ریزه های این ماجرا میتوانم از طریق تلفن بازگویی کنم.
    در دادگاههای انقلابی بعد از اعلام حکم اعدام زندانیان و برای به اجرا در آوردن این احکام به افرادی نیاز بود برای رفتن به جوخه اعدام.
    در آن موقع ملا خلخالی و یک ملا دیگر که بعدها شد رئیس زندانها ( من الان حضور ذهن ندارم) از ما تقاضا میکردند با دادن پول عمل اعدام را انجام دهیم. ولی هیچ یک ار ما حاضر به آدم کشی نبودیم. بدین قرار از آن اعراب که قبلا ذکر کردم استفاده میشد برای اعدام کردن سران رژیم پهلوی. در ضمن از این افراط در روز ۲۲ بهمن ۵۷ در کنار مجاهدین به پادگانها حمله میکردند. من خودم شاه حمله به پادگان عشرت آباد بودم.
    از این افراد حتی بعد ها برای مبارزه با خانه تیمی مجاهدین استفاده میشد و سپس در گشت های ثارالله و منکرات استفاده میشد برای ارعاب وحشت و از این قبیل. بسیاری از عراقی های رانده شده را تعلیم نظامی میدانند برای همین کارها.
    من فکر میکنم و خیلی هم مطمئن هستم که این افراد در حال حاضر دارای رتبه های بالای نظامی هستند که در خدمت سپاه پاسداران و بسیج هستند. و نفراتی هم جزو سران مملکتی هستند و دارند ایران را به یغما میبرند. این گونه افراد در حال حاضر رسوخ پیدا کردند در قوه قضائیه، مققننه و حتی نظامی.. قوه رهبری و اجرایی باقی مانده که با یک کودتاه نظامی میتوانند به این اهدافشان هم برسند…
    با کمال تشکر
    رضا الف.
    توجه: در صورت لزوم برای توضیح بیشتر میتوانید با ایمیل آدرس زیر با تماس بگیرید. (bereal.rebes@ yahoo.com)

  47. شهرام یار شهرام.ه

    سلام جناب همایون خسته نباشید و همیشه سلامت باشین جناب همایون نمی‌دونم چرا درمورد این پسره مشکل دار که واقعا هرکس ببینتش می‌فهمه چکارس جناب همایون به این پسره کثافت جواب بدین این داره به هرکسی که دلش میخواد توهین کنه ممکنه شماحرف بزنید گنده بشه ولی تورو خدا بزنید توی دهنش خواهش میکنم عاجزانه این کاروکنید

  48. شهرام یار شهرام.ه

    جناب همایون این پسره امید نادان بی عقل رومیگم یادم رفت اسم کثیفشو بگم

  49. سلام. آقای همایون خسته نباشید من از اصفهان ایمیل میدم من اسمم حسین قشماریان است من ۹ ساله بوسیله خواهر و برادرم وزن عموها وهمه فامیل درگیر یک توطعه فامیلی شدم که زن عقدیم که با خانواده‌اش از امارت تلیاردها پول آورده بودند که حزانت و وکالت نام ال اختیارشان هم به من داده بودند ولی قبل از من آنها خبر دار شدند و رفتند پولها را با زور گرفتند و شناسنامه ومدارکم را بردن وحواله پولها را نقد کردن وبا شناسنامه ام حسابم را بنام خودم گرفتند وکالت دارند خود را هنوز جای من می‌گزارند پدر ضمن رفتند از مقامات با پول خودم رشوه دادند که شکایاتم را پیگیری نکنند و وسیله ای بنام مانیتور را گرفتند که نه ساله من را زیر آن گزاشتند که حقوق بشر را کاملا نقش کردند من زیر اشعه هستم و هر کار هم میکنم آنها من را می‌بینند ولی مقامات هم فکر میکنند گفته آنها درست است و من نمیتونم صاحب ای همه پول باشم من هم میخواهم هر اندازه که بشه پول بدم تا حقم را بگیرم .شما میتوانید با پول کمکم کنید ممنون میشم متشکرم.

  50. ایرانی مسلمان

    چرا فکر میکنید وقتی اشخاصی مثل شما ،آرین وطنخواه،شجره و بقیه خارج نشین ها از اقدامات غیر قانونی،مغایر با قوانین بین المللی و زورگویانه ترامپ به امید حمایت او از خودتان حمایت میکنید من ایرانی که در ایران زندگی میکنم باید فریب حرف های قشنگ دموکراسی خواهانه شما رو بخورم اگر واقعا طرفدار عدالت و آزادی هستید از ترامپ شروع کنید چه تضمینی وجود دارد که در فردای نبودن جمهوری اسلامی شما با رسیدن به قدرت تغییر جهت ندید؟حالا که از ترس این که ترامپ زندگی لوکستون رو به هم بریزه جرات نمیکنید حرفی بزنید از کجا معلوم فردا با همکاری ترامپ مملکت را این دفعه به آمریکایی ها بفروشید. ما از این حرف های قشنگ قبلا هم شنیدیم اگر خیلی انقلابی هستید تشریف بیارید ایران نه این که اون سر دنیا کنار گود بشینید و بگید لنگش کن

  51. درود
    جناب همايون من 50 سأل سن دارم چيزهايي از شما ياد گرفتم كه هيچگاه از كسي مثل پدرو و مادرم و حنا معلماني كه داشتم راه زندگي و همه چي … دمت گرم

  52. خانم آناهیتا من فکر می‌کنم شما اشتباه می‌کنید ، چون شما از زندگی‌ و تلاش‌های آقای شاهرخ خبر ندارید

  53. سلام لطفا ایمیل قبلی منو پاک کنید به اشتباه ایمیلم و نوشتم

  54. سلام
    عزیزان پرچم با شیر و شمشیر و خورشید درست است حذف هر یک پرچم ایران زمین نیست
    تمام

  55. یکی نیست سرنوشت عراق وسوریه رو ببینه. مردم باطناب هیچکی نرین توچاه.بخدا کشور میشه مثل سوریه تا جمعش کنن50سال طول میکشه. همین آخوندا بالاخره درستش میکنن. بخدا اگه امثال این میمون همایون نباشه و دلغک بازی نکنه. یا اون بیشعورا که نقشه حمله نظامی میکشن وضعمون بهترمیشد. همین الانم ازخیلی کشورا بهتریم. اون خارج نشینا چه میدونن اینجاچه خبره. کشورمیشه مثل سوریه و بسیجیای بی ترمز میشن مثل گروهکهای نظامی. حالا خربیار(شهرام همایون) باقالی بارکن. کشور دوسال دیگه دوام میاره به کوری امثال آقایون اونوقت روسیاهی به همین آقایون و ارباباشون میمونه.

  56. خدا کنه رضابیادوماروازاین بدبختی نجات بده تروخداکاری کنین داریم دیوونه میشیم روغن پنج کیلویی چهل هزارتومان دولتمردان هم بیخیال خدایاچه کنیم

  57. ما پیروزیم دارند جنگ را به داخل میکشند مردم ایران هستند

  58. در مورده اینکه فردای آزاد ایران , تازیها هم حق احترام دارند . به نظرمن احترام به افکاری که زده بشریت است نه تنها احترام ندارند , حتا مانع فعالیت آنها باید شد .دموکراسی این نیست که یک گروه با افکار زده بشریت بخواهند آزادانه فعلیت کنند . فردای آزاده ایران مطلق به ایران آریایی میباشد !!!!!! خرافات ها و زاده گاها تازیها از ایران میبایست پاک شود . آقای شهرام همایون شما مثله اینکه نمیدانید !!!! جنگ بین تازیها و ایران آریائیها است !!!!!!!
    آیا شما به دشمنانتان احترام میگذارید !!! ؟؟؟؟؟؟ یا دشمنان ما که کشور ما را اشغال کردند ثروت ملی مارا تاراج کردند به خواهران و مادران ما تجاوز کردند !!! میخواهید به آنها احترام بگذارید ؟؟؟!!!! در صحبتهای شما و دکتر میر احمدی تاکید بر روی اینکه ما باید به آخوندها و تازیها احترام بگذاریم !!!!
    واقعان باعث شوکه شدنم شد !!! هیچ ایرانی مسلمان نیست و هیچ مسلمانی ایرانی نیست !!!!! اگر با سرنیزه یک تعدادی از ایرانیها مسلمان شدند دلیل بر این نیست که ایرانیها مسلمان هستند !!!!!

  59. درود بر همایون گرامی ! تلوزیون کانال یک رو پارازیت انداختن. پاینده ایران. زنده باد هم میهنانی که در نیویورک شرکت میکنند.

  60. الان بحث ما مساله جدایی سرزمینی خاص نیست ولیکن این امور نیاز به رفراندوم داره . بنده واقعا چون فلسفه خوندم

    نمیفهمم‌ چرا بعضی سازمان ها از جانب کل مردم‌کردستان و بلوچستان تصمیم میگیرن ؟ رفراندوم‌برگزار کردین ؟ اگر خیلی

    دوست دارید‌‌ جزوی از عراق و‌‌ کردستان عراق یا پاکستان بشین خوب برید‌همون‌جا زندگی کنید‌ . ما همه ایرانی هستیم و‌ایرانی

    صحبت میکنیم‌ پس منطفی نیست کردستان‌ مثل بحرین ازایران جدا بشه . دوست دارید برید همون جا زندگی کنید‌ .

    مبارزه مسلحانه‌ چندنفری نتیجه ای نداره .‌ رییس حزب دموکرات نشسته تو عراق فتوا میده‌ اون‌جوون‌ بدبخت احساسی

    رو‌ این جا اعدام میکنن سازمان‌ هم پاسخگو‌ نیست . برایران جهل حاکمه و تا اکثرمامردم خواهان برانداز ی نباشیم اتفاقی

    نمیفته . همه باید بیایم تو‌ خیابون و اعتصاب سرا سری بشه تا شر ایط برای حرکات رادیکال مهیا بشه‌ والا اشرف دهقانی

    هم‌‌ کاملا داره اشتباه میر ه

  61. از دید من که حدود بیست سال پیگیر بودم شخصی رو توانمند تر از شخص همایون برای هدایت و کانالیزه نمودن پتانسیل های مختلف ندیدم ولی سم پاشی ها این شخصیت مهم رو به حواشی برد اخیرا میبینم که دوباره به شدت با اراده ظاهر شدند که خوشحال کننده هست از تمامی عزیزان زحمتکش عاجزانه ملتمسانه خواستارم که به جای رقابت و حسادت ایشون رو یاری کنند ،چیز زیادی از هممون باقی نمونده ،بیایید برایند نیروهاتون رو هم سنگ قرار بدید و ملت رو سردرگم نکنید .کانال پارس وایران آریایی و کانال یک میبایست اگر یکی نیستند کاملا همسو حرکت کنند این رو جدی بگیرید.

  62. ما مکافات اشتباهاتمان را میدهیم هرچه مهمتر باشیم اشتباهمان زیان بار تر است ، من همیشه رضاشاه کبیر عزیز را رضاشاه کبیر خائن می نامم ومحمد رضاشاه را نیز شاه خائن می نامم وتنها دلیلش این است که اینها نسل آخوند ها را برنداشتند البته منظور این نیست که برخورد فیزیکی میکردند بلکه منظورم این است که آنها را در چالش علمی محکوم میکردند ، خون احمد کسروی دامنش را گرفت وبه سخنان علی دشتی توجه نکرد ، شما میدانید که هرزمان که آخوند ها از نظر علمی کم میآورند دست به خشونت میزنند واکنون هم به رضا این هشدار را میدهم قرآن کتاب الاهی نیست بنا براین عمل به آن یعنی رفتن به فرهنگ عرب 1400سال پیش و عملا دیدید که طی این 40 سال چه شد.بنا براین باید یک تریبون بدون خط قرمز ایجاد کرد وآنها را به چالش کشید ، البته در یک فاز دیگر چون مزهبیون دارای آی کیو پائین هستند واینها کار را مشکل میکنند و حرف حساب را نمی پزیرند.

  63. جناب فروزنده رضا پهلوی هنوز رسما شاه ایران است وتارژیم آینده ایران تثبیت نشود ایشان شاه است وحضورش در آنجا معقول به نظر نمی رسد

  64. آقای همایون آقای بنیصدر انسان سالمی است ایشان به ابوالحسن خره معروف است ماجرا این است که ایشان درچوانی انبار های گندم پدرش را باز می کند ومحرومین اقدام به بردن گندم ها میکنند وپدرش ایشان را تبعید میکند به فرانسه ، ایشان دردوران انقلاب همواره با صداقت رفتار کرد وهنوز هم صادق است وجلب همکاری ایشان بسیار مفید خواهد بود،آقای بنیصدر ومن یک عیب بزرگ داشتیم وشاید هنوزهم ایشان این عیب را دارد، وآن عیب باور کردن این است که قرآن کلام خدا است ، قرآن رابه دوروش میشود نقد کرد روش اول علمی است مثل زمین مرکز جهان است ویا اول زمین را خلق کردیم و روش دوم تاریخ است که بخوبی آقای هازلی آنرا بیان کرده ، لذا اگر بنیصدر اسلام را کنار بگذارد انسان بکار بیائی میتواند باشد ، بنظر من در نظام آینده رضا پهلوی میتواند پادشاه باشد وبنیصدر نخست وزیر

  65. آقای همایون برابر فراخوان های صنفوف مختلف از معلمان تا بازاریان ! ۱۶ مهر در ایران ! اعتصاب سراسریست ! لطفا حمایت کنید.

  66. برای احقاق حقوق خود به اعتصابات سراسری ۱۶ مهر بپیوندید !

  67. استبداد دینی ! آخرین روزهای خودرا میگذراند و اعتراضات مدنی ! از جمله اعتصابات ،برنده ترین سلاح برای نابودی ج.ا ست. اعتصابات سراسری دوشنبه ! ۱۶ مهر را حمایت کنید

  68. پیشنهاد مهم : درحال حاضر دوحکومت در ایران وجود دارد یکی پادشاهی در غربت وشاه رسمی آن رضا پهلوی است ودوم جمهوری اسلامی که حکومت را دردست دارد ، پادشاهی با سابقه طولانی وشناخت انتخاب شده ولی جمهوری اسلامی بدون شناخت انتخاب شده بنا براین مفبون شده ایم وطبق قانون این انتخاب باطل است حداقل از دیگاه مغبون شدگان ، بنابراین برای عده ای که فکر میکنند مفبون نشده اند ، انتخاب جمهوری اسلامی کار درستی است ، این حکومت برای آنها درست است ولی برای بقیه هنوز حکومت پادشاهی است ، یعنی یا مردم حکمت اسلامی را قبول دارند که همین جمهوری سرجایش است واگر جمهوری اسلامی را قبول ندارند ، بنابراین پادشاهی رضا پهلوی سرجایش است وباید گرد شاه جمع شوند وحکومت غیرقانونی جمهوری اسلامی را سرنگون کنند ، وهم اکنون از رضاشاه تضمین بگیرم که پس از به قدرت رسیدن رفراندمی بگذاریم ومجددا با چشم باز حکومت آینده را مردم تعیین کنند، پس باتوجه به اینکه دوسه درصد مردم فکر میکنند مغبون نشده اند وبقیه باید از شاه خود پشتیبانی کنند واگر این منطق را بپزیرند دیگر مشکلی برای رهبری نداریم وآقای همایون برشماست که روی این پیشنهاد کارکنید ،

  69. گویا فراموشتان شده که ما همه آدم وانسان نما هستیم. احتمالا فراموشتان شده با اینهمه مشغله و مقابله با اختلاسیون و دزدان و قاتلین حکومتی و
    مقابله با سختی های زندگی خصوصی آدم ها و
    مقابله با تظاهر به ایران دوستی و محترم شمردن تنها پرچم واقعی ملک اریایی که همانا:
    ( ۳ رنگ شیر و خورشید نشان ) میباشد پیش می آید که بدلایل ذکر شده پرچم که یک ارم ونشانه ملیتی ما ایرانیان فراموش گردد . ادم بااین توصیف ها که عرض شده اتفاق میافتد که نهار یا شام خوردن مان را فراموش میکنیم.
    لطفا. بخاطر یک اتفاق جزعی سنگ اندازی نفرمایید …
    نورالدین اهنگرزاده

  70. درود اقای همایون کفیت سایت کانل یک ومطالب ان به قلم های صاحبنام واقعا دیدنی وخواندیست همه چیز عالیست ازهمین جاه از اقای سهیل مسول توانای سایت تشکرمیکنم به دوستانم توصیه میکنم از سایت کانل یک دیدن فرمایند بویژه مقاله ها .مقاله های که درسایت های دیگری ندیدم از شخص جنابعالی سپاسدارم بابت مدیریت بالای که بخرج دادین اگر مقدوره اقای همایون از اقایان حسن داعی ودکترامیراحمدی لیشتر مقاله بگذارین اقای همایون لطفا وقت بیشتری را دراخرین لحظه با مردم داخل ایران اختصاص بدین این خلاقیت شما باعث شده مسکلات واقعی بگوش دنیاه برسد بهرحال زبان غاصراست از اینهمه کار جدیدی که درتلوزیون میبینم درود برشما.ماهستیم

  71. درد بلای ترامپ بخوره تو سر آقای جوادی

  72. آقای همایون ! باتشکر از برنامه سیاه مشق آزادی ! از آقایون سوال کنید چرا اپوزوسیون وافراد حاضر! فراخوان مشترک برای اعتراض و تظاهرات نمیدهند !؟

  73. با درود بر همه ایرانیان آزاده، آقای همایون من از شما تقاضا دارم کمک کنید به تضاهرات برنامهریزی شده ایرانیان در اروپا، بخصوص در آلمان و اتریش.
    زنده باد ایران

  74. سلام آقای شهرام همایون من یکی از دوست داران برنامه های شما وکانال شما هستم که از زمانی که شما در کانال پارس برنامه داشتید همچنان دنبال کردم ومیکنم و بسیاری از برنامه های شمارا ظبط کردم مقدارش خیلی زیاده ولی برای من یک مشکل درست شد که هارد کامپیوترم خراب شد وخیلی از برنامه های شما و مصاحبه های شما از سالهای قبل پاک شده ومن سایتی پیدا نکردم که دانلد کنم چون من بیشتر این برنامه ها را از رسیور ظبط کرده بودم چون آن وقت اینترنت نبود وحال من از اینکه مقداری زیادی از آرشیوم پاک شده خیلی خیلی ناراحتم می خواستم بدانم من از چه سایتی میتوانم آرشیو برنامه های قدیم شما را دانلد کنم ممنون میشم که مرا رهنمایی کنید من بابرنامه های شما زندگی میکنم وزنده هستم لطف کنید مرا راهنمایی کنید ممنون منتظر پاسخ شما هستم ای کاش میشد من شمارا از نزدیک زیارت کنم این جیمیل من هست = starshervin2@gmil.com

  75. سلام آقای شهرام همایون من جیمیل را اشتباه نوشته بودم ببخشید starshervin2@gmail.com

  76. سلام آقای شهرام همایون من خواهش میکنم مرا رهنمایی کن چگونه برنامه ها قدیم شما وکانال شما را از کجا دانلد کنم برای من خیلی مهم است خواهش می کنم جواب بده ممنون دوست دارشما و کار طاقت فرسای شما هستم سپاس گزار می شوم مرا راهنمایی کنید starshervin2@gmail.com

  77. درود اقای همایون ازبرنامه های شما سماسگزا م میزگرد شما گل کرده واقعا هرجاه بحث میشود عمدا مورد میزگرد چهارشنبه ها را پیش میکشم متوجه میشوم مورد اقبال واقع شده وچقدر خوشحالم .ماهستیم اریا پارسی

  78. اقای شهرام همایون کار تمام شده است

  79. برخلاف نظر روشنفكران دشمن ايران و بشريت، ماهيت يك نظام نه با حجم آزادى هاى داده شده بلكه با جهت گيرى يك حاكميت تعيين مى شود.
    حجم آزادى در هر كشورى را ميزان توانايى هاى آن جامعه بخصوص توانايى هاى اقتصادى آن تعيين مى كند و اگر از آن فراتر برود، به بى ثباتى دولتى كه نتيجه اى جز نابودى يك كشور نخواهد داشت.
    محمد رضا شاه فقيد نه يك ديكتاتور بلكه يك آزاديخواه تمام عيار بود. او با ديكتاتورها جنگيد و آزادى هاى اجتماعى و اقتصادى را در جامعه توسعه داد و با انارشيست ها جنگيد تا ثبات سياسى معينى را در جامعه داشته باشد.
    ما امروز از جهاتى شرايطى مانند شرايط روى كار آمدن رضا شاه كبير داريم و از جهاتى نيازمند توسعه آزادى هاى سياسى هستيم.
    براى گذر از اين شرايط جمهورى يك سم مهلك است. يك انقلاب اسلامى ديگر است كه مشتى روشنفكر احمق و ديوانه در عرصه سياست را بر راس ايران عزيز ما قرار خواهد داد و با تغيير و جابجايى قدرت از يك گروه به گروه ديگر به علت مشكلات عظيم كشور و ايجاد ناپايدارى در ادره كشور روزى را شاهد خواهيم گشت كه مردم غبطه جمهورى اسلامى را بخورند.
    مشكل اوليه اين كشور در درجه اول دوباره ساختن است نه آزادى هايى كه داشتيم و جمهورى اسلامى با تلاش اين روشنفكران ديوانه و احمق از ما گرفت و بحق جوانان ما از آنان متنفرند و از اين رو در كنار آنان جز مشتى پير و پاتال ها كسى را نمى بينيد.
    در اين دنياى جديد جز جمهورى اسلامى و طرفدارانش كدام ديوانه اى است كه بخواهد جلوى آزادى پوشش و خوردن و سرود و شعر خواندن را بگيرد و بديهى است كه نهال پهلوى به ثمر رسيده است. امروز مهمترين هدف ساختن است و از جمهورى خواهان كه دنبال ناپايدارى سياسى هستند بر نمى آيد. البته جمهورى در يك كشور توسعه يافته يك توانايى است. علاقه كشورهاى غربى به جمهورى در ايران فقط و فقط به علت كنترل كردن ايران است و بس تا بتوانند هرگاه مردم و روشنفكران نادان بخواهند در مسير پيشرفت جهانى سدى ايجاد كنند براحتى دولت را تغيير دهند. براى آنان نابودى ايران اهميتى ندارد و پشتيبانى از انقلاب اسلامى عليه شاهنشاهى پهلوى دليل محكمى بر اين گفتار است. اين همه به ما مردم ايران بر مى گردد. اگر ما روشنفكران را زير پا بگذاريم و از رويشان رد شويم و از آنان فقط و فقط در تخصصشان استفاده كنيم و چرندياتشان را در عرصه سياسى نپذيريم آن گاه است كه قدم بزرگى را براى پيشرفت برداشته ايم و گر نه از فضاى جهان سوم عبور نمى توانيم بكنيم.
    اين نادانان و احمق هاى روشنفكر را به حال خود رها كنيم.
    آنان يك بار زندگى ما را نابود كردند و هنوز تلاش دارند كار نيمه كاره خود را تمام كنند و ايران را نابود كنند.
    اينان نه تنها دشمن ايرانيان بلكه دشمن بشريتند.

  80. مسعود ایرانی

    درود برشما جناب همایون پس از مدتها چهره شما و کانال شما رو دیدم، بسیار خوشحال شدم ، طبق معمول در حال جمع کردن ایرانیان، و ایجاد جنبش واقعی، اما غرض از مزاحمت درخواست ایمیلی از شما دارم تا تعدادی شعر که قابلیت ترانه شدن مخصوصا در این فضای فعلی مملکت را دارد، از شما دارم، چون امکان افشای اشعار و سواستفاده هست لذا اگر ایمیلی بمن معرفعی نمایید، جدا از اینکه بمن افتخار حرکتی سترگ را دادید،این فرصت را فراهم میکنید تا سایرن و عزیزان گمنام هم با مردم مرتبط گردند،مسعود هستم از بندر عباس

  81. مسعود ایرانی

    خوشحال شدم ، طبق معمول در حال جمع کردن ایرانیان، و ایجاد جنبش واقعی، اما غرض از مزاحمت درخواست ایمیلی از شما دارم تا تعدادی شعر که قابلیت ترانه شدن مخصوصا در این فضای فعلی مملکت را دارد، از شما دارم، چون امکان افشای اشعار و سواستفاده هست لذا اگر ایمیلی بمن معرفعی نمایید، جدا از اینکه بمن افتخار حرکتی سترگ را دادید،این فرصت را فراهم میکنید تا سایرن و عزیزان گمنام هم با مردم مرتبط گردند،مسعود هستم از بندر عباس

  82. آقاى همايون عزيز و دوست داشتنى
    ديروز در برنامه خوبتان در مورد توهين كردن صحبت كرديد.
    نشان داديد كه از سطح ظرفيت تحمل بالايى برخورداريد.
    قابل قدردانى است و بخشى از احترام من به شما از اين زاويه است.
    شكى برايم ايجاد شد.
    من به تازگى وارد فضاى انترنت شما شده ام.
    و رك و راست صحبت مى كنم ولى توهين نمى كنم.
    اين كه مى گويم روشنفكرانى كه به وادى سياست قدم مى نهند دشمن مردم هستند، رك گويى است نه توهين.
    ما نيازمند خط كشى هستيم. خط كشى بين دانايى و نادانى. بين تعصب و عشق.
    من عاشق سرزمين مادريم، ايرانم، هستم و البته اين را مانعى براى عشق به همه جهان و مردمش و بخصوص كشورهاى غربى و بويژه آمريكا نمى بينم.
    فاصله گذارى بين منافع ما و آمريكا بنظرم در مرتبه اول به دليل توانايى اندك اداركى روشنفكران و ميزان كم سياستمداران در كشور ماست كه به مردم منتقل مى شود.
    بنظرم غربى هاى دوباره برنامه بسيار خطرناكى مشابه ١٣٥٧ دارند و اين نه با شعار آزادى در لواى خمينى بلكه دموكراسى در لواى روشنفكرانى كه غالب آنان رانده شدگان دربار خمينى و روشنفكران ضد محمد رضا شاهى آن زمان هستند، در حال انجام است.
    من سه سال است كه از طرف بخصوص راديو فردا سانسور مى شوم.
    چرا مدعيان آزادى مرا سانسور مى كنند.
    من حتى رك گويى هايى كه در سايت شما بيان مى كنم در سايت آنان بيان نمى كنم و اين در شرايطى كه من علاقه ام به آمريكا كمتر از ايران نيست و همواره آن را بيان ميكنم.
    اين برنامه خطرناك يك ديكتاتورى چرخشى است. اين چرخش بين روشنفكران و گروه هاى مختلف سياسى انجام مى شود و نتيجه آن گسترش دامنه فساد است.
    مكانيسم آن ساده است. يك گروهى قدرت را در دست مى گيرد، بار خود را مى بندد، مردم ميبينند كار مهمى انجام نشده، انتخابات مى شود و گروهى جديد مى آيد و اين ادامه پيدا مى كند و مردم دچار گيجى مى شوند و كشور ويران و ويرانتر مى شود.
    مشكل غرب با جهان سوم فقط يك چيز است و آن اين است كه مانعى در روابط تجارى در كوتاه مدت و دراز مدت بوجود نيايد و اين در اين سيستم محقق مى گردد.
    ولى اين جواب كار ما نيست. كشور ما شرايطى خاص دارد كه با شرايط به قدرت رسيدن رضا شاه كبير تشابهى ماهوى دارد.
    كسى در اين جا شما را مخاطب قرار ميدهد يك فرد عادى بى تجربه نيست. سال ها تحصيل و تجربه تدريس و تحقيق در دانشگاه و صنعت كشور و نيز تجربه سياسى قبل و بعد از انقلاب و البته شانس در دريافت هاى علمى مرا در وجوهى متمايز ساخته است.
    من به جد نگران ايران هستم.
    بخصوص آن جايى كه مى بينم در شناخت آنان از دموكراسى فقط وجه روبنايى دموكراسى ديده مى شود و اين همان چيزى است كه غربى ها متعمداً و يا خود نادانسته آن را معرفى مى كنند و حتى در هيچ كتابى متذكر نمى شوند كه اين وجه روبنايى و جلوه هاى دموكراسى است نه پايه هاى آن. عجيب نيست كه روشنفكران ايرانى را از اين ديدگاه غرب زده بناميم. آنان همچون غرب زدگان دوران قاجار و پهلوى شيفته نمودهاى دنياى غرب هستند كه بحق حذاب و دوست داشتنى است و نيز اهداف همه انسان هاى ارزشمند است ولى نور و جلوه اين دست آوردهاى تمدن بشرى آنان را كور كرده است. آنان راه را نمى بينند و سربالا در آن جلوه باشكوه خيره شده اند.
    من احساس خطر عظيم و انقلابى در ماهيت ١٣٥٧ و به زعامت همان روشنفكران رهيده از خطر ٥٧ مى كنم.
    ايران عزيز ما دو باره بايد تصميم بگيرد. و اين تصميم شايد مهمتر از ٥٧ است. آيا از چاه نيمه عميق ٥٧ به چاه عميقى فرو خواهد افتاد و يا آرام آرام از اين چاه بيرون خواهد آمد؟
    شك ندارم كه شما عاشق ايران عزيز هستيد و شك ندارم كه همه روشنفكران اين گونه اند و من حتى وابستگان غرب و شرق و بدنه توده اى ها و كاركنان ايرانى خبرگزارى هاى غربى را دل در گرو ايران ميدانم. مگر ممكن است عاشق اين كشور نازنين نبود؟ ولى علاقه كافى نيست.
    وقتى به اين جا مى رسم ياد دوستى خاله خرسه مى افتم. اين توهين نيست. اين حقيقت است.
    در ادامه وقتى شما را ببينم و اگر فرصتى باشد جواب سوال هاى شما را كه در برنامه خوبتان مطرح مى كنيد از ديدگاه خود خواهم داد.
    به اميد روزى كه ايران عزيز در مسير درست حركت جهانى تعالى بشر قرار بگيرد و مردم از زندگى خويش و تلاش خويش لذت ببرند.
    و به اميد ديدار.

  83. جناب اعتمادی ضمن درود، خوشحالم از اینکه به خانواده ما هستیم پیوستید. مقدمتان گرامی باد، حضور ارزشمند جنابعالی را ارج می نهم.

  84. درود بر شما.جناب آقای همایون سالها پیش فرمودید :مردم هر زمان من جلوی دوربین آمدم و نظراتم عوض شد بهم شک کنید.مدتی هست شما تغییر کردید.مهمانان شما عوض شدن.مواضع شما عوض شده جریان چیه؟

  85. درود
    این اقای فروزنده تو هر برنامه ای یبار به ترامپ می توپه..انگار تعادل روانی مناسبی نداره ..ایشون و همفکران چپی مثل ایشون چون خوب میدونند در ایران فردا هیچ جایگاهی ندارند با هر طرفندی گروهای دیگه رو میخواند بی اعتبار کنند که اونها هم مثلا هیچ طرفداری ندارند . ولی اینچنین نیست شاهزاده یکی از بزرگترین طرفداران رو داخل ایران داره هر چند هیچ برنامه ای برای استفاده از این پتانسیل قوی حامیانش نداره..اقای فروزنده شما جوش خودت رو بزن کاربکار ترامپ و گروههای دیگه نداشته باش ..چپی ها هیچ جایگاههی در بین مردم ندارند ا..ارتجاع سرخ و سیاه ریسمان پوسیده هست..دورش تمام شده

  86. چه رك و عالى
    من با تمام احترام و علاقه اى به شاهزاده دارم، بخاطر ايران او را شاهنشاهى قدرتمند مى خواهم و ميدانم كه خودشان نمى خواهند و اين به مردم ايران بر مى گرد. اگر ما همه علىيرغم علاقه خودشان ايشان را شاهنشاه قدرت.بخواهيم، قدم بزرگى را براى احياى ايران عزيز برداشته ايم.
    من دكتر مهندس دستانشان را ميبوسم و بر اين بوسه افتخار ميكنم. عشق من به ايشان از عشق عميق من به ايران سرچشمه مى گيرد.
    ايشان در مقام رئيس جمهور كارى از پيش نخواهند برد. ايران عزيز بگونه اى ويران شده است كه نيازمند صرف انرژى بسيار براى ساخت زير ساخت هاى ايران عزيز است و اين ممكن نيست مگر تمركز در اين زمينه و اين با گستردگى آزادى هاى سياسى و ناپايدارى دولت ها حد اقل در حدود ده سال اوليه غير ممكن است.
    من به ايشان بعنوان رئيس جمهور راى نمى دهم. چون دوست ندارم ذره اى بى احترامى ببينند. ايشان و همه خانواده بزرگ گرانقدر پهلوى سرمايه ملى ايرانند.
    در مورد آقاى ترامپ:
    ايشان رئيس جمهور كشورى هستند كه من علاقمندم ايران عزيز روابط دوستانه و در سطح عالى با اين كشور داشته باشد و من به عنوان يك سياستمدار به هر رئيس جمهور آمريكا و حتى آقاى اوباما احترام مى گذارم. و كسانى كه به آقاى ترامپ توهين ميكنند، روشنفكرند نه سياستمدار. و اينان زمانى كه وارد وادى سياست مى شوند ابله و احمق و دشمن ايران و مردم هستند.

  87. سعی کن درمورد منافع ملی بیشتر بحث بشه که واقعان بسیار مهم است در مورد این باید صحبت بشه حداقل هفته یک ساعت برنامه ای باشه که مردم رو با منافع ملی اشنا بکنه

  88. بعد از تمام اعدامها و ترورها و تبعیدها و مصادره ها و زندان ها و بایکوت ها و موازی سازی و محدودیت ها و محرومیت ها و شایعه سازی ها بوسیله حاکمیت فرقه ای و وابستگانش علیه پان ایرانیستها؛
    اخیرا و در اقدامی انقلابی تاریخچه حزب پان ایرانیست در ویکی پدیا را دستکاری کرده و حزب پان ایرانیست را موافق خمینی نشان داده اند!!!
    نمایندگان پان ایرانیست را در مجلس شورای ملی ندیدید؟
    مقامات و افسران پان ایرانیست را در نظام شاهنشاهی به یاد ندارید؟
    تاریخ سراسر میهن پرستی ما را نخواندید؟

    خسته نباشی مزدور؛
    خسته نباشی جاعل؛
    خسته نباشی سانسورچی؛
    خسته نباشی بی شرف!

    قبای خمینی برازنده خودتان!

    @paniranist_party

  89. آقای همایون مرد مهربونیه . ایکاش فقط سلطنت طلب نبود . اونم حقشه انتخاب کنه . چون من‌ خودم جمهوری خواهم.‌
    این تلویزیون بهترین وسیله برای چرخش آزاد افکارهست با هرعقیده‌ای . مسلمان و کمونیست و سلطنت طلب و‌مصدقی و
    شاه دوست و‌ مشروطه خواه و سکولار دموکرات . در آینده تاثیرات بسیار مهم این تلویزیون برهمه آشکار میشه.
    کارت خیلی ارزش داره جناب همایون . میتونستی بری دنبال پول و خودتو درگیر سیاست نکنی و در امریکا پول رو‌ بچسبی اما اومدی به کمک‌ هموطنات و این خیلی ارزش منده . حب الوطن من الایمان .‌ دوست داشتن وطن از ایمان است و چه ایمانی برتر از وطن .‌
    درود بر معلم و کامیون داران

  90. اعتصاب ، تظاهرات سراسری …….
    حق دفاع مسلحانه برای ما محفوظ است .‌
    درود بر ایران‌

  91. با تشكر از آقاى شهرام همايون
    امروز خيلى دلم ميخواست روى ماه خانم دكتر جيلانى را ببوسم. او بحث را علمى آغاز كرد و علمى به پيش ميبرد.
    من دكترى مهندسى دارم. استاد يكى از دانشگاه هاى تهران بودم و مقالات علمى بين المللى چندى دارم.
    اما اين داشته هايم را ارزش نميبينم و آن چه كه در ذيل اين نوشتار ميايد برايم ارزش است.
    براى حل يك مسئله ابتدا بايد مسئله را درست مطرح كرد و سپس صورت مسئله را درك كرد و سرانجام بر اساس داشته ها و انتخاب منطق و روش معين آن را حل نمود و نتايج را بدست آورد و با موارد مشابه مقايسه كرد و در صورت ناهمسازى دو باره روى حل مسئله متمركز شد و اشتباهات را دريافت كرد. اين روش يك ذهن منظم است و در ذهن آشفته همه چيز به خوانده ها و ديده ها و گفتارها محول مى شود. و البته در كامنتى من در كيهان لندن آقاى همايون را دارى ذهن منظم دانسته ام.
    بنظرم صورت مسئله اين است كه امكانات كار و زندگى در نقاط. غير متمركز كم است و مردم عزيز ما در اين نقاط بد زندگى مى كنند. داشته ها مطرح نيست و راه حل چيزى شبيه فدراليسم است و البته نتايج هم گويا همانى خواهد شد كه در كشورهاى ديگر اتفاق افتاده است.
    فرض كنيد بلوچستان مورد مطالعه است.
    اما داشته هاى بلوچستان از نظر زير ساخت ها اصلى:
    آب:بسيار كم
    خاك : بيش از نيمى بسيار كويرى
    بندر آزاد: عالى
    زير ساخت هاى ثانوى :
    برق : توليد برق حرارتى در اين استان بسيار سخت است زيرا وابستگى مستقيمى به آب دارد.
    كارخانجات.: از نيازهاى اصلى ايجاد كارخانه تمركز و نزديكى به بازار مصرف است . تمركز يعنى ايجاد يك سرى كارخانجات سريالى كه يكى نيازمتدى ديگرى را تامين كند. و برق و آب بحد كافى نياز اصلى آن است.
    كشاورزى: نيازمندى اصلى كشاورزى آب است.
    نيازمندى ها:
    كار و مسكن و تاسيسات رفاهى و توسعه اى
    بخشى از تاسيسات توسعه اى به تمركز جمعيت وابسته است. مثل سينما و تاسيسات تفريخى. دانشگاه ها و مدارس.
    تخصص صنعتى: به دو دليل كم است: كم جمعيت بودن و تجربه كارى اندك
    تخصص اجرايى: بسيار اندك
    تهديدات:
    نيازمندى كشورهاى غربى به ايجاد دولت هاى ناپايدار در جهان سوم براى در كنترل داشتن آنان.
    همسايگان جنوبى ايران: به دليل تاثيرات تغييرات در ايران بر اين كشورها بخصوص عربستان براى تاثير گذارى بر آينده ايران هزينه هاى هنگفتى را هم اكنون با برنامه ريزى هاى ويژه در حال انجام دارد و براى آينده ايران برنامه دارد.
    روسيه و تركيه هم برنامه هاى خاصى را در جريان دارند.
    روش هاى حل: فدراليسم، دموكراسى توسعه يافته متمركز،
    هر دو اين روش هاى بر پايه آزادى هاى غير كنترل شده در جهان سوم است در حاليكه در جهان اول ساز و كار كنترلى پيچيده اى بر آن وجود دارد. نبود كنترل و ماهيت اتفاقى بودن راى موجب توفق احتمالى حتى كشورهاى همسايه خواهد شد. مهمترين عامل كنترل بر دموكراسى منافع مالى سرمايه دارى ملى است و روشنفكران دور اين سرمايه ملى است كه ملى گرا و دموكرات مى مانند.مردم به منافع كوتاه مدت خود نظر دارند و اين طبيعى است و هزينه كرد عربستان مى تواند تاثير گذارى اصلى را بر راى مردم داشته باشد.
    خطر نهايى ثروت متمركز در دست جمهورى اسلامى است. جمهورى اسلامى نشان داده است كه حاضر به همكارى حتى با كمونيست ها، القاعده و داعش هست و نيز در شرايط نبود در قدرت با عربستان هست و مى تواند آن را از نظرها پنهان دارد.
    با اين داشته ها در شرايط تجربه اجرايى ضعيف هر نقص اجرايى خطرى بسيار عظيم است. اين را در مورد افغانستان و عراق مشاهده مى كنيم.
    از اين ديدگاه است كه مى گويم روشنفكران به دليل خيال پرداز بودن خائن هستند. آنان در ادامه انقلاب ٥٧ و با همان سبك عمل مى كنتد.
    آقاى دوشكى من به حقيقت آينده اى را مى بينم كه نه تنها شورت هموطن عزيز و جان شيرينم بلوچ را از تنش خارج مى كنى بلكه بدنش را براى رونق تجارت مى فروشى.
    شايد آن را توهين بدانى ولى در ٥٧ بدست شما انجام شد.
    آن روز هم با آرزوهاى انسانى و والا دست به چنين كارى زدى.
    من بلوچستان اين سرزمين قهرمانان و شيران را به تو نخواهم سپرد.
    مگر اين كه زورم نرسد و چاره اى جز گريستن نماند. همچنان كه امروز نيز از حال زارشان گريانم. من هم بك هموطن شمالى هستم و آرزوى شاد زيستن اين عزيزان را دارم.
    اما زبان چالشى جدى است. در دنيايى كه زبان فارسى در تهديد واژه هاى جديد است شما تا چه اندازه مى خواهيد به زبان خويش بپردازي و هزينه هاى آن را از جيب كدام هموطن عزيزم دريافت خواهى كرد. من در يك سمينار زبان علم و زبان فارسى شركت كردم و از نزديك سخنان زبانشناسان را شنيدم و دانستم زبان فارسى با همه غناى خود كه در طى ساليان و با هم آميزى با زبان هاى متفاوت حاصل كرده استدو نيز توانايى قابل قبول همسان سازى خود داراى مشكلات بسيارى است و در مسير تاريخى خود در يك زبان يونيورسال حل خواهد شد. بديهى است كه ارزش هاى باستانى زبان ها و گويش ها بايد حفظ شود و در دوره شاه فقيد با گسترش فرهنگ سرا ها در حال انجام بود و اين نه افتخار بلوچستان كه افتخار همه ايران است.
    نكته آخر اين كه من از نظر كشاورزى و زير ساختى يك نيروى بالقوه براى آبادى ايرانم و طرح هايم مى تواند كشاورزى بيابانى مدرنى را ايجاد كند كه بازده اى به مراتب بيشتر از سرزمين هاى معتدل داشته باشد ولى آن را در شرايط تهديد سرمايه اجرايى نخواهم كرد و سيستم شما دولتى ناپايدار و تهديدى عليه سرمايه است. من اين را در ايرانى شاهنشاهى با دولتى پايدار و متمركز ايجاد خواهم كرد.
    بخشى از طرحم در يكى از دولت هاى جمهورى اسلامى مورد مطالعه قرار گرفت و پس از بررسى هاى متعدد به من گفته شد كه بهشت مى خواهى بسازى. من در ادامه متوجه مسئله تهديد سرمايه شدم و با زيركى اين گنج را از دستشان دور گردانيدم. اين طرح ها بر اساس قانون علمى و مهندسى خاصى است كه من كشف كرده ام. و هيچگاه اعلام نكرده ام و نخواهم كرد.
    تهديد سرمايه يكى از مهمترين عوامل نابودى اقتصادى و در نتيجه آن اجتماعى و سياسى يك كشور است.
    از آقاى همايون خواهش مى كنم اين مطلب را ر جمع خودشان براى آقاى دوشكى بخواند.
    با سپاس فراوان

  92. با سلام به آقاى داريوش همايون عزيز
    و عذر خواهى به دليل ارسال اين مطلب در اين جا كه براى كيهان لندن نوشته بودم و به دليل اين كه فضاى كامنت در آن جا بسيار كم است و زورمان به شما ميرسد😂😂😂، برايتان ارسال ميكنم.
    مرا نازنين ببخشيد.
    من يك بار در سخنرانى ولايتى در زمينه توسعه صنعت پتروشيمى بهمراه دوستان دانشمندم حضور داشتم.
    ولايتى در آن سخنرانى آنقدر چرنديات گفت كه دوستانم بزور جلوى خنده هايشان را گرفتند. حتى كسى كه ما را دعوت كرده بود و خود دانش معينى در زمينه صنعت پتروشيمى داشت خجل شده بود.
    من آنجا متوجه مافياى صنعت پتروشيمى شدم كه در راس آن نعمت زاده است.
    اين ها بقول خانم دكتر جيلانى عزيز ويترين است.
    از نظر علمى نسبت هزينه حقوق افراد به كل هزينه يك كار پژوهشى عملى تقريباً زير پنجاه درصد بايد باشد ولى به دليل بى توجهى و اختصاص بودجه كم و حتى چانه زنى غالباً فرد محقق از دو سوى بودجه كم كرده كه بيشتر از بودجه اجرايى پروژه كم مى گردد و در نتيجه بيشتر بودجه پژوهشى حقوق مجريان است و غالب نتايج غير قابل اعتماد و بنظرم در بيشتر موارد دستكارى شده و حتى كپى است و البته من در مواردى شاهد دستكارى نتايج توسط همكاران دانشمندم بوده ام.
    البته اساتيد دانشگاهى ايران كه من با آنان كار كرده ام حتى آنانى كه از داخل فارغ التحصيل شده اند، داراى دانش در سطح عالى و حتى مورد قبول بهترين دانشگاه هاى جهان هستند.
    اين اجبار به كار ويترينى يك دستور از بالا براى فراهم شدن داده هاى لازم براى ارائه رهبرى به داخل و جهان به منظور پيشبرد اهداف خيالى از لحاظ سياسى و ايجاد پوشش لازم بر فساد و ناكار آمدى دستگاه هاى اجرايى است.
    كاربرد ديگر اين كار ويترينى آلوده كردن سيستم دانشگاهى كشور و نابودى اعتماد بنفس است تا آنان قادر به اعتراض نباشند. و چنين است كه آخوندى آورده اند و هفته اى يك بار همه اساتيد را مجبور مى كنند كه دست از كار بكشند و بروند درس اين آخوند را گوش بدهند كه تقريباً كل يك صبح كارى يا عصر كارى را از بين ميبرد و با وجود فكاهى بودن مطالب و خنديدن اكثريت غريب به اتفاق اساتيد كسى جرائت اعتراض ندارد.
    اگر شما فعاليت هاى حتى موشكى سپاه را مورد باز بينى قرار دهيد به نكته ويترينى بودن آن نيز ميرسيد. در روش توليد قطعات دقيق لازم است ملاحظاتى صورت گيرد و پيش نيازهايى اجرا شود كه به علت فرهنگ جهادى حتى اگر دانش لازم باشد و حتى اگر تجهيزات لازم باشد از اجرايش جلوگيرى مى شود. چون اين كارها وقت گير و هزينه بر است و گاهى هزينه ها را به بيش از دو برابر افزايش ميدهد. با اين وجود محصول نهايى بايد از طريق روش غير مخرب تست و بر اساس آن به دقت طبقه بندى شود كه يا دانش و تجهيزات تست غير مخرب نيست و يا نيازى به آن ديده نمى شود.
    يعنى بطور كلى كشور روى هواست.
    در پايان روى ماهتان را ميبوسم كه اجازه ميدهيد دق و دليمان را خالى كنيم و خفه نشويم.
    اين شعر زيبا را يادم رفته است چه كسى گفته است.
    ايران عزيز خانه ماست
    ميهن، وطن ،آشيانه ماست
    از كورش و اردشير و دارا
    ميراث رسيده است ما را

    و من گفته ام

    كوه ها دارد صداى آرش و دارا و كورش
    دره ها دارد نواى جارى آبى به خانه
    گرچه بر پايند ديوانى به ناحق در زمانه
    شاد بايد زيست با هر چيز در هر آشيانه

  93. ببخشيد
    اين مطلب در ذيل مقاله سند چشم انداز كيهان لندن قرار بود كامنت شود و
    منظور از اين ها ويترين است
    سند چشم انداز ارائه شده خامنه اى است.

  94. salam agha homayon barnamei shomah har
    20 sanie ghat mishe dar enternet lotafan kari bekonid ke beshe baramaton ra kamel wa bedon inke ghat beshe did merci az zahamate shoma

  95. وقتی به این برنامه نگاه کردم بسیار عصبانی شدم و و بمن ثابت شد که تلویزونهای لس آنجلسی برای پر کردن برنامه هایشان , هر بی پدر و مادری را وطنپرست جا میزنند.
    شهرام همایون اجازه ندارد که خانواده بدنانمی را به این دلیل که یکی از اعضایش بدست آدمکشان اسلامی بقتل رسیده , آنقدر با ارزش معرفی نماید. من از نزدیک با ابراهیم زالزاده آشنا بودم و قتل او توسط ادمکشان اسلامی مرا بسیار آزرده و عصبانی کرد. عباس زالزلده و یا بقول خودش آریو زالزاده برادر ابراهیم زالزاده و خانواده اش را از قبل از انقلاب نحس اسلامی میشناسم. من از سال 1972 تا سال 1978 کاردار دفاعی سازمان دانشجوئی وابسته به کنفدراسیون جهانی درشهر گیسن در آلمان بودم. در در سال 1973 بود که سفارت شاه برای جلب دانشجویان سیاسی فعال و پاسیو کردن انها , شروع به دادن بورس تحصیلی بمبلغ 400 مارک در ماه نمود. عباس به دام رژیم افتاد و بهمین خاطر همراه با داوود….. و همایون از عضویت در سازمان دانشجوئی اخراج شدند. عباس زالزاده پس از اتمام تحصیل از شهر گیسن به شهر دیگر نقل مکان کرد و یک شرکت که برای اختراعات بود تاسیس نمود پس از چند سال او و چند نفر از دوستانش که در یک دزدی مسلحانه شریک بودند , دستگیر و زندانی شد. عباس زالزا اده ابدا” در کارهای سیاسی شرکتی نداشت و بهمین دلیل هم توانست بدون دردسری حدود 10 سال پیش برای دفن مادرش که قبلا” در المان بود و برای دیدار نوه هایش در حالیکه از بیماری کلیه رنج میبرد به ایران رفت و در حالیکه دیالیز میشد بواسطه اوضاع درهم برهم ایران با زندگی وداع کرد. دو روز قبل از پروازش من او را دیدم و به او پیشنهاد کردم که از مسافرت به ایران خود داری کند و برایش خطرناک خواهد بود ولی او رفت و دو هفته بعد خبر مرگش امد. حسین پسرسوم او و دوتا دیگر از پسرانش و دختر بزرگش شهربانو هنوز در گیسن هستند و از چهره های بدنام گیسن. عباس امروزه سلطنت طلب شده , حسین پس از مجاهد بودن , یکشبه از مسلمانی به کمونیست دو اتشه طرفدار فدائی گردیده و اکنون هم با نام امیر پرویز پویان در فیسبوک است. من رابطه بسیار نزدیکی با حسین داشتم و بواسطه لومپنی او , رابطه ام را با او قطع کردم. این خانواده ابدا” فاقد سلامت اخلاق هستند, تنها فرد این خانواده که کمی از اینجهت مستثنی بود همانا ابراهیم زالزاده بود. این خانواده بجز حسین اب اماله وار به ایران رفت و امد دارند و کاری هم به جنایات ادمکشان اسلامی ندارند. شهرام همایون بیهوده میکوشد این خانواده را سیاسی جلوه دهد الخصوص دزد و شارلاتانی مثل عباس زالزلده را. تاریخ را جعل نکنیم .

  96. شهرام خان
    تو معركه اى
    گفتارت در مورد آقاى نوريزاده دقيق و محترمانه و بنظرم درست بود.
    درسهايت را در حزب رستاخيز درست يادگرفته اى و تجربه ترا به اوج رسانده است.
    دوستت دارى
    بخاطر ايران عزيزم.

  97. در جمله دوستت دارم اشتباه تايپى انجام شد.
    ببخشيد.

  98. در باره گفتگوى كيهان لندن با آقاى كورش زعيم عضو شوراى مركزى جبهه ملى ايران
    گفتگوى جالبى بود.
    تحليل پارامتريك و احتمالى توسط سياستمداران ايرانى كم ديده بودم و از اين رو تحليل ايشان را قابل تقدير ميدانم. با وجوديكه من همه روشنفكران خيال پرداز و فاقد دانش سياسى كه از عوامل مهم نابودى شاهنشاهى ايران هستند را دشمن ايرانى و بشريت ميدانم. من در برابر علم سر تعظيم فرود مياورم.
    شايد محدوديت و تهديد هاى امنيتى موجب آن شد بگويند كه فساد نه يك پديده جانبى جمهورى اسلامى بلكه پايه هاى چنين سيستمى است.
    هر سيستمى بر پايه هاى اقتصادى معينى استوار است و نيازهاى ماديش را از آن طريق رفع و رجوع مى كند.
    آقاى اوباما در جريان مبارزه انتخاباتى اخير رياست جمهورى گفت:
    من هم پول هاى زيادى گرفته ام.
    سيستمى كه مورد تهديد سرمايه است، نيازمند آن است كه خود سرمايه را در دست بگيرد و از اين نقطه است كه فساد آغاز مى شود.
    آغاز فساد با شروع انقلاب و گذر از شاهنشاهى پهلوى آغاز شد و بنظر من حتى اگر جبهه ملى تمام قدرت را هم در اختيار ميگرفت هر چند ديرتر ويرانى اقتصاد و فساد گسترده را شاهد مى شديم.
    يادمان نرود آن چه امروز خواست ماست در نتيجه تخريب هاى همه جانبه بسيار بسيار كاهش يافته است و از اين رو درك ادعاى من براى بسيارى سخت است. شايد هموطنان جبهه ملى من و آقاى زعيم تصور كنند كه من دشمنانه برخورد مى كنم. ولى آقاى زعيم باور كنيد در خارج از اين تحليل كه از عشقم به ايران و ايرانى ناشى مى شود، من همه هموطنانم را بى نگاهى به ديدگاهايشان دوست دارم. من شاه پرستى هستم (و باور كنيد مى پرستم)كه حتى توده اى ها را هم دوست دارم و برايم خارج از ديدگاه و عملكرد سياسى ايرانى را چون جان شيرين دوست دارم و برايم طرفدار شاهنشاهى و توده اى فرقى ندارد.
    آقاى زعيم شما نه تنها با شاهنشاه فقيد بلكه با ايران و ايرانى بد كرديد. شما آرزوهاى سردارى بزرگ را نابود كرديد و بر گريه هاى مقدسش خنديديد. من از شما دلگيرم كه هنوز از درك بين سياست و روشنفكرى عاجزيد.
    شما تقريباً تمامى زيرساخت هايى را كه شاهنشاهان كبير پهلوى با جان شيرين و آرزوهاى مقدسشان ساختند، نابود كرديد.
    امروز ايران بيش از هر چيز به يكپارچكى و همت ملى براى گذر از اين شرايط بسيار دشوار نياز دارد و اين شرايط دشوار تازه پس از عبور از حمهورى اسلامى دشوارتر هم مى شود.
    شما با همه دانشى كه داريد امروز دشمن ايران و ايرانى باقى مانده ايد كه تمام قد در برابر شاهنشاه فقيد ايران سر خم نكرده و بوزش نخواستيد.
    بى شك آزادى و گستردگى و پراكندگى ديدگاهى امر مقدسى است ولى اين امر مقدس زير ساخت ماديى مى خواهد كه اصلاً وجود ندارد. زير ساخت ماديى كه شاهنشاه فقيد در حال ساختن بود و آن را رسيدن به دروازه هاى تمدن ناميده بود و شما به همه ادعاهايش خنديديد. امروز ويرانه اى بنام ايران است و از اين رو ايران عزيز من در خطر تهديد آزادى سياسى ولنگ بار است.
    تهديد ها هم اكنون آشكار است:
    فعاليت گسترده كشورهاى خارجى بخصوص عربستان كه گروهاى متعدد روشنفكران بخصوص جاماندگان درون نظام و بويژه اصلاح طلبان نامى را خريده و همراه خود كرده است و با برنامه هزينه هاى هنگفتى مى نمايد.
    تهديد روسيه و تركيه و چين
    تهديد سرمايه هاى به غارت رفتن در دست سران جمهورى اسلامى به عنوان پشتوانه بازگشت پس از سقوط كه كاملاً برنامه ريزى شده است. درست است كه آنان در اداره كشور توانمند نيستند اما بسيار باهوش و مدير توانمند ايجاد بحران ها هستند.
    برنامه خطرناك غرب براى ايجاد دولت هاى ناپايدار و در اختيار گرفتن دولت ايران به هدف ايجاد حداقل هاى لازم براى روابط بين المللى. اين شرايط را بايد مشابه نيروى ديناميك دانست ( مثال ساده شكستن مفتول آهنى با خم و راست كردن) كه وابسته به فركانس است.
    بر همه اين تهديدها بايد تجربه بسيار اندك اجرايى مسئولان آينده را افزود.
    همه اين شرايط با خرابكارى گسترده مخالفان شاهنشاه فقيد محمد رضا شاه كبير رقم خورده است.
    بياييد يك بار از كيش شخصيت بدر آييد و تمام قد در برابر شاهنشاه فقيد سر خم كنيد. اين مى تواند آغاز چرخشى اميد بخش براى درمان درهاى كشتده ايران باشد.
    باور كنيد
    باور كنيد سخنانم متعصبانه نيست. من دانشگاهيم و من در ميان شما ها زيسته ام.
    باور كنيد سخنانم از علم روز سياست حتى فراتر از آن از نظريه هايى كه با تحقيق و جستجو به آن رسيده ام حاصل شده است.
    من خيال پرداز نيستم.
    اگر خيال پرداز بودم بايد چون شما مخالف شاهنشاه فقيد بود كه با ريز نگرى پر است از ايراد.
    سياست نتيجه آرزوها نيست.
    سياست خود نتيجه است.
    اگر نتيجه سياستى بد باشد، آن سياست سراپا غلط است و اما اگرى ندارد.
    امروز بروشنى غلط بودن سياست شما در مخالفت با شاهنشاه فقيد آشكار است، اما شما هيچگاه تمام قد سر خم نكرديد و سعى كرديد خودتان را توجيه كنيد.
    باور كنيد آقاى زعيم راه رهايى شما از خيال بافى هاى قشنگ و زيبا و خطرناك براى ايران عزيز فقط از اين نقطه شروع مى شود.
    من چنين كرده ام.
    شما نيز چنين كنيد.

  99. آقاى شهرام همايون گرامى
    بايد مجداً از شما پوزش بطلبم كه مجبورم از فضاى سايت شما استفاده كنم.
    من در كامنتم در كيهان لندن توجه دادم كه مطلب كامل را در سايت كانال يك مى توانند بخوانند.
    باور كنيد
    شرمنده ام كه راهى جز مزاحمت برايتان ندارم.
    از صميم قلب آرزوى بهروزيتان را دارم
    پويا مهرفر

  100. جناب آقاى همايون عزيز
    قبل از هر چيز بگويم كه من به استاد امينى احترام مى گذارم.
    من محدوديت هاى زمان شاهنشاه فقيد را مى پذيرم ولى
    لطفاً از آقاى امينى سئوال كنيد:
    ناصرالدين شاه مشاوران را پيدا مى كرد و دعوت ميكرد يا آنان تلاش مى كردند به او نزديك شوند؟
    بنظرم اين يك نار استى در نتيجه گيرى است.
    در دانشگاه زمان شاه مثلى معروف بود كه هر مخالفى فقط نظام شاهنشاهى را بپذيرد مورد رحمت قرار ميگيرد.
    بنظرم چرايى مشكلات دوران شاهنشاهى را بايد بگونه اى ديگر جستجو كرد.
    مشكل اصلى آقاى امينى دريافت هاى پژوهشى است كه نه تنها مطلق نيست بلكه بايد مبادى سوال را باز بگذارد.
    باز بگويم اين از ارزش علمى كار هاى آقاى امنينى نىى كاهد.

    آقاى امنينى من با مدرك phd در يكى از دانشگاه هاي معتبر تهران كار پژوهشى و تدريس داشته ام و جوانان تحصيلكرده را مى شناسم.
    بسيارى از آنان ممكن است مانند شما علمى تحليل نكنند و چه بسا شما هم داراى ضعف هاى تحليلى هستيد ولى در زوايايى درست مى بينند. بخش قابل توجهى از آنان نكته سنج هستند.
    ققنوسى از اين خاكستر مداين به آتش كشيده ايران برخواهد خواست.
    باز مى گويم تحليل هاى روشنفكرى كتابى است و بايد با روش تحليلى مدلسازى تلفيق شود.
    در علم مدل سازى پيش فرض هايى انجام مى شود و مسئله حل مى شود و صحت جواب پس از دريافت مورد آزمايش قرار مى گيرد.
    فضاى تحولات تاريخى آن چنان پيچيده است كه تغيير هر فاكتورى موجب تغييرات بسيارى در فاكتورهاى ديگر خواهد شد ولى فضاى ذهن ما قادر به ديدن اين تغييرات نيست از اين رو آنان را ثابت در نظر ميگيرد.
    اين نوع نگاه تحليلى كه تغيير همزمان فاكتورها را ببينند در علم امروز هنوز نيمه ديناميك است كه بايد با كامپيوترهاى پيشرفته جواب آن را دريافت كرد و تازه انطباق كاملى با واقعيت ها ندارد ولى در اغلب موارد تا حدودى به آن نزديك مى شود و علم هنوز توانايى تجزيه تحليل تمام ديناميكى را كسب نكرده است.
    سوال آخر من كه در سوال اول مستتر است اين است:
    آيا مشاورانى كه كنار گذاشته شدند، گناهى نداشتند و گناه تنها از شاهنشاهان فقيد پهلوى بود؟
    بايد توجه كرد به نظر گروه قابل توجهى از دانشمندان و پژوهشگران مخالف محمد رضا شاه كبير او عاشق ايران بود و آرزويش پيشرفت ايران و بهبود زندگى ايرانيان.
    بيايد يك بار او را خداى آسمان ها نبينيم كه بايد پرفكت مى بود و نبود او هم انسان بود.
    بياييد يكبار نگوييم چرا او خود را تا حد خدايى مى پذيرفت و بگوييم چرا ما خود را تا حد خدايى مى پذيريم.
    من شرم مى كنم از اين همه يك سويه مردى را محكوم كردن كه نتيجه اقداماتش به پيشبردن ايرانى است كه هنوز هم بسيار توانمندتر از همسايگانش است.
    اين يك خيال نيست.
    من كار ويژه اى را براى كارخانه اى در كشور همسايه در دانشگاهم انجام دادم. آن ها مشكل صنعتى داشتند. مرا دعوت كردند تا مشكل كارخانه را حل كنم.
    آنان Msc را از دانشگاه هاى معتبر صنعتى غرب گرفته بودند. آن زمان من هم Msc از دانشگاه تهران داشتم. من حتى زبان انگليسى بلد نبودم و مشكل آن ها را علمى حل كردم. من هيچگاه چنين كارخانه اى را قبلاً نديده بودم و دعواى اوليه آن ها با من اين بود ما بيش از ده سال تجربه در اين كارخانه داريم و تو تا كنون چنين كارخانه اى را نديده اى و مى گويى حلش مى كنى و من حل كردم و به من گفتند ما عاشق اين نيروى عظيم تحصيلكردگان ايرانى هستيم.
    ما ثمره فعاليت هاى آن پدر و پسريم.
    محمد رضا شاه!
    من ترا ميپرستم و به آن افتخار ميكنم.

  101. جناب آقاى همايون
    امروز در سايت آقاى دكتر نوريزاده برنامه پنجره اى رو به خانه پدرى را نديدم.
    نگرانش شدم.
    اميدوارم كه سالم باشند.

  102. آقاى همايون گرامى
    چرا منوهاى سايت شما كار نمى كند؟
    مثلاً تماس با شما يا ارسال مقاله.

  103. آقاى همايون
    پشت سرت حرف زياده
    من نه تنها با اين ها كارى ندارم
    بلكه حتى اگر بفرض محال همه آن ها راست باشه
    و اگر فقط يك كار كرده باشى و اون اين باشه

    https://m.youtube.com/watch?v=qwYxTnao7f8

    لايق احترام و ستايش هستى
    من شما را انسانى شايسته ميدانستم و ميدانم و برايتان احترام قايلم

    خواهش من اين است هر چند گاه يك بار اين برنامه را تكرار كنيد.
    باور كنيد سخنان شما در اين برنامه بسيار ارزشمند است و براى آينده ما بسيار مفيد.

  104. شهرام جان عزيز
    از برنامه امروز شما لذت بردم
    سپاسگزارم
    من قبل از اين برنامه برنامه اى ديدم كه برايتان گذاشته ام.
    تيتر اين بود افشاگرى شما در مورد شاهنشاه كبير ايران
    تعجب كردم
    وقتى نگاه كردم ديدم ذهنيتم خطا بود.
    در كلاس درس ارتباطات (communication) در آمريكا با واژه اى آشنا شدم بنام mean thinking يا منظور خوانى. اين اشتباه ذهنى ناشى از همين روش بود كه ما ايرانيان بسيار انجام ميدهيم و روشى است براى تيترهاى گمراه كنند در ساز و كار رسانه اى.
    من در آخر برنامه شما گريستم
    من بسيار كم گريه مى كنم
    نميدانم چرا
    ولى اينجا از اندك شمارى است كه من گريسته ام.
    باور كنيد من نميدانستم امروز چنين صحبت خواهيد كرد و يا چهارم آبان است
    درود بى پايان بر شما

  105. جناب آقاى شهرام همايون از برنامه هاى خوبتان متشكرم.
    در مورد سخنرانى جناب آقاى نورو علا
    اول اين كه واژه هاى آزادى و دموكراسى بار معنايى متفاوتى دارند و خانم جيلانى به آن توجه داده اند بنظر من دموكراسى بهينه اى بين دو پديده آزادى و ديكتاتورى است و ديكتاتورى به معنى بايدها و نبايدها.
    از آقاى نورى علا بخاطر سروده بسيار زيبايش متشكرم
    و نيز بخاطر توجه به اين نكته كه سازمان هاى سياسى ديگر هم ديكتاتور بودند از ايشان متشكرم و من در اين زمينه حداقل به جهت نزديك بودن با سه سازمان توده و فدائى و جبهه ملى شاهد آن بوده ام.
    اما در مورد ديكتاتورى شاه بايد بگويم كه شاهنشاه كبير از نظر شخصيت ديكتاتور نبود ولى از نظر روش ديكتاتور بود به اين معنى كه تاريخ نويسان ذكر مى كنند بارها اتفاق افتاده كه كسى گفته نخست وزير نمى گذارد و من مى خواهم فلان كار را انجام بدهم و ايشان به او اختيار عمل داده است. او نه تنها انحصار بوجود نياورد بلكه انحصارها را مى شكست (در مورد تشكيل سازمان گسترش)
    يكى از ويژگىج هاى ديكتاتور تصحيح نكردن غلط ها در تصميم گيرى است ولى ايشان چنين نبود.
    در مورد حزب رستاخيز و چرايى دستور شاهنشاه فقيد چيزى نميدانم ولى شبه هايى و سايه هايى از درگيرى هاى جاه طلبانه احزاب آن موقع كه يك بحران سياسى بوجود آورده بود بخاطرم مى آيد.
    با همه اين وجود شرايط قبل از انقلاب بگونه اى بود كه سياستمداران وظيفه داشتند با توجه به وزن جريان هاى مختلف تصميم بگيرند:
    يك طرف شاهنشاه كبير ايران با همه قوت ها و نقصان هايش
    يك طرف گروه ها و يا احزاب و يا نگرش هايى كه آنان دنبال مى كردند
    يك طرف خمينى و طرفدارانش
    تاريخ نشان داد آنان با كاستن از وزن شاهنشاهى به پيروزى خمينى كمك شايانى كردند.
    من در خانواده مذهبى بودم و باور كنيد بسيارى از مردم از ترس غلبه روشنفكران به خمينى رو آوردند. روشنفكران جغافل بودند و خيال پرداز.
    اما در مورد آزادى
    كار ماركس يك قانون علمى شگفت انگيزى را كشف كرده است:
    زير بناى هر پديده مادى است و روبناى پديده ها معنوى
    به ديگر سخن آزادى نيازمند زير بناست.
    اين زير بنا ساختار اقتصادى يك جامعه و ميزان بلوغ اقتصاد آزاد در يك جامعه است.
    انقلاب نشان داد كه اقتصاد جامعه ما بلوغ نيافته بود و نتوانست در مقابل تخريب انقلابيون دوام بياورد.
    اين آگاهى را شاهنشاه كبير داشت و از اين رو شعارش رسيدن به دروازه هاى تمدن بود.
    اما آيا رابطه ميزان آزادى با بلوغ اقتصادى را ميدانست يا نه من نميدانم ولى ممكن است كه ايشان حس كرده باشد كه تصميم گرفت از تعدد احزاب بكاهد و تجربه سياسى را در درون يك حزب دنبال كنند.
    من بدنبال خدا نشان دادن شاهنشاه كبير نيستم ولى باز مانند گفتارهاى قبلى خود به آقاى نورى علا توجه ميدهم در يك پديده بخصوص پديده هاى اجتماعى فرض تغيير يك پارامتر موجب تغيير در پارامترهاى ديگر است و نتايج را نمى توان پيش بينى نمود.
    يعنى اگر شاهنشاه چنان نمى كرد و چنين مى كرد علم به شما مى گويد انتظار نداشته باشيد نتيجه مورد نظر شما بدست آيد.
    البنه ممكن بود به قيمت نابودى بيشتر ايران شاه ايران از انگ ديكتاتور خوردن تبرئه ميشد.
    من سياست را از اين رو بازى لحظه ها دانستنم كه پيش بينى درست نتايج با هر تصميمى غير ممكن است از اين رو سياستمداران غربى همواره منتظر تغيير تصميم خود حتى به اندازه ١٨٠ درجه هستن مثال بارزش سوريه كنونى.
    آقاى نورى اعلا
    اين پيچيدگى امر سياسى است كه با امر روشنفكرى متفاوت است.
    شاهنشاه كبير ايران يك سياستندار برجسته عاشق بود.
    او هستى خويش را فداى عشق خود ايران كرد
    و از اين رو پرستيدنى است

    من محمد رضا شاه كبير را مى پرستم و به آن افتخار مى كنم

    در مورد مذهب و چرايى اقبال مردم هنوز روشنفكران يك جانبه و نادرست قضاوت مى كنند و گوشه اى از غلط ها را آقاى نورى اعلا يادآور شدند و دقت ايشان ستودنى است.
    با تشكر بسيار از زحمات همه دوستداران ايران بخصوص شما آقاى همايون

  106. غلط هاى متن
    پاراگراف دوم نورى اعلا نوشته شده نورو اعلا
    پاراگراف نهم غافل نوشته شده جغافل
    پاراگراف ١٨ هستند نوشته شده هستن
    پاراگراف ٢٠ سياستمدار نوشته شده سياستندار

  107. من که میخوام‌ خون گریه کنم.!!!!

  108. جناب آقاى همايون
    من هم از طرف خودم زادروز و تاجگزارى شاهنشاه كبير ايران، سردار افتخار آفرين را تبريك مى گويم.
    از خانم ميرزادگى و همسر گراميشان آقاى نورى اعلا بخاطر روز كورش كبير سپاسگزارم. نيازمندى به سمبل هاى ملى اساسى است.
    به خانم ميرزادگى بگوييد چگامه اى شاعر گرانقدر ايرانى آقاى اخوان ثالث در مورد داستان بهرام يا همان فريدون سروده است و داستان اين سردار ايرانى به دوران ايران باستان برميگردد و قبل از كورش است و شيعيان آن را بنوعى كپى كرده اند و ازآن امام زمان ساخته اند. بنظرم آنان كه امام زمان ساختند اين داستان را ميدانستند و ماهرانه از آن سود برده اند. من اين شعر اخوان را بارها خواندم ولى نمى فهميدم تا اين كه اديبى اين شعر را تبيين كرد و من دانستم كه اخوان نه تنها شاعرى نغز پرداز بلكه تاريخ شناسى داناست. او به ايران عشق مى ورزيد و از اين رو مورد خشم خامنه اى قرار گرفت.
    در مورد اين كه چرا اعراب و ديگر اقوام نتوانستند بر ايران چيره شوند بايد آن را ناشى از فرهنگ طبيعى ايرانى دانست.
    داستان نوروز به دوران ايران باستان بر ميگردد و داستان عاشقانه اى است كه عمو نوروز به كمك عشق سبزه و باران ميإيد و با ننه سرما كه مانع اين عشق است مى جنگد و در روز نورز بر ننه سرما پيروز مى شود و از اينرو نوروز پيروز است. سيزده روز در تدارك جشن عروسى اين دو عاشق است روز سيزده بدر روز عروسى سبزه و باران است.
    من اين داستان را به شعرى بنظرم دلنشين و خوش آهنگ درآورده ام.
    نرم خويى و جشن هاى بسيار ايرانيان در ساليان بسيار طولانى از آنان مردمى ساخت كه متفاوت شدند و كورش در بستر چنين مردمانى پا به جهان هستى گذاشت.
    اصطلاحى است كه اگر رنگ بر بسترى بنشيند از آن تاثير مى گيرد و فامى ميدهد كه با فام همان رنگ در بستر ديگر متفاوت است. اسلام در بستر ايرانيان رنگ باخت. شاهد اين رنگ باختن نپذيرفتن تعدد زوجات توسط ايرانيان است. در مذهبى ترين خانواده ايرانى نه زن اول با دوم كنار مى آيد و نه زن دوم با اول و جامعه نيز تعدد زوجات را ناپسند مى شمارد.
    در خانواده هاى ايرانى زن جايگاهى معين داشته است و زن روستايى همواره وزنه اى در زندگى بوده و بخشى از مديريت را بعهده داشته است.
    اسلام به دليل اين كه رنگ و بوى عربى گرفت در ايران عمق نيافت و نشو و نماى علم در ايران پس از اسلام بنيادى غير اسلامى و ايرانى دارد.
    البته كشور گشايى هاى خلفاى اسلامى موجب بسط تجارت و ارتباط علمى شرق و غرب شد و اين بستر موجب شد كه ايرانيان به دليل داشتن پيش زمينه تاريخى توجه به علم گوى سبقت را از تمامى جهان در اين دوران بربايند.
    شاخصه هاى متفاوت بودن مردمان ايران زمين بسيار است و بنظرم آقاى دوشكى نه با مطالعه بلكه با توهم در اين مورد سخن مى گويد و البته متفاوت بودن به معنى برترى نيست. قوت ها و نقصان هاى خود را دارد.
    خواهش ديگر من اين است كه بحث ها را اگر ممكن است از حالت غير علمى به سوى روش علمى بكشانيد.
    روش علمى حل مسئله بنظرم شامل
    اول طرح مسئله است
    دوم توانايى ها و نقصان ها يا داده هاى مسئله است
    سوم راه حل هاست
    چهارم نتايج محتمل است.
    در مورد آينده ايران خانم جيلانى موضع درستى را مبهم بيان كرد.
    اگر از روش ذكر شده برويد نشان داده خواهد شد كه كپى از دموكراسى غربى بسيار خطرناك است.
    اگر خمينى توانست تمامى قوا را در طى چند سال تسخير كند و تركتازى نمايد، ديگران هم مى توانند با اين تفاوت كه ظاهر و مدت زمانش مى تواند متفاوت باشد.
    نكته مهمى عنوان شد كه ما بايد طبقه سرمايه دار مولد را بسازيم ولى عنوان نمى شود چگونه؟
    روى كاغذ ساده است وبقول مولانا
    آن رفيقى خانه مى جست از شتاب
    دوستى بردش سوى خانه خراب

    در پايان اين شعر مولانا مى گويد
    گفت آرى پهلوى ياران بهست
    ليك اى جان در اگر نتوان نشست

    من مدت هاى مديدى است كه به اين نكته رسيده ام ما بايد به تعاريف ها بازگرديم و طوطى وار سخنان حتى دانشمندان را تكرار نكنيم. من چندين بار اين كار را كرده ام و نتايج شگفت انگيز بوده است.
    نظريه من در مورد پديده توربولنسى يا طغيان در سيالات از اين نگاه بدست آمده است.
    ما بايد به تعاريف بر گرديم و هر چيزى را بدقت بازبينى كنيم:
    آزادى هاى سياسى چيست.
    چه كاربردى دارد
    روش هاى اجرايى آن كدام است.
    منافع و مضار آن چيست.
    اگر ما نتوانيم آن را درست تعريف كنيم و آن را امرى بديهى بشماريم ميتوانيم به خطا برويم.
    و پس از تعريف است كه مى توانيم آن را در بستر جامعه خود بسنجيم.
    هر عملى در غرب انجام شده در بستر جامعه ما رنگى ديگر خواهد داشت. اين بهمان سادگى فام رنگ است.
    با تشكر مجدد از آقاى شهرام همايون

  109. ببخشيد تاجگدارى غلط نوشته شد.

  110. اين هم از موبايل و چشم ضعيف من
    تاجگذارى درست است.

  111. جناب آقاى همايون گرانقدر
    جناب آقاى دكتر عليرضا نورى زاده بطور تلوبحى تهديد كرده است كه چرا به ايشان اعتراض شده و امثال من گفته اند كه ايشان بيشتر از ايران دوستدار عربستان است.
    با همه احترامى كه برايشان به دليل توانايى هاى علمى و تجربى وى قائل هستم و با همه احترامى كه به كشور ملوكى عربستان و ملوك و ملوك زادگانش قايلم و با علم به اين كه آقاى نوريزاده مى تواند نقش مهمى در فرداى ايران در صورت مسئوليت يافتن عاشقان با درايت سياسى براى ايجاد موازنه سياسى بين ايران و كشورهاى عرب در آينده ايفا كند، به ايشان تاكيد مى كنم كه احترام خويش را نگه دارد و زبان در كام بگيرد.
    ما عاشقان ايران تا جايى كه در توان داريم اجازه نخواهيم داد كه برنامه هاى ضد ايرانى عربستان توسط هر كس و هر شخصيت اجرا شود. با وجودى كه عربستان به شاهنشاه فقيد خيانت كرد و با برنامه ضد شاهنشاهى جهانى همكارى كرد من بشخصه حذف نظام ملوكى عربستان را به صلاح مردم عربستان و منطقه نمى بينم و اين در حاليست كه غربى ها برنامه معين و بلند مدتى براى آن دارند.
    آقاى نوريزاده!
    به شهادت سه سال پيگيرى سخنان شما، با صداقت و قاطعيت مى گويم شما جزء مهمى از برنامه عربستان عليه ايران عزيز ما هستى.و خواهش من از شما اين است كه عربستان را از اين كار منع كنيد كه بنفع عربستان و منطقه نيست و علاوه بر آن كه دليل محكمى براى عمق يافتن كينه بين ايرانيان وطن پرست و اعراب خواهد شد و نيك ميدانيد كه عمق يافتن اين كينه نفع عربستان و ايران و جهان نخواهد بود. ما بايد براى كاهش دادن اين كينه توزى بكوشيم و بستر را براى دوستى اعراب و ايرانيان فراهم تر سازيم.
    من عمق كينه اعراب را در ابوظبى ديده ام و عمق كينه ايرانيان را در ايران شاهدم.
    تفسيرهاى غلط از حمله اعراب به ايران از دوسوى مدافعان اعراب و عاشقان ايران نيز به اين آتش دامن زده است.
    من ايران پرستم و شايد شما آقاى نوريزاده عمق اين واژه را نشناسيد. مهم نيست.
    سخنان من از روى خيرخواهى براى شماست. تاريخ نام خائنبن به ايران را بسيار بد خواهد نوشت.
    با دانش و هوشى كه از شما سراغ دارم، اميدوار مى مانم كه از علقه ناگزير خود به اعراب بكاهيد تا بتوانيد خير فى مابين را ببينيد.
    با درود بسيار به عاشقان ايران عزيز كه شما آقاى همايون عزيز به ظن قوى در بلنداى آن هستى.
    و با احترام به آقاى نوريزاده كه از عشق به ايران خالى نيست.

  112. طنز من براى آقاى هاشم خواستار

    براى مراجعه به يك بيمارستان روانى كافيست يكى از همراهان مشكلات روانى حاد داشته باشد.
    درست است كه آقاى خواستار مشكلات روانى نداشته است ولى دستگيركنندگانش كه مشكلات لاينحل روانى دارند.
    باور كنيد جاى همه آن ها از مجريان و مسئولين اطلاعاتى تا قاضى درست در تيمارستان است.

  113. جناب آقاى همايون گرامى
    در برنامه گذشته با استاد امينى ذكر شد كه چرا ايرانيان موفق به احياى تمدن زيباى خود نشدند:
    آيا تصور نمى كنيد كه شيدايى روشنفكران اگرچه آمال هاى درست و زيبايى است ولى نه تنها كافى نيست بلكه مى تواند ما را به پرتگاه هاى خطرناكى ببرد؟
    نكته جالبى را استاد امينى بيان كرد.
    آمريكا اولين حاكميت نوين جهانى را با كمك جفرسون و يارانش آغار كرد او از تمدن ايرانى به كمك كتاب هاى درباره اين تمدن و كورش شاهنشاه كبير ايران الهام گرفت.
    ولى مخاطبين آقاى جفرسون نه روشنفكران كه طبقه حاكمه آمريكا و سرمايه داران كارآفرين ملى آمريكا بودند. اين نكته كليدى است كه روشنفكران آرمانى به آن توجه ندارند. طبقه سرمايه دارى نوين ملى است كه ضرورت دموكراسى را درك مى كند و اگر قدرت و قوام يابد مى تواند جامعه نوينى بسازد و از حركت آن بسوى جريان نوين تاريخى پاسدارى كند.
    مشكل اساسى ما بسيار است:
    اول آن كه طبقه سرمايه دارى ملى ما طى يك انقلاب نادانى نابود شده است.
    دوم آن كه بخش مهمى از سرمايه دارى ملى دنياى متمدن با بدست آوردن منافع بسيار در جهانى سازى سرمايه به دنبال جهانى كردن سرمايه دارى و هضم زود هنگام سرمايه دارى ملى كشورهاست. اين بخش كه قدرت زيادى در حزب دموكرات آمريكا دارد علاقه اى به حل مشكلات ملى كشورهاى جهان ندارد و برايش فقط ايجاد حداقل ها براى سود كافيست. تلاش اين گروه براى كنارآمدن با جمهورى اسلامى از اين روست.
    درگيرى بين گروهى كه آقاى ترامپ نمايندگى مى كند و دموكرات ها درست از اين اختلاف مالى ناشى مى گردد. براى دموكرات ها اقتصاد ملى آمريكا و در نتيجه آن كشور آمريكا اهميت چندانى ندارد.
    تجربه چين براى اين گروه ثابت كرده است كه مى توانند منافع ميان مدت خود را در سايه اين روند به پيش ببرند و اين براى ايرانيان بسيار خطرناك است.
    در طى زمان روند جهانى شدن سرمايه سرعت خواهد گرفت و اگر ايرانيان بخواهند نجات پيدا كنند بايد آگاهانه و دقيق بكوشند و به سرعت بنيان اين طبقه را بنا نهاده و محكم سازند. آنان بايد توجه كنند كه سرمايه دارى ملى خود را بنا نهند و گرنه توسعه سرمايه دارى ايرانى كه منافع آن در منافع سرمايه دارى بين المللى تنيده شده باشد درمان درد آنان نيست.
    ناياك و سازمان هاى مشابه آن بدين دليل درست شده است و هدف آنان ساختن كاريكاتور چين از ايران است. به دليل تفاوت ماهوى فرهنگ كار در ايران و چين اين ايرانيان هستند كه نابود خواهند شد.
    با توجه كرد كه هر گروه فعال سياسى دنبال منافع مادى معينى است.
    آقاى دكتر امير احمدى شعارهاى خوب مى دهد. ولى ايشان نه تنها پشتوانه اجرايى دولتى در ايران ندارد بلكه دارى تجربه خانوادگى دولتمردى ايرانى نيستند. دانش به تنهايى كافى نيست.
    مثالى ميزنم در زمانى كه آقاى آياكولا در فورد استخدام شد، همراه وى بهترين تحصيل كردكان آمريكا از سراسر دانشگاه هاى برتر آمريكا استخدام شدند. اما فورد برايشان يك دوره ترينينگ طولانى گذاشت تا تجربه صنعتى پيدا كنتد. اين مشكل در ميان تحصيل كنندگان صنعتى ايران شديد تر است زيرا صاحب صنعت از لزوم اين آموزش آگاه نيستند و به علت احساس كمبود نسبت به دانش آموختگان به تحقير آنان پرداخته و نتيجه آن تحصيل كردگان پس از كسب تجربه و توانمند شدن قدرت ضعيفى در مديريت صنعتى خواهند داشت مگر اين كه به كارخانه مشابه ديگرى بروند.
    اين مشكل در عرصه سياست نمايان تر و پيچيده تر است. امثال آقاى امير احمدى نيازمند درك تجربى در جريان يك حاكميت توسعه يافته است و چنين چيزى در ايران وجود ندارد. طرح هاى كاغدى بسبار خطرناك هستند چه الگو بردارى شده از كشورهاى ديگر باشد و چه انديشيده شده باشد. اين همان اختلاف امثال جفرسون با امثال ايشان است.
    در كار صنعتى نيز گاهى يك طرح كاملاً حساب شده، از نظر اجرايى غيرممكن مى شود. وقى آقاى آياكولا مدير فورد شد براى توليد قظعات جديد جلسات متعدد با حضور تمامى افراد اجرايى حتى كارگر مونتاژ برگزار مى كرد. ممكن بود كارگر مونتاژ بگويد از نظر مونتاژ اجرايى نيست. اين بخش تجربى علم است كه اغلب دانش آموختگان سطوح بالاى ايرانى آن را بى اهميت ميشمارند.
    در پايان از برنامه خوبتان تشكر مى كنم.

  114. ینی وقتی آقای امیراحمدی ! گلو شو صاف میکنه ! من یک متر از سرجام میپرم بالا !

  115. این کمونیست های هوچی مرتب صحبت از برابری می‌کنند،در آینده میخواهند بگویند :دیدید که برابری نبود وتجزیه بوجود آمد ؛عملا با تجزیه خاک سرزمین عزیزمان؛ایشان مشکل ندارند.

  116. جناب آقاى همايون گرامى
    آقاى جوادى تكليفش مشخص است.
    او در عالم هپروت كمونيستى كه تجربه تلخش را جهان پشت سرش گذاشته غرق شده.
    اما ديگران.
    آيا سياستمدارند؟
    نكته مهم اين است كه عربستان دارد پول ميريزد، مردم فقيرند و بستر براى قدرت گيرى ايادى عربستان آماده است.
    از نظر عربستان مهم حتى پرچم نيست.
    او مى داند كه نمى تواند مستقيماً نقشى در آينده ايران داشته باشد.
    او ثروت ملى ايران را به كمك اياديش مى خواهد.
    نفت، گاز و غيره.
    من مخالفتى با داشتن روابط عالى با عربستان و قطر و چين و شوروى ندارم.
    ما بايد آن نقشه را كه توسط خائنين مى خواهد اجرايى شود جلوش را بگيريم.
    بايد برنامه داشته باشيم. بايد سيستمى در نظام آينده باشد كه بتواند براى دفاع از تمامى حقوق مردم ايران كنترل مناسبى داشته باشد.
    سياست كه بازى بچه ها و يا بازى زير لحاف و روى تشك نيست. بحث جنگ منافع و حتى جنگ مرگ و حيات است.
    شما را بخدا از اين جمع بگذر.
    حيف شما نيست، با اين جماعت هپروتى به بحث بنشينى؟
    در نظامى كه آزادى باشد و كنترل نباشد قسم ياد مى كنم كه در بزنگاه ها كشورهاى خارجى توسط عوامل مستقيم و غير مستقيم و حتى ناشناس خود منافع مردم را و حتى حقوق اوليه مردم را غارت خواهند كرد.
    يك لحظه تصور كنيد همين آقاى جوادى قدرت بگيرد و تمام آزادى هاى مردم را براى رسيدن به اهداف خيالى پايمال كند، چه چيزى جلويش خواهد ايستاد. قول ايشان را مى شود قبول كرد. خنده دار نيست. به روباه گفتند شاهدت كيست؟ گفت دممم. هيچ چيز اين مردم معلوم نبست، خيال باف است، از عوامل كشورهاى چپ كراست و يا حتى از عوامل آمريكا كه بخواهد نظامى بدون كنترل لازم در كشور پياده كند؟
    ما چرا بايد چون زمان حمله اعراب به خواب برويم.
    شاهنشاه كبير خرف بسيار ارزشمندى زد و ما نفهميديم:
    كورش بخواب ما بيداريم.
    متاسفانه ما هنوز خوابيم.
    از اين جماعت بايد عبور كرد.
    نظر من مبارزه با عوامل و سرسپرده ها فقط نيست.
    نظر من مبارزه با هيچ كشورى نيست.
    نظر من طراحى نظامى است كه داراى كنترل لازم باشد.
    سپردنش به مردم، حماقتى بيش نيست.
    واى خداى من با چه جماعتى طرفيم.
    حيف شما نيست آقاى همايون عزيز.
    مولانا گفت
    دى شيخ با چراغ همى گشت گرد شهر
    كز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست.
    ….
    گفتند يافت مى نشود جسته ايم ما
    گفت آن چه يافت مى نشود آنم آرزوست.

    اى آقا!
    درياى خزر را برده اند!
    جوانانت كجا هستند؟
    مى گويد جوانان نخواهند گذاشت.
    چه ساده لوحانه حرف ميزند اين آقا!
    جوانان مهمند و علايق خوبى هم دارند ولى توانمند نيستند.
    ياد داستانى واقعى افتادم
    در ده ما سرچوپان مهمى بود كه همه چوپان ها از وى حساب ميبردند.
    روزى به او خبر داند كه بكى از چوپان ها با دخترت بر و بيا دارد.
    گفت بگذار شكمش بالا بيايد، ببينيد چه به روزش مى آورم.
    ياد حرف اين پير سياست ما افتادم.
    بيخود نيست كه در ٥٧ ملتى بر سر شاخ نشستند و بن بريدند.
    تا ما را چنين راه برانى است، خواب بر ما حرام است.
    هر دم از اين باغ برى ميرسد،
    تازه تر از تازه ترى ميرسد.
    آقاى شهرام همايون عزيز
    ترا به ايران عزيز
    ترا به كورش بزرگ
    ترا به شاهنشاهان گرانقدر پهلوى
    اين رشته را بگيريد تا معلوم شود نظام آينده بايد چگونه از اين خطرات برى باشد.
    مردم ايران راى دادند و خمينى نه نان كه سر بريد و چون ضحاك جوانان را كشت و مغزهايشان را خوراك مارهايش ساخت.
    راى مهم است ولى پس از راى چه خواهد شد مهم تر است.
    تاريخ نشان داده است كه افراد عادى نمى توانند جلوى يك فرد فاشيست بايستند، چه برسد به يك گروه با هدف ضد ايرانى.
    آنان قضات را خواهند كشت يا خريد و يا خانه نشين كرد.
    روشنفكران را نيز
    و افراد متفرق را قدرتى نيست و داستان چوب هاى دهقان است و فرزندانش.
    من نگرانم
    نگران نظام آينده كه بيش از چگونگى و رنج عبور از نظام كنونى است.
    ميترسم هم زحمت به فنا رود.
    داستان هاى ايرانى درس هاى مهمى دارد. درس سياست است.

  117. جناب آقاى همايون گرامى
    آقاى جوادى تكليفش مشخص است.
    او در عالم هپروت كمونيستى كه تجربه تلخش را جهان پشت سرش گذاشته غرق شده.
    اما ديگران.
    آيا سياستمدارنده؟
    نكته مهم اين است كه عربستان دارد پول ميريزد، مردم فقيرند و بستر براى قدرت گيرى ايادى عربستان آماده است.
    از نظر عربستان مهم حتى پرچم نيست.
    او مى داند كه نمى تواند مستقيماً نقشى در آينده ايران داشته باشد.
    او ثروت ملى ايران را به كمك اياديش مى خواهد.
    نفت، گاز و غيره.
    من مخالفتى با داشتن روابط عالى با عربستان و قطر و چين و شوروى ندارم.
    ما بايد آن نقشه را كه توسط خائنين مى خواهد اجرايى شود جلوش را بگيريم.
    بايد برنامه داشته باشيم. بايد سيستمى در نظام آينده باشد كه بتواند براى دفاع از تمامى حقوق مردم ايران كنترل مناسبى داشته باشد.
    سياست كه بازى بچه ها و يا بازى زير لحاف و روى تشك نيست. بحث جنگ منافع و حتى جنگ مرگ و حيات است.
    شما را بخدا از اين جمع بگذر.
    حيف شما نيست، با اين جماعت هپروتى به بحث بنشينى؟
    در نظامى كه آزادى باشد و كنترل نباشد قسم ياد مى كنم كه در بزنگاه ها كشورهاى خارجى توسط عوامل مستقيم و غير مستقيم و حتى ناشناس خود منافع مردم را و حتى حقوق اوليه مردم را غارت خواهند كرد.
    يك لحظه تصور كنيد همين آقاى جوادى قدرت بگيرد و تمام آزادى هاى مردم را براى رسيدن به اهداف خيالى پايمال كند، چه چيزى جلويش خواهد ايستاد. قول ايشان را مى شود قبول كرد. خنده دار نيست. به روباه گفتند شاهدت كيست؟ گفت دممم. هيچ چيز اين مردم معلوم نبست، خيال باف است، از عوامل كشورهاى چپ كراست و يا حتى از عوامل آمريكا كه بخواهد نظامى بدون كنترل لازم در كشور پياده كند؟
    ما چرا بايد چون زمان حمله اعراب به خواب برويم.
    شاهنشاه كبير خرف بسيار ارزشمندى زد و ما نفهميديم:
    كورش بخواب ما بيداريم.
    متاسفانه ما هنوز خوابيم.
    از اين جماعت بايد عبور كرد.
    نظر من مبارزه با عوامل و سرسپرده ها فقط نيست.
    نظر من مبارزه با هيچ كشورى نيست.
    نظر من طراحى نظامى است كه داراى كنترل لازم باشد.
    سپردنش به مردم، حماقتى بيش نيست.
    واى خداى من با چه جماعتى طرفيم.
    حيف شما نيست آقاى همايون عزيز.
    مولانا گفت
    دى شيخ با چراغ همى گشت گرد شهر
    كز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست.
    ….
    گفتند يافت مى نشود جسته ايم ما
    گفت آن چه يافت مى نشود آنم آرزوست.

    اى آقا!
    درياى خزر را برده اند!
    جوانانت كجا هستند؟
    مى گويد جوانان نخواهند گذاشت.
    چه ساده لوحانه حرف ميزند اين آقا!
    جوانان مهمند و علايق خوبى هم دارند ولى توانمند نيستند.
    ياد داستانى واقعى افتادم
    در ده ما سرچوپان مهمى بود كه همه چوپان ها از وى حساب ميبردند.
    روزى به او خبر داند كه بكى از چوپان ها با دخترت بر و بيا دارد.
    گفت بگذار شكمش بالا بيايد، ببينيد چه به روزش مى آورم.
    ياد حرف اين پير سياست ما افتادم.
    بيخود نيست كه در ٥٧ ملتى بر سر شاخ نشستند و بن بريدند.
    تا ما را چنين راه برانى است، خواب بر ما حرام است.
    هر دم از اين باغ برى ميرسد،
    تازه تر از تازه ترى ميرسد.
    آقاى شهرام همايون عزيز
    ترا به ايران عزيز
    ترا به كورش بزرگ
    ترا به شاهنشاهان گرانقدر پهلوى
    اين رشته را بگيريد تا معلوم شود نظام آينده بايد چگونه از اين خطرات برى باشد.
    مردم ايران راى دادند و خمينى نه نان كه سر بريد و چون ضحاك جوانان را كشت و مغزهايشان را خوراك مارهايش ساخت.
    راى مهم است ولى پس از راى چه خواهد شد مهم تر است.
    تاريخ نشان داده است كه افراد عادى نمى توانند جلوى يك فرد فاشيست بايستند، چه برسد به يك گروه با هدف ضد ايرانى.
    آنان قضات را خواهند كشت يا خريد و يا خانه نشين كرد.
    روشنفكران را نيز
    و افراد متفرق را قدرتى نيست و داستان چوب هاى دهقان است و فرزندانش.
    من نگرانم
    نگران نظام آينده كه بيش از چگونگى و رنج عبور از نظام كنونى است.
    ميترسم هم زحمت به فنا رود.
    داستان هاى ايرانى درس هاى مهمى دارد. درس سياست است.

  118. آقا از زحماتتون سپاسگزاریم .پایدار باشد و سربلند .

  119. براى همايون گرامى در بازگشت از سفر

    شوخى با خبرها

    ظريف:
    : «آمریکایی‌ها مجبور خواهند شد سیاست خودشان را تغییر دهند.»

    من:
    و به ما احترام ميگذارند ما هم هر چيزى كه آن ها بخواهند قبول مى كنيم.

    جهانگيرى:
    «به‌اعتقاد من در این دوره حیاتی دولت باید با مردم صادقانه صحبت کند … اما دولت نباید تمام مسائل نگران‌کننده را برای مردم بازگو کند …»

    من:
    صداقت رو حال ميكنى!!!

    دانشگاه آزاد:
    دختران و زنان حق پوشيدن لباس راحتى در فضاى عمومى خوابگان را ندارند.

    من:
    ترا خدا اجازه بديد. هوا سرده و سرما مى خورند. از طرفشان قول ميدم هوا كه گرم شد لباس رو درآرن با بكينى بيان.

    لاريجانى البته صادق:
    به سوء استفاده كنندگان از التهابات اقتصادى هشدار داد.

    من:
    خودشون هستند.
    آقايون توان دزدى و سوء استفادشون بالاست
    رقيب نمى خوان.
    روتون زياد بشه و بخواين كاسببيشون رو خراب كنين، دخلتون رو در ميارن.

    اردوغان:
    از تحريم هاى آمريكا عليه ايران حمايت نمى كنيم.

    من:
    بابا كلى كاسبه، ول كنه بره؟ كجا؟
    جان ننه اش نمى صرفه.
    آقاى ترامپ!
    يه چيزى به اين بچه بدين ساكت شه.

    آقاى ترامپ:
    تحريم نفت عليه ايران تدريجى خواهد بود.

    من:
    سياست همينه.
    جاييش كه كار نكرد بايد درستش كرد.
    روش سياسى حدس و خطا است نه محاسبات دقيق و ثابت.
    اما خودمونيم آقاى ترامپ.
    خود زود مى پيچى.
    دست به فرمونت خوبه.
    درسته ترمزت خوب كار نميكنه ولى خطر رو رد ميكنى.

  120. دوست عزيز با وجود امثال شما ايران نياز به هيچ دشمني نداره،،،،با يه نفر كه استراليا بود و بهش ميگفتي دكتر راجع به تحريمها حرف ميزدين،،،اون بابا حمال هم نبود،،،،من هم امريكا زندگي ميكنم و هم من و هم شما ميدوني كه امريكا و ترامپ به هيچ عنوان هزينه جنگ در النسوي كره زمين را نميتواند بجان بخرد،،،، من نميدونم اين چرت و پرتها رو اين بابا از كجاش در مياورد،،،،كره شمالي ٦٠ سال در تحريم بود و هست،،،،چه اتفاق مهمي افتاد؟ اين بابا هي ايران رو با عراق مقايسه ميكنه… يه گوسفند هم اينو ميدونه كه ايران و عراق در هيچ برهه ايي قابل مقايسه نبوده و نيست،،،،اينا فكر ميكنن ميرن ميرن ايران و به نُون و نهائي ميرسن،،،،امير احمدي رو من از نزديك ميشناسم،،،يه خالي بند رواني كه منتظره به لفت و ليست برسه،،،،هر گوساله ايي از راه ميرسه يه مانيقست از ايران اينده ميده،،،جمع كنين اين درون بازار رو،،،،،،،

  121. منظور از دوست عزيز كيست؟
    من بعنوان يك ايرانى كارى به تحريم ها ندارم.
    من به عنوان يك ايرانى جاى آمريكايى ها تصميم نمى گيرم.
    من خيلى زورم برسد به مسئولان ايران است كه عملكرد درستى ندارند و بايد در زمينه سياست بين المللى عملكردى منطقى داشته باشند و زورم نمى رسد.
    اما بعنوان يك آمريكايى تحريم بهتر از جنگ است و اگر دولت ايران تسليم شود، نتيجه اش براى آمريكا بسيار مناسبب تر از جنگ است. از نظر آمريكايى اين مشكل بايد حل شود.
    بعنوان يك ايرانى نمى توانم بين جنگ و تحريم و غيره تصميم بگيرم.
    من روابط بسيار خوب ايران با آمريكا را مى خواهم.

  122. رکسانا گنجی عزیز دختر گلم به عنوان یک ایرانی بهت افتخار میکنم و به پدر با شرفت تبریک میگم

  123. JENAB HOOMAYOON MAN KHAHESH MIKONAM AZATOON KE MARDOOM RO AGAH KONID VA HAMINTOOR AGAHI BEDID RAJEBE INKE AGHAYE TRUMP VA BOODANE ISHON CHEGHGAD KOMAK MIKONE BE NAZDIK SHODANE IRAN BE ZADI ,… KHEILI AZ IRANIYANE VABASTE BE REZHIME IRAN DAR HALE KHARAB KARDANE NAME AGHAYE TRUMP HASTAND VA AZ ONJAIEE KE JIRE KHARE REZHIME IRANAN ZEHNE AFRAD RO MIKHAN KHARAB BOKONAN BA ESHARE KARDAN BE MAVAREDI KE KAMELAN NADOOROST HAST RAJEBE PRESIDENT TRUMP.

  124. اقای همایون ما در ایران روی هاتبرد تصویر نداریم

  125. آقای همایون با درود فراوان به شما و تمامی کسانی که طرفدار شما هستند و با شما هستند و عضو ما هستیم هستند
    من الان حدود 37 ساله که در فرانسه هستم و از همه نظر این فرانسوی ها رو تجزیه و تحلیل کردم و میکنم.
    نمی دونم شما در جریان هستید یا نه? ولی چند سال پیش روحانی رو از ایران به اروپا آوردند و با او قرار دادهایی بستند که توی این قرار دادها،ایتالیا 45 میلیارد یورو، فرانسه 55 میلیارد یورو، انگلیس 55 میلیارد یورو و آلمان 50 میلیار یورو از ایران پول گرفتند. و هیچگونه توضیحی از جزئیات این قراردادها گفته نشد،
    ولی خبرنگار فرانسه گفت که درآمد ایران سالانه 403 میلیارد یورو هست.

  126. درود به شما و ملت عزیز ایران
    من نمی فهمم چرا هیچکدوم از خبر نگارها از اینکه ما الان بیش از 150 ساله که زیر سلطه فرانسویها هستیم چیزی نمی گویند? اسم پارس رو فرانسوی ها عوض کردند و گذاشتند ایران،
    اختلال و شورش در کشورمان در زمان شاه توسط فرانسویها انجام شد،
    پولهای کلان همیشه به فرانسوی ها داده شده، سربازها و قاتلهای عرب از سوریه و لبنان و فلسطین، توسط فرانسویها به ایران آورده شدند (چون همین کشورها زیر سلطه و کنترل فرانسویها هستند) و شروع به کشتار سران کشور و ایرانیها کردند، خمینی رو که در فرانسه بود فرانسویها به ایران آوردند، شاه رو فرانسوی ها وادار به ترک ایران کردند و حتی در فرانسه هم اجازه ورود بهش ندادند.
    این فرانسویها بودند که اجازه قتل شاهپور بختیار رو به آخوندها در فرانسه دادند.
    قانون مثلاً اساسی فعلی و قبلی در ایران همه از فرانسه توسط فرانسویها آورده شده.
    تمام ماشین آلات و خودرو ها که در ایران هستند فرانسوی هستند،پژو ،رنو، سیتروئن، پراید،،،،
    سیستم بانکی و اینترنتی ایران همه توسط فرانسویها نسب و وصل شده.
    سیستم جاسوسی ایران آخوندی و کشتار جمعی مردم در ایران همه از فرانسه آورده و کپی شده و انجام میدهند،
    جاسوس هایی مثل فخرآور رو میآورند برای رد گم کنی و میخواهند به مردم بقبولانند که روسها و انگلیسها این کارهارو در ایران کردند و میکنند.
    البته روسیه، انگلیس، آلمان، ایتالیا هم سهم خودشان را دارند و می‌برند.
    اکثر سران فعلی کشور و فامیلهایشان هیچکدام در فرانسه نمی روند که مبادا ایرانیان به فرانسویها شک کنند و برای رد گم کنی همه را به انگلیس و یا کشورهای دیگه میفرستند.
    چندین بار خودم شاهد بودم که دولت فرانسه برای رسیدن به یک سری اهدافش مستقیماً دولت آخوندی رو در تلویزیون و اخبار تهدید به براندازی می کرد.
    فخرآور هم یکی از جاسوس های فرانسویها هست.، این رو بی دلیل نمیگم،
    تمامی مدارکی که در اون کتابش آورده همه توسط فرانسوی ها به او داده شده و نه به گفته خودش از کتابخانه دانشگاه روسیه.
    فکر کنید و گول این حروم زاده ها رو نخورید.
    زنده باد پارس و پارسیان.

  127. جناب آقاى همايون گرامى
    چند مدتى است كه در اين انديشه هستم كه نظر روانشناسان اجتماعى در فرآيند تحليل هاى سياسى را بدانم و بنظرم اين يك نقصان در تحليل هاى سياسى است.
    بيشنهاد مى كنم كه در برنامه خودتان ميز گردى تخصصى با روانشناسان اجتماعى فراهم كنيد.
    بنظرم ايران عزيز آسيب فراوانى در زمينه روانشناختى دارد و نيز پيچيدگى شخصيت هاى سياسى گاهى چنان ساده انگارى مى شود كه تحليل هاى سياسى را با اشتباهات فاحشى همراه مى سازد.
    بنظرم جاى اين دانشمندان در كمك به تحليل هاى سياسى همواره خالى بوده است.
    من به جناب عالى احترام ميگذارم و تصور نكيد كه اين احترام ناشى از عدم شناخت و يا حدس از بعضى از زواياى پنهان شما است. البته همه آن را نميدانم و حتى نمى توانم به غلط يا درست حدس بزنم.
    اين را هم بگويم كه هر كسى زواياى پنهان شخصيتى دارد كه ايده أل جامعه نيست و حتى خود فرد نيز ممكن است از داشتن آگاه و نا آگاه آن خجالت بكشد.
    مهم برآيند شخصيتى و كارى است.
    و من شما را مثبت مى انگارم.

  128. شهرام خان
    ديروز متنى در راديو فردا ذيل خبر مخالفت هنرمندان با تحريم آمريكا نوشتم كه سانسور شد.
    چرا آنانى كه مدعى آزادى هستند، مرا بارها و بارها سانسور كرده اند و با آن كه تهديد كرده ام كه افشايشان ميكنم، كوتاه نمى آيند.
    من نوشته بودم من با تحريم مخالفم ولى
    ولى من از طرف دولت خودى كه بى خودى است سال ها تحريم شدم.
    براى پوشيدن يك لباس
    براى خوردن و نوشيدن
    براى يك لحظه خوشى
    براى دوست داشت و نداشتن
    براى داشتن كارى كه لايقش بودم
    براى پولى كه از من دريغ شد
    ولى من جاى آمريكايى نمى توانم تصميم بگيرم درحالى كه نمى توانم از خودم دفاع كنم.
    آمريكايى مى خواهد مشكلش را حل كند.
    شما همين چند روز پيش پرچمش را آتش زديد
    پاى مال كرديد
    مرگ بر آمريكا گفتيد
    هرگز فكر نكرديد اين توهين به دو ملتى هاى شما هم هست؟
    آمريكا مى خواهد مشكلش را حل كند،
    با تحريم برايش كم هزينه تر از جنگ است.
    من به جاى آن ها تصميم نمى توانم بگيرم كه چگونه مشكلشان را حل كنند.
    براى من تحريم بد است
    جنگ بد است
    نداشتن رابطه خوب با آمريكا بد است.
    اما مشكل من رژيم ايران است.
    چرا براى دردهاى ما همصدا نمى شويد؟:
    براى همه تحريم هاى مااز طرف رژيم،
    نه نه
    براى فقط داشتن يك كار براى لقمه نانى
    كه تنم را عليرغم ميل خود در اختيار ديگران نگذارم،
    نه نه
    كه كليه ام را نفروشم
    نه نه
    كه چشم و قلبم را براى زندگى خانواده ام نفروشم.
    چرا براى چنين تحريم هاى غير انسانى ترى كمپينگ نمى كنيد و يكصدا عليه رژيم فرياد نميزنيد.
    شما بسيار خوب ميدانيد، كه در شرايط آزادى هنرمندانى بسيار تواناتر از شما ظهور خواهند كرد،
    شايد اين حس نان شما را و نام شما را با پليد ترين رژيم و غير انسانى ترين رژيم جهان پيوند زده است.
    من با تحريم مخالفم
    ولى علت اصلى تحريم در كتار شماست.
    اگر زن هستيد
    اگر مرد هستيد
    ميدان دار حل مشكل درون باشيد
    به شما قول ميدهم مشكل بيرون حل خواهد شد
    ميدانم صدايم برايتان دل نشين نيست
    ولى من به اجبار با صداى شما هنرمندان
    خنديده ام
    گريسته ام
    وقت گذرانده ام
    بخاطر آن كه تحريم شده اند
    از آنانى كه لايق تر از شما بوده اند.
    دوستتان داشته و دارم
    هر چند هنرتان بهترينى كه من مى خواستم نيست
    ولى هنر خوبى است.
    صداى من را رسانه هايى كه صداى شما را فرياد مى كنند، تحريم كرده اند
    واى بر شما!

  129. شهرام همايون گرامى و عزيز
    خجالت ميكشم كه زياد مينويسم
    ولى اين كار از من بر مى آيد.
    و جاهايى كه ميشناسم از من دريغ مى كنند
    و شما تنها امكان را برايم فراهم كرده ايد.
    خاطرات زندگى من پر است از درس هاى پيش و پس از انقلاب
    كه آرام آرام مرا از شيفتگى مردم در جناح چپ به عاشقى شاهنشاه فقيد كشاند.
    من از راه دور آمدم
    با كوله بارى از تجربه خويش
    دير آمده ام
    ولى هنوز اميدى هست
    اگر نه به اين دشمنان آزادى كه فرياد آراديشان بلند است،
    به مردمى كه در جستجوى آزادى
    يك نكاه
    يك لقمه نان
    و يك لحظه خوشى هستند
    باور كنيد
    من اكنون تعجب شاهنشاه فقيد را حس مى كنم
    كه از مخالفت چپ ها گفت:
    من از آنان سوسياليست ترم.
    من اشك هاى عاشقانه اش را براى خاك وطن حس مى كنم
    چقدر نادان، ناجوانمرد بوديم!
    از شما متشكرم
    كه پژواك صداى من هم شديد

  130. با سلام اقای شهرام همایون عزیز ما سه روز در ایران ارومیه تصویر کانال یک رو نداریم اقدام کنید با تشکر

  131. با سلام اقای شهرام همایون عزیز ما سه روز در ایران ارومیه تصویر کانال یک رو نداریم اقدام کنید با تشکر یک بار هم نوشته بودم ولی تصویر همچنا ن نداریم مشکل از کجاست

  132. درود عزیزان.من چند روز ه کانال رو ندارم.خواهشا فرکانس رو محبت کنید

  133. با سلام ایا فرکانس شما در هاتبرد عوض شده

  134. اگر دیدگاه ما برای شما مهم نیست بگین وقت خود را هدر ندهیم

  135. چپها بزرگترین دشمن ایران هستند و ملت ایران هزینه سنگینی دادندد . انچیزی که ما احتیاج داریم یک اراده ملی برایه رسیدن به زندگیه بهتر و زندهگی ایده ال باید همه چی باشهد ازاذی و ققانون و اسستبدا و انتقاد د وووو اما در اندازه خودش یعنی د ارایه حد و مرز و برایه رسیدن به یک هدف خوب احتیاج به یک عزم و اراده ملی است

  136. اين گفتار در ارتباط با بخش كوچكى از گفتار جناب آقاى دكتر هازلى است كه من براى ايشان و سخنان گهربارشان ارزش فراوان قايلم.
    شناخت علمى از راه هاى متعددى ممكن است.. يك راه مرسوم آن بررسى يك سرى از داده ها بدست آمده و شناخت رابطه بين اين داده هاست كه دراصلاح علوم تجربى معادلات بدست آمده معادلات حالت ناميده مى شوند.
    براى رسيدن به معادلات حالت ضمن شناخت طبيعت پديده مورد بررسى از ضرايبى استفاده مى كنند كه اين معادله بر منحنى آن داده ها تا حد ممكن منطبق شود.
    براى يك پديده معادلات حالت متعددى ممكن است تعريف شود.
    اشكال اين معادلات اين است كه در محيط يا شرايط ديگر قابليت كاربرد ندارد و بايد براى هر محيط و يا شرايطى اين بررسى مجدداً صورت پذيرد.
    اين همان علمى است كه آقاى هازلى به آن اشاره دارد.
    من اين علم را كلاسيك ميدانم.
    من در يكى از نوشته هايم ذكر كرده ام ما نياز داريم به تعاريف بر گرديم و راه نوينى را براى شناخت علمى تعريف كنيم و حتى اگر نتوانيم معادلات فراگير را تعريف كنيم، اصول كلى حاكم بر پديده ها را بشناسيم و خود را در ميان حجم عظيم معادلات حالت گم نكنيم. گاه معادلات حالت آن چنان به يك فن تبديل مى شوند كه طبيعت پديده را رها مى كنند.
    دوست و همكار دانشمندى داشتم كه روش تدريسش همين معادلات حالت بود و براستى درسش مشكل و فراگيرىش براى دانشجويان بسيار مشكل بود و خودش نيز بسيار مطالعه مى كرد. من بارها به او گفتم كه با روش تدريسش مخالفم و او بايد فقط روش بدست آوردن معادله حالت را با ذكر چند مثال ساده به دانشجويان باد دهد و باقى را به روش هاى شناخت اصول حاكم بر پديده ها اختصاص دهد.
    غرض از اين بيان اشاره به گفتارى از آقاى دكتر هازلى است كه گفت:
    دانش اندك خطرناك است و شما يا بايد بى دانش باشيد و يا بايد دانش كافى داشته باشيد.
    آقاى هازلى با اشاره به فيلمى در زمان هاى نزديك انقلاب ٥٧ كه خانمى فرياد ميزد ما شاه مى خواهيم به گفتار فوق الذكر اشاره كرد.
    اين گفتار از همان روش بدست آوردن معادله حالت اخذ شده است.
    اين گفتار به ظاهر علمى استتنتاج شده از اين داده هاى درست است:
    ١) فردى غير آكادميك شناخت درستى دارد.
    ٢) افراد ويژه آكادميك شناختى مانند اين فرد و درست دارند.
    ٣) افراد آكادميك ضعيف شناخت نادرستى دارند.

    اين نتيجه گيرى غلط و غير علمى است و دليل آن عدم درك درست از طبيعت شناخت است.
    دستيابى به يك شناخت از راه هاى متفاوتى ممكن است:
    ١) شناخت تجربى
    ٢) شناخت با فراگيرى از ديگران يا همان دريافت علم شفاهى و يا كتابى و يا ديدارى- شنيدارى
    ٣) شناخت به واسطه رسيدن به يك منطق علمى منطبق بر پديده هاى معين و انطباق إن بر ديگر پديده ها.
    ٤) شناخت ذهنى

    پديده شناخت تجربى پايه اى ترين و ابتدايى ترين شناخت هاست كه يك فرد غيرآكادميك هم مى تواند داشته باشد.
    اين همان شناختى است كه آن بانو دارد و كاملاً علمى است. افراد آكادميك رضا شاه كبير را بيسواد ميدانند و مغلطه مى كنند كه بيسواد يعنى بى شناخت.
    رضا شاه كبير يك سياستمدار برجسته است و اين شناخت سياسى را تجربى فراگرفته است.
    انفاقاً شناخت سياسى به دليل ماهيت پيچيده و تاثير گذارى عوامل بى شمار و گذرا تا كنون چندان در علوم كتابى كلاسه نشده و بيشترين سياستمداران برجسته جهانى يا خواستگاهى تجربى دارند و يا پيش زمينه خانوادگى و هر دو از تجربه نشات مى گيرند.
    به همين دليل افراد آكادميك الزاماً شناخت درست سياسى ندارند.
    القابى مانند آقاى دكتر فلان و بهمان نشانگر ارزشمندى نظر سياسى نيست و متاسفانه در جهان سوم اين امر مرسوم شده است كه به دليل دكتر بودن فرد را صاحب نظر بشناسند.
    گاهى حس مى كنم سياستمداران جهان اول عمدى در رواج اين تفكر در جهان سوم دارند تا عوامل دست ساز خود را بر جهان سوم حاكم كنند و براحتى بتوانند آنان را مديريت كنند.
    من با همه احترامى كه به آقاى هازلى دارم ايشان را از اين اشتباهات مهلك كه در روش شناختى معادلات حالت وجود دارد بر حذر ميدارم.
    من خود با شناخت از اين غلط ها فرضيه نوينى را در دايره علمى مكانيك سيالات و جامدات و الكترونيك دارم و در كلاس هاى درسم و براى دوستان بيان كرده ام.
    مواظب دريافت هاى غلط از معادلات حالت باشيم!

    مثال ديگرى كه مى توان از اين اشتباهات مهلك زد، كتاب شاه آقاى دكتر ميلانى پژوهشگر ارزشمند تاريخ معاصر است. ايشان تا جايى كه به داده ها مى پردازد دقيق و وسواسى است ولى در نتايج از همين روش سود مى برد و چاره اى جز آن ندارد و راهى غير از آن فرانگرفته است از اين رو در بخشى از نتيجه گيرى ها دچار غلط هاى فاحشى مى شود كه ايمان درستى آن نتايج برايش محرز است.
    من كه قبلاً فيسبوك داشتم ايشان را به مناظره دعوت كردم ولى از آن جايى كه من معروف نيستم و نمى خواهم باشم يا ديده نشدم و يا برايشان سنگين بود كه با همچو منى در جدال باشند.
    بهر حال هر كسى كيش شخصيت خود را دارد و آقاى عباس ميلانى مثتثنى نيست
    من شاه پرست برايشان احترام بسيار قايل هستم و اين از نظر من منطقى است.

    جناب آقاى همايون گرامى!
    براىم خيلى مشكل است بنويسم. نوشتن در فضاى كوچك يك موبايل كه به آن بايد فضاى كوچك اپ ها را اضافه كرد خيلى سخت است. پيشنهاد ميكنم اگر ممكن است تحولى در فضاى كامنت گذارى در اپ بوجود بياوريد و مثلا” اين فضا را از زمينه مستقل كرده و در صفحه جداگانه اى تعريف كنيد.

  137. چپ ها، آزادى خواهان، انترناسيوناليست ها از اجزاى با اهميت هر جامعه اى هستند و بايد در جاى خويش ارزش گذارى شوند.
    اقبال مردم عادى به اين گروها اشتباه مهلك است و مردم بايد منافع خويش را بشناسند.
    اين شناخت دو مولفه دارد:
    اول و مهمتر از همه شانس يك ملت است
    و دوم توانايى ملى گرايان واقعى نه اسمى در اشاعه اين شناخت به مردم است.
    ملى گرايان نامى ايران ضد ملى و آزاديخواه هستند و آزادى اگر چه بسيار با اهميت ولى سازنده هيچ سيستمى نيست و اين گفتارى علمى است.
    ميزان معينى از آزادى براى كنترل هر سيستمى مورد نياز است.
    آزادى بيش از ظرفيت يك سيستم، آن سيستم را نابود ميسازد.
    درخواست چنين آزاديى بود كه شروع ويرانى ايران عزيز را در ٥٧ رقم زد.

  138. ادمین محترم ! تلوزیون روی هاتبرد قطع شده ! درسایت هم دیده نمیشود! خواستم ازطریق واتساب وصل شوم !نمیشه !!! لطفا کاری کنید .

  139. لطفا شماره واتساپ شبکه بگذارید ازروی وبسایت نمشود پیدا کرد

  140. مگر معلمان و کارمندان ! جزو طبقه متوسط نیستند.اینا ! زیربارفشار اقتصادین !چطور با حکومت دارن کار میکنن؟!

  141. درود بر همه وطن دوستان
    عزیزان لطفا” این کلیپ را ببینید ممنون
    https://www.youtube.com/watch?v=1_rl8riktUU&feature=youtu.be

  142. جناب آقاى همايون گرامى
    امروز من از آقاى دوشكى كمى خوشم آمد و علاقه ايشان را به ايران عزيز بروشنى دانستم. بنظر ميرسد كه ايشان صداقت دارند و اين بسيار براى يك فرد خوب است.
    چند نكته مهم در اين برنامه ذكر شد:
    نكته اول: سخن آقاى همايون در مورد اين كه آذربايجانى به تركيه و كرد به كردستان عراق و عرب به امارات نگاه مى كند بسيار مهم است.
    از اين رو عامل اصلى تفكر تكه پاره شدن ايران، جمهورى اسلامى است و تاكيد بر اين نكته و مطرح كردن بارها و بارهاى آن بسيار مهم است. از شما متشكرم.
    نكته دوم: شكى در صداقت آقاى شريعتمدارى نيست ولى غالباً روشنفكر وقتى وارد دايره سياسى مى شود به دليل نادانى سياسيش خائن مى شود و آقاى شريعتمدارى با اين بيانيه به مردم ايران خيانت كرده است و شكى نيست.
    نكته سوم: بايد مسايل شفاف بيان شود و سخن آقاى دوشكى درست نيست. شما هر كارى بكنيد و هر حرفى بزنيد جمهورى اسلامى راهى براى خراب كردنتان خواهد داشت. مثلاً اگر سخنى نگوييد مى گويند اين بيانيه هست ولى هيچكس در موردش مخالفتى ندارد. آقاى شريعتمدارى با اين بيانيه علناً دست به خيانت ملى زده است.
    اين فرهنگ بايد اصلاح شود كسى كه دست به خيانت زده ديگر بدرد نمى خورد. نه ايشان يك عمل بسيار اشتباه انجام داده و بايد رسماً از آن كناره گيرى كند و پوزش شفاف بخواهد. همين نه بيشتر و بر ايشان بايد فشار گذاشته شود و ماسمالى نكند. ايشان فرد ارزشمندى هستند. مگر ايران ما چند تا امثال آقاى شريعتمدارى دارد.
    سخن خانم جيلانى عزيز بسيار مهم است. اشتباه مهمى در درك واژه دموكراسى وجود دارد. بنظر ميرسد اين اشتباه عمداً توسط غربى ها در دانشگاه ها و مراكز علمى دامن زده مى شود و بطور وسيعى توسط روشنفكران جهان سوم و بويژه ايران پذيرفته شده است و آن معادل كردن دموكراسى با آزادى است.
    آزادى معادل دموكراسى نيست. در دموكراسى بايدها و نبايدها وجود دارد.
    اين عين ديكتاتورى است.
    دو بخش آزادى و ديكتاتورى با هم در دموكراسى وجود دارد.
    يعنى دموكراسى يك ساز و كار بهينه يا اپتيمم بين ديكتاتورى و آزادى است.
    نقش بخش ديكتاتورى ساختن است و نقش بخش آزادى كنترل آن است.
    هر كشورى ظرف معينى دارد و براى پويا بودن بايد بهينه اين دو را پيدا كند.
    براى بويا بودن در جهان سوم الزاما” بخش ديكتاتورى بايد قويتر باشد. اين نكته اى ايست كه روشنفكران از درك آن عاجزند و اتفاقاً مشكل ترين كار ممكن در يك كشور است. چرا كه پيدا كردن اين فضاى بهينه از روش تحليلى يا analytic ممكن نيست و بايد با حدس و خطا با روش try an erro انجام شود.
    بنابراين من با دموكراسى مخالف نيستم ولى با فراتر از فضاى بهينه مخالفم. با آزادى بيش از اين اندازه كه نتيجه اش زمينه عدم ثبات لازم سياسى كشور است مخالفم. در غرب پيشرو به شما اجازه ظهور چنين فضايى را نمى دهند و مثال هاى خانم جيلانى در مورد استقلال طلبى بيانگر چنين عملكردى است.
    نكته آخر: فدراليسم: گويا يادشان ميرود كه فدراليسم يعنى اداره مستقل مالى است. فدراليست ها مى خواهند فدرال هاى خود را با پول نفت اداره كنند و توجه به اين نكته ندارند كه درآمد نفت در فدراليسم تعلق ملى نخواهد داشت. وانگهى بخش هاى فدرالى بايد از درآمد خود به دولت مركزى نيز بدهند. اينان خر را با خرما مى خواهند. اين شيفتگان فدراليسم ادراكشان در اين زمينه به اندازه يك واژه بيشتر نيست. از اين رو اختلافات مالى منجر به تهديد فدرالها به دولت براى امتياز گيرى مالى خواهد و شد و اين تهديد، تهديد جدايى است همان كارى كه كردستان عراق و درست به همين دليل كرد.
    روشنفكران فقط شعار بلدند و در عمل كار ديگرى مى كنند و مثال واضح كشور شوروى است كه حتى اجازه انتخابات آزاد با مشاركت ايران و شورى را براى بازگشت جمهورى هاى ما نداد. اين يعنى تقلب روشنفكرانه.
    هدف غرب از تعاريف غلط از واژه هاى بسيار گرانقدرى مانند دموكراسى و فدراليسم فقط يك چيز است. فراهم كردن شرايط حداقلى براى ارتباطات بين المللى. زمينه اين سياست غرب از دو چيز ناشى مى گردد:
    اول اين كه غربى ها به تجربه دريافته اند كه مردمان جهان سوم آگاه به منافع خود نيستند و ارزش ارتباطات بين المللى را درك نمى كنند و از اين رو بايد كنترل شوند تا اين ارتباطات آسيب نبيند. اين ارتباطات براى غرب و جهان حياتى است.
    دوم اين كه براى كنترل چنين مردمى لازمست شرايطى فراهم آيد كه بتوان تغييرات لازم را در حاكميت اين كشورها در هر زمان ضرورى بوجود آورد. اين شرايط با ايجاد آزادى هاى سياسى بيش از حد لازم فراهم مى شود و به همين دليل در دانشگاه هاى خود اين روشنفكران را تربيت مى كنند و آنچنان مورد حمايت قرار ميدهند كه مورد اقبال عمومى قرار گيرند.
    براى اين كه در معرض چنين تهاجم غرب قرار نگيريم دو كار بايد انجام بدهيم:
    اول اين كه مردم ما را از منافع ارتباطات بين المللى آگاه كنيم و با وجود مخالفت با اعمال اين روش هاى غرب براى كشور خود، بر دوستى با دول غربى تاكيد بسيار داشته باشيم.
    دوم اين كه براى تشكيل دولتى ملى كه توجه اصلى آن فضاى اقتصادى و اجتماعى باشد بكوشيم و بهيچ عنوان به فدراليسم و اداره جزيره اى كشور ميدان ندهيم. بدانيم كه اين امر هزينه هاى بسيار اجرايى را تحميل خواهد كرد و مشكلات اقتصادى ما را بسيار بيشتر خواهد ساخت. ضمن آن كه درگيرى هاى بين فدرال ها خود به معضل جدى ديگرى تبديل خواهد شد.
    غربى ها به يك دليل ساده با تجزيه كشورها مخالفند و آن ايجاد فضاى بحران هاى جديد اقتصادى به دليل تحميل هزينه هاى اداره كشورى است. بخش كوچكى از اين هزينه ها سفارتخانه ها هستند. از اين رو بازى ظريف و شكننده اى با كردستان عراق كردند.
    اى تمام كسانى كه ايران را دوست داريد!
    اى تمام كسانى كه مردم را دوست داريد!
    اى تمام كسانى كه آزادى را دوست داريد!
    بياييد براى يكبار دست به دست هم بدهيم و پشت شاهزاد رضا پهلوى به عنوان شاه ايران بايستيم.
    به روح مادرم قسم مى خورم سود فراوان مى بريد.
    به روح مادرم قسم ميخورم ضرر نمى كنيد.
    خواهش ميكنم از اين لجاجت خودخواهانه و از اين حداكثر خواهى بى ثمر دست برداريد.
    مشكلات كشور ما بسيار بزرگ است.
    حل آن همت ملى مى خواهد.

  143. samire zand pesare ayatoolah khazaliye

  144. samire zand pesare ayatoolah khazaliye

  145. ye ahang ba Habib ham khonde Samir

  146. khanoome Jazmine nazareshoon ro beporsid rajebe khanoome Jazmin

  147. با درود از شما جناب همایون گرامی برای تلاش چندین ساله شما با هدف رهایی از خلافت آخوندی
    پیرو سخنان جناب اعتمادی آیا پس از 40 سال آیا زمان آن نرسیده تا کنشگران سیاسی از چپ استالینی تا راست استالینی و اسلامی و ملی مذهبی و جمهوری یا پادشاهی خواه و حتا آنهاییکه با اندیشه نان و آب و کار و شورا هستند ، به جمع بندی نهایی برسند و جبهه مشترک را با هر نامه مورد پسند تمام شخصیتهای سیاسی برای مقابله با خلافت آخوندی تشکیل دهند ؟

  148. با درود به شما جناب همایون گرامی ، با پیش کسوتی برای تلاش چندین ساله با هدف رهایی از خلافت آخوندی
    پیرو سخنان جناب اعتمادی پس از 40 سال آیا زمان آن نرسیده تا کنشگران سیاسی از چپ استالینی تا راست استالینی و اسلامی و ملی و جمهوری یا پادشاهی خواه و حتا آنهاییکه با اندیشه نان و آب و کار و شورا ….هستند ، به جمع بندی نهایی برسند و جبهه مشترک را با هر نامه مورد پسند تمام شخصیتهای سیاسی برای مقابله با خلافت آخوندی تشکیل دهند ؟

  149. با توجه به اینکه تمام سازمانها و گروه ها و احزاب غیر رسمی گشایش یافته در برون مرز، و نهاد و جنبش … از آعاز فعالیتهایشان با اندیشه و آرزو و هدف متشکل کردن پلاتفرماهای خود ، که شما تمام آنها را به خوبی میشناسید افتتاح کردند .
    همه آنها انتظار داشتند و هنوز هم دارند تا سایرین در پلاتفرم آنها با هر دیدگاهی که دارند جمع شوند. شور بختانه تا به امروز به هر دلیلی از خود محوری و خود پسندی آنها گرفته تا نفوذیهای خلافت آخوندی برای متحقق نشدن چنین انسجامی ، این هدف به سرانجامی نرسیده.
    آیا تشکیلات و پیشنهادهای جناب باقری از اقدام دیگر کنشگران متفاوت است؟
    آیا درصورت متفاوت بودن، به اندازه کافی برای برست آوردن اعتماد مردم ، بویژه کنشگران سیاسی درون و برون مرزی خود را شناساندند؟
    آیا با نفوذیهای لااقل خلافت آخوندی و یا ادامه بیماریهای روانی اجتماعی موجود در فعالان سیاسی خواهند توانست پلاتفرم خود را برای معرفی شخصیتهای مورد تایید فرهیختگانی که بتوانند لااقل بعنوان افراد مورد اعتماد خود شان انتخاب شوند، تا کاری را که 40 سال به تاخیر افتاده را آغاز کنند ؟
    با سپاس از تلاش خستگی ناپذیر شما جناب همایون گرامی

  150. جناب آقاى همايون گرامى
    بنظرم پنل سياسى شما قدم اوليه مورد قبولى براى گسترش رسم گفت و گو است ولى نظر جناب نورى اعلا بنظرم مسير پيشرفت اين كار را بيان مى كند و قدم بقدم بايد پيش رفت و اين هنر شما را برجسته مى سازد.
    در مورد جدال آقاى فروزنده بايد سخنان ايشان كاملاً احساسى است.
    مشكلى وجود دارد و آن مشكل تهديد ارتباطات بين المللى توسط جمهورى اسلامى است. جمهورى اسلامى بهر دليلى سفارت يك كشور را اشغال كرده است، ارتباط با اين كشور قطع شده است و در منطقه ضمن شعار نابودى اسرائيل دست به اقدامات تحريك آميز ميزند. اين كشور يعنى آمريكا مى خواهد اين مشكل را حل كند. اين كه چگونه آن را حل كند از طرف آمريكا اين تصميم مربوط به آن هاست و حتى اگر ما بخواهيم در روند اين تصميم گيرى دخالت كنيم، سهم ما بسيار ناچيز است. طرف ديگر اين درگيرى جمهورى اسلامى است كه در راس تصميم گيرى در كشور ما قرار دارد و ما نه تنها مى توانيم بلكه بايد در اين تصميم دخالت جدى كنيم و اين مشكل را با تصميم براى رفتار كشور خودمان حل كنيم.
    حال يككسى مانند آقاى فروزنده فقط حمله كند به تحريم ها، يعنى بخواهد براى آمريكا تصميم بگيرد چه كند. اين جاى سوال ايجاد مى كند كه آقاى فروزنده در كدام زمين بازى مى كند. البته كسانى كه از تحريم ها حمايت مى كنند نيز از اين قاعده مستثنى نيستند.
    ما وظيفه داريم فشار بياوريم كه يا جمهورى اسلامى رفتارش را با جهان عوض كند و يا اين رژيم تغيير كند، تا آسيب عواقب آن به مردم ايران نرسد.
    مخالفت با تحريم ها و يا دفاع از آن كار كسانى است كه درك غير علمى و احساسى دارند و ميتواند اين گمان را دامن بزند كه آبشخورشان در يكى از دو سوى اين مشكل بعنى جمهورى اسلامى يا آمريكاست.
    بنظرم بايد جلوى آقاى فروزنده محك ايستاد و اجازه نداد كه اين پنل را به فضاهاى گنگ بحث تحريم ها بكشاند.
    با اين وجود كار شما ارزش هاى خود را دارد.

  151. آقای همایون ! لطفا از اقای آهنگرانی بپرسید دقیقا چه حقوقی را ،تحت عنوان فدرال ! دنبال میکنند ؟! سر یکایک حقوقشان صحبت کنید. همه این حقوق از قبیل زبان ،مذهب ،تبلیغ فرهنگ واستفاده از نیروهای بومی در اداره کردستان و بلوچستان و…… دریک دمکراسی قابلیت پی گیری دارد.

  152. با درود، جناب همایون من یک کورد کرمانشاهی هستم همشهری خود شما آقا ما مردم کورد هیچ‌وقت تجزیه طلب نبودیم و نیستیم شما برید مصاحبه کاک ناصر رزازی را در برنامه به عبارت دیگر بی بی سی ببینید ایشان گفتن ما با فارس ها عمو زاده هستیم پس تجزیه طلب نیستیم بعداز آون مصاحبه دیگه هیچ وقت بی بی سی از ایشان دعوت به مصاحبه نکرد زلزله کرمانشاه به یاد بیارین توده مردم کورد آمدن کنار جاده ها و با دست نوشته های خود به زبان کوردی و فارسی نوشتن هموطن هم میهن ممنونیم دیگه ما چطور خودمون ثابت کنیم ایران برای ماست و کردستان ایران، ترکیه، عراق و سوریه برای ایران پاینده ایران

  153. جناب آقاى همايون
    از نظر من پديده روشنفكرى در ميان سياستمداران ايرانى درك نشده است.
    اين پديده ويژگى هاى معينى دارد.
    يكى از اين ويژگى ها خويش دوستى است.
    از نتايج اين خويش دوستى تكروى است.
    مثل معروفى است كه مى گويند علما چشم ديدن همديگر را ندارند.
    اين نتيجه اى از مشاهدات تجربى بسيار است كه در زمان هاى مديد حاصل شده است.
    اين خويش دوستى ناشى از عوامل متعددى است كه مهمترين آن ها عبارتند از :
    تفاوت در زوايه ديد در هر پديده
    تفاوت در منطق بررسى
    و هر دوى اين عوامل نتيجه سير اداركى فرد روشنفكر است.
    از اين رو انتظار داشتن اين كه روشنفكران متحد شوند، انتظار عبثى است.
    بر عكس روشنفكران، سياستمداران نتيجه گرا هستند. آنان به آسانى حول منافع خاص جمع مى شوند و به اهميت آن آگاه هستند. ادارك سياسى كاملاً تجربى است و فرد سياسى مى تواند ادراك روشنفكرى را در بستر ادارك سياسى داشته باشد ولى ادراك سياسى سياستمداران، ادراك روشنفكرى آنان را مديريت مى كند.
    روشنفكران ايرانى بخصوص در عصر جديد از ميان دانش آموخته هاى غربى هستند و اين افراد بخاطر زيستن در غرب با ويژگى هاى تمدن نوبن آشنا شده و شيفته آن شده اند. فضاى خالى سياستمداران يعنى نبود حد لازم سياستمدار در ايران، اين شيفتگان تمدن نوين را بسوى پذيرش مسئوليت سياستمداراى كشاند و اين در حالى بود كه آنان شناخت لازم را از پديده سياستمدارى نداشتند و علاوه بر آن به دليل ماهيت روشنفكرى خود از توانايى هاى ذاتى يك سياستمدار نيز بى بهره بودند.
    اگر به شعارها و عملكرد اين افراد بنگريد مشاهده مى گردد.كه نقش منافع ملموس در آن يا نيست و يا بسيار كمرنگ است. دليل واضح درستى اين تئورى پشتيبانى محكم همه آنان از خمينى در مقابل شاه است. اين يك اشتباه در تصميم سياسى اين افراد نيست. اين يك نتيجه گيرى روشنفكرانه از سياست است و هرگاه اين افراد بخواهند تصميم سياسى بگيرند چنين نتايج خوف ناكى دارد.
    امروز نيز يك ساست مدار دوستدار ايران كلاه خود را قاضى مى كند:
    هدفش نجات ايران است. بنا بر اين چاره اى جز بر اندازى جمهورى اسلامى ندارد.
    جمهورى اسلامى قدرتمند است و قدرت جمهورى اسلامى از اين عوامل ناشى مى شود:
    سفاكى: جمهورى اسلامى داراى نيرو هاى پايىن دستى قابل ملاحظه اى (و نه بسيار) است كه اعتقاد راسخ به اعمال سفكانه دارند و معتقدند كه جزاى خود را از خدا مى گيرند. (مانند داعش). علاوه بر آن منافع مادى نيز به آنان داده مى شود كه كشش سفاكى آنان را بيشتر مى سازد. شاه فقيد بخاطر طبيعتش فاقد چنين نيروهايى بود. در جنگ اعراب عليه ايران نيز اين عوامل از عوامل پيروزى اعراب مسلمان شمرده مى شوند.
    ثروت: جمهورى اسلامى كل ثروت ملى ايران را در اختيار دارد و از آن آگاهانه در جهت دفاع از خود استفاده مى كند و از اين رو برايش تخريب ايران اهميتى ندارد و با اعتماد بنفس عليه ايران و ايرانى فعاليت مى كند. مثال واضح اش ايستادن در مقابل حقوق ماهانه كاگران است و اهميت چندانى بدان نمى دهد.
    سازمان هاى متعدد كشتار جمعى: نيروى انتظامى و ارتش و سپاه نيروهاى مقابله اوليه در مقابل مردم هستند. جمهورى اسلامى به اين نيروها اهميت اساسى نمى دهد. نيروى كشتار جمعى اصلى جمهورى اسلامى در سازمان هاى زير زمينى سازمان داده شده اند. آنان بينهايت سفاك و بيرحم هستند. آنان فاقد هر گونه شعور و جايگاه اجتماعى هستند و از نظرها مخفى نگه داشته شده اند. احبار بسيار كمى از آن ها درز كرده است و آنان هنوز بطور جدى وارد عمل نشده اند.
    بنظر مى رسد كه سازمان هاى اطلاعاتى غرب از آنان آگاهى ازم را دارند.
    با اين توان جمهورى اسلامى يك سياستمدار به آسانى در ميابد كه تنها كارى كه مى تواند در مقابل اين نيرو انجام دهد اتحاد حول ابتدايى ترين خواست هاست. او تمام خواست هاى خود را براى آينده كنار مى گذارد و رهبرى فرد كاريزما دارى را مى پذيرد و با يك تن واحد براى هدفى اوليه و راهگشا براى فعاليت هاى آينده اش تلاش مى كند. بيشك اين شخص جز شاهزاد رضا پهلوى نمى تواند باشد.
    اما چرا چنين امرى محقق نمى شو؟ اين سوال فقط يك جواب دارد:
    اين افرادى كه خود را سياستمدار مى دانند. روشنفكرانى هستند كه هيچ صلاحيت و شعور سياستمدارى ندارند.
    اين بد شانسى ملت است. گذر از اين نحسى فقط يك راه دارد:
    از اين روشنفكران پيروى نكنيم و محكم پشت شاهزاده رضا پهلوى بايستيم.

  154. bayat beravand ma hastim

  155. bayat beravand ma hastim

  156. بايد بروند
    شعا بسيار عاليست
    ما هستيم.
    جمهورى اسلامى از همان ابتدا به حس تجربى قدرت پول را دريافت و از اين رو تلاش كرد تمام راه هاى درآمد را براى مخالفانش محدود كند و حتى ببندد و براى همراهانش همه راه هاى درآمد را باز بگذارد.
    واضح ترين مثال ها جلوگيرى از فعاليت هاى اقتصادى بهائيان ايران و مصادره اول بزرگان ايران است.
    اخراج فله اى مخالفان از كارهاى دولتى و گماردن طرفداران نادان و نالايقش در پست هاى مديريتى و استخدام افراد نالايق در كارهاى دولتى از اين ديدگاه ناشى مى شود.
    كار به جايى رسيده است كه در دانشگاه هاى كشور افراد باسواد غير وابسته كارگران علمى استادان بى سواد وابسته هستند و به جاى آن ها مقاله مى نويسند و اسم اين استادان بى سواد در اول مقاله ذكر مى شود و حتى سوال هايى كه براى اين استادان از طرف نشريات بين المللى ارسال مى شود براى پاسخ به همين استادان باسواد كارگر منقل شده و پس از نهايى شدن با ايميل استاد بى سواد ارسال مى شود تا به نام او تمام شود.
    بدين ترتيب اين استادان بى سواد مرتبه علمى دريافت مى كنند و پول و ثروت آنان نيز افزون شده و استادان بى سواد براى زندگى ناچيزى خود را مجبور به اطاعت مى بينند و اگر چنين نكنند و نتوانند مقاله منتشر كنند با عنوان ركود علمى اخراج مى شوند و اين ننگ بزرگى است كه يك استاد نمى تواند آن را بپذيرد.
    من از يكى از دوستان شنديم كه در دانشگاه آنان استادى است كه به درجه استاد تمامى رسيده و از روى نوشته هم نمى توانست مقاله اش را بخواند. او مى گفت اين استاد زبان انگليسى را در سطح بسيار عالى ميداند ولى از علم و دانش هيچ نمى داند و معروف است در دانشگاه انگلستان با قالى مدرك دكترى گرفته و بنظر دوست من زبان را هم بصورت اوليه در هند هنگام دريافت ليسانس و در اروپا در طى دختربازى هايش ياد گرفته است. او همچنين بيان كرد كه اين استاد كه اعتقادى به خدا و اسلام هم ندارد از اعضاى بسيج اساتيد بوده است.
    مافياى ثروت و قدرت آن چنان در طى چهل سال در همه جوانب ايران عزيز ريشه دوانده كه قابل توصيف نيست.
    دزدى هايى كه امروز اوج آن را ملاحظه مى كنيد با اشارات خمينى آغاز شده است و اين پديده يك امر خود بخودى نبوده است. دزدى ها كاملاً با هدف و تا حدودى برنامه ريزى شده است.
    از اين رو مخالفين جمهورى اسلامى از ثروت كمى برخوردارند. آنان از تمامى امكانات دولتى محرومند. فضاى كارى غير دولتى نيز براى آنان بسيار تنگ است. بخشى از مخالفان فرصت طلب توانسته اند با نزديك شدن با افراد وابسته امكانات رشد مالى داشته باشند ولى زندگى سياسى آنان كاملاً دوگانه است. آنان در مقاطع حساس به كمك جمهورى اسلامى مى شتابند. البته افراد محافظه كار سالمى هم وجود دارند كه تحت فشار فقط در لحظات حساس تسليم مى شوند و جمهورى اسلامى از اين حربه نيز با مهارت استفاده مى كند.
    راه چاره فقط يك چيز است.
    انحاد حول يك فرد و با خواست هاى بسيار ابتدايى:
    بايد بروند
    ما هستيم.
    اين پاشنه آشيل جمهورى اسلامى است.
    آنان بسيار ترسو هستند و بشدت از اين شعار مى ترسند. از اتحاد حول درخواست هاى اوليه كه حجم عظيم مخالفان و مردم عادى را شامل مى شود ميترسند.
    بايد بروند
    ما هستيم.
    با سپاس لراوان از شما آقاى همايون.
    با سپاس از شعار زيباى ما هستيم و بايد بروندى كه ابداع و اعلام كرده ايد.
    بايد بروند
    ما هستيم

  157. با عرض درود خدمت مهربان شهرام همایون
    استاد گرامی شما که از این حقیر بهتر واقفید که فرق اساسی بین اخلاق و خلقیات اعراب با ایرانیان در راه افتادن جنبش های سیاسی و مدنی در ” شکم گرسنه و شکم سیر” آنان میباشد . پس اگر به سیاستمداران امریکا دسترسی دارید ، خدمتشون عرض نمایید ایرانی تا شکمش گرسنه می باشد همواره در پی رفع آن میباشد تا جایی که با نواختن سیلی بر صورت خویش و سرخ نمودن آن اجازه نمی دهد که این نقیصه اش باعث رنگ باختن آبرویش شود به همین دلیل است که وقتی برای کنش های اعتراضی و… برایش باقی نمی گذارد. کاملن بر خلاف اعراب که در همان اوان گرسنگی سینه فراخ کرده و به خیابان ها میریزند. پس طرح هایی که تا کنون ریخته اند را یکجا بدور ریخته و طرحی نو در اندازند.
    با تشکر و ارادت مجدد – مهرزاد

  158. شكم سير و گرسنه
    اين حرف ها سطحى و غير علمى است.

  159. تفسير تاريخ معاصر ايران بسيار غلط بيان شده است.
    عده اى مى گويند: شكم ها سير بود.
    عده اى مى گويند: شاه گفت ديگر به چشم آبى ها باج نمى دهيم
    عده اى مى گويند: آمريكايى ها دنبال دستيابى به نفت ارزان بودند
    عده اى مى گويند: شاه ديكتاتور بود
    عده اى مى گويند: شاه دست مسلمانان را باز گذاشت و دست منتقدان را بست.
    عده اى مى گويند: شاه شخصيت هاى ارزشمند را به دليل كيش شخصيت نپذيرفت.
    واقعيت اين است كه همه اين داده ها درست است ولى اين داده ها براى تفسير تاريخ معاصر بسيار كم است و زاويه ديد هر يك از اين داده ها محدود است.
    از اين رو نتايج حاصل از اين داده ها غير علمى و احساسى است.
    تقريباً همه تفاسير تاريخى در له يا عليه محمد رضا شاه فقيد اساس علمى ندارد و بيشرين سهم آن ها احساسى است.
    جامعه ايران با تلاش دو شاهنشاه كبير پهلوى از دنياى كهنى كه در آن سير ميكرد با سرعت سرسام آورى به دنياى نوين پا نهاد. با همه برنامه ريزى براى هماهنگى جامعه با اين دنياى متمدن، لختى جامعه شكاف بزرگى ايجاد كرد و عقب ماندگى هاى آشكارى را موجب شد. اقبال روشنفكران جامعه به جلال آل احمد و شريعتى كه نماد هاى تمدن نوين را غربزده و استعمارى دانستند از اين رو حاصل شد.
    چپ هاى ماركسيست اگر چه در فلسفه مخالف مذهب بودند براى ايجاد نوعى توازن ناچاراً اخلاق مذهبى را چاشنى كردند و با موسيقى و هنرى كه در جبران اين لختى مى توانست نقش موثرى بازى كند به مقابله برخواستند و هنر متعالى را مطرح كردند. اين نگاه رهبانى چپ كاملاً بار مذهبى داشت.
    در چنين فضاى پيچيده اى گروه متنابهى از تحصيلكردگان پديدار شدند كه داعيه نقش يافتن در تصميم گيرى هاى سياسى را بدون كوچكترين توان داشتند.
    همسايگى با شورى نيز يكى از مصيبت هاى جامعه ما شد و جامعه ما را به جايى رساند كه روشنفكران شيفته آب و برق و نفت مجانى، شاه فقيد را دزد و زنباره و نوكر غرب دريافتند و اين چنين غرب را آشفته ساخته و فضا را براى از بين بردن شانس يك ملت با انقلابى بر پايه شور و جهل و تعصب آماده ساختند.
    آن چه ايران كنونى نياز دارد دانش درست درك پديده هاست:
    اراجيفى از قبيل شكم گرسنه و سير فقط ساخته ذهن نادانى است كه از خواندن و انديشيدن گريزان است.
    ما نيازمنديم كه بسيار بخوانيم و در مورد خوانده هاى خود انديشه كنيم و مصاديق متفاوت و متعدد را براى هر قضاوتى مورد ارزيابى قرار دهيم:
    اگر گفته مى شود شاه ديكتاتور بود، در مقابل آن اقدامات شاه براى آزادى زنان و اقتصاد و دانش آموختن را بگذاريم و از طرف ديگر افراد منتقد را مورد ارزيابى قرار دهيم كه آيا آزاديخواه بوده اند يا نه. واقعيت اين است كه تمام مخالفان شاه بجز افراد معدود نه جريان هاى سياسى بسيار ديكتاتور بودند. آن ها با دفاع از خمينى نشان دادند كه داعيه آزاديخواهى آنان دروغى بيشرمانه بوده است.
    ما يك شانس داشتيم. يك لانارى بسيار ارزشمند. آن را احمقانه پاره كرديم. پهلوى شانس بزرگ ما بود. جايگاه تاريخى ما آشكارا نشان ميدهد كه ما شايسته خاندان پهلوى و بويژه محمد رضا شاه كبير نبوديم.
    اما اكنون اميد ميرود كه آن نهالى كه پهلوى نشاند، از زير خروارها خاك تعصب كور و احساسات بى خردانه سر برآورد و شكوفا شود.
    باشد كه اين شانس بر ما ارزانى گردد.

  160. bayat beravand zendanyi syyasy azad bayad gardat ma hastim.

  161. this guy is an idiot, Ghasem soleimani does not care about iran, his main concern is to free Palestine and destroy Israel.

  162. رضاه پهلوی به اندازه کافی اعتماد بنفس داره که بتونه جایگاه خودش حفظ بکنه

  163. اقایه همایون درهمین سوعد کسانی هستند سیاسی هستند ولی جدایی طلب هستند و نصف این ادمها چپ هستند و مااینها رو با چشم دیدیم

  164. in aga dagigan tegitalab ast emroz be robahi shabih ast khake iran goda nashodenist humontur ke norouz az anı iranist

  165. اقایه هما یون ما کسانی داریم که طرفدار تجزیه ایران هستند ایناوجود دارند ما اینها رومیبیننیم شما نمییتونی ببینی برایه من سوال

  166. من این می خواهم بدونم الان در کردستان چه زبانی صحبت میکنند فارسی یا کردی مگه تا بهحال کسی جلوشون رو گرفته بود که شما کردی حرف نزنید

  167. این ادم اهنگری ضد منافع ملی ایران است

  168. چند هزار سال در کردستان کردی صحبت میکنند مگر کسی جلویه اینها رو گرفته که کردی حرف بزنند چرا این مضوع رو بزرگ میی کنید

  169. بنظرم منظور اين ها اين است كه تمام ادارات و تمام كارها و شايد علوم هم بزبان كردى و يا زبان هاى ديگر باشد.
    اين كه ادارات به دو زبان پيام داشته باشند تا براى مردم عادى راحت باشد منطقى است.
    اين كه زبان كردى هم در مدارس تدريس شود منطقى است.
    اما اين كه زبان علم و تدريس كردى يا تركى و يا بلوچى باشد يك شوخى است.
    اين يعنى پذيرفتن زبان رسمى ديگر كشورها.
    چون زبان تدربس علم به تركى تركيه هست با خط لاتين و زبان تدريس به عربى عراقى و عربستان هست،
    ولى اين زبان ها با گويش هاى زبانى ايرانى متفاوت است و معنى آن اين است كه ما بنوعى جدايى اين مناطق را از كشور خود بپذيريم.
    ر ساخت زبان علمى خاص اين مناطق يعنى تحميل هزينه هاى بسيار براى هيچ.
    آنان نمى دانند كه حتى حفظ زبان ملى در مقابل تهاجم مثبت زبان غلم جهانى چقدر سخت است.
    معادل فارسى بسيارى از واژه هاى علمى بار معنى لازم را نمى رساند و دانشجويان واژه زبان ملى را نمى پذيرند و همان واژه اصلى را استفاده مى كنند.
    من به استفاده از زبان ملى معتقدم ولى من هم مانند ديگران از استفاده واژه اى ملى كه مفاهيم را نمى رساند دورى مى كنم.
    من گفتم تهاجم مثبت، اين يعنى نياز نيست سرمايه ملى را براى ساخت اين واژه ها حرام كرد.
    ميزان توليد واژه هاى جديد بخاطر ابداعات و علم آن چنان زياد است كه زبان ها را بسوى يگانه شدن سوق مى دهد.
    كوتاه سخن آن كه زبان وسيله انتقال مفاهيم و همبستگى ملى است براى اين دو هدف بايد مورد توجه قرار گيرد. بقيه اهداف خيالى و موهومى است كه پرداخته سمت بيمار ذهن روشنفكرى است، بخصوص روشنفكران چپ گراى قرن نوزدهمى و بازمانده هاى آنان است.
    اين چپ گرايان جهان وطن در زبان ملى هستند و اين تناقض ناخواسته فقط اهداف آنان را براى برهم زدن انسجام ملى تامين مى كند.

  170. جناب آقاى همايون
    در طى مدتى كه پنل سياسى را دنبال مى كردم به دريافت جديدى رسيدم.
    و آن دريافت اين است:
    بيشترين ايرانيان چاره اى جز بيشتر دانستن و درست تر دانستن ندارند.
    شانس ها مى آيند و ميروند.
    اين يك ملت است كه از شانس خويش بايد بهره لازم را ببرد.
    دوره هايى بود كه گروه معدودى از برجستگان توانستند كشور را از نابودى نجات دهند و بسوى پيشرفت رهنمون كنند.
    اما اكنون به دليل نفوذ دانش عمومى در لايه هايى پايينى جامعه و كشش آنان به شركت در تصميم گيرى هاى سياسى، اكنون شرايط لازم براى تحقق نقش بسيار ويژه اين گروه از برجستگان ممكن نيست.
    و ما براى استفاده از شانس خود بايد بيشتر و درست تر بدانيم.
    ما چاره اى جز اين نداريم و گر نه مانند يك منحنى پلكانى شيب دار سقوط خواهيم كرد.
    متاسفانه روشنفكران پا به سن گذاشته ما، اگر چه داراى اطلاعات عمومى بسيارى هستند، يا به دليل تعصب يا بدليل نقش يافتن در برنامه ريزى كشورهاى بيگانه از پذيرش هر سخن درستى اجتماب مى كنند.
    مردم ما نيز بسيار بى توجه به اين دانايى هستند.
    آنان از شنيدن بيزارند و بسيار به تفريحات توجه مى كنند.
    بايد اين لختى جامعه را هدف گرفت.
    بايد به آنان هر لحظه ياداورى كرد كه بايد بسيار بدانند و درستتر بدانند و گرنه زندگى آنان در خطر بيشترى خواهد بود.

  171. خبر مهم. ****. خبر مهم

    با درود به آقاى همايون
    لطفاً در اين مورد اطلاع رسانى كنيد.
    بنظر مى رسد طى توافق كارفرما با دولت قرار است كارگران را بطريقى به سر كار بياورند و سپس بتدريج يكى يكى را به بهانه هايى اخراج كنند.
    تا بدين ترتيب به اهداف نابود كردن كارخانه و فروش زمين به عراقى ها برسند.
    پشت سر اين افراد مافياى بزرگى است كه يا خامنه اى يا سپاه و يا قوه قضائيه و يا مشتركاً هستند. اين افراد كاگزار هستند.
    خواهش مى كنم كارگران را هوشيار كنيد كه فقط دريافت حقوق و بازگشت به دولتى شدن را درخواست كنند.

  172. جناب آقاى همايون عزيز
    در عشق شما به ايران و تماميت سرزمينى اش شكى نيست.
    گفتار شما در زمينه روشنگرى ديدگاه ها هم كاملاً درست است.
    ولى از مشكلات برنامه هاى زنده اين است كه گاهى بيان نارسا مى شود.
    آهنگرى برخلاف شما كه بدون برنامه سخن آغاز مى كنيد كاملاً با برنامه آمده اند.
    ايشان حتى در جواب شما كه تمام دروس علمى را بايد فارسى بخوانند يا كردى از جواب دادن مستقيم طفره مى روند و به حاشيه مى پردازند كه زبان كردى ناتوان تر از زبان فارسى در علم نيست. اين يعنى تعصب. اين يعنى مغلطه. زبان كردى هيچگاه در بوته آزمايش زبان علمى نبوده است و از اين جهت بسيار عقب مانده تر از زبان فارسى است. من قبلاً هم گفته ام كه زبان فارسى نيز با همه غنايى كه در درازاى تاريخى بدست آورده است در دنياى امروز با چالش جدى مواجه است.
    آموزش علوم به زبان كردى يعنى اتصال به كردستان عراق كه تلاش كرده است زبان علمى هر چند با دشوارى بسازند. اين عين تجزيه طلبى و قدم بزرگى براى تجزيه است. خانم جيلانى عزيز حق دارد از اين مرد مزور عصبانى باشد.
    من ممنون شما هستم كه گونه هاى مختلف دشمنان سرزمين ايران معرفى مى كنيد.
    من كه قبلاً در مورد زبان نوشته ام اصلاً با ايشان و مواضع ايشان آشنا نبودم.
    دو چيز غلط در اين گفتارها وجود دارد كه بايد بارز شود.
    يكى همين زبان ملى است كه در همه علوم بايد تدريس شود تا يگانگى ما حفظ شود.
    و ديگر حزب سراسرى است. من با گرايش هاى مختلف حزبى مشكل ندارم ولى خزب كردى ريشه در جدايى طلبى دارد. ما كه نمى خواهيم خودمان را گول بزنيم.
    تاريخ تدوين اين احزاب را بخوانيد، درك اين نكته آسان است كه پشت اين احزاب جدايى طلبى است. آنان آشكارا دروغ مى گويند. آنان خمينى ديگرى براى مردم ايران هستند و بلايى آسمانى براى مردم ايرانى كرد زبان هستند. آنان به بهاى اقتدار خود بدبختى مردم كردزبان را مى خواهند.
    مگر در آمريكا فدراتيو حزب فلان ايالت وجود دارد و يا در ايالتى كه اكثريت اسپانيايى زبان (كاليفرنيا) هستند زبان علمى زبان اسپانيايى است.
    اگر مى خواهيد ارزش زبان را بدانيد از اين نادان سوال نكنيد، يك زبان شناس دعوت كنيد. من سخنان زبان شناسان را شنيده ام.
    اتحاد ما ريشه تاريخى دارد. ما پادشاهان كرد داشته ايم كه زبان ملى اشان زبان فارسى بوده است.
    در اروپايى كه آهنگرى از آن مى گويد ريشه آن در تاريخ اجبارى تكته تكته شدن و مرزبندى است و آن كشورها مجبور هستند كه چنين كنند و گر نه چرا بقول خانم جيلانى فرانسوى ها چنين نمى كنند. مى دانيد چرا؟ چون آنان ارزش زبان ملى را براى حفظ يك پارچگى درك مى كنند و اتفاقاً فرانسوى ها نسبت به حفظ زبان متعصب هستند. فرانسه اى كه مهد دموكراسى است.
    براى روشنگرى در اين برنامه ها بايد تخصصى تر و حرفه اى تر عمل كرد. اهريمنانى مانند آهنگرى كه ممكن است دست آموز دشمنان ايران باشند سال هاست كه سخنان خود را مرور كرده اند و بايد با سلاح علم در مقابلشان ايستاد و همه ما دارى چنين علمى نيستيم.
    در مورد هند ايشان مثال زدند. برويد بخوانيد زبان علم و زبان واحد در هند انگليسى است و ايشان مغلطه مى كند. رندانه مى گويد برويد كردى ياد بگيريد. مگر ممكن است؟ در هند ممكن است إن همه زبان را فرا رفت؟ يكى از معضلات بزرگ هند اين پراكندگى زبانى است. اين توانايى نيست.
    خانم جيلانى عزيز
    تمام قد در مقابلت سر تعظيم فرود مى آورم و به عشقت به ايران افتخار مى كنم.
    اگر امثال شما نباشيد با اين دشمنان مردم ايران، (همه مردم كردستانى و بلوچ و آذرى و گيلانى و مازندارنى و تركمن و خراسانى و اصفهانى و يزدى و بوشهرى و عرب و سيستانى و شيرازى و كرمانى و خوزستانى و لرستانى و كرمانشاهى و بختيارى و قشقايى و … ) چه بايد كرد؟
    خواهش من اين است بمانيد.
    ممنونم آقاى دوشكى. از شما هم خواهش مى كنم بمانيد.
    ما مشكلات بزرگى داريم. بايد با تكيه به ملى گرايى خود اين مشكلات را حل كنيم و گرنه در اين مشكلات غرق خواهيم شد.
    آقاى همايون گرامى
    خمينى نتيجه دو پديده بود
    يكى مغلطه كه بايد با دانش با آن مواجه مى شديم. و درست مى گوييد.
    و دومى كه مهمتر از اولى است تغيير مواضع در اثر احرايى نبودن شعارها و اهداف.
    افرادى مانند آهنگرى شعارهاى غير اجرايى مى دهند كه از مغلطه هم خطرناك تر و نتيجه اش جنگ هاى داخلى است. مگر تنش هاى موجود در مياندوآب را نمى دانيد؟ در مورد كردهاى رود ارس چه ميدانيد؟
    كاملاً حق با خانم جيلانى است.
    خانم جيلانى
    آقاى دوشكى
    در مقابل اين اهريمن آقاى همايون عزيز را تنها نگذاريد.
    آقاى همايون حق با شماست ما بايد اين انديشه ها را بشناسيم و درست بشناسيم ولى دشمنان آن چنان مشغول ساختن انديشه هاى پوچ و بى ارزش و غير اجرايى هستند كه گمان آن ميرود كه ما را سرگرم در اين بازى ها كنند. ما بهتر است به رئوس مطالب انديشه هاى انحرافى بپردازيم و از اهميت بخشيدن به افراد بى مقدارى چون آهنگرى پرهيز كنيم.
    براى شناخت درست نيز متخصص لازم است. زبانشناس براى زبان، جامعه شناس و تاريخ شناس براى مثال از جوامع اروپايى.
    بهتر است در مورد بلژيك و اتريش و سويس از فردى مطلع سوال كنيد.

  173. جناب آقاى همايون گرامى
    در كامنت هاى قبلى از شما درخواست كردم از روانشناسان اجتماعى براى تجزيه و تحليل مسايل سياسى استفاده كنيد.
    بنظرم جامعه ما در گير مسايل ويژه ايست كه بسيار خطرناك تر از مسايل سياسى و اقتصادى است.
    يكى از اين مسايل سكس است.
    ظاهر اين قضيه عمل به مسايل اسلامى و ايجاد حجاب و عفاف است. اين قوانين اسلامى ناسازگار با جهان امروز و از جمله ايران امروز به يك مشكل بزرگ اجتماعى انجاميده است. و آن مشكل عدم تعادل روانى جامعه در سكس است. بدليل شرايط حاكم بر جامعه و نبود آزادى هاى اجتماعى سكس به معضل بزرگ اجتماعى تبديل شده و حتى مى تواند به حركت هاى سياسى اجتماعى بزرگ براى نابودى اين قوم تبهكار بيانجامد.
    كمك از روانشناسان اجتماعى در بيان و تحليل اين مشكل اهميت اساسى دارد. سريال تجاوز به كودكان كه قادر نيستند از خود دفاع كنند نتيجه همين سياست حجاب و جداسازى در ايران است. بيان هايى مانند پاكدامنى بيان هاى انتزاعى هستند كه از يك ذهن منفرد و غالباً بيمار براى دلايل حجاب ارائه مى شوند.
    اين مشكل سال هاست به درون خانواده ها رسوخ كرده است و علت آن ناسازگارى عميق حجاب با زمانه است.
    جامعه ما عميقاً بيمار سكس است. اين به آن فرد و اين فرد مربوط نمى شود و بسيارى از مردمان ما كه خود را كنترل مى كنند تا آبرويشان حفظ شود از نظر روانى بيمار سكس هستند.
    اين بيمارى يكى از ثمرات جمهورى اسلامى و يكى از مشكلات بزرگى است كه آينده ايران را تهديد مى كند.
    زنان و مردان ايرانى سكس خوبى در خانواده ندارند و در خانواده هاى مذهبى اين فشار بيشتر است.
    كودكان بى دفاع آسيب پذيرترين بخش جامعه هستند و بسيارى از اين تهاجم ها به كودكان پنهان ميماند چرا كه مسئولان جمهورى اسلامى ميدانند كه اين اتفاقات دليل روشنى بر غلط بودن اعمال قوانين اسلام بر جامعه است.
    خواهش من اين است هر چه سريعتر از روانشناسان اجتماعى دعوت كنيد و ميز گردى را براى تجزيه و تحليل مشكل سكس در خانواده ها و اجتماع ايرانى ًبرگزار نماييد.
    توقع من از شما بسيار است ولى باور كنيد چاره اى ندارم.
    با تشكر فروان از استاد عزيز شهرام همايون دوست داشتنى.

  174. سلام از یوتوب و …خود ارشیو تلویزیون

  175. جناب دکتر فقط من و من میگوید . در هر دقیقه ایشان 3 بار میگوید من . دکتر؟؟؟؟!!!!!!!!!

  176. جناب آقاى همايون
    بنظرم آهنگرى صادقانه گفت و گو نمى كند.
    يكى از مثال هاى عدم صداقت آهنگرى را مى توان اين بيان ايشان دانست.
    او با اشاره به سخنان آقاى دكتر هازلى مى گويد:
    چگونه شما قبول داريد كه كردستان عراق گروه مسلح داشته باشد ولى ما نه.
    در حالى كه آقاى دكتر هازلى قبلاً بيان كرده اند كه از استقلال كردستان عراق حمايت مى كنند و مسلح بودن را براى همين مى خواهند.
    آهنگرى بسيار مزورانه آقاى دكتر هازلى را به عرب ستيزى متهم مى كند. در حاليكه آقاى هازلى بروشنى بيان كرده است كه من با فلان گروه ضد ايرانى كارى ندارم. مواضع اين گروه ضد ايرانى كه به اعتراف آقاى نوريزاده هم از گروه هاى ضد ايرانى است و طرافداران اندكى دارد، بسيار روشن است.
    آقاى همايون گرامى
    تلاش شما از نظر تئورى درست است
    ولى
    مى گويند خوابيده را مى شود بيدار كرد ولى كسى كه خود را به خواب زده است نمى توان بيدار كرد.
    به آهنگرى از قول من هم بگوييد:
    من اجازه نمى دهم كه كردستان بسوى فدراتيو برود و با علم به اين كه در عمل در شرايط ايران و احزاب كردى فدراتيو يعنى جدايى من تمام قد در برابرشان مى ايستم با وجوديكه به مردم ايرانى كرد زبان بى نهايت علاقمند هستم.
    عامل اصلى عقب ماندگى مردمان كرد ما همين گروه وابسته به شوروى سابق بوده است.
    در دوران جنگ عراق عليه ايران همين ها برابر مدافعان سرزمين ايران ايستادند و كمين هاى آنان بسيارى از سربازان ايران را به كشتن داده است. در يكى از جبهه ها سه گروه در مقابل ما بودند:
    سربازان عراقى
    مجاهدين
    اين گروه هاى ضد ايرانى و ضد كرد بنام كرد.
    كردستان يكى از زيبا ترين مناطق ايران است كه به دليل نا امنى همين گروه هاى دست پروده شورى سابق از امكان گردشگرى محروم شده است.
    اگر جمهورى اسلامى را ضد كرد بدانيم ( مگر ضد ديگر مردم نيستند؟ و ساحل هاى زيباى شمال را ويران نكردند و با هزاران زبان به توهين و تهييج مردم شمال ايران عليه گردشگرى اقدام نكردند؟) دوران پهلوى از اين انگ برى است و شاهد آن وجود افسران رده بالاى كرد در ارتش شاهنشاهى ايران است.
    من در دوران جنگ هم در كردستان و هم در جنوب بوده ام. در ميان هر دو اين گروهاى قومى مردمانى بودند كه با صدام همكارى كردند و عليه سربازان ايرانى اقدام كردند در حاليكه اكثريت مردم اين مناطق با جان خود از مرزهاى كشور دفاع كردند.
    از آهنگرى سوال كنيد روش عملكرد شما در كردستان چگونه است؟
    چرا از مردم روستايى گروه هاى شما باج طلب مى كنند؟
    آيا رفتار شما آزاديخواهانه است؟
    بسيارى شايد با عملكرد شما در كردستان آشنا نباشند.
    آقاى همايون
    مردم كرد ايرانى در دو لبه قيچى گرفتارند. يكى جمهورى اسلامى و يكى همين گروهاى ضد كرد به نام كرد. آنان فقط و فقط منافع گروهى خويش را دنبال مى كنند و برايشان سرنوشت مردم كردستان هيچگونه اهميتى ندارد.
    باور كنيد اگر در شرايطى مردم كردستان به اين گروه ها اقبال كنند به سرنوشت دردناكى گرفتار خواهند شد.
    ما ايرانيان وطن پرست بهيچ عنوان حاضر نيستيم كه اين گروها سرنوشت كردستان را رقم بزنند و اين يعنى جنگ.
    ايران جاى تعارف ندارد. اين ها بايد كاسه كوزه خودشان را جمع كنند. كوتاه نمى آييم. چون ميدانيم كه اينان دشمنان مردم ايران هستند و انترناسيوناليست هاى ترسو و بى مقدارى هستند كه مى خواهند با تزوير و دروغ خود را مقبول جلوه دهند. اينان ريشه در كمونيست دارند و دشمن ميهن ما هستند. آنان بايد در احزاب سراسرى ايران ادغام شوند و گرنه گوش شنوايى براى سخنان اينان وجود ندراد.
    آن روى پذيرش فدراليسم هم جنگ است. مردم آذربايجان در مناطق متعددى تضاد منافع دارند.
    شما كه نمى توانيد من تحصيل كرده را قانع كنيد، چگونه مى خواهيد مردم عادى آذرى را قانع كنيد؟
    منافع قومى و اقليمى شوخى بردار نيست. من تجربه آن را در ميان مردم گيلان دارم. مردمى آرام كه به يكباره براى منافع اقليمى به مردمى وحشى بدل مى شوند.
    اگر جنگ قومى در گيرد، دولت مركزى طرف كداميك را خواهد گرفت؟
    شايد مى گوييد يك دادگاه.
    اين ها حرف روشنفكرى و نشدنى است.
    مردم نمى پذيرند.
    آقاى همايون گرامى!
    جاى بسيار بدى رفته ايد.
    تماميت ارضى ايران شوخى بردار نيست.
    و من ميدانم كه شما عاشق ايران هستيد ولى از اين شوخى خطرناك فاصله بگيريد.
    در پايان به شما اشاره ميدهم كه رفتار جهانى كشورهاى غربى و در راس آن آمريكا با كشورهاى جهان مطابق قوانين داخلى آنان نيست.
    ميدانيد چرا؟
    چون شدنى نيست.
    اين عاشقان ظاهرى دموكراسى غربى يا نمى دانند و يا خود را به ندانستن ميزنند.
    آهنگرى دشمن مردم ايران است و از اين رو من ايشان را آقا خطاب نكردم.

  177. جناب آقاى همايون
    در جواب شما كه گفتيد ما بايد در مقابل جمهورى اسلامى متحد شويم و سخن درستى است بايد بگويم ما مردم ايران بايد متحد شويم و گرنه ما براى رهايى از دست جمهورى اسلامى نمى توانيم به دامان جدايى طلبان پناه ببريم.
    انحاد خوب است ولى در ميان مردم و براى منافع مردم.
    ميزان طرفداران هم دليل نمى شود.
    مگر خمينى نداشت؟
    مگر همين گروها عليه شاه فقيد با خمينى همدست نشدند؟
    ما هستيم
    بايد بروند
    در مورد غلط هاى املايى هم بايد بگويم :
    من خسته از سر كار مى آيم و با چشمان نيمه باز و خسته مى نويسم.
    باور كنيد گاهى كلمات را بزحمت مى بينم.
    آن هم نه با لب تاپ يا كامپيوتر بلكه روى صفحه كوچك موبايل.
    انتظار داريد غلط املايى نباشد.
    يادم رفت بگويم:
    من وقتى در مرزهاى ايران در كردستان بودم،
    همه گروه ما دوستدار مردم كرد بوديم ولى اين گروه ها برايمان كمين مى گذاشتند تا ما مدافعان ايران را بكشند.
    در حمام سر ميبريدند.
    در جاده كمين مى كردند.
    براى خود گمرك باز كرده بودند و يكى از خطرناك ترين جاها گمرك دموكرات ها بود.
    دموكرات خنده دارترين نچسب ترين كلمه براى اين گروه است.
    اما من هيچگاه از عشق به مردم كرد نكاستم.
    من اين مردم را با سنت هاى به يادگارمانده از ايران باستان مى ستايم.
    اين مردم جنگاور كه پاسدار تاريخى مرزهاى شاهنشاهى ايران بوده اند.
    چگونه مى توانم اين گروه هاى دشمن ايران را با اين مردم هم راستا ببينم؟
    نمى خواهم حتى تصور كنم كه مجبور خواهم شد در برابرشان بايستم.
    تاريخ گاهى نامرد است.
    به آهنگرى بگوييد:
    سخنش را شنيدم. از ديدگاه من سخن و گفتارش ضد ايرانى است. در مقابلش با تمام قدرتم مى ايستم.
    من نيازى به اتحاد با دشمنى چو او براى غلبه بر جمهورى اسلامى ندارم. همچنان كه اين مدعى در شرايط بسيار بد مردمان ايران آرام منتظر فرصتى است.
    او اگر علاقه اى هر چند اندك به مردم كرد دارد، سخت انديشه كند و باور و راه تغيير دهد و آينده اين مردم را سخت تر از آن چه هست نسازد.
    آقاى هازلى شرايط منطقه را براى كردها با دقت يك استاد نكته سنج بيان كرد. اگر آهنگرى علاقه اى به مردم كرد دارد بايد بسيار از اين سخنان بياموزد و بترسد كه راه بسيار خطرناكى برگزيده است.
    آقاى همايون از شما ممنونم كه مرا از نظرات ايشان آگاه كرديد.

  178. جناب آقای همایون درودبر شما
    در منظره بین آقای آهنگری و هازلی
    برنده بحث آقای آهنگری بود
    ایشان چهرچوب بحث رو بسیار محترمانه و ماهرانه رعایت کرذند
    درحالی که آقای دکتر هازلی مثل یک محصل کم سن و سال با پریدن در میان صحبت و بکار بردن واژانی غیر ایرانی و تکرار مکررات و حقنه این که ایشان مشقشو نوشته و بلده نه جوابی به آقای اهنگری داد و نه منِ شنونده رو به خودش جذب کرد

    این بحث فدرال و عدم تمرکز مرا یاد بحث دوتا آخوند در صحن حرم انداخت که ساعتها سر اینکه ماهیی که حضرت یونس را خورد نر بود یا ماده بحث گرامر و معنای واقعیه واژکان تازی و خلاصه هیچ در هیچ میکردن

    در حالی که گرچه آقای اهنگری عکس مار رو کشید ولی بسیار کوبنده دهان آقای دکتر را در مورد چرا اکراد مسلح هستند رو بست
    با تشکر

  179. آقاى همايون
    طى امروز در مورد سخنان آهنگرى فكر مى كردم.
    نكته جالبى ايشان در دفاع از تمايل اين گروه عرب به استقلال طلبى بيان كردند كه مى تواند جهت گيرى ديدگاهى ايشان را توضيح دهد.
    نقل به مضمون ايشان گفتند كه علت استقلال طلبى اين گروه ظلم هايى است كه شده است.
    اين حرف نادرست دقيقياً ماهيت اين گروه ها را نشان ميدهد.
    يعنى اين گروه ها خودشان را ايرانى و مدعى حق و حقوق ايرانى نمى دانند و دنبال حقوقشان چون يك ايرانى نيستند و اگر كسى ايران را در خطر بيندازد از آن دفاع نمى كنند، چرا كه حقوقشان ضايع شده است. يك ايرانى چنين نمى كند. او حتى اگر حقوقش ضايع شود از ايران دفاع مى كند. اين تفاوت كسى است كه خود را ايرانى ميداند و آن كه خود را در صورتى ايرانى ميداند كه منافعش تامين شود.
    از اين رو او دنبال استقلال ميرود اگر حس كند منافع بيشترى در آنسو بدست مى آورد.
    خواهش من اين است كه اين نكته را به آقاى دكتر هازلى نيز انتقال دهيد.

  180. سالروز آغاز بكار تلويزيون كانال يك مبارك
    آقاى همايون
    من تماشگر حرفه اى برنامه شما شدم و چون وقت كافى ندارم متاسفانه تلويزيون ناى ديگر را بندرت ميبينم.
    گوناگونى برنامه شما از اين رو برايم كمى جبران كننده بنظر مى آيد.
    تبريك و آرزوى موفقيت براى خودتان و اهدافتان.
    بگويم كه پيام تبريك شهبانوى گرانقدر را كه شنيدم يادم آمد كوتاهى كردم.
    دلم مى خواست در برنامه شما باشم ولى دست من كوتاه و خرما بر نخيل بود. من همسايه شما نتوانستم.

  181. جناب آقاى همايون
    با تشكر از شما براى معرفى برنامه مهستان براى شنيدن سخنان آقاى طبرزدى.
    اول تشكر از ايشان براى دفاع تمام قد از تماميت ارضى ايران عزيز.
    دوم
    مسئله زبان:
    آيا زبان فارسى مورد تهاجم و ظلم واقع شده يا عربى و ديگر زبان ها.
    آيا اين همه واژه هاى عربى و تركى و غيره نتيجه سلطه فارسى زبان ها بوده است و اين ظلم تاريخى فارسى زبانان بوده؟
    آيا اين كه زبان فارسى از توانايى خاصى برخوردار است كه مىتواند برترى خود را در ميان زبان هاى مهاجم حفظ كند، بايد محكوم شود؟ يا بايد بطور مصنوعى زبان هايى توليد شوند تا گروهى از روشنفكران را ارضاء كند.
    آيا آذربايجانى كه مهد زرتشت است زبانش را تغيير دادند، تهاجم تاريخى فارس زبانان است.
    من از شما خواهش كردم كه زبانشناسان را بياوريد تا در زمينه تهاجم فارس زبان ها گفتگو كنندد.
    در زمينه حكومت، مگر قاجارها آذرى زبان نبودند؟ مگر اعراب سالها تسلط ديوانه وار خود را بر فارس زبان ها اعمال نكردند؟ اگر زبان فارسى غناى تاريخى دارد و توانايى خاصى در طول تاريخ كسب كرده كه نه تنها نابود نمى شود بلكه خود را به حاكمان تحميل مى كند، گناه فارسى زبانان است.
    در مورد احزاب، خواهشمند است ريشه احزاب كردى و چگونه تشكيل آن ها و دست دول بيگانه در تشكيل آنان را بررسى كنيد.
    بنظرم آنان دست پرورده دول بيگانه هستند.
    خواهش من اين است كه فقط يك مورد از ترجيج نظام شاهنشاهى پهلوى براساس كرد، ترك و عرب و فارس زبان بودن يا براساس بهايى و يهودى و شيعه و سنى و ارمنى بودن بياوريد.
    اين كه شاهنشاهان فقيد پهلوى احزاب كردى و يا عربى را نمى پذيرفتند، دليل موجهى داشتند و آن دست آموز بيگانه بودن اين احزاب بود.
    آيا وجود احزاب به دليل زبان خود گوياى اين نيست كه إنان به دنبال ترجيح خود هستند؟ چه فرقى دارد كه احزاب به دليل زبان باشند يا مذهب؟ آيا اين خود دليل آپارتايد نيست؟ آيا سياهان آمريكايى حزب سياه دارند؟
    آيا ظلم به افراد دليل صبحت از جدايى مى شود؟ آيا اين ظلم فقط به كردها شده است؟ كم بودند فارس زبان هايى كه در دوره جمهورى اسلامى اعدام شده اند؟ كم هستند فارس زبان هايى كه از حقوق تمامى مردم ايران از جمله كردها و عرب زبانان ايرانى دفاع مى كنند؟ دليل وجودى احزاب زبانى چيست؟ آيا چيزى جز طلب جدايى است؟
    سخن آخر آن كه ما با مردم سخن مى گوييم و همه ايرانى هستيم. بخوبى ميدانيم كه جمهورى اسلامى در كشور شرايطى را بوجود آورده كه گروهى خواستار حمله آمريكا هستند، گروهى چشم به تركيه دارند، گروهى چشم به كردستان عراق دارند و گروهى چشم به امارات و كم نيستند فارس زبان هايى كه راهى ندارند طلب همه آمريكا مى كنند.
    در اين شرايط وظيفه هر ايرانى محكم ايستادن است و نشان دادن نقاط نادرست سخنان اين گروه هاى خطرناك و ضد بشرى كه به مردم هم زبان خويش نيز رحمى ندارند.
    هر گونه لغزشى در شرايط فعلى خطرناك است. ما نيازى به اتحاد با اين گروه ها نداريم. سخنانشان را مى شنويم و ترسى از شنيدن نداريم. ما مسلح به دانش و مهمتر از همه تجربه تاريخى و حس قوى انساندوستى هستيم.
    ما به يكسان همه ايرانيان را دوست داريم. برايمان كرد و آذرى و بلوچ و لر و قشقايى و شيرازى و اصفهانى و گيلانى و مازنى و كرمانى و خراسانى و غيره ندارد.
    سخن ما براى اتحاد با مردم است. مردم كرد زبان ما بايد بدانند كه هرگونه اقبال به اين دشمنان ايران يعنى ايستادن در مقابل همه ايران حتى كرد زبانان ايرانى.
    خطاب من به اين گروه ها اين است:
    فلسفه وجوديتان غلط است
    عرض خود ميبرى و زحمت ما ميدارى
    جناب آقاى همايون
    شما بر خلاف ادعاى خود دانا هستيد و حتى افراد دانا نيز نياز دارند از همه بشنوند.
    باور كنيد من طى سه سال و اندى كه از ايران آمده ام و از انترنت آزاد استفاده كرده ام از همه بسيار شنيدم و بسيار كم نوشتم و چند مدتى است كه مى نويسم. إن هم اول مى شنوم و بعد مى نويسم. البته قبل از آن نيز از هر راه ممكن شنيده ام.
    من بر خلاف نصايح شما بى بى سى، راديو فردا، صداى آمريكا، ايران فردا و … را شنيده ام. من محدويتى براى شنيدن ندارم و معتقدم راه شنيدن بايد باز باشد تا متفكرين، متخصصين و علاقمندان راه را از چاه بشناسند و براى آينده تصميم درست ترى اخذ كند.
    بر خلاف نظر شما كه انقلاب را نتيجه جلوگيرى از شنيدن و خواندن ميدانيد، من آن را جبر تاريخى ميدانم. افراد ويژه ما گوش ها و چشم ها و خرد را به روى حقيقت بسته بودند. آنان در توهمى تاريخى آب را سراب و سراب را آب ميديدند. برخلاف شما كه از طرفداى شاهنشاهى به نقدش رسيده ايد، من از نتفر به پرستش رسيدم و آن زمانى بود كه تعصب كنار نهادم و چشم و گوش گشادم و خرد را به علم و تجربه مجهز كردم و شاهنشاه فقيد را از وجهه انسانى با همگان برابر ديدم و به او حق دادم كه فرزند زمان خود باشد و همگان را با او در ترازويى برابر سنجيدم و دانستم براستى او آزادانديش ترين فرد زمان خود بود كه خرد وى ممكنات را از ناممكنات درستر از همه شناخت و آن چه شايسته بود به جاى آورد و چون زمانش به غايت رسيد رفت كه بذر خويش كاشته بود و ايران عزيز ما اكنون آن بذر را چون خيل عظيم جوانان جوياى تمدن نوين درو مى كند.
    تاريخ برخلاف تصور هرگز با يك سرعت و خواست عمومى پيش نرفته است و اكنون نيز نمى رود. بايد چشم خرد داشت تا سره را از ناسره تميز داد.
    تاريخ با مردانى به غايت خردمند و با ارده به پيش رفتن است. آنان كه از ثمر آن تلاش ها بهرمند شدند، هيچگاه قدردان نبودند. اگر چه بعدها قدر آنان بقدر وسعت ديد شناخته شد.
    محمد رضا شاه فقيد!
    من إن چه دريافته ام ثمره خردمندى و تلاش توست. من از جوانى كودكى بودم به غايت جستجو گر كه لجاجت هنر آموختنم بود و تو بر من اسباب بزرگى فراهم كردى.
    ترا ستايش ميكنم كه سپاس نميتواند مرا به آرامش از آن تنفر كودكانه به اين خرد بالنده برساند.

  182. جناب آقاى همايون
    متاسفانه من برنامه هاى شما را از دست دادم.
    آرشيو اين برنامه در يوتيوب دير گذاشته مى شود.
    ديشب اندكى از يكى برنامه هاى شما را ديدم.
    در مورد كتابى آقاى دكتر گنجى صحبت مى كردند.
    من در وسط صحبت ها از خستگى كار روزانه خوابم برد.
    اما گويا در مورد پولدارهاى ايران واژه سرمايه دار را بكار بردند.
    من در صنعت ايران كار هاى خاصى كرده ام.
    بين واژه سرمايه دار و پولدار تفاوت است.
    و آن فرهنگى است كه سرمايه دار دارد. اينان پولدارند و پول باد آورده دارند.
    من در كارى كه در امارات براى يك سرمايه دار عرب انجام دادم تفاوت بين سرمايه دار و پولدار را حس كردم.

  183. جناب آقاى همايون گرامى
    سپاس فروان از مديريت و برنامه سازى ارزشمندتان
    اين جناب آقاى دكتر هازلى چه دانشمند و ساستمدار برجسته ايست.
    سپاس بيكران
    وجود پر بارشان از گزند روزگار دور باد!
    چقدر شيوا و علمى در بيان زبانشناسانه و ايران شناسانه و جامعه شناسانه در بيان فدراليسم.
    اما چند نكته از نظر من
    جهان نيازمند نظمى بين المللى است. اين نظم را هر كشورى با وزنش انجام بايد بدهد و كشورى كه وزن بيشترى دارد نه تنها هزينه بيشترى مى پردازد بلكه به ناچار براى حفظ اين نظم هزينه كشورهاى مهاجم و كشورهايى را كه پرداخت نمى كنند بايد بپردازد.
    امروز آمريكا چنين مى كند. اين كشور ناچار است هزينه هاى هنگفتى را براى پيشرفت سلاح هاى نظامى پرداخت كند. همچنين آمريكا بايد سيستم نظامى و تاكتيك هاى نظامى و توان نظامى خود را روز بروز قويتر و نوين تر سازد. آمريكا بايد در همه جا حضور داشته باشد.
    اين هزينه ها حتى براى آمريكا بسيار بيشتر از حد توان است.
    اين هزينه ها بايد از جهان بهر طريقى اخذ شود و جنگ يكى از اين راه هاست.
    تا اين جا من با آقا هازلى موافقم.
    اما در دوران محمد رضا شاه فقيد وى با خريدهاى سنگين حتى با پرداخت هاى زير ميزى اين هزينه پرداخت ميشد. تجهيزات نوين ايران مسابقه تسليحاتى را در خاورميانه دامن زده بود و شاه فقيد بقول مخالفانش سيرى ناپذير سلاح مى خريد. بنظرم محمد رضا شاه فقيد با اين سياست دو هدف را نشانن گرفته بود:
    پرهيز از جنگ و آسيب هاى آن
    پرداخت هزينه هاى نظم جهانى با خريدهاى هنگفت.
    اين كمى بى انصافى است كه مخالفان، شاهنشاه فقيد را به دليل اين خريدها محكوم كنند و دوستداران نيز او را محكوم كنند كه كم پرداخت كرد.
    اگر چه سخن آقاى دكتر هازلى درست بود ولى شيوه گفتار از بيان علمى خارج گرديد. من پوزش مى خواهم كه بايد به ايشان ياد آورى كنم.
    يك نكته هم براى شما جناب آقاى همايون محض باد آورى:
    انسان ها به دليل شرايط تاريخى توانيى هاى خاصى را كسب كرده اند و مردم نقاط مختلف جهان هر گدام داراى توانايى هاى ويژه اى هستند. فرقى بين انسان ها نيست. اعراب هم داراى توانايى هاى ويژه و هوش انسانى و درك انسانى خاص خود هستند. اين ديدگاه كه آنان از درايت بى بهره اند علمى نيست. رنج ما از اعراب از إن بود كه ما ضعف هاى جديى در حفظ خود و سرزمين خود داشتيم كه بايد اصلاح كنيم. نشان يكى از اين ضعف هاى جدى دفاع هموطنان كرد ما از جدايى خود و دست دوستى دراز كردن به عربستان است. كردها ايرانيانى با سابقه طولانى هستند. اين ضعف در همه ما ريشه دار است و ضعف مهمى است كه بايد برطرف شود. پنهان كردن آن به بهانه توهين به اعراب ما را همچنان مغرور و نا آگاه نگه ميدارد.
    در مورد عرب زبان هاى ايران بايد بگويم كه در حمله اعراب آنان موفق شدند با مهاجرت در ميزان وسيع، زبان بخش قابل توجهى از ايران قديم را به عربى تغيير دهند. بخشى از خورستان و عراق كنونى ايرانى زبان بودند و اهجه خود را داشتند و به دليل همسايگى با اعراب لهجه آنان نزديكى معينى با اعراب داشت چرا كه لهجه بتدريج تغيير مكان جغرافيايى تغيير مى كند و از همسايگى تاثير مى پذيرد. لهجه اعراب نزديك ايرانيان نيز از زبان ايرانيان تاثير داشت ولى در اثر هجوم اعراب لهجه دورترى نسبت به ايرانيان عراقى وارد شد و تاثير خود را گذاشت.
    جالب است بدانيد كه در زبان گيلكى عراق به معنى جاى گرم و خشك است و پل عراق رشت كه قدمتى تاريخى دارد گيلان را از ديگر مكان هاى خشك و گرم جدا مى كرد.
    در پايان نيز از برنامه هاى خوبتان سپاس گذارم.
    امروز بخاطر دكتر هازلى دير سر كار ميروم.

  184. جناب آقاى اعتمادى
    در برنامه رمز پيروزى با خانم آذر ماجدى گفت و گو كرديد.
    من سوال هايى داشتم ولى هر چه گشتم وب سيايتى كه بتوانم سوال هايم را از ايشان بپرسم نيافتم.
    لطفاً اگر ممكن است اين سوال ها را از ايشان بپرسيد:
    آيا اقبال عموم مردم به خمينى نبود كه شما دنبال روى از خمينى را به اجبار پذيرفتيد؟
    آيا اين يك خود فريبى نيست كه انتظار داشتيد خمينى برايتان آزادى بياورد؟
    آيا فكر مى كنيد كه زمان تشكيل يك حكومت كمونيستى در ايران است كه حاضر به اتحاد با طرفداران سرمايه دارى نيستيد؟
    آيا كشور كمونيستى موفقى سراغ داريد؟
    آيا ايجاد ايرانى براساس ديكتاتورى پرولناريا يا بقول من ديكتاتورى روشنفكران مدعى طرفدار كارگر هدف شماست؟
    آيا چنين نيست كه شما نيرويى براى بى ثباتى سياسى و اقتصادى براى كمك به اهداف سياستمدران غربى هستيد؟
    چرا در كشورهاى غربى زندگى مى كنيد و اين زندگى را براى كارگران ايرانى نمى خواهيد؟

  185. جناب آقاى مدير سايت
    با تشكر از فضايى كه در اختيار گذاشته ايد.
    چرا ترتيب كامنت هاى شما از قديم به جديد است؟

  186. aghaye Hoomayoon chera cheshmato basti va in ahmaghe tajziye talab ro dari maroof mikoni o hey azash tarafdari mikoni? bas kon dige nakone shoma ham jire nigiri/.?

  187. جناب آقاى همايون گرامى
    چندين بار از غلط هاى املايى گفتيد.
    من بيش از ده مقاله علمى بين المللى دارم. كتاب هايى هم خوانده ام.
    اين مطالب بارها ويراستارى مى شود. باز غلط پيدا مى شود.
    در مطالبى كه با اين سرعت نوشته مى شود و ذهن درگير بيان است و صفحه موبايل كوچك و چشم ضعيف است اين امر نه از بى سوادى در اين حد و نه از بى توجهى است.
    پديده اى طبيعى است.
    خواهش مى كنم توهين نكنيد.
    در مورد تندخويى و گفتار رك و توجه به نادرستى هاى يك انديشه اين امر طبيعى است. بيان هر دو تند است. وقتى مى گويند محمد رضا شاه ديكتاتور بود، بنظر ما توهين است.
    بى شك يك وجه دموكراسى ظرفيت شنيدن و خواندن و ديدن است.
    من كه مى شنوم و مى خوانم.
    شما كه سانسور نمى كنيد.
    ولى بارها گفته ام مخالفان انديشه من، من را سانسور كرده اند.
    چرا قريب به اتفاق نويسندگان مقاله هايى كه در سايت شما نشر شده است، جواب كامنت هاى من را نمى دهند؟
    آيا آن ها مى خوانند؟
    برويد ببينيد كه خانم مريم سطوت چه توهين هايى به شاهزاده زده است.
    شما مقاله ايشان را خوانده ايد؟
    آيا وقت مى كنيد كامنت هاى سايت خودتان را بخوانيد؟
    مردم عادى هم به انداره هر انسان ديگرى حق دارند نظر بدهند.
    دانستن خوب است. يادگرفتن خوب است.
    ولى دانستن فقط خواندن نيست. شايد باور نكنيد كمونيست ها كتابخوانان حرفه اى هستند. من از آن ها ياد گرفتم كتاب بخوانم. ولى آيا صرف كتاب خواندن و شنيدن شما را توانمند مى سازد كه درست بينديشيد.
    نه درست انديشيدن هنرى است كه بايد با كنار هم چيدن و از قبل تصميم نگرفتن و شك كردن بدست آورد.
    چيزى كه تعصب كمونيستى اين اجازه را به شما نمى دهد.
    من گفتم از ميان آنان آمده ام.
    و شما مى گوييد كسى اشتباه كرد، ديگر حق ندارد در مقابل ديگران بايستد و منطق خود را بيان كند.
    اگر درستى مطلقى وجود داشت حق با شما بود.
    من نمى گويم كه من مطلقم.
    اعتراض من اين است كه چرا ديگران توهين مى كنند، سخن خود را مطلق مى كنتد و سخنان ما را نمى شنوند و از ما مى خواهيد از اين سلاح تهيج براى باز كردن چشم و گوششان استفاده نكنيم.
    ما هم به اندازه آنان حقوقى داريم كه آنان زير پا مى گذارند. بنام آزادى، نابودى آزادى ما را مى خواهند.
    من بيان كرده ام حتى توده اى ها جزئى از جامعه ايران هستند. از مردم ايران هستند ولى من در جدال با آنان مصمم هستم و در مقابلشان تمام قد ايستاده ام.
    خواهش من از شما اين است كه به من و ما توهين نكنيد.

  188. جناب آقاى اعتمادى
    پيشنهاد مى كنم كاوه آهنگرى را به برنامه خودتان دعوت كنيد.
    از سركار خانم مدرسى (از حزب حكمتيست …) سوال كنيد اگر مشكل جدايى طلبى پيش بيايد چه بايد كرد؟
    جناب آقاى همايون گرامى
    كارتان خيلى سخت شد. براى شما صبر آرزومندم.

  189. جناب آقاى همايون عزيز
    دو روز است كار درست و حسابى نكردم.
    درآمدم يك چهارم شد.
    ديشب هم تمام وقت فقط به سخنان افراد پنل سياسى فكر مى كردم و درست و حسابى نخوابيدم.
    بنظرم رسيد خانم مدرسى از حزب حكمتيست خط رسمى از نظر فلسفى تا حدودى درست مى گويند.
    انسان به انسانيتش ارزشمند است.
    اما اين انسان بار تاريخى دارد.
    رنگ قومى خورده است.
    رنگ طبقاتى خورده است.
    رنگ سياسى خورده است.
    رنگ سليقه اى دارد.
    اما براى او دو چيز حياتى است.
    حيات و امكانات زندگى.
    هر چيزى كه حياتش را تهديد كند او را حساس مى كند و حتى ممكن است موجب جنگ شود.
    هر چيزى كه امكاناتش را از روند بيشتر شدن باز دارد نيز چنين است.
    در شرايط فعلى براى هر دوى اين ها ما به تماميت ارضى نيازمنديم. كشورها هنوز حيات دارند و هنوز در جاهايى منافع آنان با هم در تضاد مى افتد. حل همه آن ها نيز بدون تنش هاى شديد ممكن نيست. حتى جنگ نيز ممكن است اتفاق بيافتد.
    بنابر اين حيات ملى مهم است.

    بنظرم رسيد حق با كاوه آهنگرى است. نه تنها هر قوم كه هر فرد بايد بتواند جدا از بقيه حكومت تشكيل دهد. چون در درون اقوام هم درگيرى هست. در ميان آذرى ها اردبيلى ها يى هستند كه معتقدند تبريزى ها حقشان را مى خورند. پس بايد اردبيلى ها جدا حكومت تشكيل دهند و حتى يك ده ممكن است با ده ديگرى اختلاف داشته باشد و يا با مركز اختلاف داشته باشد. پس بايد آنان حكومت جداگانه تشكيل دهند.
    اما سخن اين است. اين كار حيات ملى ما را در خطر قرار مى دهد. اين يعنى نابودى زندگى ايرانى. يعنى نابودى امكانات. يعنى نبود كار و در نتيجه نابودى حق حيات. اين يعنى جنگ.
    تو كاوه آهنگرى به حق حيات من حمله مى كنى. معنى خواست تو اين است كه از هم اكنون من بايد بفكر جنگيدن با تو باشم.
    در شرايطى كه وجود دارد و تجربه كردستان عراق اين يعنى نابودى كردستان و زخم عميقى بر پيكر ايران. من به يقين با تلاش تو براى نابودى پيروز نخواهم شد ولى تو كردستان رادتابود خواهى كرد. اگر من امروز از رنج كولبر كرد مى گريم، آنروز شايد غمى بر من نمانده باشد.
    ما نيازمنديم زندگى بسازيم. امروز يك كرد نيازمند است امكان كاركردن شايسته ترى داشته باشد و اين در شرايط با هم بودن ممكن است.
    يك سياستمدار با ملاحظه تجربه كردستان عراق در چنين شرايطى اگر علاقه اى به مردم كرد داشته باشد، چنين نمى كند.
    اين در شرايطى است كه تفاوت ماهوى بين رفتار ديگر مردم ايران با كردها و رفتار ترك هاى تركيه و اعراب عراقى با آنان وجود دارد. كردهاى ايران جزئى از مردم ايران هستند و بين آنان مشكلى از نظر پذيرش وجود ندارد. در حاليكه در دو كشور ديگر چنين نيست.
    كاوه آهنگرى
    از هم اينك به شما بگويم:
    هر گونه سخنى مبنى بر فدراليسم يعنى نابودى ايران، يعنى نابودى من و من تمام قد براى جنگيدن با شما آمده ام.
    تاريخ نشان داده است كه ديگر ايرانيان توانايى سركوب شما را دارند و ابن بار بسيار برايتان گران تمام خواهد شد.
    به يقين من پيروز نخواهم شد و زخمى عميق بر من خواهد ماند ولى تو با اين سياست موجب نابودى بيش از گذشته مردم كرد خواهى شد.

    جناب آقاى همايون
    كار شما در معرفى خوب است.
    بنظرم بهتر است مناظره دو سويه خود شما با كاوه إهنگرى باشد.
    مانند مناظره اى كه با آقاى هازلى كرديد.
    تا هر كدام فرصت داشته باشند با مطالعه حول سخن ديگرى جواب بدهند.
    هدف شما روشنكرى است.
    سخن شما بجاست كه شما مى خواهيد كوركورانه عملى انجام نشود.
    بنظرم روش فوق اگرچه طولانى تر است ولى نتايج مثبت ترى دراد.
    من حاضرم بارها پاى سخن آقاى آهنگرى بدون پيشداورى بنشينم.
    به دقت گوش دهم.
    اگر اشتباهى دارم، بپذيرم.
    من علاقه عجبى به انسان بطور عام و به ايرانيان بطور خاص دارم.
    من در ايران جمهورى اسلامى از افغانستانى و كرد و غيره هم در گفتار و هم در عمل بخصوص در مقابل مسئولان جمهورى اسلامى عمل كرده ام.
    من قبول دارم و ديده ام كه جمهورى اسلامى زمينه هاى تنش با گروه هاى مختلف را حتى با نفوذ در درون آنان فراهم مى آورد تا زمينه سركوب را فراهم كند.
    جنگ جمهورى اسلامى در كردستان دو سويه است. تحريك دو طرفه است. جمهورى اسلامى جاى دفاع ندارد. آقاى رئيسى در اين زمينه بنظرم دچار يك سويه نگرى است.

  190. جناب آقاى اعتمادى
    پيشنهاد مى كنم آقاى دكتر كاوه مدنى را دعوت كنيد.
    مصاحبه من و تو با ايشان شنيدنى بود. بسيار از ايشان آموختم.
    بنظرم شما مى تواند از زاويه ديگرى اين انسان ارزشمند ايرانى را معرفى كنيد و ما ياد بگيريم.

  191. sarnevıshde iran ra koshtıye binabin nist kami kherad emroz faket ıtehad bayed beravand ma hastim

  192. جناب آقاى همايون
    استاد امينى يك شرط را در مورد بينان نهادن و مستحكم ساختن دموكراسى فرمودند و آن صبر بود.
    زمينه و بستر اين صبر جامعه در كجاست؟

  193. سلام آقای همایون این ملت به شما امید دارد چون شمارامرد عمل میبیند خواهش میکنم چشم بسته ازمحمد رضا شاه حمایت نکنید محمدرضاوخمینی باز تولید همند اومردوطنپرستی باقی نگذاشت این هم همینطور شما را بخدا قسم بیایید این ملت رابسوی آزادی واستقلال واقعی راهبری کنید تا به یکباره درهای پیشرفت وتمدن‌ بروی این ملت بازشودتنهاراه رهایی برقراری حکومتی واقعا ملی بارای آزاد این ملتاست بدور از هرگونه دخالت بیگانه پاینده وموفق باشید

  194. جناب آقاى همايون
    سپاس
    از محمد رضا شاه كبير حمايت كنيد. تصميم مهمى است.
    مى توان اين سوال را مطرح كرد:
    اگر محمد رضا شاه فقيد دموكرات نبود، چه گروهى و چه كسى بود؟
    جبهه ملى كه از خمينى دفاع كرد؟
    توده اى ها؟
    چريك هاى مجاهد و فدايى؟
    روشنفكران؟
    البته در كنار محمد رضا شاه فقيد افراد دانشمند و شيفته اىران بودند، كه محمد رضا شاه فقيد آنان را كنار گذاشت و كار خويش كرد. چرا و روند آن چگونه بود؟ بايد بررسى دقيق نمود. نه اين كه احساسى نظر داد. البته محمد رضا شاه فرهيخته ، انسان بود. از بيرون دايره عملكرد مى توان از زوايايى شناخت متفاوت داشت. از فراز زمان مى توان شناخت آسانترى داشت. ولى همه چيز بار زمانى و مكانى دارد. بايد در زمان و مكان بررسى شود.
    باز سپاس از شما

  195. كلمه بنيان اشتباه نوشته شده: بينان.
    ببخشيد

  196. آقای همایون عزیز این گروههای چپ مخصوصا اینهایی که توی پنل دعوت میکنیدروکه کسی نه میشناسه ونه ارزشی براشون قایلند فقط باعث میشید که اشتباها فکر کنند چیزی هستند ونظم پنل رو بهممیزنند وقت با ارزش برنامه رو به کسانی بدید که ارزششودارند ومورد احترام ملتند موفق باشید

  197. روشنفكران يكى از بخش هاى مهم هر كشورى هستند.
    آنان آناليزورهاى دقيقى هستند، در زمينه و در جهت هاى كارى خود داراى دانش و اطلاعات باارزش هستند و مى توانند هدف هاى بخصوص دوردست را بروشنى ببينند.
    با وجود اين امتيازات ارزشمند، آنان زاوياى ديد و تحليلى خاصى دارند و قادر به همه جانبه نگرى نيستند. همچنين آنان به دو دليل ساده توانايى عملى ساختن اهداف خود را ندارند:
    ١) تجربه لازم اجرايى در اين زمينه را ندارند.
    ٢) اهداف آنان بسيار دور دست است و بستر لازم براى آن اهداف فراهم نيست.
    بنظرم بشر از زمان هاى باستان همواره آروزى برابرى داشته است. اين آرزو در داستان هاى بسيار باستانى و فولكوريك و اساطيرى بازتاب دارد.
    مى توان گفت اين آرزوى دور دست بسترى براى پيدايش و رشد گروه هاى برابرى خواهانه و در عصر صنعتى گروه هاى كمونيستى شده است. اين تلاش ها منجر به تشكيل نظام شوروى در روسيه تزارى شد و پس از آن نيز در چين و ديگر كشورها نظام هايى با همين ديدگاه پا به عرصه جهان گذاشت.
    تاريخ دو چيز را در اين زمينه تشان داد:
    ١) همه اين تلاش ها منجر به تشكليل حكومت هاى مافيايى شد.
    ٢) برخلاف تئورى ماركسيسم، كه اين انقلاب را حاصل بلوغ طبقه كارگر ميدانست، در كشورهايى بسيار عقب مانده تر حتى از ايران آن زمان اين تحول ها رخ داد.
    اين رويدادهاى تاريخى نشان دهنده ضعف هاى اساسى روشنفكران است.
    روشنفكران ، بهيچ وجهى نمى توانند سياستمدار باشند. آنان ماهيتى ايده آل گرايانه دارند.
    انفاقاً بر اساس تئورى اوليه ماركسيسم مى توان نتيجه گرفت كه آنان بايد متحد طبيعى سرمايه دارى باشند و در راه توسعه صنعتى با آنان همراه شوند. ولى زاويه ديد محدود و آرمانگرايى آنان مانع اين اتحاد شده است.
    با وجود مخالفت من با اقبال عمومى مردم به گروه هاى كمونيستى، يك نظام پويا بايد در حمايت از اين روشنفكران بكوشد و آنان را در زمينه هايى كه مخرب هستند، كنترل كند. استفاده از آنان در زياده طلبى سرمايه دار و كنترل سرمايه داران در ممانعت از روند پيشرونده نظام مهم است. آنان هم وسيله اندازه گيرى انحراف از روند پيشرفت هستند و هم وسيله اعمال فشار بر تماميت خواهى سرمايه دار مى باشند و اين نيازمندى نظام سرمايه دارى است.
    از اين رو دموكراسى ويژيگى نظام سرمايه داريست نه نظام هاى ديگر. نظام هاى ديگر ممكن است ارزوهاى آزادى خواهانه داشته باشند ولى ويژگى آنان دموكراسى نيست. تاريخ گوياى اين واقعيت است.
    در پايان ضمن انتقاد به عصبانيت شما همايون گرامى از اجراى پانل سياسى سپاس گزارم. اين امتياز ارزشمند شماست.
    آقاى جوادى توهين نكردند. سخن خويش را رك ولى تند زدند.
    من قبلاً بيان كرده ام كه همه مخالفين شاه فقيد در زمين خمينى بازى كردند، چه خواسته و چه نخواسته.

  198. چرا جی ال ویز شبکه شما رو از روی سایتش برداشته ؟

  199. دورد بر شما
    دستگاه Glwiz که از شما تهیه کردم پس از مدتی کوتاه برنامه ها از بین رفتند واگهی خرید دستگاه Glwiz را مشاهده میکنیم.
    لطفا مارا در بدست آوردن دوباره برنامه‌ها ما را یاری دهید.
    شب یلدا بر همه شما پیروز باد.

  200. halo malekom چرا وبسایتتون اینجوری شده تا کامنت نظری نمیتونی برنامه ها رو ببینی , به همین خاطر من هر دفع مینویسم سلام

  201. جناب آقاى همايون
    من مقاله آقاى نورى علا را درباره اعلاميه ده سازمان در اين سايت نديدم.
    ممكن است راهنمايى بفرماييد.

  202. با پوزش از جناب آقاى همايون و جناب آقاى نورى علا
    متن آقاى نورى علا را در آرشيو يافتم و خواندم.
    متن جامع و كامل است.
    مشكل من با اين متن بيان صقيل آن است.
    خواهش من از ايشان اين است كه متن را ساده نويسى كنند تا مورد استفاده بيشتر باشد.
    بنظر تاكيد به ملت فارس اشاره بر آن است كه حكومت مركزى كه زبان فارسى، زبان گفتارى و نوشتارى آن است، هرگاه در گوشه اى عده اى به شورش برداشته اند، سركوب كرده است. حال اگر قدرت در دست كسانى بوده است كه آذرى زبان بوده اند و يا كرد زبان بوده اند و يا حتى از اقيلم هاى ديگر مانند مغول ها و تيمورى ها آمده باشند. اين ها به وجود همراهى همه مردم با همه زبان ها با اين دولتمردان مى شوند ملت فارس، فقط به اين دليل كه گفتار رسمى دولتى زبان فارسى است. مشخصه اما از سوى ديگر واضح است. كسانى كه در برابر اينان قرار گرفته اند گروهى از يك زبان بوده اند كه غالباً در سايه حمايت بيگانگان عمل مى كردند. اين بازماندگان حركات ايلياتى، مدعى شده اند كه ملتى هستند.
    اين به يك جوك بيشتر شبيه نيست؟
    آنان بخش وابسته و نيمه هضم همه اين افراد زبانى در هم تنيده را نمي بينند؟
    البته از اين سازمان هاى دست ساخته دشمنان ايران انتظارى بيش از اين نمى رود.
    جاى تعجب اين جاست كه افرادى مانند آقاى شريعتمدارى و آقاى طبرزدى چرا و چگونه با آنان هم آوا شده اند؟
    آيا اينان هم از حداقل دانش تاريخى و اجتماعى آگاه نيستند.
    بنده بهيچ رو مدعى دانايى سياسى و تاريخى و اجتماعى نيستم ولى اين حداقل ها نيازى به دانش هاى تخصصى نامبرده ندارد.
    يك سياستمدار بايد در حدود لازم و بسيار بيشتر از حداقل ها به اين دانش ها آگاه باشد.
    با همه احترامى كه به اين دو فرد قايلم، متاسفانه صحبت هاى آقاى طبرزدى به عذر خواهى كودكانه مى ماند و سخنان آقاى شريعتمدارى را نديده و نخوانده و نشنيده ام.
    بنظرم نيازى به عذر خواهى نيست. آنان بايد روايت خود را تصحيح كنند و متوجه باشند كه همواره اداره كنندگان ايران بسيط يرانيان بوده اند و به هيچ زبانى محدود نمانده است.
    اين حكم كه فارس زبانان ظالم بوده اند، بقول جناب آقاى نورى علا، حكمى با بى دانشى و يا مغرضانه است.
    جاى جاى مردم ايران هم در حاكميت مشاركت داشته اند و هم مورد تعرض قرار گرفته اند و اين به گروه زبانى خاصى بر نمى گردد.
    در سرزمين من مردمانى كرد يا ترك زبان با حمايت حكومت مركزى بر پهنه عظيمى از گيلان سمت اربابى يافتند و اين گيلك ها كه اصيل ترين ايرانيان هستند، به مرور زمان با اربايى آنان خو گرفته و زيسته اند و درهم آميخته اند. اين اربابان به زبان فارسى سخن مى گويند ولى ريشه فارس زبانى ندارند.
    بسيار از اين حكايات را ميتوان در ازمنه تاريخى و درجاى جاى مكان هايى كه فارس زبانان زيسته اند نقل كرد.
    آميختگى حاكميت ايران با همه افراد ايرانى آن چنان عميق است كه مرزبندى زبانى براى آن كودكانه و احمقانه است. تنها وجه مشخصه اين است:
    زبان پذيرفته شده همه اين حاكميت ها زبان فارسى است.
    اين قدرت طبيعى و تاريخى زبان فارسى است.
    چراغى را كه ايزد برفروزد
    هر آنكس پف كند ريشش بسوزد.

  203. با احترام بسيار به آقاى همايون
    مقاله منصور فرهنگ را در رايو ميهن خواندم.
    اين مقاله فاقد ارزش علمى است و در حد يك پروپاگانداست.
    شخصيت ايشان را هم دنبال كردم.
    ايشان شخصيت سياسى قابل ارزشى نيستند و در اين مقاله شخصيت ايشان در اندازه عليزاده كارشناس دعوتى بى بى سى نمود يافته است.
    بنظر من بايد از اين افراد دورى كرد و به مردم پرداخت.
    رسانه هايى چون بى بى سى سعى در معرفى چنين شخصيت هاى كم ارزشى دارند كه خود را تا يك مجيز گوى بى بى سى حقير جلوه ميدهند.
    ما نيازمنديم خودمان را تعريف كنيم:
    چه مى گوييم
    كيستيم
    چه آرمانى داريم
    راه را چگونه ترسيم مى كنيم.
    همين هجمه به شاهزاده رضا پهلوى، بيانگر معروفيت اوست.
    زمان با شاهزاده يار است.

  204. man hastem 05369893721 istanbul

  205. جناب آقاى شهرام همايون عزيز
    اعتراف مى كنم من هم از طريق كانال شما به جناب آقاى نورى علا عليرغم اختلاف نظر در زمينه هايى ارادت پيدا كردم.
    از نظر من علوم اجتماعى و سياسى يكى از زمينه هاى واپس مانده علوم است و دليل آن عوامل يا فاكتورهاى بسيار زياد و ديناميكى زمانى و مكانى تاثير گذار با تواترها و دامنه هاى بسيار متغيير است.
    و از اين ديدگاه است كه من نظريه تقليد علوم اجتماعى و سياسى را از علوم تجربى و مادى پيشنهاد مى نمايم و دنبال مى كنم.
    يكى از مفاهيمى كه در علوم اجتماعى و سياسى بار غلطى يافته است آزادى است.
    از ديدگاه ترموديناميكى ماده، فقط سيستمى داراى آزادى كامل است كه اجزايش هيچگونه ارتباطى و برخوردى با هم نداشته باشند.
    و بر اين مبنا از نظر فيزيكى گاز كامل تعريف مى شود. كه البته بنظر من گاز كامل هم از ديدگاه فيزيكى كامل است و از ديدگاه نظرى آن هم كامل نيست.
    اگر ما اين تعريف را كه بر مبناى تجربه علمى است به دايره علوم اجتماعى بكشانيم بايد بگوييم رسيدن به كمال آزادى حداقل در جوامع بشرى ممكن نيست.
    ما نيازمند قانون هستيم كه محدوده آزادى ها را تعريف كند تا نظم معينى را ايجاد كند.
    درست در اين نكته، ترموديناميك نظم را حاصل از دست دادن انرژى مى داند. يعنى شما با كاهش انرژى و تحرك جامعه و محدود كردن آزادى نظم ايجاد مى كنيد.
    بر اين روال، بنظرم نظم حاصل اعمال ديكتاتورى است كه محدوديت ها را عليرغم ميل فردى تعريف مى كند.
    با اين تعاريف دموكراسى بهينه ديكتاتورى و آزادى است.
    مفهوم ديگرى كه ترموديناميك ارائه مى كند درجه آزادى است. بدين معنى كه هر سيستمى درجه آزادى معينى دارد و اين درجه آزادى به ميزان نسبى اتصالات اجزاء سيستم به هم و نوع اتصالات وابسته است.
    از اين رو درجه آزادى هر سيستم اجتماعى تعيين كننده نقطه بهينه بين ديكتاتورى و آزادى براى ساخت يك سيستم است.
    بنابراين نوع دموكرسى براى همه جوامع نبايد و نمى تواند يكسان باشد.
    بايد به نكته اول باز گردم:
    به دليل پيچيدگى سيستم هاى اجتماعى بواسطه تاثير عوامل ديناميكى فراوان با تواتر و دامنه هاى حتى شديد و ناگهانى، شناخت اين نقطه بهينه بسيار مشكل است و حدس آن بر مبناى نظرى ممكن نيست.
    سياستمداران واقعى از حس خوبى براى تعيين اين نقطه بهينه برخوردارند ولى آنان همواره بايد هوشيارانه حدس خود را چه در ابتداى تعريف سيستم و چه در راه توسعه و تعالى آن از دو سو تصحيح كنند و آن دو سو محدويت سازى بيشتر و آزادسازى بيشتر براى پايدار سازى ديناميك با بازه زمانى معين سيستم اجتماعى است.
    از اين روست كه من براى جوامع رشد نايافته اى چون ما تعريف خام آزادى را حداقل براى درك روشنفكران جامعه مضر ميدانم.
    اما در مورد آن چه در دوران پهلوى اتفاق افتاد رشد ناموزن آزادى هاى اجتماعى و سياسى بسبار مهم بود. اين پديده در طول تاريخ همه جوامع بشرى بارها رخ داده است و فقط مريوط به پهلوى نيست. البته زمان و شدت بازخوردهاى بازگشتى (در ايران عصر كنونى بازخورد بازگشتى انقلاب و جمهورى اسلامى) در جوامع گوناگون متفاوت است.
    براى جستجوى رخداد بازگشتى انقلاب اسلامى، بايد بك بررسى همه جانبه صورت گيرد و در آن بايد شخصيت اجتماعى ايرانيان را همزمان با عوامل متعدد مورد مطالعه قرار داد. اين شخصيت دو ويژگى خاص دارد كه در شعر فردوسى مشهود است:
    ز نيرو بود مرد را راستى
    ز سستى كژى زايد و كاستى
    بنظرم فردوسى با شناختى كه از اجتماع زمان خود داشته است، چنين بيان نموده است و ما متاسفانه با غرور از بيان آن پرهيز ميكنيم.
    جوامع لازم بوده است از گرند همديگر خود را حفظ كنند و از تيپ رفتارى بطور كلى به دوگونه تقسيم مى شوند:
    پناه بردن به دروغ براى پرهيز از آسيب ديدن و درآغوش گرفتن اقوام چيره
    جنگ آور بودن
    ايرانيان در بيشتر زمان ها و غالباً رفتار نوع اول را از خود نشان داده اند.
    اين ايراد يك جامعه يا فرهنگ نيست.
    در دنياى كنونى كه تهاجم عريان بهمديگر بسيار محدود شده است هر دو نوع اين رفتارها ناپسند است. اين مشخصه بارز عصر كنونى است.
    پهلوى دوم بخصوص در شرايطى پا به عرصه اداره كشور نهاده بود كه سازمان هاى سياسى رشد ناموزنى به دليل تاثيرات روابط رو به توسعه ايران با جهان متمدن غرب داشت و اين رشد پيشرو دخالت سياسى با انقلاب سفيد بيشتر هم شد. عقب ماندگى آگاهى سياسى كه از نبود زمان كافى براى تجربه سياسى نيز تاثير مى گيرد كسانى را پيشقراول جريان هاى سياسى معرفى مى كند كه براى جامعه آنروز خطرناك بوده است. اين افراد را شريعتى ها و در ادامه مجاهدين خلق نمايندگى مى كردند.
    شاه فقيد واقعاً در مقابل اين درخواست اجتماعى متاصل بود و بايد كارى را كه درست تشخيص ميداد انجام ميداد.
    متاسفانه تصادف هاى احتمالى موجب شد كه روشنفكران تمدن خواه ايرانى از شاه ايران فاصله بگيرند. اين اتفاق نه پس فاز تصميمات شاه فقيد بلكه پيشفاز نسبت به تصميمات وى بوده است. از اين رو دست شاه فقيد از دسترسى به نيروى قابل اتكا بسوى ساخت مترقيانه ايران خالى و خالى تر شد. جاى چنين كسانى را فرصت طلب ها و اپورتونيست ها گرفتند. اين امر طبيعى بود.
    بنظرم انقلاب اسلامى روند تاريخى و يكى از احتمالات ممكن تغييرات جامعه ما با ضريب احتمالى بالا بود.
    از اين رو من شاه فقيد را سردار رشيد و فدائى ( يا بقول كنونى شهيد) ايران ميدانم.
    يادش در دل من جاودانه بماند.

  206. در ادامه بايد ذكر كنم من در نوشتارهاى قبلى اثرات ماندگار كارهاى شاهانه و برجسته محمد رضا شاه كبير را بيان كرده ام.

  207. جناب آقاى همايون گرامى
    روش تحليلى آقاى امير احمدى در مورد رابطه با آمريكا غير علمى و سطحى است.
    علم از شما نمى پذيرد كه بدون شناخت ساز و كار يك سيستم مورد بررسى و فقط با مشاهدات اندك كه حتى اگر درست باشد، نتيجه گيرى كنيد.
    اين روش تحليلى كه مورد استفاده گسترده ماركسيست ها براى دشمنى با آمريكاست، با داده هاى بسيار بيشتر و گسترده ترى ارائه مى شود كه اتفاقاً غالب اين داده ها درست است. رابطه با آمريكا مهم است و طبيعى است كه كشور دموكراتيك تا جايى كه ممكن است با همه جهان رابطه دارد.
    البته نه تنها آمريكا بلكه همه كشورهاى پيشرفته براى تامين امنيت تجارت جهانى و امنيت سرمايه دنبال حداقل هايى هستند كه هيچ ارتباط مستقيمى با دموكراسى ندارد. نمونه واضح آن پاكستان است. بهترين شرايط براى جهان غرب، دموكراسى است ولى حداقل هاى قابل قبول براى غرب چيزى بسيار بدتر از ديكتاتورى سياسى است و آن ناپايدارى سياسى با تسلط آمريكايى است. جمهورى اسلامى تهديد مشترك براى مردم و جهان غرب و در راس آن آمريكاست. اين كه غرب و بخشى از حاكميت آمريكا به اصلاح طلبان اقبال دارند، رسيدن كم هزينه به حداقل هاست كه بدرد مردم ايران نخواهد خورد.

  208. جناب آقاى خزعلى
    نظام شاهنشاهى پهلوى از نظر سياسى ديكتاتورى بود.
    افراد سوء استفاده كننده در آن نظام وجود داشتند.
    اما به شهادت من كه آنزمان مخالف نظام شاهنشاهى بودم و اين داستان ها را همانزمان بارها نقل كرده ام، آنان نه تنها از مسئولين سوء استفاده كننده حمايت نكردند، بلكه درست برعكس از مجريانى كه مطابق قانون در مقابل حتى وزير ايستاده اند، حمايت نموده اند.
    در زمان محمد رضا شاه پهلوى عليه شاهنشاه ادعاى ارضى شده است و دادگاه شاهنشاه را محكوم به پرداخت وجه قابل توجهى كرده است و شاهنشاه اين وجه را پرداخت نموده است.
    اما من شخصاً بارها به بخش مراجعات مردمى بيت خامنه اى مراجعه كرده ام و وضعيت إنجا را تا حدود لازمى براى ارزيابى ميدانم.
    هر گاه دست شما به شاه ميرسيد، هر مشكلى كه داشتيد تا حدود زيادى حل مى شد. شاه نقطه التجاء مردم بود. من بارها مشاهده كرده ام كه هيچ نقطه اتكايى در جمهورى اسلامى براى تظلم خواهى وجود ندارد.
    ساواك با همه سفاكى كه شما از آن نقل مى كنيد كافى است يكى مى گفت غلط كردم و بخشيده مى شد( البته آن سفاكى بشدتى نبود كه زندانيانيان نتوانند دوام بياورند و قلدر مآبى نكنند). در جمهورى اسلامى شما كافى است متهم باشيد و براى كار نكرده هزار بار بگوييد غلط كرده ام و شانس بياوريد كه اعدام و زندانى نشويد ولى هيچگاه زندگى عادى نخواهيد داشت.
    هم اينك يك نفرى در ايران مورد تعقيب قرار گرفته است. بيچاره اهل نماز و روزه و خمس است. بيش از بيست سال است كه سياست را كنار گذاشته است. هر چه مى گويد بخدا من كاره اى نيستم و فقط زندگى خودم را با باغبانى اداره مى كنم. و كارى حتى به كسى هم ندارم، چاره نمى شود.
    آقاى خزعلى چرا تا پاى جمهورى اسلامى به ميان ميآيد پاى پهلوى را وسط مى كشيد؟
    همه ميدانم آن انقلاب نادانى و جهل بوده است، حتى اگر پاى من و شما وسطش باشد.
    از شما خواهش مى كنم كه مطلبم را ذيل مقاله منتشر شده شما در اين سايت بخوانيد.
    گو اين كه به تجربه دريافته ام بيشترين منقدان شاهنشاهى جسارت خواندن مطالبى مخالف نظر خود را ندارند اما من اين جسارت را دارم. شايد براى آن باشد كه خواستگاهم از ميان شماست.
    باور كنيد آقاى خزعلى اگر شما مسئوليت ساختن نظامى را داشته باشيد، خودتان را جر بدهيد به پاى شاهنشاه فقيد نمى رسيد.
    محمد رضا شاه از نظر ديدگاهى از شما بسيار دموكرات تر بود. من ابن را به شهادت زيستن و چون شما تفكر كردن و تجربه سير و سلوك اجتماعى و سياسى درازمدت خويش دريافته ام كه بيان ميكنم.
    جناب آقاى همايون
    اداره برنامه زنده بسيار مشكل است و توانايى شما بينظير است با اين وجود طبيعى است كه چيزهايى فراموش شود.
    گاهى بايد باز گشت و مرور كرد و چيزهايى به آن افزود.
    محمد رضا شاه كبير
    دفاع من از شما، اعتراف به نادانى خويشتن براى انقلابى براى رجعت در خلاف سير تحول تاريخى است. درست است كه من نوجوانى خام و رهرويى لنگ و ناتوان بودم ولى اكنون كه به علم و تجربه دريافته ام، وظيفه خود ميدانم هموطنانم را آگاه سازم كه با ساز آقاى خزعلى نرقصند. واديى كه آقاى خزعلى نشان ميدهد، پنجره اى كوچك بسوى آزاديست كه درهاى فراخش بسوى دشمنان سوگند خورده آزادى گشوده است.
    من تمام قد ايستاده ام.
    به شما شاهنشاه پاك باز سوگند مى خورم كه به سهم خود نخواهم گذاشت كه انقلاب اسلامى ديگرى تكرار شود.

  209. سلام شهرام جان فقط ازخدا سلامتی تورا میخواهم به امید موفقیتت

  210. آیا همبستگی، همدلی یا اتحاد بر سر این اصول منافع حزبی یا شخصیِ اپوزسیون را به خطر میاندازد و امکان ناپذیر میکند؟

    1-حفظ تمامیت ارضی میهن
    2-جدایی مطلق مذهب از دولت، سیاست، قانون اساسی، قوانین مدنی و جزایی
    3-رفراندوم برای تعیین نوع حکومت
    4-عدم تمرکز قدرت
    5-تساوی مطلق، برابری و آزادی تمام شهروندان ایرانی در کلیه امور بدون استثناء در برابر قانون: « آزادی مذهب، پوشش و… با رعایت فرهنگ ایرانی و شأن و منزلت انسانی »
    6-استقلال قوای سه گانه
    7-آزادی احزاب، سازمانها، سندیکاها و تمام جریانهای سیاسی و مدنی
    8-برقراری قوانین و مقرراتی که منجر به قدرت بخشیدن به رسانه ها و خبرنگاران و حمایت سندیکاها و فعالیت هایشان توسط قانون اساسی با ممنوعیت تهمت، افترا زدن و درج مطالب بدون سند و شواهد باشد.
    9-ملزم کردن به پاسخگو بودنِ کلیه مقامات از عالی ترین مقام به پائین به رسانه ها و خبرنگاران
    10-انتخاب وزرا، مدیران و… تنها بر اساس تخصص، تجربه و شایستگی
    11-اولویت استانها و مناطق محروم در رسیدگی به مشکلاتِ عمرانی، اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی و…
    12-تأکید قانون اساسی بر عدم دخالت نیروهای مسلح در سیاست، انتخابات و دولت
    13-آگاهی مجلس و شهروندان از کلیه ی قراردادها، معاهدات و پیمان های اقتصادی و سیاسی بین المللی و قراردادهای عمرانی و سازندگی کلان داخلی
    14-برقراری شدیدترین مجازات ها برای کلیه دولتمردان و کارکنان دولتی در تمام زمینه های و سطوح و هرگونه فعالیت مسلحانه خیانت کارانه با شفاف سازی نوع جرم
    15-لغو قانون اعدام برای همیشه
    به اعتقاد من هر حزب یا جریانی که حاضر نباشد بر سر این اصول اساسی، مهم و حداقلی که منافع کلیه شهروندان ایرانی را تأمین میکند اتحاد و همدل شود تنها بدنبال منافع خاص و انحصارطلبانه و چه بسا خائنانه میباشد. وظیفه ی تک تکِ ما ایرانیان در شرایط حساس و بحرانی حال حاضر میهنمان، وادار کردن اپوزسیون و تشکیل یک اتحاد قدرتمند و یک شورای رهبری و دولت موقت برای حفظ میهن و گذر از رژیمی است که تنها هدف و ماموریتش نابودی ایران و ایرانی است.
    تا زمانی که ما ایرانیان خصوصأ داخل کشور وظیفه ی خود را نشناسیم و ندانیم که این ما هستیم که باید سرنوشت خود را تعیین کنیم و پندار، گفتار و رفتار خود را بر اساس اهدافمان که همانا رسیدن به آزادی، برابری و دموکراسی است تغییر نداده و آن را مطالبه نکنیم هرگز و هرگز نه هیچ دولت و کشور بیگانه و نه هیچیک از احزاب و سیاسیونی که هر یک خود را شایسته ی رهبری و ریاست بر ایران و ایرانی میدانند به فکر شرایط سخت و کشنده و خفت بار کنونی حاکم بر ما نه بوده و نه خواهد بود و هر یک از آنها با توجه به تجربه ی 40 سال گذشته ی ما از رفتار و گفتارهای تمام این احزاب و اپوزسیون تنها به فکر منافع حزبی یا شخصی خود بوده و خواهند بود.
    سرنوشت هیچ ملتی تغییر نخواهد کرد تا زمانیکه بر اساس خواسته ها و اهدافش اندیشه، گفتار و رفتارش را با آن تطبیق و به روزرسانی نکند.
    تا زمانیکه در تاریخ گذشته دربند بمانیم و در تاریخ بدنبال متهم و مقصر باشیم فرصت ها برای حرکت روبه جلو از دست خواهد رفت تاریخ برای تجربه آموزی، درس گرفتن و عدم تکرار اشتباهات گذشتگان است نه آنکه ما را به خود سرگرم کرده و به فرصت طلبان مجوز فریب دوباره و حاکم شدن بر جان و مال و ناموس ما باشد.
    به یاد داشته باشید این ما هستیم که باید سرنوشت امروز و فردای خود و فرزندانمان را رقم بزنیم و در برابر آن مسئولیم همانگونه که بسیاری از هموطنان به نادرستی نسلی را که فریب بزرگ را خورد و ابزاری شد برای به قدرت رسیدن نابودگران میهنمان با این تصور که مردم انقلاب کردند و این تصور اشتباه بزرگیست که علت آن عدم آگاهی و توجه به وقایعی است که حداقل از ابتدای دهه پنجاه رخ داد رخدادهایی که ایران را در مسیر توسعه ای وسیع و گسترده در بسیاری از زمینه ها قرار داده بود و موجب هراس استعمارگران و سلطه طلبان غربی و شرقی شد و کوتاهی دولتمردان در آگاه کردن ملت از مجموعه ی شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و خوشبینیِ ذاتی که خاص ما ایرانیان بوده و هنوز هم هست این فرصت را به آنان داد که از این ناآگاهی عمومی و جوزدگیِ جوانانی که چپ گرایی و روشنفکری را نه در معنا و مفهوم واقعی آن بلکه در ادا در آوردن و دنباله روی از به اصطلاح روشنفکران یافته بودند حداکثر سوء استفاده را کرده و با خیانت و خودباختگی عده ای شرایطی را برای ایران رقم زدند که هر روز به نابودی کامل نزدیکتر میشویم.
    امروز وظیفه ی ماست که بر خلاف سال 57 بجای آنکه ما از احزاب و اشخاص شناخته شده پیروی کنیم آن ها را مجبور به تلاش برای محقق کردن خواسته هایمان و دست برداشتن از خودخواهی ها و انحصارطلبی هایشان شوند در غیر اینصورت باید تن به این ذلت و خواری داده و سرنوشت خود و آیندگانمان را بدست دیگران بسپاریم.
    *پاینده ایران*

  211. جناب آقاى همايون گرامى
    اين ولايتى يك نادان و احمق به تمام معنى است.
    قسم مى خورم،
    باور كنيد،
    اين سخنم از روى باور اعتقادى يا سياسى نيست.
    من در جريان كانديداتورى رياست جمهورى وى وقتى در حوزه تخصصى من صحبت مى كرد، فهميدم.

  212. در تفسير خبر ٧ ديماه ايران فردا ميهمانان آقاى چالنگى آقاى شريعتمدارى، آقاى طبرزدى و آقاى نوريزاده بودند.
    بنظرم اين اولين واكنش آقاى شريعتمدارىً به مخالفان ايشان در بيانه ده سازمان بود.
    آقاى شريعتندارى از تجزيه و تحليل خود دارى كرد و خود را مدافع يك پارچگى ايران دانست و بطور تلويحى مخالفانش را متهم به فاشيستى بودن كرد.
    ادعاى ايشان در دفاع از تماميت ارضى ايران ارزشمند است ولى
    به عمل كار برآيد به سخندانى نيست.
    ايشان گفتند هر كسى با اقوام بنشيند انگ تجزيه طلبى به او ميزنند.
    آقاى شريعتمدارى شما سند تجزيه را امضا كرديد.
    بى انصافى شما همراه توهين سخيف شما و متهم ساختم ما به فاشيست، مرا نگران مى كند.
    نگران اين كه شما از وادى صداقت و امانت بسيار فاصله گرفته ايد.
    بنظر ميرسد در مورد احترام و ارزشى كه براى شخصيت شما داشتم، بايد تجديد نظر كنم.
    آقاى طبرزدى نيز كه گويا سهمى از رهبرى اپوزيسيون را نياز دارد به شاهزاده حمله كرده كه چرا نمى آيد كنارش بنشيند و خود را فرا حزبى ميداند.
    آقاى طبرزدى!
    كى شاهزاده گفته است كه رهبر شماست؟
    كى شاهزاده گفته است كه من رهبر اپوزيسيون هستم؟
    او علاقه اى به حزب بازى ندارد.
    اين من هستم و امثال من هستند كه شاهزاده را صدا مى كنند و از كسانى كه دنياى ما را با يك انقلاب خراب كردند متنفرند.
    سخنان شما عليه محمد رضا شاه بوى خمينى ميداد.
    مرا نگران كرد.
    آيا شما دنبال همان انقلاب ٥٧ هستيد؟
    اين دشمنى شما با شاه فقيد و حمايت شرمگينانه شما از تجزيه طلبى بوى بدى به مشام ميرساند.
    من سياستمدار نيستم ولى نه تنها من بلكه مردم ما شامه تيزى دارند.
    شما بخوبى ميدانيد كه جوانان سوال مهمى دارند:
    چرا انقلاب كرديد؟
    اين سوال پاسخ را با خود دارد.
    شما هنوز يك انقلابى ٥٧ هستيد كه گويا سهم شما را آقا زاده ها خورده اند.
    آقاى طبرزدى!
    اين بوى كباب نيست، خر داغ مى كنتد.
    سهمى در كار نيست.
    ولى لبخند هاى مليح آقاى نورى زاده سهم شماست.
    چه بد سرانجامند آنانى كه زحمات خود را به سرشت خودخواهى مى آلايند.
    قيافه هاى خود را در فيلم بارها تماشا كنيد. آيا اين تيپ صحبت و قيافه يك انسان آزادانديش است؟ قضاوت را به خود شما ميسپارم و فقط يادآورى مى كنم كه خمينى هم آزاديخواه بود نه آزادانديش.
    آقاى همايون عزيز!
    اين افراد در اين روزها تمام همت خود را عليه شاهزاده بكار بسته اند.
    ما چاره اى جز بيان حقيقت نداريم.
    بنظر شما ما بايد ساكت بمانيم و نظاره گر تخريب باشيم؟
    راه بهترى سراغ داريد؟
    من سراپا براى پندهاى ارزشمندتان گوشم.
    ميدانم كه از تفرقه نگرانيد.
    ما كجاى اين تفرقه ايستاده ايم؟

  213. تا به كى از غصه مردن
    تا به كى غمگين نشستن
    جاى در كنج اتاق سرد و بى روحى گزيدن

    نان از دستم ربوده شيخ و ملا روز روشن
    زندگى بر من حرام و جمله دزدانند ايمن

    كارگر
    بى نان و آب است
    در هواى خاك و دود آلود شهرش
    در عذاب و اضطراب است
    واى از فردا
    كه امروزش خراب است

    كشت بى آب است
    باغ بى آب است
    باغبان و كشتكار شهر و ده در اضطراب است
    كار رهبر،
    كار دولت،
    كار قاضى
    دزدى رود است و آب است.

    جان ما بى ارزش است و حال دانشجو خراب است
    زندگى ما بدست رهبر شهوت پرست بر باد و آب است
    زندگى در بستر مرگ است و فردا بر سراب است
    جان رهبر، جان ملا، حان دولت در ناب است
    خانه ما ها خراب است
    جاى رهبر، جاى دولت كاخ هاى بى حساب است.

    واى بر حال معلم
    كه حقوقش يك پشيز است
    حالش از كار كلاس و درس و دانش هم خراب است
    در جواب هر سوالش نزد قاضى سرب داغ است
    نزد دولت، نزد مجلس، نزد رهبر بى جواب است

    جمله دارايى ما بر باد و آب
    رهبرى دزد است
    دولت دزد و
    قاضى دزد و
    ايران عزيز يكسر خراب است.

    تا به كى از غصه مردن
    تا به كى غمگين نشستن
    تا به كى تنها درون خود خزيدن
    خيز از جا
    زندگى در انتظار اعتصاب است

    با همه ياران همراه
    كارگر ها
    باغبان ها
    مردمان كوچه و بازار و دانشجو
    معلم ها
    فارغ التحصيل بيكار
    مادران داغدار نوگلان رفته در خاك
    خيز از جا
    داد زن
    اى زندگى
    من
    هستم اين جا

    در خيابان خيمه زن
    هر روز و هر شب
    اى شمايان
    مرد و زن ها
    با پسر ها، دختران شير دل همراز و همراه
    با طنين خوب و زيبا
    داد زن
    اى زندگى
    ماييم برپا
    گم شو اى آواى شوم مرگ از اين جا

    دور شو آواى مرگ و نيستى ها
    در افق روز اميدم شد هويدا
    چون كه ما هستيم با هم
    چو ن كه ما هستيم بر جا
    يكصدا فرياد ما هست:
    زندگى!
    ما جملگى هستيم اين جا
    زندگى!
    ميسازمت زيباى زيبا
    غم نگردد چيره بر ما
    نا اميدى نيست در ما
    ميهنم ميسازمت زيباى زيبا

    ما پسرها
    ما همه با دختران شير دل
    اين جا و آن جا
    در در دست هميم
    همراز و همراه
    زندگى جاريست در ايران زيبا

    پويا مهرفر
    لس آنجلس
    يكشبه، ساعت ده صبح
    سى ام دسامبر سال ٢٠١٨
    برابر ٩ ديماه ١٣٩٧
    حدود ساعت نه و نيم به وقت ايران

  214. دست در دست هميم
    در بخش آخر شعر اشتباه نوشته شده
    با پوزش

  215. غلط هايى چند دارد
    جان رهبر، جان ملا، جان دولت در ناب است.
    جان دولت، حان دولت نوشته شده،
    جمله دارايى ما بر باد و آب است.
    كلمه است جا مانده،
    مادران داغدار نوگلان رفته از خاك
    خيز از جا
    خيز از جا
    داد زن
    اى زندگى …
    خيز از جا يك بار نوشته شده.
    دست در دست هميم
    اين جا و آن جا
    در در دست هميم نوشته شده است.
    با پوزش از همگى
    چون اين شعر بدون تصحيح آمده مى توان گاهى بخشى كلمات را براى تاكيد در سطر جداگانه بعدى قرار داد. مانند
    ميهنم!
    مى سازمت زيباى زيبا
    آقاى شهرام همايون عزيز
    اگر در پسندتان قرار گرفت
    و اگر شايسته ديديد
    ميتوانيد براى خواند در اختيار هر كس كه خواستيد قرار دهيد
    و اگر آنان نيز لازم دانستند من در همكارى براى تصحيح دريغ ندارم

  216. هجمه به شاهزاده رضا پهلوى روز افزون است.
    اگر جمهورى خواهان هجمه ما را نمى خواهند، از اين هجمه همه جانبه دست بردارند.
    ما برخلاف آنان كه علوم را طوطى وار حفظ كرده و مدرك گرفتنه اند، علوم را عميق و منطقى خوانده ايم و مدرك گرفته ايم.
    وقتى كه من دانشجوى دكترى بودم؛ استاد باسوادم كه اتفاقاً مدركش را از كشور پيشرفته غربى گرفته بود خطاب به من گفت:
    تو يك phd هستى من مى خواهم آن را قانونى كنم.
    اين را گفتم تا مدركتان را به رخ ما نكشيد.
    كسانى كه كارنامه روشنى ندارند، فقط به صرف نوشتن چند كناب و داشتن مدرك دكترايى در جيب به هجمه عظيمى روى آورده اند كه نه بار علمى دارد و نه بار تعريفى.
    آنان به عمد يا بسهو فراموش مى كنند كه با همين دلايل قريب به اتفاق تحصيل كردگان دنبال خمينى شدند و كشور را به مرز نابودى كشانده اند.
    گفتار همه آنان يك ضعف بزرگ دارد و آن ساختن سيستم بر پايه افراد است. افرادى كه امتحانى جز ساخت جمهورى اسلامى ( كه البته به لطايف الحيل از پذيرشش طفره ميروند) پس نداده اند و دقيقاً از اين زاويه به شاهزاده رضا پهلوى حمله مى كنند.
    يك نظام دموكراتيك بر پايه افراد ساخته نمى شود.
    اين نكته مهمى است كه جمهورى خواهان فرانگرفته اند. آنان به تقدس فردى معتقدند و براى ساخت آينده به آن تاكيد مى كنند.
    آنان نمى دانند كه در كشورى كه فساد در آن نهادينه است، افراد پاك و قسم خورده يا در اين فساد هضم خواهند شد و يا به تزوير و تطميع و تهديد و ترور از سر راه كنار گذاشته مى شوند و آنان يك محلل براى نوكيسگان جديد بيشتر نيستند.
    (شايد محلل بودن هم برايشان لذتى دارد. آقاى همايون عزيز: طنز تلخ مرا ببخشيد)
    تاريخ بسيار از اين وقايع تاريخى دارد.
    انقلاب اسلامى درس بزرگى براى آنان مى تواند باشد كه سايه قدرتمندى خمينى موجب شده است كه اين كند ذهن هاى داراى مدرك دكترى و كتاب و مقاله آن را فرانگيرند.
    آنان افراد كند ذهن سياسى هستند كه همه چيز را مى خواهند تجربه كنند.
    و نوشتار گزنده من شايد آنان را بفكر وادار كند. هرچند كه بيشترين آنان انتخابى مى خوانند و مى شنوند و چشم و گوش را بسته اند و زبان را به مغز الكن خود باز گذاشته اند.
    اين توهين نيست.
    من به شهادت كامنت گذارى پاى نوشتارهاى آنان و عدم دريافت پاسخى حتى احساسى وغير منطقى به اين نتيجه رسيده ام و در تجربه سياسى قبل و پس از انقلاب در ميان اينان ديده ام كه چگونه نوشتارها را انتخابى مى خواندند و ذهن خود را براى گفتار و نوشتارهاى طرفداران شاهنشاهى بسته نگاه ميداشتند و پس از مشاهده نتايج دهشتناك طرفدارى آنان از انقلاب و خمينى مدعى شدند، ما نميدانستيم كه درست مى گفتند ولى بر همان روال به نادانى خود ادامه ميدهند و دنبال آموختن از تجربه هستند.
    مردانى كه در مسايل ايمنى كار مى كنند مثل معروفى دارند.
    ياد گرفتن از تجربه بدترين شيوه ممكن است.
    اين دشمنان قسم خورده شاهنشاهى پهلوى نمى دانند كه ايجاد ساختار جمهورى دموكراتيك در كشورهاى رشد نايافته ممكن نيست. حتى در كشورهاى رشد يافته نيز سكان ساخت و طراحى و حتى اداره كشورهاى جمهورى دموكراتيك در اختيار صاحبان صنايع و منابع مالى بزرگ بوده است و در سايه آنان روشنفكران بعنوان كارگزار سياسى در عرصه سياست حضور دارند.
    حداقل سرگذشت جمهورى آمريكا را بخوانيد. شما كه معتقديد ترامپ نماينده مردم آمريكا نيست و با شيوه خاصى روى كار آمده است.
    اوباما علناً اعلام كرد كه او نيز پول زيادى گرفته است.
    نكند طراحان جمهورى دموكراتيك روش جديدى براى ايجاد جمهورى در نظر دارند.
    من هم معتقدم چنين است.
    آنان طراحان نظرى هستند.
    اين وجه مشترك همه روشنفكران است.
    آنان نمى دانند كه طراحان برجسته صنعتى طرح هاى بسيار خوب بيشمارى ارائه مى كنند كه ساخت آنان عملاً غير ممكن است و بايد پس از كلى هزينه و كار اين طرح ها را بايگانى كنند.
    در حقيقت خمينى محصول همين طرح هاى نظرى است.
    باور كنيد خمينى با شعار جمهورى و دموكراسى خواهى آمد.
    نمى شود باطن انسان ها را شناخت ولى بعيد نيست كه خمينى تسليم فساد شد و خود در ابتدا بيش از يك آخوند نبود.
    من بر اين باور نيستم كه انسان ها تغيير نا پذيرند.
    من سوگند ياد مى كنم كه جمهورى خوهان دموكراتيك، فرزند خلف خمينى هستند و لازم نيست براى شناخت آنان هزينه بسيار سنگين نابودى ايران عزيز پرداخت كردد.
    خرد براى بكار بستن است نه در خانه نهان كردن.
    خواهش من از جمهورى خواهان اين است روند تاسيس جمهورى ها را در كشورهاى دموكراتيك پيگيرى كنند، جايگاه افراد موسس و منافع مالى إنان را رد يابى كنند و طبقه پشتيبان آنان را ملاحظه كنند.
    اين تاريخ را سرسرى نخوانند.
    سرنوشت يك كشور با گرفتن مدرك دكترى تفاوت دارد.
    بسيارند اساتيد دانشگاهى با تعدد مقالات بسيار كه علم را طوطى وار ياد گرفته اند.
    در ميان اساتيد مثل معروفيست:
    اساتيدى هستند كه با مقالات بسيار معدود، بسيار فرهيخته و دانا و دانشمند هستند.
    آنان صاحبان اصلى علوم هستند.
    من هم مدرك دكترى دارم.
    به كتب و مقالات خود ننازيد.
    علم را بر پايه اصول و منطق بياموزيد نه حفظ كنيد.
    علم سياست منطق و اصول دارد ولى اجرايش نيازمند شخصيت سياسى بودن است كه تجربى است و كتابى نيست.
    سياستمدار در بوته تجربه اجرايى و يا خانوادگى ساخته مى شود.
    باور نمى كنيد، با دقت علمى سرگذشت سياستمداران برجسته اى كه مديريت اجرايى كشورهاى موفق را بدست گرفته اند، مطالعه كنيد.
    شاهزاده رضا پهلوى شانس بزرگ ماست.
    او نيازى به شاه بودن ندارد.
    او بسيار باهوش و زيرك است.
    او حجم عظيم خرابى كشور را ميداند و با زيركى دنبال فرار از قرار گرفتن در جايگاه مسئول مستقيم است.
    اين جنگ شما جمهورى خواهان عليه او خنده دار است.
    شما در حقيقت براى او مى جنگيد.
    ما طرفدارن شاهنشاهى پهلوى طرفدار او نيستيم.
    ما مى خواهيم او به وظيفه تاريخى خود براى خدمت به كشورى كه شما طرفداران جمهورى ويرانش كرديد عمل كند.
    ما مى خواهيم او در قله بايستد تا حذف نشدنى باشد و عليه فساد نهادينه مبارزه كند.
    ما مى خواهيم او در قله بايستد و نگذارد حقوق ابتدايى مردم ايران بدست شما مدعيان نادان و شايد مغرض دموكراسى نابود شود.
    ما مى خواهيم او در قله بايستد و ما را در مسبر توسعه و پيوند با دنياى مدرن پشتيبان باشد.
    ما دوست او نيستيم.
    ما دشمنان داناى او هستيم.
    ما زندگى سخت او را مى خواهيم.
    ما برخلاف شما عاشق ايرانيم.
    شما جمهورى خواهان دشمن ايران و عاشق خود هستيد.
    رضا پهلوى تنها شانس محتمل ماست.
    پهلوى با همه مسايلى كه داشته است ثابت كرده است كه ايران را بسوى آبادى و آبادانى و ارتقاء آزادى هاى فردى سوق داده است.
    پهلوى آزادى هاى سياسى را كاهش داد، چون به درستى دريافته بود كه شما شايسته نيستيد.
    هنوز هم با كينه و خودخواهى عليه منافع ملى تصميم مى گيريد.
    هنوز هم براى اثبات عدم شايستگى خود تلاش مى كنيد.
    پيشنهاد من به شما اين است:
    اصول و منطق سياست را فرا بگيريد و طوطى وار نخوانيد و حفظ نكنيد. داشتن اطلاعات بسيار خوب است ولى توانايى علمى نيست. توانايى علمى ادراك است. از اين رو دارنده مدرك عالى دانشگاهى را در همه علوم فيلسوف خوانده اند. شما بايد فلسفه سياست را بياموزيد و به اندازه لازم و كافى براى هر پديده اى اطلاعات بدون پيشداورى فراهم كنند و با توانايى كه كسب خواهيد كرد و البته هنوز فاقد آنانيد نتيجه گيرى كنيد.
    من عاشق ايرانم.
    نمى توانم عاشق ايرانى نباشم.
    ميدانم شما ايرانى هستيد.
    من عاشق شما هستم.
    مى خواهم اين ضرب المثل سعدى حكيم مثل شما نباشد:
    يكى بر سر شاخ و بن مى بريد.
    در پايان به شما ياد آورى مى كنم
    در ورزشگاه آزادى مردم فرياد زدند:
    رضا شاه روحت شاد.
    آنان مردمان عادى بودند.
    آنان شما را فرياد نكردند.
    نوشتارهاى بسيارى از چپ و راست به اين طرفدارى مردم عادى اذعان دارند.
    آنان براى تخريب اين را به خاطره پردازى گذشته مربوط ميسازند.
    دوران خوش پهلوى
    ميدانيد يعنى چه
    همان خاطره اى كه برايتان خوشآيند نيست.
    دشمنى ها را كنار ندهيد.
    بقول نيما شاعر گرانقدر
    شكوه ها را بنه
    خيز و بنگر
    كه چگونه زمستان سرآمد
    جنگل و كوه در رستخيز است
    عالم از تيره روزى درآمد
    چهره بكشاد و چون برق خنديد.
    در پايان باز از احساس زيباى با هم بودن آقاى شهرام جان همايون عذر مى خواهم.
    من نمى توانم مدعى باشم كه بيشتر از شما ايران را دوست دارم.
    من چنينم
    مرا آن گونه هستم، پذيرا باش.
    سال نو ميلاى بر شما و همكاران گراميتان فرخنده و باشكوه باد.

  217. در تارنماى رسمى جبهه ملى ايران مقاله ايست تحت عنوان:
    “سى و هشت سال پس از ننقلاب در كجا ايستاده ايم”
    جواب من:
    همان جايى كه شما ما را آورده ايد.
    با پوزش بسيار باره از شهرام همايون گرانقدر.
    در تارنما رسمى حبهه ملى جايى براى نظر دهى نيست.
    در پايان سايت آبشنى است بنام تماس با ما يا شما دقيقاً يادم نيست.
    اين آبشن را ميزنى مى نويسد يافت نشد.
    شايد هم سايت غيرفعال است.

  218. ننقلاب غلط تايپى است. منظور انقلاب است.

  219. جناب آقاى همايون عزيز
    به تصور من غرب و در راس آن آمريكا معتقدند كه ثبات سياسى در جهان سوم شكل نمى گيرد و از اين رو تئورى دفاع از نظام هاى ناپايدار سياسى را دنبال مى كنند.
    بهترين شكل چنين نظامى جمهورى پارلمانى است. بدين معنى كه با اعمال قدرت براحتى مى توانند در هر زمان بخواند با آن بازى كنند. اين شكل از نظام نمى تواند به پيشرفت كشور كمك كند ولى اهداف حداقلى غرب را تامين مى نمايد و تمام تلاش غرب عليه نظام شاهنشاهى بر اين اساس است.
    البته آنان مخالف پايدارى سياسى كشورها نبستند ولى اين اعتقاد كه در جهان سوم امكان تشكيل چنين نظامى را بسيار ضعيف ميدانند، آنان را به اين نتيجه گيرى رسانده است.
    انقلاب اسلامى نه تنها دليل درستى بر نظريه ناپايدارى سياسى ايران است بلكه خود اين انقلاب براساس اين تئورى پشتيبانى شده است هر چند نتايج غيرمترقبه اى براى غرب داشته است.
    امروز نيز غرب و آمريكا دنبال اجرا كردن اين تئورى است.
    نقش مردم ايران در اقناع غرب و بويژه امريكا براى پذيرش نظامى با ثبات سياسى بسيار مهم است.
    مسئله اى كه بنظرم به اين تئورى مربوط مى شود، تماس آمريكايى ها با جبهه ملى در دوران كندى و مخالفت شاهپور بختيار با پذيرش بخشى از شروط آنان است.
    من جستارهايى از إن را امروز در ايران فردا در برنامه آقاى نوريزاده با يكى از سران جبهه ملى شنيدم و جون دانش لازم را در اين زمينه ندارم از شما خواهش مينمايم كه از استاد امينى بخواهيد در مورد روابط آمريكا با جبهه ملى چه در زمان پيدايش و چه پس از آن صحبت نمايند.
    علاقمندى آمريكا به جبهه ملى چگونه و در چه زمان هايى بوده است؟
    با سپاس فراوان

  220. ne be cumhuriye islamiye irani bayet beravand ma hastim

  221. جناب آقاى اعتمادى
    سخنان شما را در باره نامه به آقاى ترامپ شنيدم.
    ميدانم جمهورى خواه هستيد.
    خواهش من اين است كه سخنانم را بشنويد.
    هر كسى حق دارد هر فعاليتى را دوست دارد انجام دهد، مشروط به آن كه آسيبى به ديگران نزند.
    اين يك اصل دموكراتيك است.
    اما در مقابل نقد هر حركتى نيز حق هر كسى است.
    در نقد اين حركت نكاتى بنظرم ميرسد.
    اين يك حركت سياسى نيست. يك حركت روشنفكرى است.
    من بارها نوشته ام كه ما دچار فقر افراد سياسى هستيم و از اين رو روشنفكران جاى افراد سياسى نشسته اند. از نشانه هاى بارز اين امر دنباله روى شخصيت هاى به اصطلاح سياسى از افراد جبهه ملى تا چپ از حركت خمينى بود.
    سياست آمريكا بر مبناى اطلاعاتى است كه از سيستم هاى اطاعاتى و اتاق فكر خود دريافت مى كند و در اتاق هاى فكر پردازش مى كند.
    همين سياست است كه با جمهورى اسلامى توافق امضا مى كند و آن را در مدت كوتاهى بهم ميزند.
    اين سياست دنبال تامين امنيت جهانى تجارت و سرمايه است و در اين حدود دنبال دموكرات شدن كشورهاست.
    همين سياست است كه ظاهرشاه را در افغانستان نمى پذيرذ و به طريق اولا از پذيرش پادشاهى در ايران سرباز مى زند و افغانستانى كردن ايران برايش قابل پذيرش تر از شاهنشاهى شدن است.
    البته مردم ايران مى توانند اين معامله را بر هم بزنند و بايد براى آينده بهتر برهم بزنند. از نظر تاريخى آمريكا و بطور كلى غرب مخالف شاهنشاهى در ايران است.
    اول اين كه نويسندگان نامه امرى نشدنى را از آقاى ترامپ درخواست كرده اند. بر اساس قوانين آمريكا آقاى ترامپ چنين اختيارى براى واگذارى اموال ندارد.
    برخلاف تصور شما آقاى ترامپ هنوز در زمين جمهورى اسلامى بازى مى كند، چرا كه به اين نتيجه است كه توانايى سركوب هر نوع حركتى را جمهورى اسلامى هنوز داراست.
    بايد توجه كرد عليرغم همه مخالفت ها و سركوب ها هنوز جمهورى اسلامى وارد فاز سركوب نشده است.
    درست است كه جمهورى اسلامى در مسير بى بازگشت تغيير رژيم قرار دارد ولى به نقطه بحرانى نرسيده ولى حتماً خواهد رسيد.
    نكته ديگرى كه موجب بازى آمريكا با برگ جمهورى اسلامى است، برنامه ايست كه افراد جمهورى اسلامى با تكيه بر منابع عظيم مالى دزديده شده در پسا سقوط دارند. تجربه روسيه به آمريكايى ها نشان داده است كه قدرت مافياى مالى را نبايد ناديده بگيرند. آنان مى توانند و ممكن است باز گردند.
    مديران ارشد نظام آمريكا سياستمدار هستند نه روشنفكر، درست برخلاف ما و از اين رو در زمين جمهورى اسلامى بازى مى كنند. ساده نگريست كه به سخنان ظاهرى آنان توجه كنيم. سياستمدار آمريكايى محال است كه احتمال بازگشت افراد جمهورى اسلامى را ناديده بگيرد.
    نوشتن يك نامه بى حاصل و حتى تخريب گر ذهن سياستمدار آمريكايى به جهت آن كه درجه ادراك سياسى ما را در نزد آنان كم جلوه مى دهد، چاره ما نيست. فقط يك چاره داريم.
    همه با هم يك جمله كوتاه بگوييم:
    شاهزاده رضا پهلوى ما تو را مى خواهيم.
    اين جمله جادويى نگاه سياستمداران جهان را دستخوش تحول خواهد كرد و زمين بازى را به نفع مردم ايران تغيير خواهد داد.
    ما با اين جمله به جاى افغانستانى شدن و يا روسيه اى شدن به شاهنشاهى باز خواهيم گشت.
    ما آزادى هاى اقتصادى و مدنى و تا حدود زيادى آزادى هاى سياسى را بدست خواهيم آورد.
    ما جلوى مافياى برنامه ريزى شده مالى افراد جمهورى اسلامى در پس از تحول خواهيم ايستاد.
    من بشخصه انسان گرا هستم، اومانيسم.
    اما با درك علمى از پديده سياست، در شرايط فعلى دنبال حداقل هايى براى نجات ايران هستم. اين حد اقل بدون شاهنشاهى پهلوى محقق نمى گردد.
    آرزوهاى جمهورى خواهان بسيار زيباست ولى اين آرزوهاى رويايى ما را به باتلاق مافيا و فساد و ناپايدارى سياسى خواهد برد. ما نيازمند كنترل شاهنشاهى بر گذار از حالت يك كشور غير صنعتى به كشورى صنعتى هستيم، تا توانايى كنترل پول را در قالب سرمايه داشته باشيم.
    اگر ما سياست مدار باشيم فقط يكصدا مى گوييم :
    شاهنشاهى پهلوى.

  222. ne be cumhuriyeislami iran bayed beravand ma hastim 1000 dolar darem ba man temas begirid

  223. در برنامه تفسير خبر جمعه آقاى رحمانى از جبهه ملى خواست توجيح كند كه شاهنشاه فقيد با محدوديت آزادى موجب انقلاب شد.
    آقاى چالنگى نكته اى گفت و سريع رد شد. نكته ايشان اين بود در مقابل مخالفين شاه نمى شد از سپاه دانش دفاع كرد و نگفت كه هجمه عظيم آنان در مقابل فيلم فارسى و ترانه هايى كه هنوز مردم ايران را شادمان نگه ميدارد دو چندان بود.
    من اضافه مى كنم هم اكنون كداميك از مخالفين شاهنشاهى ايران دموكرات هستند؟ آنان چشم و گوش و خرد را بسته اند و از ذهن گنگ ضد علمى خود كه حاصل خودسانسورى متعصبانه است هر چه مى آيد بيرون مى ريزند.
    مدت هاست كه سايت تلويزيون ايران فردا نظر دهى را خذف كرده است، مخالفين شاهنشاه فقيد تنها به قاضى ميروند و نه تنها از پاسخگويى طرفه ميروند بلكه برنامه را آن چنان زيركانه تدوين مى كنند كه سخن آنان حقيقت جلوه كند.
    آقاى چالنگى راديو فردا، بى بى سى، برخى از سايت هاى جبهه ملى، آقاى شريعتمدارى و بسيارى از جمهوريخواهان و چپ ها مدت هاست كه دست در دست هم عليه طرفداران شاهنشاهى ايران مقاله مى نويسند، بيانيه صادر مى كنند و گفتگوهاى زيركانه و بقول آقاى نورى علا طراحى شده ترتيب مي دهند تا با وارنه جلوه دادن حقيقت نگاه خود را به خواننده القا كنند.
    اميدوارم آقاى چالنگى اين مطلب را بخواند.
    آقاى چالنگى كينه دشمنان شاهنشاه فقيد ريشه در پيشينه فئودالى آنان دارد. آنان دشمن انقلاب سفيد بودند.
    آقاى چالنگى بجرات قسم ياد مى كنم كه اگر شاه فقيد آن آزادى هاى گسترده را ميداد، دوستان جبهه ملى كشور را دو دستى تقديم خمينى مى كردند.
    برخلاف دروغ فاحش دوستان جبهه ملى جامعه مذهبى بود و سردمدار آنان آقاى بازرگان دربدر بدنبال اثبات قوانين علمى در قرآن بود و خمينى زيرك تر از او گفت قرآن براى هدايت است و نه قوانين علمى. با انقلاب سفيد جمع بيشمار روشنفكرانى ظهور كرده بودند كه پيشينه مذهبى داشتند.
    شاهنشاه ايران راهى انتخاب كرده بود كه نسبت به جامعه بسيار پيش فاز بود و حامعه روشنفكرى برخلاف ادعاى خود بسيار پس فاز بود. دنباله روى از خمينى خواست و حركت طبيعى روشنفكرى ايران بود. اين دروغ بزرگى است كه خمينى آنان را فريفت و دروغ بزرگتر آقاى نورى زاده كه حزب توده، خمينى را جهت داد.
    از آقاى نورى زاده انتظارى بيش از اين نمى رود. شما چرا؟
    آقاى چالنگى بيشترين دوستان شما ديكتاتورهايى هستند كه در پشت شعار دموكراسى خواهى پنهان شده اند.
    برخلاف نظر متعصبانه آقاى رحمانى نه تنها پشت كردن افراد جبهه ملى به آقاى شاهپور بختيار نشان از ذهن ضد ملى و ارتجاعى جبهه ملى دارد بلكه اساساً اين جبهه دنبال آزادى به قيمت نابودى كشور است. كدام يك از اقدامات شاهنشاه فقيد مخالف منافع ملى بود كه جبهه ملى در مخالف با شاهنشاه فقيد خود را جر مى دهد. من از تاريخ چيز زيادى نمى دانم و اميدوار مى مانم كه اين سخنم نادرست باشد كه جبهه ملى با نگاه مثبت سفارت آمريكا تشكيل شد.
    اين ادعاى من است:
    شما بوديد كه شاهنشاه فقيد را تنها گذاشتيد و نه در انقلاب ٥٧ بلكه بسيار قبل از آن به ايران عزيز خيانت كرديد و امروز هم به جاى درس گرفتن با سانسور و خدعه و نيرنگ و سوء استفاده از سادگى و خوش قلبى طرفداران شاهنشاهى، گناه را متوجه شاهنشاه فقيد مى كنيد.
    من محمد رضا شاه پرستم. من او را بخاطر كارنامه درخشانش مى پرستم. و براى هر ستايش او دليلى منطقى و علمى دارم. من مردى را مى پرستم كه خود را فداى ايران كرد تا ايران را قدمى به جلو ببرد. قدمى بى باز گشت و اكنون معلوم است كه خمينى با كمك همه شما هم نتوانست جامعه كهنه قجرى را كه آرزويش بود احيا كند كه شايد قبل از انقلاب سفيد شدنى بود
    از همه شما مى خواهم از اين كينه قجرى و فئودالى خود در نقاب آزاديخواهانه دروغين دست برداريد و راه مردم را براى بازسازى تمامى خرابى هاى ايران عزيز كه با خمينيست ها در آن شريكيد، سد نكنيد.
    راه اتحاد براى پيشرفت و آبادى ايران كه بسيار مهمتر از آزادى هاى سياسى است را با خودخواهى و توجيهات ضد علمى و بى اساس دشوار نكنيد.
    خواهش من از شما آقاى چالنگى اين است جوابيه مرا براى مقاله آقاى شريعتمدارى در اين سايت بخوانيد.
    متاسفانه در سايت شما اظهار نظر ممنون شده است.
    اين دموكراسى شماست.
    و در اين سايت اين دموكراسى آقاى شهرام همايون است كه مقاله آقاى شريعتمدارى هم منتشر مى شود.
    من شرمنده كانال يك هستم كه جوابيه شما را بايد در اين سايت بنويسم.
    ميدانم كه لحن تند من خوشايند آقاى شهرام خان همايون نيست.
    از كانال يك سپاسگزارم كه به دموكراسى ايمان دارد و شعار نمى دهد.

  224. چند روزى است كه بازديد كننده سايتى هستم بنام melliun.org .
    از خوبى هاى اين سايت اين است كه اظهار نظر را آزاد گذاشته است.
    اكثر مقاله هاى اين سايت مخالفت با شاهنشاهى است و حمله به شاهزاده رضا پهلوى است. بنظرم آمد كه اينان تصور مى كنند جمهورى يعنى نقيض شاهنشاهى.
    تعريف ديگرى از جمهورى ندارند.
    من سوال هايى داشتم كه در إن نيافتم.
    بكى از اين سوال ها اين بود:
    ساز و كار جمهورى براى عدم تسلط انحصار مالى چيست؟
    بنظرم آمد اينان در رويا بسر ميبرند.
    آنان نميدانند كه صحنه سياست جنگ ثروت است.
    تصورشان اين است:
    عده اى مسئول اجرايى مى شوند
    عده اى نماينده مردم هستند و قانون وضع مى كنند
    عده اى هم قاضى هستند
    روزنامه و آزادى بيان است
    هر كس هم خلاف كند، ديگران مقابلش مى ايستند.
    اينان هيچ تصورى از كنار هم نشستن قدرت و پول ندارند.
    جمهورى اينان روياى زيبايى است:
    روياى آزادى
    بسان روياى برابرى در جوامع كمونيستى
    عزيز نسين كتابى دارد بنام ما الاغ ها
    در زمان شاه فقيد معلمى داشتيم بنام آقاى رازبان
    توده اى بود و بعد از انقلاب اعدام شد.
    او اين كناب را به ما معرفى كرد تا نقدش كنيم
    آيا با جمهورى خواهان ما با ما الاغ هاى عزيز نسين هم آغوش مى شويم.
    دوستان جمهورى خواه!
    اگر براى اقناع ما شاه دوستان مطلب نوشته ايد كافيست.
    ما عقل درست و حسابى نداريم و از ما جمهورى خواه در نمى آيد.
    خواهش من اين است بداد خودتان برسيد و يك كم از ساز و كار جمهورى به خودتان بياموزيد.
    لازم است ذكر كنم يكى از ساز و كارها براى اين است كه اگر همه اجراى جمهورى با هم گاوبندى كردند كه ملت را سر و كيسه كنند، چه بايد كرد؟

  225. صدا نداره کانال یک صدا قطع . درضمن اقای نوری علا خیلی داره حرص میزنه ما مردم داخل ایران خواهان و طرفدار شاهزاده رضا پهلوی هستیم و این نامه را هم برای بلوکه کردن ثروت دزدیده شده از ما ایرانیان است اقای نوری علا مردم شاهزاده رضا پهلوی را نماینده و رهبر خود می دانند و ما جوانان سر حرف خود هستیم.

  226. با جناب آقاى حسن اعتمادى عزيز

    بررسى تحليلى تحريم ايران از سوى آمريكا از ديدگاه پويا مهرفر

    من يك اومانيستم.
    من طرفدار سيستم شاهنشاهى پهلوى هستم.
    من اگر چه مدرك را معيار سطح علمى فرد نمى دانم، يك دكتر مهندس هستم.
    سابقه سياسى و حزبى دارم ولى اكنون عضو هيچ حزب و گروهى نيستم، با شناختى كه از خود دارم خود را يك سياستمدار نمى دانم.
    من مدعى هستم كه يك سياست شناس يا تئوريسين سياسى هستم.

    پيش گفتار
    افراد هوشيار سياسى تلاش مى كنند عملكردى داشته باشند كه بتوانند منافع بيشترين افراد يك جمعيت يا كشور را در چهارچوب اهداف خود پوشش دهند و آنان را با خود همراه سازند.
    البته به دليل ماهيت فعاليت سياسى همواره حصول به آن ممكن نيست و من از تحليل چگونگى آن كه در اين مقوله نمى گنجد، مى گذرم.
    وظيفه يك سياست شناس تعيين اصول كلى است تا به سياستمدارن كمك نمايد كه تصميم درست ترى را با توجه به شرايط اخذ كنند و گفتار خود را بر آن منوال ارائه نمايند.
    براى يك سياست شناس تحليل كلى يك پديده شامل شناخت پديده، مشكلات و توانايى ها و سرانجام راه حل هاى محتمل است.
    اين بعهده سياستمدار است با شناختى كه از تحليل هاى گوناگون بدست مى آورد، تاكتيك خود را معين كند.
    با اين مقدمه من به تحريم مى پردازم

    تحريم
    تحريم مشكلى است كه نظام جمهورى اسلامى و مردم ايران با آن مواجه شده اند.
    تحريم بر اقتصاد كشور و توانايى نظام بر اداره كشور آسيب رسانده است و سرعت بحرانى شدن اوضاع اقتصادى كشور را بسيار افزايش داده است.
    تحريم از اين زاويه زندگى مردم ايران را بسيار دشوار ساخته است.
    علت اصلى تحريم، مشكلات روابط خارجى جمهورى اسلامى با آمريكا است كه در نتيجه آن مشكلاتى را براى جهان غرب و همسايگان عرب حامى عربستان بوجود آورده و اختلال اساسى در روابط ايران با ديگر كشورها حتى روسيه و چين را موجب شده است.
    البته در سابه اين تحريم ها سودهاى معينى نيز نصيب كشورها و گروه هاى خاصى شده است، كه نتيجه جنبى است.
    آمريكا به روابط خود با جهان بر اساس اصل تامين امنيت سرمايه و تجارت جهانى نگاه مى كند. تمامى رويدادهاى تاريخى نشان ميدهد كه اگر چه نگاه آمريكا بسوى دموكراتيزه تر شدن جهان است ولى اين نگاه صرفاً برنامه اى بسيار طولانى است كه در چهارچوب ممكنات صورت مى گيرد و كوتاه مدت گاهى عملكرد آمريكا دانسته يا ندانسته در جهت عكس دموكراتيزه شدن كشور يا كشورهايى نتيجه داده است.
    بنابراين آن چه براى آمريكا حياتى است: تامين امنيت سرمايه و تجارت جهانى است.
    همين خلل است كه آمريكا را وادار به كنش درگيرانه با جمهورى اسلامى نموده است.
    اين درگيرى دو طرف دارد:
    جمهورى اسلامى و آمريكا
    جمهورى اسلامى در مسيرى پا گذاشته است كه حل اين مشكل را تغيير ماهوى در سياست خارجى خود نشان داده است و اين اگر چه بخودى خود موجب تغيير افراد نظام نمى گردد ولى نظام را دچار تغييرات ناگهانى و زياد مى كند و آسيب جدى به پايگاه جهانى آن وارد مى سازد. ترس از اين كه اين آسيب ترك بزرگ و پيشرونده اى را در درون ايران حاصل كند و به تغيير نظام بيانجامد، نگرانى بسيار بزرگى است كه اتاق فكر نظام را درگير كرده است. همبن ترس نيروى بازدارنده يا سد انرژى حل مشكل رابطه با آمريكاست.
    اما آمريكا نمى تواند اين تهديد را كنترل كند و ناديده بگيرد و ناچار بايد در مقابل آن واكنش نشان دهد.
    واكنش هاى محتملى كه به ذهن من ميرسد مى تواند؛
    تغيير نظام با توسل به كودتا از درون
    تغيير نظام با كمك مستقيم به اپوزيسيون
    تحريم
    و جنگ
    باشد.
    دو راه حل اول نه تنها از نظر جهانى به وجهه آمريكا بشدت آسيب ميزند بلكه ممكن است به گزينه آخر منجر شود و آمريكا را درگير جنگ كند.
    آمريكا در موارد متعددى وارد جنگ شده است. بهر دليلى كه آن را صورت دهد همواره اين راه حل آخر براى آمريكاست كه هزينه هاى سياسى برايش دارد حتى اگر منافع مالى را برايش به ارمغان بياورد.
    منافع اقتصادى روابط ايران و آمريكا اگر چه برايش مهم است ولى آمار نشان دهنده بسيار كوچك بودن اين روابط است.
    در مورد نفت و منابع گاز نيز منافع آمريكا در كوتاه مدت محروم شدن از آن براى آمريكا ضرر چندانى ندارد و در درازمدت به يقين وضع ارتباط بين المللى ايران طبيعى مى گردد.
    سياست مداران آمريكا از اين رو تحريم را انتخاب كرده اند تا به توافقى با نظام فعلى براى تامين امنيت تجارت و سرمايه جهانى دست يابند.
    از ديدگاه يك سياستمدار هوشمند ايرانى مشكل بايد بگونه اى حل شود كه مردم ايران آسيب كمترى ببينند.
    پشتيبانى از جنگ بهيچ رو حتى اگر براى تغيير نظام حمهورى اسلامى باشد پذيرنده يك سياستمدار با هوش نبايد باشد، زيرا وى را در مقابل مردم ايران قرار ميدهد. تجربه مجاهدين خلق در عراق و تجربه آقاى شاهپور بختيار با همه سوابق سياسى خاص( كه البته مورد نقد اينجانب است) بيانگر واضح نتايج آن است.
    از طرف ديگر تحريم نيز به زندگى مردم ايران آسيب جدى ميزند و يك سياستمدار با هوش بهيچ رو نبايد از آن دفاع كند، زيرا در مقابل منافع مردم صف آرايى مى كند.
    سياستمدار با هوش نمى تواند در مقابل اين اصلى ترين تصميم آمريكا و نظام جمهورى اسلامى بى تفاوت باشد و چنانكه مى بينيم تقريباً همه اپوزيسيون در مقابل آن تصميم گرفته اند و بسيار در مقابل آن فعال هستند و به دو گروه تقسيم شده اند:
    گروه اول مخالف تحريم هستند. اين گروه مستقيماً به آمريكا حمله مى كنند و نتيجه سياست آنان عملاً تشديد دشمنى آمريكا و نظام جمهورى اسلامى است.
    گروه دوم به بيان هاى متفاوت طرفدار تحريم هستند و خوشحالى خود را در اثر كردن اين تحريم ها براى تغيير نظام پنهان نمى كنند. نتيجه سياست اين گروه نيز عملاً تشديد دشمنى آمريكا و نظام جمهورى اسلامى است.
    نتيجه سياست هر دو گروه ضديت با منافع مردم ايران است.
    به همين دليل است كه عامه مردم از سياست هر دو گروه نگرانند و مخالفت خود را گاه به گاه بيان مى كنند.
    بنظرم سياستمدار با هوش حمله خود را بايد به سياست خارجى جمهورى اسلامى متوجه كند و ضمن تاسف از اين كه اين سياست موجب واكنش تحريمى آمريكا شده است در رو كردن دسيسه هاى جمهورى اسلامى براى خلل در روابط بين المللى بكوشد و تلاش كند كه نظام جمهورى اسلامى به اصول روابط بين المللى احترام بگذارد.
    نادرست است كه از تحريم هاى آمريكا خوشحال باشد.
    نادرست است كه اميدار باشد كه اين تحريم ها نظام جمهورى اسلامى را نابود كند.
    بر عكس سياستمدار هوشمند بايد مردم را آماده پذيرش اين توافق كند.
    بايد به مردم توجه دهد كه قدرت سياسى و اقتصادى آمريكا به گونه ايست كه مقابله كوركورانه با آن شكننده است.
    بايد مردم را متوجه كرد كه كشورهاى ديگر جهان از چين و شوروى و غيره چنين نمى كنند.
    بايد به مردم توجه داد كه كشور ژاپن برده آمريكا نيست. سياستمداران ژاپنى امتيازات ويژه اى به آمريكايى ها داده و ميدهند و نه تنها سود سرشارى ميبرند بلكه سنت خود را دارند و حتى بخشى از سنت هاى خود را به جهان غرب بخصوص آمريكا صادر كرده اند و به عنوان نمونه رستوران هاى ژاپنى فعاليت گسترده اى در آمريكا دارند و با اقبال مردم آمريكا روبرو شده اند.
    متاسفانه روشنفكران ايران در بوق دميده اند كه شاه فقيد نوكر آمريكا بوده است و يا توده اى نوكر شوروى بوده است و يا محمد على فروغى نوكر انگليس است.
    اين نگاه غير علمى است. طبيعى است كه شاه فقيد طرفدار روابط بسيار نزدك با آمريكا بوده است و حتى امتيازات ويژه اى به غربى ها داده است ولى در اين راه سود سرشارى نصيب ايران كرده است. توده اى تصور مى كند كه شوروى كمك مى كند كه دنياى مردمانش بهتر شود و از اين رو از شوروى دفاع مى كند و برايش مثال هايى چون كوبا در زمان جنگ شكر دارد. محمد على فروغى به درستى از دوستى با انگليس براى ساختن ايران استفاده برد.
    ما نياز نداريم هر كس را براى نزديكى به كشورى متهم به دشمنى با ايرانيان كنيم.
    ما تافته جدا بافته نيستيم. اگر بتوانيم بدرستى از نزديكان به كشورهاى ديگر استفاده كنيم و اگر بتوانيم توانمند باشيم كه از آسيب آنان مصون بمانيم، آنان سرمايه هستند.
    ترس ما از ضعف و نادانى است.
    بايد سياستمدار باشيم نه روشنفكر.
    البته اين بدان معنى نيست كه سياست هاى ضد مردمى را كه كشورهاى مسلطى چون روسيه و آمريكا و انگليس (و يا حتى همسايگانى چون عربستان در شرايط فعلى ) توسط افراد نزديك به خود تحميل مى كنند را افشا و مقابله نكنيم.
    ما بايد در مقابل سود جويى شوروى در حمله به آذربايجان موضع مشخص داشته باشيم.
    ما بايد از در مقابله با سودجويى انگليس در قضيه نفت موضع مشخص داشته باشيم.
    ايكاش مى توانستيم در مقابل آمريكا براى اصرار به تغيير در كنار شاه فقيد بايستيم و نشان دهيم كه توانمنديم در سياست شريك شاه باشيم. ما بايد تمام قد در مقابل تغييرات خواست چپ و مجاهدين و خمينى در كنار شاه مى ايستاديم و فريب پول نفت و آب و برق مجانى را نمى خورديم.( منظورم فريب خمينى نيست. منظورم غلط بودن اين سياست است. متاسفانه دشمنى با خمينى موجب شده است كه هر چه او با نادانى گفت ما به حساب فريب بگذاريم. اين تصور كه او دانا به همه عملكرد خود بود بسيار نادرست است. او بسيار در طى دوران كوتاهى به دليل تحميل واقعيت هاى زندگى و سياست به او تغيير كرد.)
    ما بايد امروز در مقابل سياست عربستان براى نقش يافتن موثر در آينده ايران توسط گروهى روشنفكر موضع مشخص داشته باشيم و اين به معنى دشمنى فردى با كسى و يا عربستان نيست. عربستان همسايه ماست و ما خواهان ثبات و پيشرفت اين كشور هستيم.
    خرابكارى در ذهن مردم ما بسيار صورت گرفته است.
    ما نيازمنديم كه به مردم آموزش درست بدهيم تا در آينده نيز مشكل كمترى داشته باشيم.

    نتيجه

    سخن سياستمدار باهوش بايد اين باشد:
    عامل اصلى تحريم ها، نظام جمهورى اسلامى است.
    ما بسيار ناراحتيم كه مردم ايران در فشار تحريم ها قرار مى گيرند و از توجيح نادرست اين كه دارو در تحريم نيست بپرهيزيم.
    ما از نظام جمهورى اسلامى مى خواهيم كه با آمريكا به توافق برسد.
    آمريكا كشور ديگرى است. دشمن ما نيست. در بيشتر موارد منافع ما با آمريكا يكيست. ما گاهى تضاد منافع داريم كه بايد با گفت و گو حل كنيم و اين شدنى است.
    از مردم بخواهيم نظام را وادار به توافق كنند. سدى براى توافق نباشيم.
    لازم نيست تاكيد كنيم اگر جمهورى اسلامى توافق كند، نابود مى شود.
    لازم نيست نگران باشيم كه اگر جمهورى اسلامى توافق كند، عمرش طولانى مى شود.
    لازم است عملاً به مردم نشان دهيم كه منافع آنان براى ما مهم است.

    ما طرفدار منافع مردميم. فقط همين.

    مسئله اصلى اين است.

    بديهى است كسى كه از تحريم ها دفاع مى كند، به منافع مردم بى توجه است و نشان مى دهد كه مايل به حل مشكل نيست.
    بديهى است كسى كه به آمريكا به خاطر تحريم ها حمله مى كند، نشان مى دهد كه به حل مشكل توجهى ندارد و منافع مردم برايش اهميت ندارد.

    در پايان از آقاى اعتمادى گرامى بخاطر علاقمندى به مردم سپاسگزارم.
    از شما مى خواهم اگر مورد پذيرش است، در برنامه خود بخوانيد. شايد كمكى در راستاى اتحاد باشد.

    در مورد اتحاد نيز نظراتى دارم كه بعد بيان مى كنم.
    شايد اگر شايسته بدانيد، فرصتى دست دهد تلفنى در برنامه شما رمز پيروزى در مورد اتحاد گفت و گو كنيم.

    و از آقاى همايون گرامى خواهش مى كنم كه برنامه اى براى آموزش روابط بين المللى با بيان مصاديق، مشابه آن چه مصاديقش را بيان كردم، براى عموم مردم ايجاد كنند. مردم ما نيازمند چنين آموزشى هستند. بنظرم بسيار مفيد خواهد بود.
    چه كنم آقاى همايون دوست داشتنى
    از بس خوبى، زورم به شما مى رسد.
    هر چه نظر دارم و پيشنهاد در سايت شما خالى مى كنم.
    اين كمپرسى بار ده ها ساله دارد.
    با سپاس فراوان
    از خوانندگان عزيز
    پويا مهرفر

  227. حجم بى تفاوتى و بى عملى در ايران كنونى براى گذر از شرايط بحرانى كنونى بسيار است.

    بى تفاوتى در ايران دو بنا دارد:

    نا اميدى به تغيير شرايط كلى
    روزمرگى يعنى توجه به زندگى فقط خوبش

    نتيجه اولى نا اميدى است و نتيجه دومى خودخواهى كه هر دو از عوامل اصلى بى تفاوتى و بى عملى است.

    هر دو اين عوامل نتيجه دو تلاش است:

    تلاش براى تفسير غلط از انقلاب توسط اپوزيسيون
    تلاش براى بى اثر سازى خواست براى تغيير توسط رژيم جمهورى اسلامى

    در بخش اول تقريباً قريب به اتفاق همه جريان هاى چپ و ميانه و راست و شاهنشاهى به دنبال مقصر مى گردند.

    جامعه اى كه حداقل پنجاه درصد آن به مخالفت با شاهنشاهى پهلوى براى گرفتن حق آزادى هاى سياسى برخواسته اند و سرانجام با عبور از شاهنشاهى و سقوط آن نه تنها نتوانسته اند به آزادى هاى سياسى دست يابند بلكه آزادى هاى مدنى و اقتصادى را از دست داده اند و كشور را روز به روز در حال نابودى مى بينند، ايمان به تلاش را از دست مى دهند و تنها كارشان محكوم كردن و پذيرش محكوم شدن است.

    چنين جامعه گنگ و گيج است. چرا كه پذيرش اصل آزادى جزئى از طبيعت بشرى است و آزادى هاى سياسى جزئى از آن است.

    بنا بر اين اصل بايد از شاهنشاهى گذر مى كردند. آنان چنين كردند ولى نتيجه عكس گرفتند.

    خمينى مانند همه اين افراد قول دموكراسى و آزادى داد. از كجا معلوم اين افراد بر قول خود باقى بمانند.

    اين سرچشمه نااميدى و ياس سايه افكنده بر آحاد جامعه است.

    جمهورى اسلامى هم با سه روش سياست عمل كرد:
    با بازى با راى مردم تمامى تلاش هاى تغيير را نا ممكن جلوه داد
    با در اختيار گرفتن همه ارتباطات از كلاس درس تا ترانه و سينما و فضاى مجازى به نشر توجه به خود و خودخواهى و دور ساختن افراد از هم پرداخت.
    معدود افرادى را كه گاه و بيگاه از اين دو دايره بيرون زدند را نابود كرد و به نابودى آنان بسنده نكرد و خانواده هاى آنان را نابود ساخت و هزينه را براى مخالفت هاى اندك بسيار بالا برد.

    در اين سه زمينه بسيار استادانه عمل كرد و سرمايه ملى را به جاى كاربرد در سازندگى كشور كه مهارتى در آن نداشت به پاى كاربست دقيق اين روش ها ريخت.

    مجموعه اين عوامل نيز بر ياس و نا اميدى از تغيير افزود و افراد را بسوى خودخواهى سوق داد و نتيجه طليعى آن بى تفاوتى و بى عملى نسبت به سرنوشت ايران شد.

    ما براى گذار از اين شرايط راهى جز كاستن از اين نا اميدى نداريم.

    عوامل بخش اول در اختيار اپوزيسيون است. مى توانند آن را كاهش دهند ولى بايد اول علم آن را بياموزند و ذهن از كينه ها بزدايند.

    عوامل بخش دوم در اختيار جمهورى اسلامى است. امروز شرايط بگونه اى است كه اثر بخشى اين عوامل در حال كاهش است.

    كاهش عوامل بخش دوم محدود به كاهش عوامل اول است.

    متاسفانه تا كنون تفسيرى درست و علمى از انقلاب اسلامى ٥٧ ارائه نشده است.

    براى كاهش ياس و نااميدى مردم
    دانش اپوزيسيون ناكافى است.
    شناخت اپوزيسيون از تاريخ تحول جوامع غير علمى و احساسى است.
    اپوزيسيون فقط به اهداف توجه دارد.

    بايد بيشتر بياموزيم.

    عامه مردم سباسى نيستند. تحليل گر نيستند.
    آنان فقط زندگى بهترى مى خواهند.
    آنان صندلى هاى اداره كشور را براى شما خالى گذاشته اند.

    آنان را محكوم نسازيم.

  228. اين متن بصورت كامنت در جوابيه مقاله اى عليه طرفداران شاهنشاهى پهلوى در سايت melliun.org گذاشته شده و با تصحيح تا حد ممكن غلط هاى املائى در اين جا ذكر مى شود.
    سبك مقاله نويسى علمى نيست.
    شما در سبك علمى بايد تحليل را بر اساس عوامل طبقه بندى شده انجام دهيد.
    آزادى سه بخش اصلى دارد.
    آزادى اقتصادى
    آزادى مدنى
    آزادى سياسى
    ارزش آزادى ها بترتيب آورده شده است.
    وقتى فقط آزادى هاى سياسى را معيار انتخاب مى كنيم، نشان ميدهم كه از تحليل علمى آگاه نيستيم.
    به تقريب در بيان مخالفان شاهنشاهى پهلوى اذعان شده است كه مردم نسبت به زمان پهلوى دوم نوستالژى دارند.
    علت اصلى اين پديده دو بخش پايه اى آزادى است كه در دوره پهلوى بطور گسترده تامين شد و به احتمال قريب به يقين مى توان گفت كه جبهه ملى توانايى اجراى آزادى هاى گسترده مدنى را نداشت و آن به دو دليل روشنفكرى با پرستيژ بودن و وابستگى شديد مذهبى در بخش هايى از آن بود.
    بى شك شاهنشاهى پهلوى آزادى هاى سياسى را قربانى دو بخش ديگر آزادى كرد و با سياست هاى برگزيده جبهه ملى ايران قادر به گذر از فاز فئوداليته به سرمايه دارى نبود.
    اين ادعا به علت آن نيست كه سران ارزشمند جبهه ملى طرفدار فئوداليته بودند، بلكه درست به دليل ارجح دانستن آزادى هاى سياسى به دو بخش آزادى هاى پايه ايست.
    بى گمان پايگاه اصلى روشنفكرى و سياستمدارى ايران دوران پهلوى بطور عام فئوداليته است و حتى بيشترين چپ ها نيز از ميان فرزندان فئودال برخاسته بودند و از نظر علمى تاثير اين خواستگاه در سمت گيرى طبيعى است.
    تاريخ تحول بشرى بيان مى كند كه تغييرات جوامع همواره از طريق افراد ويژه صورت گرفته است و محمد رضا شاه پهلوى نقشى اساسى در جلو بردن ايران بسوى تمدن نوين داشته است. با كينه تحليل كردن علمى نيست.
    اين ادعا كه نا سازى آزادى هاى سياسى با دو بخش ديگر جامعه را نامتوازن كرد، كاملاً علمى است و بازخورد آن انقلاب اسلامى ٥٧ است.
    برخلاف ادعاى جبهه ملى تناقض نظام شاهنشاهى گذشته با آزادى هاى سياسى امرى طبيعى بود چرا كه انتخاب حركت آن دوره از نظام شاهنشاهى بسته كردن فضاى سياسى را نياز داشت.
    تاثيرات بجا مانده از آزادى هاى گسترده مدنى در دوره شاهنشاهى پهلوى و نيز اثرات به جا مانده از رشد صنعتى و تجارى و خاطره هاى باقيمانده آن دوره در ذهن جامعه، كشش شديدى بر عامه جامعه گذاشته است.
    خواستگاه ويژه اعضاى جبهه ملى بخصوص سران آن موجب شده است كه آزادى هاى سياسى را مرجح بر دو بخش آزادى هاى اقتصادى و مدنى بشمارند و همين پديده موجب اقبال آنان به خمينى شد.
    برخلاف ادعاى چپ و راست خمينى آنان را نفريفت. بلكه در ابتدا به قم رفت و حكومت را در اختيار جبهه ملى قرار داد. خمينى تخصص و تجربه اى در ساز و كار اجرايى نداشت ولى به علت هوش و ذكاوتى كه داشت بسرعت واقعيت هاى اجتماعى او را وادر به تغيير كرد و در چرخشى ناگهانى همه اقوالى را كه درجه ارزش آن ها اولى نبود بدور ريخت و به ارزش اول از ديد خود كه حكومت اسلامى بود پرداخت و بدين ترتيب همه همراهان قبل از انقلاب خود را قربانى كرد. اين امر درطول تاريخ بارها در كشورهاى گوناگون اتفاق افتاده است.
    من در همه تحليل هاى خود بيان كرده ام كه ارزش آزادى هاى سياسى اگر چه در درجه اول اهميت قرار ندارد ولى بسيار مهم است. با وجود اين آزادى هاى سياسى در همه جوامع محدود به توانايى سيستم است. در جوامع پيشرفته غربى بسيار اتفاق افتاده است كه سركوب شديد تظاهرات صورت گرفته است.
    مى توان از طريق قوانين علمى اثبات كرد كه آزادى هاى سياسى نامحدود ويرانگر است.
    بنظر من اقبال بيشتر طرفداران شاهنشاهى به ترامپ و دشمنى آنان با اوباما و بر عكس اقبال بيشتر مخالفان شاهنشاهى به اوباما و دشمنى با ترامپ ناشى از تحليل غير علمى است كه حتى در آمريكا وجود دارد.
    پايگاه حزب دموكرات بيستر در وادى تجارت جهانى است و علاقه به توسعه ملى در اين حزب روز بروز كمتر مى شود. بر عكس منافع مالى حزب جمهورى خواه بيشتر داخلى است. اين اختلاف منافع عامل اصلى درگيرى دو حرب است. اقبال شديد اوباما به جهانى شدن موجب شد كه سرسخت ترين مخالفش يعنى ترامپ پيروز شود.
    كنترل هاى سياسى هند اين هند اوت يا معادل فارسى آن دستى است. يا بزبان عاميانه چپ روى، راست روى را بدنبال دارد.
    اما هر دو در يك موضوع مشتركند و آن امنيت تجارت و سرمايه جهانى است.
    آنان براى تامين اين امنيت تلاش مى كنند و دنبال توافق براى تامين آن هستند.
    من در مور تحريم و سياست هايى كه بايد ايرانيان اتخاذ كنند كامنت مفصلى در سايت كانال يك آقاى شهرام همايون گذاشته ام. در آن به تحليل ذكر كرده ام كه سياست هاى همه گروهاى مخالف و موافق و درون نظام ايران غلط است.
    در پايان ذكر مى كنم كه من با علمى كه آموخته ام و تحربه سياسى اى كه دارم محمد رضا شاه پرستم و در اين مقاله توهين و يا تحقير از من در مورد مخالفان وى مشاهده نكرديد.
    بلكه بر عكس، من با احترام از شخصيت سران جبهه ملى عليرغم مخالف بودن با سياست هاى اتخاذ شده آنان ياد كردم.
    من با توده اى ها هم به همين روال سخن مى گويم.
    سخن علم زبان خود را دارد.
    با سپاس بسيار از صاحبان و گردانندگان سايت

  229. Ne be cumhori islami iran bayad beravad.ma hastim. Man ;1000dolar darim ba man temas bıgird

  230. با سلام من میخواستم بدونم چرا شما Paypal ندارید؟ من حساب بانکی ندارم.

  231. ببخشید من دارم برنامه ی آقای ستار دیدار رو گوش میکنم. ایشون میگن زمان شاه تورم اعلام نمیشد. شما در این مورد توضیح بدید چون من حرفهای شما رو بهتر میفهمم. در ضمن PayPal بذارید تا ما آنلاین کمک کنیم.

  232. با درود ، خوشحالم که در ماهواره گالکسی 5 اما نه بعنوان کانال یک بلکه با نام تصویر ایران میشود برنامه های پر ارزش و میهنی با هدف همبستگی و اتحاد در عمل برای حکومتی سکولار دموکرات برای پس از سرنگونی خلافت آخوندی شما را ( آخدین لحظه و ما هستیم) دید.

  233. من بسيار از همگان مى آموزم
    و اين گفتار براى آنان كه از من نمى آموزند

    وقتى كه من
    در واژه هاى معنى
    پرواز مى كنم
    در بستر هواى سبك
    سرشار ديدنم

    وقتى كه تو
    در واژه اى غليظ
    غوطه مى خورى
    در اندكى فضا
    سرشار بودنى

    من ديده ام
    تلاش و توانت را
    در غوطه اى
    ميان آن همه واژه

    در يك صداى گنگ
    من گوش ميدهم
    ضربان خسته نفست را

    من در هواى باز
    فرياد ميزنم
    اينجا منم
    سرشار لحظه ها

    اما چه سود
    در حجم غلظت واژه
    در تو توان نمانده
    در تو توان ديدن فرياد
    حتى
    در تو توان بودن ديدار

    آن دورها
    نور افق هاى دور دست
    در انتظار آمدنم
    صف كشيده اند
    بايد عبور كرد
    بايد رها نمود
    آن حجم واژه را
    و ترا

    اما …
    در سر هنوز
    نور اميدى
    در انتظار
    اوج تو ماندست
    بين غريق و پرواز
    من برفراز
    خستگى تو
    پرواز مى كنم
    من باز
    پرواز را فرياد ميكنم

  234. من سايت هاى اندكى نظر دهى آزاد است.
    سايت شما از اين نظر ويژه است، بسيار آزاد.
    من در سايت هايى ديگر كه مى نوبسم سايت شما را تبليغ مى كنم.
    اما سايت شما يك مشكل بزرگ دارد.
    ترتيب نظر دهى از. قديم به جديد است.
    از اين نظر سايت شما مطلوب بنظر نمى رسد.
    خواهش من اين است در آن باز نگرى كنيد.

  235. من سايت هاى اندكى مى شناسم كه نظر دهى در آن آزاد است.
    سايت شما از اين نظر ويژه است، بسيار آزاد.
    من در سايت هايى كه مى نوبسم به نوشته هايم در سايت شما اشاره مى كنم و دعوت مى كنم نوشته هايم را در سايت شما بخوانند..
    اما سايت شما يك مشكل بزرگ دارد.
    ترتيب نظر دهى از قديم به جديد است.
    از اين نظر سايت شما مطلوب بنظر نمى رسد.
    خواهش من اين است در آن باز نگرى كنيد.
    باز نويسى بخاطر غلط در طرز بيان و املا.
    پوزش ميطلبم.

  236. ترتيب نظر دهى از قديم به جديد است.

  237. کسی که سایت را درست کرده یادش رفته که نظرهای جدید در ردیف اول قرار گیرد , ترتيب نظر دهى از قديم به جديد است

  238. آقاى حسن اعتمادى عزيز
    شايد وقت خواندن نداشته باشى، شايد تصور كنى همه كامنت ها بى ارزش است و شايد بخواهى از گزند افراد معمولى در امان باشى.
    سخن امروز شما چون بچه اى است كه خواسته هايش پاسخى ندارد و بغض كرده است.
    روش شما در فراخوان اتحاد، غير علمى و ارزيابى نشده است. اين روش از تحليل سطحى اتخاذ شده است. ارزش كار شما در حد گرد آورى اطلاعات پراكنده است و روش گردآورى اطلاعاتى كه استفاده مى كنيد هدفمند نيست.
    سياستمداران حزبى و گروهى از دانش لازم براى حل مشكلات ايران برخوردار نيستند. بايد آنان را بدان آگاه كرد. اين كار علم خاص لازم دارد و كار گروهى مى طلبد و تجربه نياز دارد.
    “ترسم نرسى به كعبه اى اعرابى
    كبن ره كه تو ميروى به تركستان است”
    پيشنهاد من اين است كه يك فراخوان عمومى بدهيد. البته نه فقط افراد معروف و داراى سابقه.
    موضوع: روش هاى علمى ايجاد اتحاد.
    نظرات را بدقت مطالعه كنيد و طبقه بندى كنيد.
    سپس طبقه ها را بصورت يك تئورى در آوريد.
    تئورى ها را ارزيابى كرده و از بهترين شروع به آزمايش كنيد.
    من بيش از اين نمى گويم كه نمى خوانيد.
    اين تنها شما نيستيد كه نمى خوانيد. شايد با حود بگوييد وقت نداريم. يك دورهمى هست، خوشيم و وقت ميگذرد. مگر سرمان درد مى كند كه دردسر براى خود درست كنيم.
    آيا ميدانيد مهمترين كشفيات بشر توسط افراد معمولى حاصل شده است كه پس از درك اهميت اكتشاف معروف شده اند؟
    راستش من هم دارم به اين نتيجه ميرسم كه سر كارم. قرار نيست نتيجه اى حاصل شود.
    بدرود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.