خانه >> ایران >> گزارشی از زندگی زنان جوانی که برای مستمری‌ با مردان مسن ازدواج می‌کنند

گزارشی از زندگی زنان جوانی که برای مستمری‌ با مردان مسن ازدواج می‌کنند

گزارش روزنامه شهروند: خواستگار زیاد داشتم اما همین که می‌فهمیدند از دنیا یک عمو و خواهر دارم، دنبال دختر دیگری می‌رفتند و من کلی از زن‌عمویم خجالت می‌کشیدم.

بی‌پناه و سرباربودن سخت‌ترین احساساتی‌‌اند که هرکس می‌تواند تجربه کند. از عمویم خواستگاری‌ام کرد. بازنشسته یکی از ارگان‌های دولتی است و حقوق خوبی دارد. دو دختر دارد که خارج از کشور زندگی می‌کنند.

من با عمویم زندگی می‌کردم و خواهرم با یکی از عمه‌هایم. دوران خیلی سختی بود اما حالا با هم در یک خانه زندگی می‌کنیم و مستمری محمود کفاف زندگی‌مان را می‌دهد.

زندگی زهره یکی دیگر از زنانی که همسر مرد ۸۰ ساله شد:
27سال بیشتر نداشت دو‌سال پیش به‌ واسطه یکی از آشنایان برای پرستاری معرفی می‌شود؛ پرستاری شبانه‌روزی در خانه‌ای در خیابان نفت، با حقوق ماهانه خوب. مردی که زهره باید از او مراقبت می‌کرد، بازنشسته وزارت کشور بود. 

فرزندانش خارج از کشور زندگی می‌کردند و بعد از فوت همسرش تنها شده بود و بیماری و کهولت سن از پا درآورده بودش. تمام ‌مدت روی تخت با سرمی به دست، دراز کشیده بود. توانایی هیچ‌ کاری را نداشت.

یک‌سال به همین منوال گذشت و «زهره» و خانواده بیمار از او رضایت کامل داشتند تا این‌که دختران پیرمرد به «زهره» پیشنهاد می‌دهند به عقد پدرشان دربیاید. زنی 27ساله و پیرمردی 80ساله که از فرط بیماری رو به فوت بود. 

فرزندان پیرمرد تصمیم گرفته‌اند با این کار زندگی «زهره» را نجات بدهند. «6میلیون مگر چند یورو می‌شود؟ بگذار زندگی یک‌نفر سروسامان بگیرد.» بعد از فوت پیرمرد خانه‌ای تحت‌عنوان ارثیه برای «زهره» خریداری شد تا زندگی‌‌اش مسیر تازه‌ای به خود بگیرد.