خانه >> ایران >> چرا جان میلیون‌ها ایرانی در خطر جدّیست؟ چرا جمهوری اسلامی به قرنطینه تن نداده است؟

چرا جان میلیون‌ها ایرانی در خطر جدّیست؟ چرا جمهوری اسلامی به قرنطینه تن نداده است؟

بنا بر یک رسم چندهزار ساله، ما ایرانیان نوروز را با خوش‌بینی و بهترین آرزوها آغاز می‌کنیم. اما نوروز ۱۳۹۹ را باید از این قاعده مستثنا دانست چرا که متاسفانه در حال سپری کردن مرگبارترین نوروز در تاریخ معاصر هستیم.

همین الان، جنایتی در حال وقوع است که منجر به مرگ میلیون‌ها نفر از هموطنان ما خواهد شد. هر‌آنچه ویروس کُرونا برای پخش و تکثیر نیاز دارد برایش فراهم آمده است. هم‌اکنون- درست در زمان حیاتی که همه کشورها به قیمت تریلیارد‌ها دلار ضرر به دولت، سخت‌ترین مقررات آمد و شد قرن را برای شهروندان خود به اجرا گذاشته‌اند میلیون‌ها مسافر در جاده‌های سراسر کشور مشغول نقل و انتقال کُرونا به شهرهای دور و نزدیک هستند.

درون شهر‌ها هم دید و بازدید‌های نوروزی، حتی اگر کم شده باشد، به‌اندازه‌ای هست تا کُرونا را در سطح خانواده‌ها پخش کند. می‌دانید راحت‌ترین راه برای انتقال ویروس کُرونا از فردی به فردی دیگر چیست؟ دست دادن و یک بوس کوچولوی مرگبار که همین حالا دارد میان میلیون‌ها تن در ایران رد و بدل می‌شود. خیلی‌ها این روزها عزیزانشان را برای آخرین بار خواهند بوسید چرا که بوسه آنها ناخواسته و ندانسته طعم کُرونا دارد.

دانشمندان چینی نوع جدیدی از خانواده ویروس کُرونا را نخستین بار در دسامبر ۲۰۱۹ کشف کردند. این ویروس عامل یک بیماری بسیار مسری و کشنده است که بعدها به کوید۱۹ معروف شد. گرچه حدود ۳هزار نفر در چین جان خود را بر اثر این بیماری از دست دادند، اما سرانجام دولت چین با قبول صدها میلیارد دلار خسارت و با تکیه بر قدرت «تولید فرا انبوه» خود توانست شیوع این بیماری را کنترل کند. ساخت ۵۰ میلیون ماسک در روز نمونه‌ای از قدرت‌نمایی «تولید فرا انبوه» چین است. قدرتی که ممکن است آن را به یگانه ابرقدرت دوران پساکُرونا تبدیل نماید. آیا بقیه دنیا نیز قادر خواهد بود که غول کُرونا را در سال جاری به شیشه برگرداند؟ آز آنجا که کُرونا درمان ندارد، تنها راه مقابله با آن پیشگیری است و از آنجا که این بیماری بسیار مسری است،‌ تنها راه پیشگیری قرنطینه کردن و فاصله‌گذاری اجتماعی (social distancing) است. چند ماه قرنطینه جدی و فراگیر البته با لطمات و خسارت‌های اجتناب‌ناپذیر به تولید و اقتصاد جهانی همراه خواهد بود. با توجه به تخصیص تریلیارد‌ها دلار بودجه در کشورهای مختل می‌توان امیدوار بود که این بزرگترین چالش بشری پس از دومین جنگ جهانی با تلفاتی کمتر از یک میلیون نفر در دنیا خاتمه یابد. تاثیر قرنطینه کردن و فاصله‌گذاری اجتماعی بر کند کردن روند شیوع بیماری در شبیه‌سازی زیر نشان داده شده است. در این وضعیت از هر ۱۰۰ نفر مبتلا، حدودا ۸۰ نفر بدون نیاز به مراقبت‌های ویژه بهبود می‌یابند. از ۲۰ نفر باقیمانده، ‌۱۰ نفر به دستگاه تنفس مصنوعی و مراقبت‌های ویژه نیاز پیدا خواهند کرد و در نهایت یک تا دو نفر حتی با وجود بهترین مراقبت‌ها در آی سی یو جان خود را از دست می‌دهند. یعنی نرخ مرگ و میر حدود یک تا سه درصد است که در چین،‌ کره جنوبی و آمریکا تا حال گزارش شده است.

در ایران اما فاجعه‌ای اتفاق افتاده است با تلفاتی میلیونی و به مراتب بیشتر از جنگ هشت ساله با عراق. این فاجعه در چهار نسل اخیر مشابه ندارد و آن را تنها می‌توان با طاعون و رواج وبا در دوران جنگ جهانی اول مقایسه کرد. در ایران نه تنها «نظام مقدس» به شدت با قرنطینه مخالفت کرد، بلکه با جلوگیری از نشر آمار واقعی و حقایق در مورد کُرونا موجب شد که گروهی از مردم این بیماری شدیدا مسری و کشنده را جدی نگیرند و به مسافرت و دید بازدید نوروزی بروند تا جایی که هم‌اکنون با کمال تأسف شیوع ویروس احتمالا از مرز قابل کنترل رد شده است.

در این وضعیت باز هم از هر ۱۰۰ مبتلا، حدودا ۸۰ تن بدون نیاز به مراقبت‌های ویژه بهبود می‌یابند. اما چون تعداد بسیار زیادی از مبتلایان همزمان با هم نیاز به دستگاه تنفس مصنوعی پیدا می‌کنند و تعداد این دستگاه‌ها در هر شهری محدود است، از هر ‌۱۰ نفر که به مراقبت‌ها ویژه نیاز دارند، دستگاه درمانی فقط به ۱ نفر می‌تواند رسیدگی کند. نتیجه وحشتناک این می‌شود که همه آن ۹ نفر باقیمانده خواهند مُرد! چنانکه در اسپانیا و ایتالیا نرخ مرگ و میر حدود ۶ نت ۹ درصد گزارش شده است. بنابراین با فاجعه‌ای که در نوروز ۹۹ در حال اتفاق افتادن است،‌ در خوش‌بینانه‌ترین حالت نمی‌توان نرخی کمتر از ۵ درصد (معادل یک بیستم) برای قربانیان کُرونا در ایران در نظر گرفت. حال اگر تنها نیمی‌ از جمعیت ۸۰ و اندی میلیونی ایران به این بیماری مبتلا شوند، و یک بیستم از این چهل میلیون جان سالم به در نبرند، با ۲ میلیون کشته ظرف چند ماه آینده روبرو خواهیم بود. این در حالیست که با توجه به نرخ رشد ۱.۲ درصدی، یک میلیون نفر به جمعیت کشور در سال ۹۹ اضافه خواهد شد. یعنی برای اولین بار پس از سال‌های جنگ جهانی دوم، فاجعه کُرونا موجب می‌شود از جمعیت ایران کاسته شود.

با توجه به اینکه می‌دانیم قرنطینه تنها راه نجات جان میلیون‌ها شهروند ایران بود، چرا «نظام مقدس» به آن تن نداد؟

با کمال تأسف، پاسخ بسیار ناامیدکننده است:

یکی به این دلیل که قرنطینه با رعایت ملازمات اقتصادی آن از توان این حکومت خارج است.
و دیگر اینکه اعلام رسمی‌ قرنطینه بدون رعایت ملازمات اقتصادی آن با اقتدار پوشالی نظام مغایرت دارد.

در هر صورت، همه مسئولیت این فاجعه هولناک که تا چند ماه آینده میلیون‌ها ایرانی را خواهد کشت بر عهده نظام جمهوری اسلامی و زمامداران آن است و راه برون‌رفتی از آن متصور نیست بجز احیانا نافرمانی مدنی از سوی خود مردم. یعنی آنکه مردم به صورت خودجوش برای حفظ جان خود از خانه خارج نشوند و سر کار خود حاضر نشوند! اما این هم در فقدان رسانه‌های قابل اعتماد و فراگیر فقط زمانی ممکن است که عموم مردم به چشم خود شاهد از دست رفتن چند تن از عزیزان، بستگان، همسایگان یا آشنایان خود باشند. تنها در این صورت است که شاید رشد نمودار مبتلایان کنترل شود.

ناگفته نماند که این نافرمانی مدنی اگر در سطح وسیع اتفاق بیفتد، همزمان نتایج سیاسی بازگشت‌ناپذیری نیز خواهد داشت و ممکن است نظام کنترل اوضاع را از دست بدهد. پس همانطور که ما از شیوع کنترل نشده کُرونا در کشور می‌ترسیم، نظام نیز همواره از خارج شدن اوضاع از کنترل خود در هراس است. اگرچه این اتفاق به نظر بسیار خوش‌بینانه و دور از انتظار می‌رسد اما تصور آن تنها و محتمل‌ترین نقطه سپیدی است که می‌توان در پایان این دوران سیاه گذاشت. و البته یادمان باشد که «چالش امروز سیاسی نیست، بهداشتی است».