<--! cws 1 --> <--! cws 2 --> محموله دو نفتکش که مورد حمله قرار گرفتند متعلق به ژاپن بوده؛ پیامد لاپوشانی خرابکاری‎های رژیم ایران در منطقه – Kanal Yek TV

محموله دو نفتکش که مورد حمله قرار گرفتند متعلق به ژاپن بوده؛ پیامد لاپوشانی خرابکاری‎های رژیم ایران در منطقه

هیروشیگه سیکو وزیر تجارت ژاپن می‎گوید محموله دو کشتی که حوالی تنگه هرمز مورد حمله قرار گرفته‌اند به ژاپن مربوط بوده است.

خبرگزاری NHK ژاپن، پنجشنبه ۱۳ ژوئیه (۲۳ خرداد)، ساعاتی پس از آنکه دو کشتی نفتکش در دریای عمان هدف حمله قرار گرفتند با اعلام این خبر گفت ژاپن در حال بررسی این حادثه است.

وزیر تجارت ژاپن این خبر را پس از نشست یا مدیران شرکت گاز ژاپن اعلام کرد. او این اظهارات را در یک جلسه اضطراری و بطور خلاصه گفته و تاکید کرده آن وزارتخانه تمام تلاش خود را برای دریافت اطلاعات کافی به کار خواهد بست.

یک مقام بلندپایه نفتی تایوان به رویترز گفته یکی از نفتکش‎ها «Front Altair» با پرچم جزایر مارشال بوده که ۷۵ هزار تُن محموله اتانول از «بندر الروس» در قطر بارگیری کرده و به سمت تایوان در حرکت بوده است.

کشتی دیگر «Kokuka Courageous» با پرچم پاناما بوده است که از عربستان به سمت سنگاپور می‎رفت.

منابع آگاه در ایران می‎گویند ۴۴ ملوان دو فروند کشتی نفتکش که در دریای عمان هدف حمله قرارگرفتند توسط نیروهای نجات دریایی هرمزگان از آب گرفته شده و توسط شناور ناجی ایرانی به بندر جاسک منتقل شدند. در همین حال خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داده است ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین اعلام کرد که در حال کمک به دو نفتکشی است که مورد حمله قرار گرفته‌اند.

کویت بعد از حادثه برای دو نفتکش بزرگ در دریای عمان که یکی از آن دو غرق شد، اعلام آماده‌باش کرده است. گزارش‎ها حاکیست یکی از دو نفتکش هدف قرار گرفته در دریای عمان در حال غرق شدن است و محموله آن وارد دریا شده است.

اینهمه در حالیست که شینزو آبه نخست وزیر ژاپن برای میانجیگری بین جمهوری اسلامی و آمریکا بر سر تغییر رفتار رژیم ایران در تهران بسر می‌برد. وی صبح پنجشنبه با علی خامنه‎ای رهبر جمهوری اسلامی ملاقات کرد. او روز گذشته در نشست خبری مشترک با حسن روحانی نسبت به وقوع «درگیری‎های تصادفی» هشدار داده بود.

بر اساس اطلاعات وبسایت‎های رصد عبور و مرور کشتی‎ها در حوالی منطقه‎ای که دو نفتکش مورد اصابت قرار گرفته‌اند، کشتی‎های نظامی از جمله کشتی‎های متعلق به نیروهای نظامی جمهوری اسلامی مستقر شده‌اند.

پیامدهای لاپوشانی خرابکاری‎های رژیم ایران در منطقه

درست یک هفته پیش از این ژنرال فرانک مکنزی فرمانده سنتکام، پنجشنبه ۱۶ خرداد، گفته بود به نظر می‌رسد ایران تصمیم گرفته در واکنش به تقویت نظامی ایالات متحده در خلیج فارس، از موضع خود عقب‌نشینی و در محاسباتش بازنگری کند!

۲۰ خرداد، روزنامه بریتانیایی تلگراف، از شناسایی و بازداشت اعضای یک گروه تروریستی مرتبط با ایران، که چند تُن مواد منفجره را در یک کارگاه مخفی ساختن بمب در حومه لندن انبار کرده‌اند خبر داد. ماجرایی که مربوط به سال ۲۰۱۵ بوده و حالا تازه پس از چهار سال رسانه‌ای شد! پایگاه خبری «میدل‌ایست آی» نیز به نقل از یکی از مقامات امارات نوشت یک میدان نفتی این کشور قبل از حادثه الفجیره هدف حمله قرار گرفته اما ابوظبی درباره آن سکوت کرد! همزمان با سفر هایکو ماس وزیر خارجه آلمان به تهران دو میلیون یورو برای مقابله با صادرات پناهجو «اهدا» شد!

اینها از یکسو نشان می‎دهد فقط دولت باراک اوباما نبوده که خرابکاری‎های رژیم ایران را لاپوشانی می‎کرد و دیگران هم بر اساس سودجویی و نیز از هراس اقدامات خرابکارانه‌ی جمهوری اسلامی، تن به مماشات با رژیم داده‌اند و از سوی دیگر بیانگر آن است که امید به عقب‎نشستن رژیم ایران تا چه اندازه «خوش‌خیالی» است.

آمریکا می‎گوید به دنبال تغییر رژیم در ایران نیست، اما یکی از آثار ادامه تحریم‌ها و فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی و در مقابل، مقاومت جمهوری اسلامی با توسل به قدرت شبه‌نظامی‎ها افزایش احتمال درگیری نظامی است.

گرچه بعضی مسئولان جمهوری اسلامی بطور رسمی دخالت‌ در راکت‌پرانی و خرابکاری‌ در منطقه، نظیر آنچه نزدیک بندرالفجیره امارات یا تاسیسات نفتی عربستان اتفاق افتاد، را رد می‎کنند اما شواهد و سوابق خلاف آن را می‌گوید.

شبه‌نظامیان شیعه و عملیات ایذایی  در کنار ظرفیت‎های موشکی و همچنین حملات سایبری، بخش اصلی «سبد نظامی» جمهوری اسلامی در رویارویی با دشمنان است.

از آنجا که جمهوری اسلامی خود را در یک جنگ نابرابر اقتصادی و روانی می‎بیند و مقام‎های امنیتی نظام این فشارها را در چارچوب جنگ‌های هیبریدی تعریف می‎کنند، اقدامات خفیف نظامی از سوی شبه‌نظامی‎ها علیه منافع «دشمنان» را زیر نام «مقاومت» قابل توجیه می‎داند و از آن بهره‌‏برداری می‎کند.

دست جمهوری اسلامی از ابزار دیپلماتیک و عادی برای پیشبرد سیاست خارجی و برون رفتن از بحران‎هایی که گرفتار آن شده بیش از همیشه خالیست و بیشترین راهکار تهران فقط تبلیغات روی توان نظامی است که در شعار بسیار شدید و در عمل بطور خفیف و فعلاً «کنترل شده» بروز می‎کند.

بطور کلی بهره‌گیری از ابزار نظامی برای پیشبرد سیاست خارجی هزینه‎ساز است. از طرفی ظرفیت‎های نظامی کنونی جمهوری اسلامی نه تنها برای «پیشبُرد» اهداف سیاسی در منطقه و جامعه بین‎الملل‎ کافی نیست بلکه حتی نقش «بازدارنده» آن نیز موقت است و در عمل آنچه عاید نظام می‎شود به ضرر آن است و صدماتش به منافع ملّی بسیار سنگین است چرا که از جمهوری اسلامی یک بازیگر شرور ساخته که منافع خود و شهروندانش را به ابزار نظامی گره زده است و خطرناکتر آنجاست که میزان کنترل جمهوری اسلامی و به ویژه سپاه پاسداران بر بخش‎هایی از این ظرفیت و همچنین میزان وفاداری خود آنها به جمهوری اسلامی اصلاً مشخص نیست!

به عنوان مثال ده‌ها نفر از حوثی‎ها از مخدر «قات» استفاده می‎کنند و هیچ تضمینی نیست سوء مصرف آن در بین نیروها حالات روحی و روانی آنها را چنان کند که بطور «آتش به اختیار» سبب عمل خودسرانه‎ای شود که دود آن به چشم ایران برود.

از طرفی میزان آموزش رزمی و استعداد شبه‌نظامیان مورد حمایت جمهوری اسلامی در منطقه و حتی نیروهای وابسته به سپاه قدس موسوم به «مدافع حرم» نیز زیر سوال است.

کتاب «مجید بربری» (نشر دارخوین) روایت زندگی مجید قربان‌خانی جوان کم‌سواد و شرور ساکن محله یافت‌آباد تهران است که در ۲۵ سالگی با اصرار و پارتی‌بازی تنها پس از طی یک دوره سه الی چهار ماهه در پادگان انارکی بین تهران و کرج به سوریه اعزام می‎شود و با زیر پا گذاشتن دستور فرماندهان خود در حالی که باید پشت خط می‌مانده و اجازه حضور در عملیات را نداشته با حال روحی آشفته اسلحه برمی‎دارد و به خط مقدم می‎زند و البته کشته می‎شود.

در نمونه‎های دیگر پس از حمله راکتی از غزه به خاک اسرائیل و یا حمله راکتی به حوالی سفارت آمریکا در منطقه سبز بغداد و همچنین حمله به نفتکش‎ها در نزدیکی بندر الفجیره ردّ پای جمهوری اسلامی و شبه‌نظامیان وابسته به آن دیده شده است. تهران دخالت در آن را رد می‌کند اما در عمل اقدامات به پای جمهوری اسلامی نوشته می‌شود. چه بسا در بین همین نیروها که بخشی از آنها باانگیزه‎های مادّی و به عنوان «مزدور» می‌جنگند در قبال دریافت پول بیشتر، علیه خود جمهوری اسلامی دست به اقدام‎ بزنند!

در چنین شرایط ناپایداری است که تقویت نیروهای آمریکا و دیگران در منطقه قابل توجیه می‎شود و از آنجا که در سبد ایران ساز و برگ نظامی کافی برای رقابت در این عرصه وجود ندارد، کارگزاران نظام مجبور به افزایش رجزخوانی‎ و تهدید کلامی می‎شوند و توقع عمل متقابل را در بین وفاداران خود با شعارهایی نظیر «دوران بزن در رو تمام شده» و «دشمن یکی بزند، ۱۰ تا می‎خورد» افزایش می‎دهند. ولی عملی کردن این لاف و گزاف‌ها در تبلیغاتی پمپاژ می‎شود که میسر و عملی و عقلانی نیست بنابراین احتمال «خودسری»ها را بیش از پیش افزایش می‎دهد.

در فضایی که نیروهای رزمی برای حضور در نبردهای میدانی دشوار بیش از آنکه تحت آموزش رزمی قرارگرفته باشند تحت تاثیر باورهای «مکتبی- ناسیونالیستی» قرار دارند، ضریب نافرمانی، تخطی از دستور فرمانده و خودسری ناشی از احساسات فردی برگرفته از باورهای دینی و ایدئولوژیک افزایش می‌‏یابد و این همان شرایطی است که میانجیگران از جمله شینزو آبه نخست‌وزیر ژاپن نسبت به آن با توصیه‌ی جلوگیری از «درگیری اتفاقی» به جمهوری اسلامی هشدار می‌دهند!/کیهان لندن