خانه >> ایران >> فرار مالیاتی دانه‌درشت‌ها؛ چه کسانی در ایران مالیات می‌دهند و چه کسانی نمی‌دهند؟

فرار مالیاتی دانه‌درشت‌ها؛ چه کسانی در ایران مالیات می‌دهند و چه کسانی نمی‌دهند؟

۸۷ هزار میلیارد تومان پول کمی نیست. یک‌پنجم بودجه عمومی امسال و دو برابر درآمد نفتی پیش‌بینی‌شده برای سال آینده است. این رقم معادل بدهی مالیاتی ۱۰۰ شخص حقیقی و حقوقی است که یک‌تنه ۴۰ درصد معوقات مالیاتی کشور را نپرداخته‌اند.

چهارشنبه گذشته، «حسن درویشیان»، رییس سازمان بازرسی کل کشور اعلام کرد بیش از یک‌سوم معوقات مالیاتی کشور مربوط به ۱۰۰ شخص حقیقی و حقوقی است. این مقام قضایی اعلام کرد کل معوقات مالیاتی کشور ۲۱۰ هزار میلیارد تومان است که ۷۸ هزار میلیارد تومان آن پولی است که به‌طور مشخص «۱۰۰ نفر» از زیر آن دررفته‌اند. ۹ هزار میلیارد تومان آن افراد حقیقی که گفته نشده چند نفرند و ۶۹ هزار میلیارد تومان آن شرکت‌هایی که بازهم تعداد دقیق آن‌ها معلوم نیست، اما آن‌طور که رییس سازمان بازرسی گفته جمعشان به ۱۰۰ می‌رسد.

هیچ توضیح دیگری داده نشده که این «۱۰۰ نفر» چه کسانی‌اند، معوقات مالیاتی آن‌ها مربوط به چه سال‌هایی است؟ چرا و چگونه از زیر بار مالیات دررفته‌اند؟ ۸۷ هزار میلیارد تومان آیا مالیاتی است که برای آن‌ها تعیین شده، یا موضوع فرار مالیاتی است؟ سازوکار شناسایی آن‌ها چگونه بوده است؟ آیا سازمان مالیاتی این افراد را به قوه قضاییه معرفی کرده؟ اگر این‌طور است چرا قوه قضاییه اقدامی نکرده؟ یا اگر ماجرا چیز دیگری است چرا سازمان مالیاتی این ماجرا را پیگیری نکرده است؟ چرا اسامی‌ بدهکاران مالیاتی منتشر نمی‌شود؟ حاشیه امنیت این افراد حقیقی و حقوقی چیست؟ چرا تحت پیگرد قضایی‌ قرار ندارند؟ آیا در داخل کشور به سر می‌برند یا به خارج متواری شده‌اند…؟

جواب هیچ‌کدام از این سوال‌ها مشخص نیست. حتی در حد اطلاعات کلی هم دراین‌باره توضیح داده نشده است. حتی در این جلسه که در حضور احمد توکلی در مقام رییس سازمان دیدبان شفافیت برگزار شده، پرسش و پاسخ که ابهام‌ها را برطرف کند انجام نشده، یا اگر شده گزارش آن منتشر نشده است.

اما جواب برخی سوال‌ها واضح و مشخص است. اینکه ایران یکی از بهترین نقاط روی کره زمین برای پول‌شویی و فرار از مالیات است؛ نه مالیاتی که از گروه‌ها و افراد متوسط و کم‌درآمد به زور کسر حقوق گرفته می‌شود، بلکه بهشت قدرتمندان و ثروتمندانی است که نه‌تنها مالیات نمی‌دهند بلکه شان خود را فراتر از مالیات دادن می‌دانند.

بر اساس آمارهای بانک جهانی، سهم مالیات از تولید ناخالص داخلی ایران در سال ۲۰۱۷، کمتر از ۷.۵ درصد بوده، درحالی‌که به‌طور متوسط سهم مالیات از اقتصاد جهان بیش از ۱۵ درصد است. این یعنی در ایران نصف بقیه جاهای دیگر دنیا مالیات پرداخت می‌شود.

معنی این گزاره این است که اگر قرار باشد ایران یک کشور نرمال باشد، باید دو برابر الان درآمد مالیاتی داشته باشد. این فاصله میان ایران و وضعیت نرمال، دقیقا مالیاتی است که توسط دو گروه عمده پرداخت نمی‌شود؛ ثروتمندان و قدرتمندان.

فرار مالیاتی ثروتمندان؛‌ بی‌عدالتی

ایران یکی از بهترین نقاط روی کره زمین برای پول‌شویی و فرار از مالیات است؛ نه مالیاتی که از گروه‌ها و افراد کم‌درآمد به زور کسر حقوق گرفته می‌شود، بلکه بهشت کسانی است که درآمدهایی بیش از ۲۰ برابر متوسط درآمد دارند، اما مالیات آن را نمی‌پردازند.

«امیدعلی پارسا»، رییس سازمان مالیاتی اخیرا گفته در سال ۱۳۹۷، بیش از ۳۰۰ هزار نفر در ایران درآمدی بیش از یک میلیارد تومان مشمول مالیات داشته‌اند که بیش از نیمی از آن‌ها اصلا پرونده مالیاتی ندارند.

برای نشان دادن ساختار ناعادلانه مالیات در ایران کافی است حجم مالیاتی را که کارگران و کارمندان پرداخت می‌کنند، با گروه‌هایی مقایسه کرد که ثروتمندان در آن‌ها دسته‌بندی می‌شوند.

نمودار زیر ترکیب مالیات بر درآمد را در بودجه ۱۳۹۸ نشان می‌‌دهد. چنانکه مشخص است، مجموع مالیات کارمندان دولت و کارگران شاغل در بخش خصوصیِ از مجموع مالیات مشاغل آزاد بیشتر است؛ مشاغلی که معمولا گروه‌هایی مانند وکلا و گروه پردرآمد پزشکان در دسته آن قرار می‌گیرند. مقایسه مالیات حقوق کارمندان و کارگران، با مالیات مستغلات هم چشمگیر است.

ترکیب مالیات بر درآمد در بودجه ۱۳۹۸/ تصویر برگرفته از سایت ایران‌بودجه

اگر مالیات حقوق کارگران و کارمندان را با «مالیات بر ثروت»‌ هم مقایسه کنیم بازهم اختلاف چشمگیر است. ترکیب مالیات بر ثروت را در نمودار زیر ببینید و اعداد و ارقام آن را با نمودار بالا که مالیات حقوق کارمندان دولت و کارگران بخش خصوصی در آن آمده مقایسه کنید.

ترکیب مالیات بر ثروت در بودجه ۱۳۹۸/ تصویر برگرفته از سایت ایران‌بودجه

سازوکار شلخته مالی و اداری عمدتا باعث شکل‌گیری چنین وضعیتی است. ضعف قوانین، فساد اداری و سهل‌انگاری سازمان‌های نظارتی و برنامه‌ریزی باعث شده ثروتمندان و گروه‌های پردرآمد به فرار از مالیات عدت کنند و آن را حق خود بدانند. با بالا گرفتن بحران اقتصادی و قطع درآمد نفت، ظاهرا بعدازاین سخت‌گیری بیشتری نسبت به این گروه اعمال خواهد شد. آن‌طور که پیگیری رسانه‌های دولتی و محافظه‌کار نشان می‌دهد، احتمال فشارها به این گروه بیش از گذشته خواهد شد که فی‌نفسه اتفاق خوبی است، اما بعید است زور کسی به گروه بزرگ‌تر، یعنی «قدرتمندان: گروهی که هم موضوع و حجم فرار مالیاتی آن پیچیده‌تر و بزرگ‌تر از ثروتمندان عادی است.»

فرار مالیاتی نهادهای زیر نظر رهبری؛ تبعیض و رانت

اگر سردستی راهزنان مالیاتی را به دو دسته تقسیم کنیم، دسته اول و بزرگ‌تر نهادهای قدرتمند و ثروتمند زیر نظر رهبر ایران، آیت‌الله «خامنه‌ای» است؛ از سازمان اقتصادی سپاه و نیروهای مسلح گرفته تا آستان قدس و بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی فرمان امام. این سازمان‌ها درحالی‌که بخش‌های بزرگی از اقتصاد ایران را در اختیار دارند، اما بر اساس فرمان رهبری از پرداخت مالیات معاف‌اند.

این معافیت شاید از نظر اداری وجه قانونی داشته باشد، اما از نظر منطقی هیچ توجیهی برای آن وجود ندارد. این نهادها از این معافیت مانند رانت استفاده کرده و بسیاری از رقیبان خود را -چه در بخش خصوصی و چه دولت- با استفاده از همین تبعیض از راه به در کرده‌اند.

هیچ برآورد دقیق و مطمئنی از فرار مالیاتی این نهادها در دست نیست، به این دلیل که هیچ برآورد قطعی از گردش مالی و دارایی‌های این نهادها وجود ندارد.

رییس سازمان مالیاتی مهر ماه امسال گفته بود، ۴۰ درصد اقتصاد ایران معاف از مالیات است. اگر فرض کنیم که این حرف درست است، خوش‌بینانه نیمی از این معافیت‌ها سهم این نهادها خواهد بود، وگرنه حجم معافیت‌های عمومی (کشاورزی، فرهنگ و هنر و…) آن قدرها نخواهد شد. این یعنی باید قبول کنیم که ۲۰ درصد، یعنی یک‌پنجم اقتصاد ایران در دست این نهادها است که اگر مانند بقیه نهادهای خصوصی و دولتی، مالیات می‌پرداختند، درآمدی بیش از درآمد نفت -آن‌هم در زمان رونق صادرات- به دست می‌آمد که می‌توانست موتور محرک توسعه پایدار در ایران باشد؛ اما این اتفاق نیفتاده و بعید است که بیفتد. به این دلیل ساده که اگر این نهادها مالیات پرداخت کنند، یکی از دو مزیت‌ بزرگشان را در رقابت از دست خواهند داد. مزیت ذاتی این نهادها بر بخش خصوصی و دولتی، یکی قدرت و دیگری معافیت مالیاتی است، وگرنه در شلختگی و سومدیریت به‌مراتب از دولت بدترند.