خانه >> ایران >> «رضاشاه روحت شاد»؛ پژواک توسعه و ترقی و آزادی در استادیوم آریامهر

«رضاشاه روحت شاد»؛ پژواک توسعه و ترقی و آزادی در استادیوم آریامهر

) ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ هواداران تیم فوتبال پرسپولیس تهران پس از پایان بازی این تیم در مقابل ماشین‎سازی تبریز هنگام خروج از تونل‎های استادیوم آزادی (آریامهر) برای چندمین بار شعار «رضاشاه روحت‎ شاد» سر دادند، رویدادی که پنج روز بعد توسط هواداران تیم استقلال پس از مسابقه با سپیدرود رشت نیز تکرار شد.

هواداران پرسپولیس اولین‎بار این شعار را در جریان بازی تیم‌شان مقابل سپیدرود رشت که هفتم اردیبهشت ۱۳۹۷ در حضور ۷۵ تا ۸۰ هزار تماشاگر برگزار شد، پنج روز پس از کشف پیکر مومیایی منتسب به رضاشاه در محوطه شاه‌عبدالعظیم سر دادند.

از آن زمان تا کنون با وجود جوّ امنیتی که در استادیوم‎های ایران به ویژه استادیوم آزادی (آریامهر) برقرار است گروه کثیری از هواداران فوتبال ادای احترام به رضاشاه فقید را بارها در رقابت‏‌های مختلف از جمله در حاشیه دیدار مسابقه پرسپولیس و سپاهان که، هفتم اردیبهشت ۹۸، برگزار شد تکرار کردند.

اکنون پیداست گزارش این رویداد به نهادهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی رسیده و برای مقابله با آن به فکر چاره افتاده‌اند.

علیرضا ابراهیمی عضو فراکسیون ورزش مجلس، ۲۵ اردیبهشت، در گفتگو با خبرگزاری «خانه ملت» بر لزوم شناسنامه‌دارشدن لیدرهای باشگاه‌های ورزشی در استادیوم‌‎ها با هدف رصد اعمال و رفتار آن‏ها تاکید کرده است.

این نماینده با اشاره به وعده‎ی مسئولان برای نصب دوربین در ورزشگاه‎ها با هدف کنترل سکوها خواستار «برخورد قاطع مسئولان ذیربط» شده و تاکید کرده «برای کنترل شعارها در استادیوم‎های ورزشی الزامی است که لیدرها شناسنامه‎دار شوند.»

ابراهیمی در ادامه به نقش مهم و کاربردی لیدرها در توسعه اقدامات فرهنگی اشاره می‎کند و می‎گوید کانون هواداران تیم‎ها باید پاسخگویی فضای استادیوم‎ها باشند و باید «از ورود افرادی که مرتباً در ورزشگاه‎ها مرتکب جرم می‎شوند ممانعت کرد» و همچنین تاکید کرده که باید در حوزه امنیتی و انتظامی با صلابت بیشتری عمل شود.

این اظهارات عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی در حالیست که رئیس کانون هواداران باشگاه پرسپولیس و درواقع اصلی‎ترین لیدر این تیم عباس اسماعیل‎بیگی ملقب به «عباس گدا» عضو بسیج و از شبه‌نظامیانی است که تحت عنوان «مدافع حرم» سابقه جنگ در سوریه دارد و به همین دلیل وقتی بهمن ۱۳۹۶ برای تشویق تیم پرسپولیس در جریان رقابت‎های باشگاه‎های آسیا به قطر رفته بود، به دلیل قرار گرفتن نامش در لیست سیاه از فرودگاه دوحه دیپورت شد اما جالب اینکه به عنوان مشوق تیم ملی فوتبال در جام جهانی ۲۰۱۸ منعی برای سفر به روسیه نداشت!

کانون‎ هواداران دو باشگاه استقلال (تاج) و پرسپولیس سال ۱۳۸۶ با هدف سازماندهی هواداران دو تیم تحت نظارت «دفتر امور فرهنگی سازمان تربیت بدنی» تشکیل شد و لیدرهای اصلی دو تیم تحت کمیته‎ای سازماندهی شدند تا بتوانند از طریق آنها بر اعمال و رفتار تماشاگران به‌خصوص شعارهای گروهی در ورزشگاه‌ها نظارت کنند.

به بعضی از این لیدرها به پاس خوش‌خدمتی امتیازات ویژه‎ای داده می‎شود از جمله همراهی رایگان با تیم‎های باشگاهی و تیم ملی فوتبال در سفرهای خارجی و اسکان رایگان و حقوق‎های ماهیانه که با توجه به اینکه بسیاری از آنها از قشرهای ضعیف جامعه هستند برای آنها فرصت مناسبی محسوب می‎شود.

جوّ استادیوم‌های ورزشی ایران پس از اتفاقات سال ۸۸ علیه جمهوری اسلامی شد و این مسئله پس از اعتراضات دی‌ماه ۱۳۹۶ شدت گرفت. در واقع استادیوم‌ها در سال‌های گذشته تبدیل به کانون‌های ثابت التهاب و اعتراضات مردم شده است و اعتراضات حکومتی هواداران فوتبال روی سکوها و در حاشیه مسابقات چنان شدت گرفته که امرداد ۱۳۹۷ عبدالرضا رحمانی‌فضلی وزیر کشور در مصاحبه با روزنامه ایران با اشاره به ارتباط میان شعارها و نارضایتی‎های اجتماعی اعلام کرد، «فضا باید کنترل و مدیریت شود. برای ما امنیت مهم است. اگر احساس کنیم گروه‌هایی وارد شده و انتظامات را دچار خدشه می‌کنند، تصمیم می‌گیریم برخی بازی‌ها بدون تماشاگر برگزار شود!»

رحمانی‌فضلی در این مصاحبه تاکید کرد که بحث اعتراض و شعارهای تماشاگران به شورای امنیت ملی نیز کشیده شده و او از این نهاد خواسته نگذارند این اتفاقات در ورزشگاه‌ها بیفتد. با وجود این تهدید و تمهیدات احتمالی اما در ماه‎های اخیر بارها شعار «مرگ بر دیکتاتور»، «رضا شاه پهلوی» و «رضاشاه روحت شاد» و همچنین شعارهای تند علیه کارگزاران نظام، نیروی انتظامی و آخوندها سر داده شد اما تهدید وزیر کشور عملی نشد.

سایمون کوپر نویسنده اوگاندایی- بریتانیایی کتاب «فوتبال علیه دشمن» معتقد است شرایط استادیوم‎ها در بسیاری از کشورها بازتابی از شرایط اجتماعی و سیاسی حاکم بر جوامع است. به عنوان مثال او با اشاره به وضعیت استادیوم‎های خاورمیانه در کشورهای با حکومت‎های خودکامه می‎نویسد «در جوامعی مثل لیبی و در گذشته صدام حسین، که مطبوعات آزاد و اعتراض قانونی وجود ندارد و کمتر خبرنگاران خارجی حضور دارد، فوتبال می‎تواند مسائل پنهانی را آشکار کند.»

استادیوم‎ها دماسنج جوامع استبدادزده با نظام‎های دیکتاتوری هستند؛ جایی که تحلیلگران می‎توانند با مطالعه وضعیت تیم‎های فوتبال، مناسبات میان مدیران آنها و حکومت‌ها، بودجه باشگاه‎ها، نقل و انتقال بازیکنان و مربیان از یکسو و رفتارها و شعارهای هواداران از سوی دیگر به نشانه‎هایی دست یابند که به تحلیل وضعیت اجتماعی و سیاسی آن کشور کمک می‌کند.

فوتبال به سبب جذابیت‎های ویژه خود مورد استقبال عمومی است و اتفاقاً حاکمان با آگاهی از این مسئله به دلایل مختلف به سمت معامله در فوتبال گسیل می‎شوند تا از یکسو از آن نفع مالی برده و کسب شهرت و اعتبار کنند و از سوی دیگر با استفاده از ابزار فوتبال احساسات و روحیات جامعه به‌خصوص جوانان را تحت کنترل بگیرند و از جنبه‎های تبلیغاتی آن برای منافع حکومتی یا حزبی سوء استفاده کنند.

الاغ شماره ۱۰پوش و اعتراض به قذافی‌های دیکتاتور

سایمون کوپر در کتاب خود روایت می‎کند که قذافی و خانواده‎اش عاشق فوتبال بودند و از این میان پسرش سعدی القذافی بیش از سایرین به فوتبال علاقمند بود. او هم در باشگاه‎های ایتالیا فوتبال بازی کرد و هم وارد عرصه تیم‌داری شد و پول نفت لیبی را به فوتبال به ویژه تیم‎های تحت مدیریت‎اش تزریق کرد.

تیم‌های تحت مدیریت خانواده‌ی قذافی به نوعی نماد حکومت شناخته می‎شدند. استادیوم‎ها معدود اماکنی بودند که با توجه به کثرت جمعیت و امکان تشویق‎های دسته‌جمعی و کاهش توانایی کنترل‌های پلیسی، امکان اندکی اعتراض هنوز در آنها وجود داشت.

استادیوم‎ها فرصتی برای مخالفان قذافی می‎شد تا زیر سایه سرودها و هم‌خوانی‎ها، او و خانواده‎اش را به باد انتقاد بگیرند. در یکی از همین بازی‎ها آنها الاغی را با پیراهن شماره ۱۰ به زمین مسابقه فرستادند و همه فهمیدند منظور آنها «سعدی» پسر قذافی است که در آن تیم پیراهن شماره ۱۰ می‎پوشید. او گرچه بازیکن خوبی بود و بازوبند کاپیتانی تیم ملی لیبی را می‎بست اما پسر قذافی دیکتاتور بود. پایان بازی تیم‎های باشگاهی لیبیایی که طرفداران زیادی داشتند فرصتی برای اعتراض علیه حکومت بود.

وضعیت ویژه تیم پرسپولیس و هواداران آن

پرسپولیس به عنوان یکی از دو تیم محبوب و پرطرفدار ایران و آسیا وضعیت ویژه‎ای دارد که بخشی از آن بطور مستقیم به ظرفیت اجتماعی همین هوادارانش مربوط می‌شود. از این رو سیاستمداران جمهوری اسلامی در پیوند با مافیا و دلال‎ها به ظاهر دلسوزانه و هواخواهانه گرچه همواره چشم طمع به هر دو باشگاه تاج (استقلال) و پرسپولیس دوخته‌اند ولی از این حیث نیز باشگاه پرسپولیس وضعیت ویژه‎‌ای دارد.

حسین هدایتی از دانه‎درشت‎های سپاه پاسداران در فوتبال یکی از شاخص‌ترین دلال‎های فوتبال ایران است که از یکسو با جریان‎های محفلی و هیاتی‎ها و حزب‎اللهی‎ها پیوند خورده و از سوی دیگر با مقام‎های‌عالی و وزرا و امنیتی‎ها. یکی از موارد اتهامی او زد و بند با پرویز کاظمی وزیر پیشین رفاه دولت احمدی‎نژاد و از دوستان نزدیک هاشمی‎ رفسنجانی است. کاظمی عضو هیات مدیره یانک سرمایه است که خود به همراه دو تن دیگر از مدیران این بانک به اتهام اخلال عمده در نظام اقتصادی و تحصیل مال از طریق نامشروع میلیاردها تومان پول به جیب زدند و در زندان هستند و گفته می‎شود به همراه بیش از ۳۰ مدیر دیگر حکم‎شان صادر شده است.

مافیای سیاسی- فوتبالی، عین مافیایی هنری- سینمایی، نه تنها پول‌های آلوده و کثیف به باشگاه پرسپولیس تزریق می‎کنند بلکه از کنار این تیم و برخی بازیکنان مستقیم و غیرمستقیم چندین برابر منفعت مادی و غیرمادی کسب می‎شود. مافیایی که پرسپولیس و استقلال را می‎دوشند، از اسپانسرها و تبلیغاتچی‌ها گرفته تا دلال‌ها، در شبکه‎های بهم پیوسته‌ی عنکبوتی جز ویرانی چیزی بر جا نگذاشته‌اند. آن روی دیگر سکه اما پول و مسائل مالی نیست بلکه این مافیا رسولان پمپاژ فرهنگ آلوده نیز هستند.

رضا حقیقی هافبک پرسپولیس مداح «هیأت الرضا» است. از پاتوق‎های اصلی نیروهای «مدافع حرم» و سرکوبگران که صدها جوان را پی خود می‎کشد؛ یا شایان مصلح دیگر بازیکن پرسپولیس برای هیات‎های مذهبی نوحه‎خوانی می‎کند. او در یکی از مداحی‎های خود با رجزخوانی علیه اهل تسنن به سه خلیفه اسلام (ابوبکر، عمر و عثمان) توهین کرد و خواند، «شیعه رافضی‎ام از سه نفر بیزارم کور خواندید که دست از سرشان بردارم، علوی‎ام سر ناموس خدا حساس‎ام، من مرید پسر حضرت حق عباس‌ام، لب به آبشخور کفتار نخواهد زد شیر، آب خوردم فقط از چشمه جوشان علی.»

سوم مهرماه سال ۱۳۹۷، اعضای فراکسیون اهل سنت مجلس از شایان مصلح شکایت کردند.

استادیوم‎های ایران نه تنها کانونی برای عاشقان فوتبال‌ است بلکه شاید تنها و آخرین تفریحگاه برای طبقات آسیب‎خورده و رنج‎کشیده باشد که هنوز توانایی پرداخت پول بلیت تماشای تعدادی از مسابقه‎های تیم محبوب خود را دارند یا به زحمت این پول را جور می‎کنند تا از نزدیک به تماشای یک مسابقه بنشینند. شعار این گروه از جامعه علیه جمهوری اسلامی که چهل سال است خود را مدعی و پناه مستضعفان جا می‎زند اما اندک ارزشی برای جان و مال آنها قائل نیست یک شکست تمام‌عیار است. این شکست وقتی سنگین‎تر می‎شود که طی همه‎ی این سال‎ها که جوانان از کلاس‎های مدرسه گرفته تا صدا و سیمای جمهوری اسلامی دائم با تبلیغات ضدپهلوی روبرو بودند، حالا بدون هراس از اقتدار پوشالی امنیتی‎ها در استادیوم‌ها شعار در حمایت از پهلوی‎ها سر می‌دهند. این یک ظرفیت سیاسی و اجتماعی است که فوتبال دارد و هواداران نیز از آن آگاه هستند. آنها می‌دانند شعارهایی که در حمایت از رضاشاه می‌دهند نفی قدرت ضدملی حاکم بر ایران است.

جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر تلاش زیادی کرد تا اوباش حامی خود را تقویت کند که سکوهای استادیوم و جریان شعارها را به دست بگیرد اما در نهایت با فضاحت و تحقیر توسط تماشاگران حاضر در استادیوم بیرون شد. شعار «بسیجی برو گمشو» سال‎هاست که روی سکوهای ورزشگا‌ه‌ها جا افتاده است.

واقعیت‎های موجود نشان می‎دهد شعارهای سیاسی هواداران پرسپولیس و تاج (استقلال) در حمایت از پهلوی، بارور شدن احساسات نوستالژیک در میان نسل جوانی است که اگرچه آن دوران را ندیده‌اند اما خاطره‌ی جمعی آنها ریشه‎ در تاریخچه‌ی شکوفای دو باشگاه دارد که با جمهوری اسلامی، مانند همه‌ی عرصه‌های دیگر، دچار انسداد شد. هواداران و بازیکنان پیشکسوت دو تیم برای حفظ تاریخ باشگاه‎های خود سرسختانه جنگیده‌اند حتی شاید بی‌آنکه آگاهانه باشد.

بنر هواداران تیم باشگاه تاج که پس از انقلاب اسلامی مانند خیلی از نهادها و مؤسسات دیگر توسط زمامداران انقلاب غصب شد و نام «استقلال» بر آن نهاده شد! تیرماه ۹۷
حفظ نام پرسپولیس و تاج در شرایطی که پس از انقلاب فرهنگی جمهوری اسلامی پروژه پهلوی‎زدایی را در تمام ابعاد آغاز کرد نکته مهمی است. هواداران تیم استقلال (تاج) هنوز در شعارها و سرودهای خود با تعصب خود را «تاجی» می‎دانند: «شهر ما شهر تهرانه، تیم ما تاج ایرانه…»

۲۶ مهر ۱۳۹۷، سانسور لوگوی تیم تاج از پیراهن حسن روشن کاپیتان اسبق تاج در یک برنامه تلویزیونی موجی از انتقادات را به راه انداخت و مدیران این باشگاه را وادار کرد تا از هواداران عذرخواهی کنند.

تاجی‎ها، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، نیز بعد از پایان مسابقه این تیم با سپیدرود رشت در استادیوم آزادی شعار «رضاشاه روحت شاد» سر دادند.

اعتراضات مدنی در سیاسی محصور نمی‌نماند و گروه‎ها، اصناف و قشرهای مختلف بر اساس مطالبات و چارچوب‎های فرهنگی مختص به خود، خواست‌های خود را مطرح کرده و علیه حکام مستنبد بپا می‎خیزند. در ایران نیز دوستداران فوتبال، و همچنین اساساً دوستداران ورزش، آنچه را پیش و پس از انقلاب دیده و شنیده‌اند با هم مقایسه می‌کنند.

امکانات و اعتباری که دو تیم تاج و پرسپولیس پیش از انقلاب داشتند کمتر تیمی در آسیا داشت. در رده‎ ملی بیش از ۴۳ سال از آخرین بازی که تیم ایران قهرمان جام ملت‌های آسیا شد می‎گذرد!

از همه اینها گذشته، برای رهبران کشورهای قدرتمند و چهره‌های سیاسی بین‌المللی نیز استادیوم‎ها همواره مکان مهمی بوده است. آنها به ورزشگاه‎ها می‎آیند تا جمعیت را ببینند و با دوستداران فوتبال و بازیکنان کشورشان باشند. آنها به محض ورود به ورزشگاه، به سکوها چشم می‎دوزند تا حرکات مشتاقان را ببینند و گوش‎شان را تیز می‎کنند تا هیاهو و صدای تشویق‎های آنان را بشوند. اما در مهرماه ۱۳۹۷ پس از هفته‎ها اعتراض و اعتصاب قشرهای مختلف مردم، سران جمهوری اسلامی برای قوت قلب علی خامنه‎ای ۱۰۰ هزار بسیجی را با لباس یکجور در استادیوم آزادی جمع کردند تا به نفع او شعار بدهند! یک حرکت نمایشی بسیار رقت‌انگیز! هم خامنه‌ای و هم برگزارکنندگان بهتر از هر کسی می‎دانند که این لشکرکشی یک تقلب بزرگ بود چرا که آن‎کسانی که بارها در شعارهای کف خیابان و استادیوم‌ها نه با زور یا «ساندیس» و تطمیع و تحمیق، بلکه داوطلبانه و با پذیرش خطر از سوی مردم تشویق شدند نه جمهوری اسلامی و بنیانگذاران و زمامدارانش، بلکه پهلوی‎ها هستند!

مراسم تشریفاتی در استادیوم آزادی، ۱۲ مهر ۱۳۹۷
تشویق رضاشاه فقید در استادیوم با واکنش شاهزاده رضا پهلوی نیز روبرو شد. وی که در دو سال اخیر پس از آنکه شعارهای مربوط به محبوبیت پهلوی‌ها گسترش یافت، هرگز تلاش نکرد تا آنها را به سود خود استفاده کند این بار نیز چنین شعارهایی را با وضعیت ملت و مملکت گره زد: مردم با شعار «رضاشاه روحت شاد» از روزگاری یاد می‎کنند که ایران با سرعت به سوی توسعه و ترقی گام برمی‎داشت.

او که در تمام سال‌های گذشته در پی آن بود تا پژواک صداهای واقعی اما ناشنیده‌مانده‌ و حتی انکارشده‌ی درون ایران باشد، اکنون نیز با محبوبیتی روزافزون همچنان در جایگاه درستی که انتخاب کرده بود ایستاده است. نه مبالغه بلکه واقعیتی است اگر گفته شود در میان تمام چهره‎های سیاسی فعال هیچکس به اندازه او در ایران مورد توجه و استقبال نیست. در نبود موسسات نظرسنجی و افکارسنجی مستقل در ایران، شاهد این ادعا شمار تصاعدی مخاطبان وی در شبکه‎های اجتماعی می‎تواند باشد که در واقعیتِ ورزشگاه‌ها و خیابان‌های شهرهای مختلف نیز بازتاب می‌یابد.

علاقمندان به فوتبال در ایران برای آگاهی از خدماتی که پهلوی‎ها به ورزش از جمله فوتبال ایران از دهه‎ی ۲۰ خورشیدی تا پیش از انقلاب کرده‌اند می‌توانند به منابع تاریخی مراجعه کنند. حمیدرضا صدر جامعه‎شناس در کتاب «روزی روزگاری فوتبال» با زبان ساده تشریح می‎کند که فوتبال ایران از کجا شروع شد تا به بام آسیا رسید و ستارگان بزرگی چون بهزادی‎ها و حجازی‎ها را به آسیا معرفی کرد. او در فصلی از این کتاب به روشنی شرح داده چطور پس از انقلاب غارتگرانی چون بنیاد مستضعفان به جان دارایی‌ها این دو باشگاه بزرگ افتادند تا بجای اعتلای ورزش و فوتبال، جیب‎ خودشان را پر کنند./کیهان لندن