<--! cws 1 --> <--! cws 2 --> دلار ۲۶ تومانی؛ پراید ۱۰۰ میلیونی؛ ریال تا کجا سقوط می‌کند؟ – Kanal Yek TV

دلار ۲۶ تومانی؛ پراید ۱۰۰ میلیونی؛ ریال تا کجا سقوط می‌کند؟

بورس تهران هفته گذشته حال و روز چندان خوشی نداشت. شاخص کل با سقوط ۵ درصدی از یک میلیون ۶۴۲ هزار واحد در روز شنبه به یک میلیون و ۵۵۶ هزار واحد در روز پنج‌شنبه ۲۰ شهریور سقوط کرد و ارزش کل بازار بورس تهران در کمتر از یک هفته بیش از ۳ میلیون میلیارد تومان کمتر شد.

در عوض بازار ارز، طلا و خودرو تمام هفته را در التهاب گذراند، تا آنجا که درگیری میان خریداران ارز مقابل صرافی‌های پایتخت خبرساز شد. در بازار بورس، ارز، طلا ، خودرو و مواد غذایی چه می‌گذرد؟


دلار طی هفته گذشته هزار تومان گران شد. قیمت هر یک دلار آمریکا از ۲۴۵۰۰ تومان روز شنبه به بیش از ۲۵۵۰۰ تومان در روز پنج‌شنبه رسید. هزار تومان افزایش در کمتر از یک هفته در بازار ملتهب ارز در تهران نشان از سقوط ۴ درصدی ارزش ریال دارد.

از آن سو قیمت هر سکه طلا هم با حدود ۵درصد افزایش از ۱۱ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان در روز شنبه به حدود ۱۲ میلیون تومان در آخرین روز هفته رسید.

گران‌ شدن خودرو که نور علی نور بود. پراید که چند ماه پیش خبر ۹۰ میلیون تومانی شدن آن به شوخی تلخ تعبیر می‌شد، در سومین هفته شهریور ماه از مرز ۱۰۰ میلیون تومان گذشت. بسیاری انگشت اتهام را به سمت و سوی خودروسازان نشانه رفتند و احتکار خودرو را عامل گرانی معرفی کردند. حال آنکه مسئولان خودروسازی اطمینان می‌دهند که نه کاهش تولید و نه کاهش فروش باعث به وجود آمدن این وضعیت شده، بلکه «عطش بازار» برای خرید را عامل گران‌ شدن خودرو می‌دانند.

سرپرست وزیر صنعت مدعی است تولید خودرو به نسبت پارسال ۲۵ درصد افزایش یافته و کمبود عرضه عامل گرانی نیست، بلکه دلیل گرانی این است که «مردم دوست دارند نقدینگی خود را به کالا تبدیل کنند.»

از سوی دیگر گزارش‌های پراکنده میدانی از ایران حاکی از آن است که قیمت مواد خوراکی نیز طی روزهای گذشته افزایش چشمگیری داشته است. تا آنجا که کاربری در توییتر با اشاره به افزایش قیمت خامه در سوپرمارکت‌های تهران به شوخی نوشته بود «به زودی باید همین [خامه] رو بگیریم برای حفظ ارزش ریال بذاریم فریزر.»

شوخی تلخی است، اما واقعیت این است که ارزش ریال به شکل بی‌سابقه‌ای در حال سقوط است. نه فقط ارزش اسمی آن، بلکه رسما و حتی با احتساب قدرت خرید نیز ارزش پول ملی ایران به پایین‌ترین حد تاریخی خود رسیده است.

در ماه‌های گذشته بورس توانسته بود چشم‌انداز مطمئنی برای حفظ ارزش پول ایرانی ترسیم کند، اما از اواخر مرداد این چشم‌انداز مطمئن نیز از دست رفت. با اینکه بازدهی واقعی بورس تهران در یک بازه کوتاه‌مدت (۶ ماهه)، میان‌مدت (دو ساله) و بلندمدت (۱۰ ساله)، چشمگیر است و در مقام مقایسه از برخی بازارهای معتبر جهان هم جلوتر است، اما به نظر می‌رسد برخی اطمینان خود را نسبت به آینده بورس از دست داده‌اند.

دولت و مسئولان بورس اطمینان می‌دهند که با تزریق پول تازه و جاری کردن منابع صندوق توسعه ملی جلوی سقوط بورس را خواهند گرفت، اما معلوم نیست تزریق پول تازه، دوباره رشد و رونق را به بازار سرمایه ایران بازگرداند. کسی نمی‌داند هفته آینده وضعیت بورس چگونه خواهد شد، آیا صندوق تثبیت با دلارهای نقد شده صندوق توسعه ملی جهت نمودار شاخص کل را دوباره صعودی خواهد کرد یا همچنان سقوط با شیب ملایم یا چه‌بسا تند ادامه خواهد داشت.

هر یک دلار از منابع صندوق توسعه ملی که تبدیل به ریال می‌شود، حجم نقدینگی و پول نقد را اضافه می‌کند. افزایش پول نقد در شرایطی که اقتصاد ایران در یک رکود عمیق سه ساله گرفتار آمده، تاثیری جز افزایش تورم ندارد. معلوم نیست حجم پولی که قرار است دولت به صندوق تثبیت بورس بدهد دقیقا چقدر است، همچنین معلوم نیست بانک مرکزی دلارهای صندوق توسعه ملی را در کدام بازار و به چه قیمتی تبدیل به ریال کند. اما فرض کنیم ۲ میلیارد دلار پول در بازار آزاد تبدیل به ریال شود در این صورت ۵۰ هزار میلیارد تومان به یکباره به ارزش دارایی‌های خارجی بانک مرکزی و در نتیجه به پایه پولی اضافه می‌شود. تضمینی وجود ندارد که این حجم پول در بازار بورس محبوس بماند، بلکه در بهترین حالت در گلخانه‌ بورس رشد می‌کند، اما بالاخره روزی از زندان بورس بیرون می‌آید. در این صورت چند برابر پولی که برای نجات بورس خلق شده، به حجم نقدینگی اضافه شده و موج تورمی سهمگینی را به دنبال دارد.

از سوی دیگر نتیجه رها کردن بازار بورس هم نتیجه‌ای بهتر از این ندارد. بعد از این یک هفته قول و قرار تزریق منابع صندوق توسعه ملی به بورس منتفی شود. در این صورت قطعا شیب سقوط بورس تهران در روزهای آینده تندتر خواهد شد و بسیاری از سهام‌داران در صف‌های طولانی فروش سهام‌شان را به پول نقد تبدیل می‌کنند و برای حفظ ارزش پول نقدشان چاره‌ای جز هجوم به بازار ارز، طلا، خودرو و مسکن ندارند. نتیجه چنین وضعی نیز برای اقتصاد ایران و برای جامعه بحران‌زده ایرانی فاجعه‌بار خواهد بود.