خانه >> ایران >> جمهوری اسلامی در محاصره امواج اعتراضات مردمی

جمهوری اسلامی در محاصره امواج اعتراضات مردمی

تماشاگران یک بازی فوتبال میان دو تیم معروف کشور، پس از پایان بازی و در حالی که روی سکو نشسته‌اند یا ورزشگاه را ترک می‌کنند شعار سیاسی سر می‌دهند.

این اتفاق شاید برای مردم بسیاری از کشورها تعجب‌برانگیز باشد اما در ماه‌های گذشته بارها و بارها در ایران اتفاق افتاده است.

مردمی که ۴۰ سال پس از انقلاب و استقرار جمهوری اسلامی، حتی اگر به هواداریِ آتشین از تیم محبوب‌شان در ورزشگاه حاضر شده باشند اما در اوج هیجان فوتبال، ایجاد تغییر در ساختار سیاسی و رساندن پیام به زمامداران را فراموش نمی‌کنند.

عصر پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت‌ماه پس از پایان بازی فوتبال تیم‌های استقلال (تاج) و سپیدرود بخشی از تماشاگران هنگام خروج از ورزشگاه شعار «رضا شاه، روحت شاد» و «چه اشتباهی کردیم که انقلاب کردیم» سر داده و فریاد زدند «ای شاه ایران، برگرد به ایران».

اما این نخستین‌‌بار نیست که شعارهای ساختارشکن و ضد نظام در ورزشگاه‌ها توسط هواداران تیم‌های فوتبال خبرساز می‌شود. یک هفته پیشتر نیز تماشاچیان مسابقه میان تیم‌های پرسپولیس و ماشین‌سازی تبریز پس از پایان بازی و هنگام خروج از ورزشگاه شعار «رضاشاه روحت شاد» سر دادند.

سر دادن چنین شعارهایی پس از اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۳۹۶ مورد توجه دوستداران و تماشاگران فوتبال نیز قرار گرفت و از ابتدای سال ۱۳۹۸ تا کنون نیز چندین بار تکرار شده است.

در شرایطی که جوّ ورزشگاه و جمع شدن هزاران هوادار دو تیم فوتبال به خودیِ خود هیجان و انرژی ویژه‌ای ایجاد می‌کند که مورد علاقه مقامات جمهوری اسلامی نیست، سر دادن شعارهای سیاسی تند و تیز که پایه‌های نظام را هدف قرار می‌دهند قطعاً بیشتر برای آنها تحمل‌ناپذیر است. شاید به همین دلیل است که پیشتر عبدالرضا رحمانی ‌فضلی وزیر کشور در اظهاراتی عجیب تهدید کرده بود در صورت ناتوانی نیروهای انتظامی و امنیتی در کنترل اوضاع، برخی مسابقات بدون تماشاچی برگزار شود!

سر دادن شعارهای سیاسی در مسابقات اخیر فوتبال نیز موجب شد علیرضا ابراهیمی عضو فراکسیون ورزش مجلس شورای اسلامی خواستار مشخص شدن هویت لیدرها و کنترل بیشتر فضای ورزشگاه‌ها شود.

حضور مردم در خیابان‌های چند شهر ایران پس از بازی فینال مسابقات کشوری یا لیگ برتر در شامگاه پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت و سر دادن شعارهایی چون «مرگ بر دیکتاتور» از سوی کسانی که برای ابراز شادی از قهرمانی تیم‌ پرسپولیس به خیابان آمده بودند نشان می‌دهد که هراس حکومت از شعارهای سیاسی تماشاگران چندان بی‌جا نیست.

تیر زهرآگین نسل‌های بعد از انقلاب به قلب محتضر نظام

در روزهای گذشته ابراز نارضایتی و دادن پیام به حکومت جلوه‌های دیگری نیز داشت. هزاران دانش‌آموز در پاسخ به چالش ساسی مانکن، خواننده ایرانی ساکن خارج کشور، برای ترانه «جنتلمن» در روز معلم بطور گروهی و همراه با آموزگاران و مسئولان مدرسه این ترانه را همخوانی کرده و همراه با شادی و پایکوبی با آن رقصیدند.

پخش ویدئوهای مربوط به رقص و شادی دانش‌آموزان در مدارس شهرهای مختلف ایران، چنان تیر زهرآگینی به قلب محتضر نظام اسلامی فرو رفت. پایکوبی و قر دادن کودکانِ پرورش یافته در جمهوری اسلامی، پس از چهل سال بمباران تبلیغاتی عقیدتی و مکتبی، آنهم در روزی به مناسبت قتل مرتضی مطهری یکی از نظریه‌پردازان نظام، مقامات جمهوری اسلامی را دچار چنان خفّتی کرد که نتوانستند به سادگی از آن بگذرند و واکنش‌های بسیار تندی به آن نشان دادند.

علی مطهری نایب رئیس مجلس شورای اسلامی که هزاران دانش‌آموز در روز کشتن پدرش با شادی قر داده و رقصیدند، حتا خواستار اخراج مدیران این مدارس شد! محمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش نیز اعلام کرد که سه «متخصص حراست و بازرسی» این وزارتخانه را مسئول بررسی این موضوع کرده است!

رقص دانش‌آموزان در «روز معلم» در مدارس و در حضور آموزگارانی که خود نیز عمدتا در این نظام زندگی و رشد کرده و از جمله اصناف معترض به نظام نیز هستند، بدون شک یکی از بزرگترین رسوایی‌های فرهنگی و سیاسی نظام اسلامی را رقم زده است.

دوباره دانشجو، دوباره اعتراض

بجز دانش‌آموزان و هواداران تیم‌های فوتبال، دانشجویان دانشگاه تهران نیز در هفته‌ گذشته پس از مدت‌ها یک اعتراض جدی را شکل دادند.

روز دوشنبه ۲۳ اردیبهشت‌ماه دانشجویان هنر دانشگاه تهران در اعتراض به تشدید سختگیری‌ها توسط  حراست دانشگاه‌ها و راه افتادن گشت ارشاد دانشجویی، در مقابل پردیس دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران تجمع و سپس در آمفی تئاتر این دانشکده تحصن کردند.

حضور نیروهای حراست و بسیجی و چماق به‌دستان حکومت به درگیری شدیدی منجر شد که فیلم‌های بطور گسترده در شبکه‌های اجتماعی پخش شد. دانشجویان ضمن درگیر شدن با نیروهای سرکوب، شعارهایی چون «دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد»، «آزادی اندیشه با ریش و پشم نمیشه»، «مرگ بر دیکتاتور» و «ملت گدایی می‌کند، آقا خدایی می‌کند»  سر دادند.

این اعتراض از سوی دانشجویان را که پس از دی‌ماه ۹۶ خاموش بودند، می‌توان موج تازه‌ای در اعتراضات و خیزش‌های اجتماعی و صنفی در ایران دانست.

دانشجویان همیشه از جمله قشرهایی بوده‌اند که نقشی اساسی در اعتراضات سیاسی و مدنی ایفا کرده‌اند. حضور دانشجویان و فعالیت‌های آنها همواره جریان‌ساز و در بروز برخی تحولات سیاسی و مدنی بسیار مؤثر بوده است.

این در حالیست که طی سال‌های اخیر جمهوری اسلامی همه توان خود را به کار بسته تا دانشجویان را نه تنها از مسائل سیاسی کشور، به ویژه از اپوزیسیون نظام، دور نگه دارد بلکه تلاش کرده تا بین آنها و دیگر گروه‌های اجتماعی که به اعتراضات صنفی می‌پردازند جدایی بیندازد. یکی از فعالیت‌های مهم هر دو جناح اصلاح‌طلب و اصولگرای نظام که برای استمرار جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند همواره این بوده است که به نگاه و خواست دانشجویان جهت دهند و آنها را از آرمانخواهی و مسئولیت‌پذیری که جنبش دانشجویی را معتمد و محبوب مردم کرده بود تهی کنند. اکنون معترض شدن دانشجویان و ایستادن آنها بر سر مطالبات صنفی و مدنی خود بیانگر شکست پروژه نظام برای منزوی کردن جنبش دانشجویی و تفرقه در اعتراضات اجتماعی است.

استادان ماهیگیری از آب گل‌آلود

از سوی دیگر، پس از اعتراض دانشجویان دانشگاه تهران، اصلاح‌طلبان به عنوان ماهرترین ماهیگیران از آب گل‌آلود وارد عمل شده و با اظهاراتی انتقادی تلاش کردند آهنربای فریب خود را به سمت دانشجویان بگیرند.

حجت نظری عضو شورای شهر تهران در توئیتی خواستار عدم برخورد خشونت‌آمیز با دانشجویان شده و بطور غیرمستقیم از دور شدن دانشجویان از نظام ابراز نگرانی کرده است: «تجمعات اعتراضی دانشجویان از هر جریانی نباید به خشونت کشیده شود. باید مطالبات دانشجویان در فضایی آرام و با حضور خود دانشگاهیان شنیده شده و پاسخی منطقی به آن داده شود. با برخوردهای خشن فرزندان ایران را از ایران دور نکنیم.»

جالب اینجاست که این عضو اصلاح‌طلب شورای شهر تهران پیشتر که آیین‌نامه انضباطی دانشجویان با شرایط سختگیرانه‌تر از پیش اصلاح و ابلاغ شد و بر اساس آن حراست دانشگاه‌ها حتی اجازه یافته‌اند که فعالیت دانشجویان را در شبکه‌های اجتماعی نیز رصد کرده و در مقابل آنچه «تخلف» می‌دانند اعلام جرم کنند، سکوت کرده بود!

این سکوت در مقابل سیاست‌های سرکوبگرانه‌ی نظام و سپس اظهار نظر عوامفریبانه درباره اعتراضات به این سیاست‌ها، یکی از راهکارهای اصلاح‌طلبان در شرایط سرنوشت‌ساز کنونی است.

یک نمونه دیگر اینکه پس از اعلام دادستانی اصفهان در مورد ممنوعیت دوچرخه‌سواری زنان هیچ صدایی از اصلاح‌طلبان شنیده نشد ولی وقتی این ممنوعیت مورد اعتراض مردم قرار گرفت، مصطفی تاجزاده در توئیتی خطاب به رئیسی نوشت دوچرخه‌سواری بانوان در قانون منع نشده و خواستار لغو این دستور شد.

همه این رویدادهای اعتراضی به اشکال مختلف، در هفته گذشته در حالی اتفاق افتاد که اعتراضات دیگر اصناف و گروه‌ها مانند آموزگاران، کارگران و مالباختگان و بازنشستگان و رانندگان نیز همچنان ادامه داشته است.

بحران‌های ناشی از عملکردهای منفی نظام در حوزه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، وضعیت نابسامان معیشت مردم و ناامیدی نسبت به توانایی نظام برای خروج از این شرایط، سبب شده تا گروه‌های مختلف جامعه به تدریج به یک ارزیابی و نگاه مشترک نسبت به جمهوری اسلامی برسند. برآیند این روند مشترک، خیزشی است که امواج آن از دی‌ماه ۹۶ به این سو هرگز آرام نگرفته است./کیهان لندن