خانه >> ایران >> بار سهمگین تورم روی دوش مستاجر؛ بخش عمده درآمد در جیب صاحب‌خانه

بار سهمگین تورم روی دوش مستاجر؛ بخش عمده درآمد در جیب صاحب‌خانه

مرکز آمار ایران روز گذشته آمار تورم اجاره‌بهای واحدهای مسکونی را در زمستان ۱۳۹۸ منتشر کرد. آماری که نشان می‌دهد فشار تورمی اجاره مسکن، بیش از تورم سایر قیمت‌ها عرصه را بر خانه‌به‌دوشانی تنگ کرده که از قافله خانه‌داری جامانده‌اند.

زمستان به‌طور سنتی فصل رکود معاملات اجاره مسکن است؛ اما در این رکود حجم تورم بیش از پاییز و تابستان گذشته است، چنانکه گزارش مرکز آمار نشان می‌دهد قیمت اجاره خانه در زمستان ۱۳۹۸، به نسبت پاییز ۴ درصد و به نسبت زمستان قبلی حدود ۲۳ درصد افزایش یافته است.

جالب اینجا است که نرخ افزایش تمدید قراردادها در فصل زمستان به‌طور متوسط ۳۲ درصد زیاد شده است.

مثلا اگر کسی تا زمستان پارسال در یک محله متوسط تهران به قیمت ۵۰ میلیون تومان پیش با ۲ میلیون تومان اجاره در یک آپارتمان ۶۰ متری زندگی می‌کرد، زمستان امسال مجبور بوده یا روی پول پیشش حدود ۳۰ میلیون تومان بگذارد یا بیش از یک‌میلیون روی اجاره ماهیانه‌اش بکشد و ماهانه سه میلیون تومان به حساب صاحب‌خانه بریزد.

مرکز آمار هنوز گزارش قیمت و اجاره مسکن زمستان را منتشر نکرده، اما آمارهای پاییز نشان می‌دهد متوسط نرخ اجاره‌بها به ازای هر مترمربع در استان تهران ۴۴ هزار و ۲۰۰ تومان و متوسط متراژ خانه‌های اجاره داده‌شده ۸۵ متر بوده است. با احتساب تورم ۵ درصدی اجاره یک متر خانه در زمستان باید حدود ۴۶ هزار تومان باشد؛ یعنی نزدیک ۴ میلیون تومان اجاره ماهانه برای یک خانه متوسط.

این رقم در مقایسه با حداقل دستمزد یا متوسط درآمد خانوار چشمگیر و قابل‌ملاحظه است. طبق آمار درآمد هزینه خانوار سال ۱۳۹۷ متوسط درآمد ماهانه یک خانوار در استان تهران کمتر از ۴ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان بوده است. حتی اگر این درآمد در سال ۱۳۹۸ متناسب با تورم ۳۵ درصدی افزایش پیدا کرده باشد (که در سال‌های گذشته این‌طور نبوده میزان افزایش درآمد کمتر از تورم بوده است) متوسط درآمد خانوار تهرانی بیش از ۵ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان در ماه نیست. با این حساب متوسط اجاره یک خانه در تهران در بهترین حالت نزدیک ۷۰ درصد درآمد خانوار را می‌بلعد.

جمعیت مردمی که در این فاجعه اقتصادی گرفتار آمده‌اند کم نیست. طبق آخرین سرشماری ایران در سال ۹۵ متوسط نرخ اجاره‌نشینی در تهران ۴۴ درصد است. یعنی از هر دو خانواده تهرانی تقریبا یکی از سر ناچاری در خانه‌های استیجاری زندگی می‌کند و بخش بزرگی از درآمدش را ماهیانه به حساب صاحبان خانه می‌ریزد.

این نسبت در سایر شهرها متفاوت است. مثلا در پاییز گذشته متوسط نرخ اجاره‌بها در استان اصفهان چیزی در حدود ۱۱۰ هزار تومان و متوسط متراژ خانه‌های اجاره داده‌شده ۱۰۹ متر بوده است. یعنی به‌طور متوسط هزینه اجاره یک خانه یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بوده است. نرخ اجاره‌نشینی در این استان ۳۱ درصد است، یعنی از هر سه خانواده تقریبا یکی اجاره‌‌نشین است. از آن‌سو درآمد متوسط خانواده‌های اصفهانی نیز در سال ۱۳۹۷ کمتر از ۳ میلیون تومان بوده است. با این حساب سهم اجاره‌بها از درآمد خانوار در اصفهان تقریبا حدود یک‌سوم برآورد می‌شود. این نسبت تقریبا برابر میانگین کشوری است، چنانکه گزارش‌های بودجه خانوار حکایت از آن دارد که به‌طور متوسط ۳۴ درصد هزینه‌های خانوارهای شهری صرف مسکن می‌شود.

آمار تورم اجاره‌بهای واحدهای مسکونی در زمستان نشان می‌دهد، توزیع تورمی در استان‌های ایران چندان یکنواخت نبوده است. چنانکه نرخ تورم در استان لرستان که در صدر جدول تورمی قرار دارد تقریبا ۴ برابر بیشتر از آذربایجان غربی و حدود ۶۰ درصد بیشتر از تورم میانگین در کل کشور است.

نکته جالب‌توجه صدرنشینی ۳ استان‌ کمتر برخوردار در صدر جدول تورم اجاره‌بهای مسکن است. نرخ تورم در لرستان ۳۶ درصد، در سیستان بلوچستان ۳۲ درصد و در چهارمحال و بختیاری ۳۰ درصد است. البرز و تهران به ۲۹ و ۲۷ درصد در مکان‌های بعدی قرار دارند. در انتهای جدول نیز استان‌های آذربایجان غربی، خراسان رضوی و فارس قرار دارند که نرخ تورم اجاره‌بها در آن‌ها کمتر از ۱۳ درصد بوده است.

این اختلاف قابل‌ملاحظه دلایل متعددی دارد. به‌هرحال نسبت عرضه به تقاضا در استان‌هایی که تورم بیشتری داشته‌اند کمتر بوده است. این مساله در استان‌های مهاجرپذیر مانند تهران و البرز قابل‌درک است، اما چه عوامل باعث شده تقاضای اجاره‌نشینی به‌خصوص در لرستان و سیستان‌وبلوچستان بیشتر شود؟

شاید یکی از این دلایل نرخ بالای اجاره‌نشینی در این استان‌ها است. حدود ۴۰ درصد مردم سیستان‌وبلوچستان اجاره‌نشین‌اند و از این حیث این استان در مقام هشتم قرار دارد. این نسبت در لرستان ۴۳ درصد است و این استان چهارمین استان ایران با بالاترین نرخ اجاره‌نشینی است.

در این میان نباید نقش بلایای طبیعی را هم نادیده گرفت. به‌هرحال مردمی که خانه‌شان در اثر بلایای طبیعی مانند سیل ویران شده، چاره‌ای جز آن ندارند که تا به سرانجام رسیدن بازسازی دنبال خانه‌های اجاره‌ای بگردند. یا روستاییان سیستان‌وبلوچستان که در اثر رویدادهای شدید آب و هوایی -از خشک‌سالی گرفته تا سیل- چاره‌ای جز مهاجرت به حاشیه شهرهای استان ندارند، ناخودآگاه باعث تحریک بازار مسکن می‌شوند. بازاری که اگرچه رونق چندانی ندارد اما وضعیت بحران‌زده معیشت مردم این مناطق را بحرانی‌تر می‌کنند.