<--! cws 1 --> <--! cws 2 --> آخرین خاکریز جمهوری اسلامی؛ امنیت اقلیت حاکم در برابر امنیت همگانی – Kanal Yek TV

آخرین خاکریز جمهوری اسلامی؛ امنیت اقلیت حاکم در برابر امنیت همگانی

زندگی در محیطی که در آن تهدیدات با منشاء انسانی آنهم عمدی، سازماندهی شده و خرابکارانه به یک رویه تبدیل شده و رو به افزایش است نه تنها آسان نیست بلکه آن را می‌بایست کاملا جدی گرفت.

اغلب کشورهای دنیا در جوامع خود با جرم و جنایت، کمتر یا بیشتر، روبرو هستند و در همه جا ممکن است خلافکاران و تبهکاران به جولان بپردازند. بعضی کشورها دهه‌هاست برای مبارزه با گروه‌های خشن و باندهای مافیایی قاچاق انسان و مواد مخدر و اسلحه که شهرت بعضی از آنها بین‌المللی است تلاش می‌کنند.

برخورد با بعضی باندهای تبهکار و مخوف برای پلیس و نهادهای امنیتی فوق‌العاده دشوار است زیرا از یکسو فعالیت آنها درونِ شبکه‌های پیچیده‌ای انجام می‌شود که شاید سال‌ها برای شناسایی آن زمان لازم است و از سوی دیگر در مواردی با مقامات حکومتی نیز ارتباطات دارند و پشت پرده ماموریت‌هایی را در جهت منافع حکومت‌ها و یا گروه‌های مافیایی درون آنها اجرا می‌کنند. «فساد اقتصادی» یکی از اساسی‌ترین عوامل پدید آمدن بحران و تشدید در تبهکاری‌های سازمانیافته است.

بر اساس گزارش سازمان غیردولتی «شفافیت بین‌المللی» مستقر در آلمان که سالیانه فهرستی از کشورهای فاسد جهان منتشر می‌کند، جمهوری اسلامی ایران در بین ۱۸۰ کشور، در پایین‌ترین رده‌های شفافیت مالی یعنی در رده ۱۴۶ قرار دارد و در بین ۳۴ کشوری دیده می‌شود که با شفافیت مالی نازل، بیشترین فساد اقتصادی را در دنیا به خود اختصاص داده‌اند. این بدترین رتبه جمهوری اسلامی ایران طی چند سال اخیر است.

تحریم‌های آمریکا که واکنشی به ماجراجویی‌ها و اقدامات خرابکارانه‌ی جمهوری اسلامی در منطقه و سراسر جهان است و همچنین شیوع ویروس کُرونا بحران اقتصادی در ایران را تشدید کرده است. سازمان «شفافیت بین‌المللی»  همواره در گزارش‌های خود تاکید می‌کند که عدم کنترل فساد در کشورها باعث ایجاد بحران جهانی در دموکراسی‌ها  نیز خواهد شد. پنهانکاری و دروغگویی و عدم شفافیت حکومت‌ها از جمله و به ویژه در رژیم‌هایی مانند جمهوری اسلامی، نقض دموکراسی مردم همان کشور و همچنین فراتر از مرزهای آن را به دنبال دارد. طبیعی است انواع بحران در کشوری که دچار فساد است و اصول دموکراسی در آن در همه عرصه‌ها پایمال می‌شود بطور روزافزون افزایش پیدا می‌‌کند.

جمهوری اسلامی: بحران بدون فرصت!

در اصول تهدیدات یا جنگ‌های ترکیبی و نامتقارن تاکید می‌شود هر پدیده‌ای که «نقطه قوت» است به همان اندازه و حتی بیشتر می‌تواند «تهدید» نیز باشد؛ همانگونه که هر بحرانی می‌تواند بستر فرصت‌های تازه شود. یعنی هر پدیده‌ای خیر و شرّ را با هم دارد. رایج‌ترین مثال در این زمینه چاقوست که هم آلت قتاله است و هم ابزار جراحی.

فرض درباره یک حکومت و نظام این است که رهبران و مدیران یک سیستم سیاسی دست به دست هم می‌دهند تا از منابع انسانی یا منابع طبیعی برای نفع عمومی یا خیر همگانی استفاده کنند. اختلال در سیستم اداره کشور الزاما نشانه‌ی ضعف حکومت نیست اما وقتی یک سیستم مدام با بحران‌های مختلف اعم از قابل پیش‌بینی‌ و غیرقابل پیش‌بینی روبرو می‌شود و نمی‌تواند راه خروج از آنها را پیدا کند، از یکسو خسارات و تلفات در همه واحدها افزایش می‌یابد و از سوی دیگر بیانگر آنست که این حکومت دچار ضعف ساختاری در مدیریت و کنترل اوضاع است و به تدریج همان کنترل ضعیف را نیز از دست داده و یا در حال از دست دادن آن است. در امن و امان بودن زمامداران و مدیران و ابستگان ردیف اول چنین حکومتی به دلیل داشتن امکاناتی که از کل جامعه دریغ شده به این معنی نیست که، آنگونه که مقامات جمهوری اسلامی هم تکرار می‌کنند، همه چیز تحت کنترل است!

واقعیت این است که اکنون شهروندان ایران با مجموعه‌ای از تهدیدات و ناامنی‌ها دست و پنجه نرم می‌کنند که منشاء آن ناکارآمدی و تباهکاری‌های حکومت است. برای نمونه، آتش‌سوزی‌‌های مشکوک سریالی که به نظر می‌رسد منشاء حکومتی دارند و همچنین حکومت ناتوان از پیشگیری آنهاست. در شیوع کُرونا نیز عملکرد تباهکارانه‌ی حکومت در تشدید و بحرانی شدن آن تاثیر مستقیم داشته است.

آنچه به عنوان فصل مشترک در این نوع تهدیدات می‌توان یافت، دو واقعیت است:

۱) نهادهایی که مسئول پیش‌بینی و مقابله با تهدیدات هستند به علت ناکارآمدی و فساد درونی قادر به اجرای مسئولیت خود برای کنترل و از میان بردن تهدیدها نیستند و یا اینکه خود آنها عامل بروز آنها هستند!
۲) پنهانکاری و در اغلب موارد نفی تهدیدها با دروغ‌های مداوم از سوی مسئولان شرایط را بحرانی‌تر و  خطرناک‌تر می‌‌کند چرا که با دروغ و انکار تهدیدهای واقعی، نمی‌توان آنها را خنثی کرد!

آنچه در جریان آتش‌سوزی‌های مداوم اردیبهشت و خرداد ۹۹ در ایران در جریان است، تصویری واقعی و نمونه‌ای عینی از علمکرد یک حکومت ناکارآمد، مافیایی و تباهکار است.

انکار واقعیت و تهدید افشاکنندگان

از حدود دو ماه قبل آتش‌سوزی گسترده‌ای جنگل‌ها و مراتع غربی و جنوبی کشور را به خاکستر تبدیل کرد. طبق معمول کمبود و نبود امکانات و نیروی انسانی سبب گسترش حریق شد و هزاران هکتار از اراضی جنگلی کشور به همراه انواع گونه‌های جانوری و گیاهی نابود شد. مسئولان منابع طبیعی استانی مدام از دولت درخواست کمک و امکانات از جمله هلی‌کوپترهای آبپاش کردند که اگر واقعا مهجز باشند در چنین مواقعی مؤثرترین وسیله‌ی مهار حریق به شمار می‌روند.

دولت اما برای مهار آتش‌سوزی‌ها امکانات کافی ندارد و از نهادهای نظامی درخواست کمک کرد. آنها هم یا از کمبود امکانات گفتند و یا به بهانه پایان قرارداد در نهایت از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردند!

بعضی مسئولان گفتند اگر هلی‌کوپترها زودتر می‌رسیدند آتش‌سوزی به این شکل گسترده نمی‌شد. برخی دیگر هم گفتند هلی‌کوپترها فرسوده‌اند و نیامده یا دچار نقص فنی شده و خیلی زود زمینگیر شدند و یا اصلا بنزین نداشتند. در چنین بلبشوی «مدیریتی» در برابر فاجعه‌ای که محیط زیست ایران را نابود می‌کند، عیسی کلانتری رئیس سازمان محیط زیست عقل سالم را نیز فراموش کرده و مدعی می‌شود: «بالگردها نقش موثری در خاموش‌سازی آتش ندارند!»

مروری بر سابقه خبرها درباره فاجعه‌ی آتش‌سوزی‌های مداوم واقعیت‌ هولناک تباهکاری سازمانیافته در مدیران ارشد نهادهای مسئول را بیش از پیش آشکار می‌کند. شماری از نهادها برای شرایط اضطراری از جمله آتش‌سوزی طرح‌هایی دارند اما بودجه ندارند. اما برخی نهادها که بودجه‌های کلان برای تقویت امکانات و تجهیزات اطفاء حریق گرفته‌اند یا اصلا معلوم نیست کجا خرج شده و یا اگر هم برای مقابله با آتش‌سوزی‌ها خرج شده مشخص نیست چرا از ارائه گزارش‌های مربوطه خودداری می‌کنند!

یوسف قربانی فرمانده هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی می‌گوید «خیلی وقت است به دنبال این طرح‌ها هستیم. هلی‌کوپترهای شینوک و بل ۲۰۱۴ ارتش می‌توانند خدمات آبپاش ارائه دهند و طرح داریم اما نهادهای مربوطه باید با ما قرارداد ببندند».

هلی‌کوپترهایی که برای خاموش کردن آتش هواپیماهای بزرگ تجهیز شده‌اند اما معلوم نیست کجا هستند بجای خود! «جت آتش‌نشان» وزارت دفاع که در سال ۱۳۹۷ از آن رونمایی و تست شد کجاست؟!