<--! cws 1 --> <--! cws 2 --> علی نوریزاد خطاب به مادرش: صدای مرا ضبط کن، من تا دو روز دیگر زنده هستم – Kanal Yek TV

علی نوریزاد خطاب به مادرش: صدای مرا ضبط کن، من تا دو روز دیگر زنده هستم

ساعاتی پیش علی نوری زاد فرزند محمد نوری زاد که دوران محکومیت ۳ سال و شش ماه خود را در زندان تهران بزرگ سپری می کند، بدون اطلاع به خانواده و بطور ناگهانی از زندان تهران بزرگ به بیمارستان رازی (امین آباد) منتقل شده است.

فاطمه ملکی مادر علی نوریزاد در پست اینستاگرامی اینگونه می نویسد:

به نام خدای آزادی

فوری، فوری، فوری

اگر پسر شما بیگناه زندانی شده و یک سال حبس را تحمل کرده باشد و چهار ماه هم از ملاقات محروم، چشم به راه مرخصی قانونی خود باشد، صبر کند، صبر کند… و خبری نگیرد، چه می کنید…؟

به او می گویم صبر کن، حتما نوبتت می شود و آزاد می شوی. می گوید نمیدانی اینجا چه خبر است؛ مدتها با ساس زندگی کنی، موش‌ها جلوی چشمت رژه بروند، اغلب مجبور باشی با آب سرد حمام کنی، و همه اینها به کنار، ناراحتی و مشکلات بچه ها را ببینی، و ببینی که آنها حتی از خرید یک بطری آب عاجزند! دوستت را ببینی که در اعتصاب غذاست و هر روز او را ببینی که به بهداری می برند، و هر روز حالش بدتر می شود، و تو تنها تماشاگری! من نمی‌توانم این صحنه ها را ببینم و تحمل کنم؛ شب ها حتی با قرص هم نمی‌توانم بخوابم… و همینطور برایت می گوید و می گوید…

او که سه ماه، تلفنش به خاطر اعتصاب غذا برای همدردی با مردم خوزستان قطع است، به لطف دوستانش فقط شماره تماس مرا دارد، و هر روز برایم از شرایط نابهنجار آنجا می گوید. او اکنون بسیار خسته شده، روانش آشفته و طاقتش طاق شده.

امروز به من می گفت؛ مرا حلال کن. صدای مرا ضبط کن؛ من تا دو روز دیگر زنده هستم. من سه شنبه می میرم. گفتم مگر دست توست؟ گفت: حالا معلوم می شود. نمی‌دانم چه در سر دارد؛ ولی هر چه که باشد، تاب و توان مرا گرفته، حتی شوخی اش هم قابل تحمل نیست.

ای آقایان جوانی که اغلب سنتان از جوانان بازداشتی کمتر است، و در جایگاه تصمیم گیر نشسته اید، خودتان یک هفته تشریف ببرید به زندان تهران بزرگ و در کنار آنها زندگی کنید، و ببینید چه خبر است! زندان‌های شهرستان ها را، که دیگر نگویم.

به هر حال، اگر خدای نکرده اتفاقی برای علی بیفتد مسئولیتش با شماست. دو هفته از درخواست مرخصی اش می گذرد؛ فوری فوری حق قانونی اش را بدهید و او را آزاد کنید. می دانید که من یک مادرم و یک مادر برای نجات فرزندش درنگ نمی‌کند.

زندانیان بیگناه را آزاد کنید.

زندانیان سیاسی را آزادکنید.

علی نوریزاد را آزاد کنید.

محمد نوری‌زاد را آزاد کنید.

فاطمه ملکی

۱۰ مهر ماه ۱۴۰۰