خانه >> فرهنگی هنری >> «آواز كژدم ها»؛ گلشیفته فراهانی در یک فیلم هندی

«آواز كژدم ها»؛ گلشیفته فراهانی در یک فیلم هندی

فیلم همین نگاه را در وجه انتقام/ بخشش یا عشق/نفرت دنبال می‌کند و از وجوه گوناگون سعی دارد آن‌ها را در برابر هم قرار دهد.

بهترین صحنه فیلم که به تم عشق/نفرت ارتباط پیدا می‌کند زمانی است که نوران برای اولین بار مرد را می‌بوسد. نوع نگاه گلشیفته ترکیب غریبی است از عشق و نفرت با علامت‌های سوال بسیار درباره آنچه که در ذهنش می‌گذرد و قطع‌های مداوم و نماهای بسیار نزدیک از لب‌ها و صورت گلشیفته و عرفان خان- که فضای رازآلود غریبی ایجاد می‌کند.

از زمانی که نوران به راز مرد پی می‌برد، فیلم گنگ و مبهم می‌شود و تمام تلاشی که برای شخصیت‌پردازی نوران به کار رفته بود، به هدر می‌رود. ما دیگر نمی‌دانیم که چرا نوران به این نوع زندگی ادامه می‌دهد، در نتیجه همراهی با فیلم دشوار می‌شود. صحنه نهایی که قرار است راز این تصمیم را آشکار کند سطحی پرداخت شده و دیالوگ‌ها و عکس العمل شخصیت‌ها در این نوع شرایط قابل باور نیست، ضمن اینکه پایان نسبتاً گنگ فیلم هم -به شکلی درباره‌‌ رها شدن از زندگی مادی- پاسخگوی سوالات تماشاگر نیست.

فیلم اساساً درباره دوگانگی و دو سوی متضاد زندگی است، اما خودش دچار نوعی دوگانگی می‌شود که به آن لطمه اساسی می‌زند. از سویی فیلم داستانی رئالیستی را در فضایی واقع گرایانه دنبال می‌کند، از طرفی می‌خواهد فضایی عرفانی و فراواقع گرایانه داشته باشد و به شکلی داستان‌های افسانه ای/ اسطوره‌ای را به یک داستان محلی ساده پیوند بزند.

نتیجه ترکیب همه آن‌ها فیلم را پا در هوا نگه می‌دارد: در برخی صحنه‌ها فیلمساز مجذوب فضای ساده محل فیلمبرداری است و در برخی دیگر، مقهور فضای رازآلود عرفانی‌ای که در آن شخصیت‌ها از روند معمول قصه گویی فاصله می‌گیرند و اتفاقاتی می‌افتد که فیلمساز نیازی به توضیح درباره آن‌ها نمی‌بیند، در نتیجه «آوازهای کژدم» به رغم چند صحنه زیبا- از جمله صحنه بوسه مورد اشاره- نه در خلق فیلمی روشنفکرانه با لایه‌های مختلف موفق است و نه در خلق فیلمی تجاری با حضور ستاره سینمای هند که بتواند خیل تماشاگران را به خود جلب کند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.