<--! cws 1 --> <--! cws 2 --> یکی دو سوال از آقای فرشگرد!؛ ف. م. سخن – Kanal Yek TV

یکی دو سوال از آقای فرشگرد!؛ ف. م. سخن

در این مملکت تا دهانت را باز کنی چیزی بگویی، این چیزها را می شنوی:
-یه عده تا آدم میاد کاری بکنه، شروع می کنن به کارشکنی!
-داداش بذار اول، کارمون رو شروع کنیم بعد چوب لا چرخ مون بذار!
-این انقلابیون ۵۷ ِ پیرپاتال، که مملکت رو دادن دست ارتجاع سرخ و سیاه و ماها رو بدبخت کردن، چون خودشون قند و اوره و چربی و رماتیسم دارن نمی تونن حرکت کنن، هی سنگ میندازن سر راهِ ما جوونا!
-مخالفای ما، آدمای حکومت هستن که می خوان ما رو تخریب کنن…

من بعد از نوشتن مطلبِ اول و آخرم در باره ی فرشگرد، بعد از مشاهده ی این واکنش ها گفتم ساکت به گوشه ای بنشینم ببینم این کوهِ جوانانه، بالاخره چیزی خواهد زایید یا خیر!

من در طول زندگی سیاسی ۴۰ ساله ام ندیده بودم و احتمالا بعد از این هم نخواهم دید، که یک «چیز» سیاسی، که نه حزب است نه سازمان است نه گروه و نه هیچ چیز دیگر، یک متن بلند بالای ادبی-باستانی-سیاسی انتشار بدهد، و امضای ۴۰ نفر که همه ی آن ها را روی هم بریزی به اندازه ی یک فعال سیاسی سلطنتی یا فدایی یا توده ای یا جبهه ی ملی سابقه ی فعالیت سیاسی ندارد، و نام و اثری هم از او در هیچ جا نیست، زیر آن بیندازد و اعلام موجودیت و فعالیت و تحرک و تشکل و تهاجم و غیره نماید و البته هیچ خط و اثر و عمل و غیره ای از این «چیز» دیده نشود!

خیلی خیلی جالب است اسم این چیز را می گذارند «شبکه»، یعنی ما کار مان خیلی اینترنتی و اینستایی و توییتری و مردمی و درست است و شما پیرمردها و پیرزن ها از این چیزا بلد نیستید. حالا ما می زنیم حکومت را داغون می کنیم و شما می بینید که نیروی جوان یعنی چه!

آقای نیروی جوان!
شما که خیلی متفاوت و اصیل و مردمی هستید، اول از همه بفرمایید و صریحا هم بفرمایید که کادرهای «حرفه ای»تان، یعنی آن ها که از راه این «چیز» نان خواهند خورد در آمدشان چقدر است و بودجه تان چه جوری تامین می شود. این اصلی ترین سوال است. برای این که متوجه بشوید سوال من از چه قرار است مثال می زنم:
مجاهدین خلق ایران در آمدشان از سرقت مسلحانه ی بانک ها تامین می شد. اسلحه شان هم از فلسطین و عراق می آمد. آموزش شان را هم در اردوگاه های فلسطین می دیدند. این ها را هم از کسی پنهان نمی کردند و خیلی هم به آن افتخار می کردند.

سازمان چریک های فدایی خلق که بعدها صد و بیست تکه شد دقیقا مثل مجاهدین کسب در آمد می کردند.

حزب توده، عمده در آمدش از شوروی تامین می شد و از اعضا هم حق عضویت درست حسابی گرفته می شد و اعضا که همگی تحصیلات خوب و کارِ خوب داشتند حسابی به حزب کمک می کردند و از خانه و اتومبیل تا هر چه لازم بود در اختیار حزب می گذاشتند. حزب توده چند انتشاراتی و کسب و کار فرهنگی هم داشت که در آمدی هم از طریق آن کسب می کرد.

سلطنت طلبان اولیه که همگی ثروت و سرمایه ای از دوران خدمتگزاری شان به حکومت شاهنشاهی کسب کرده بودند. ناخن خشک و سرمایه گذار هم بودند و حساب سنت و زیرِ سنت را هم در همه خرج و مخارج شان داشتند و اولین چیزی که به کسی که می گفت سلطنت طلب ام می گفتند این بود که چقدر برای مبارزه حاضری خرج کنی!

یعنی اینا رو همین جوری بگیرید بیایید جلو تا برسید به اشخاص و سیاستکده هایی که مثلا اپوزیسیون هستند و با یک رسانه، مثل سایت و رادیو و تلویزیون، به میدان جنگ با حکومت اسلامی آمده اند و هر کدام از کشورهایی مثل امریکا و انگلستان و عربستان و هلند و غیره در آمدشان «کسب» می شود.

مستقل ها هم یا از جیب سران شان، یا از طریق تبلیغات و فروش وسایل و کمک مخاطبان در آمدکی کسب می کنند و کارشان را پیش می برند.

آن هایی که از دولت های بیگانه پول می گیرند معمولا زبان در کام نگه می دارند و از کنار سوال «از کجا آورده ای؟» به آرامی می لغزند و سُر می خورند.

اما شما «جوانان» عزیز قدرتمند، که قرار نیست مثل اپوزیسیون زهوار در رفته فعالیت بکنید باید همین اول کار بفرمایید بودجه تان ان شاءالله اگر حرکتی از شما صادر شود از کجا تامین شده یا تامین خواهد شد.

دوم این که این راز عجیب را هم برای ما بگشایید که چطور رسانه هایی که خیلی سخت شان است از اشخاص یا گروه های مستقل حتی به اندازه ی دو کلمه حرف بزنند، تمام بزرگان شان از بی بی سی و من و تو گرفته تا ایران اینترنشنال و ایران فردا در صف ایستاده اند تا با شما مصاحبه کنند، و در مصاحبه ها هم هنوز هیچی نشده و هیچ کار انجام نشده دارند به به و چهچه هایشان را نثار شما عزیزان و فرزندان بی پیرایه ی ایران زمین می کنند.

مطلب طولانی شد. مجددا خدمت خواهم رسید.