آخرین خبرها
خانه >> مقالات >> چپ ها و فحش دادن به ترامپ به خاطر جنگ طلبی اش!؛ ف. م. سخن

چپ ها و فحش دادن به ترامپ به خاطر جنگ طلبی اش!؛ ف. م. سخن

پدر مرحوم ام داستانی تعریف می کرد در مورد تاجری که از همکارش طلب داشت و هر وقت او را می دید، طلب اش را درخواست می کرد، و آن مرد هر بار به بهانه ای پرداخت طلب اش را به تعویق می انداخت.

روزی در کار تجارت شخص بدهکار، گشایشی افتاد و اولین کاری که به ذهن اش رسید انجام دهد، پرداخت بدهی اش به همکارش بود. پول را برداشت و به در حجره ی مرد تاجر رفت و سراغ او را گرفت، که به او گفتند فلانی هنوز نیامده، و بدهکار، برای این که پول، هر چه سریع تر به دست طلبکار برسد، آن را به شاگرد مرد داد و گفت حاج آقا که آمد این پاکت پول را به او بده.

از بد حادثه، وقتی حاجی به حجره اش برگشت، شاگردش برای کاری بیرون رفته بود.

در همین زمان، مرد بدهکار، با چهره ی بشاش و خندان و سری افراشته به خاطر خلاص شدن از دِین اش، از جلوی حجره ی مرد طلبکار عبور کرد و سلام گرمی به حاجی طلبکار داد و با نیش باز از مقابل او گذشت.

مرد طلبکار که از نیش باز بدهکار و گستاخی او که با داشتن بدهی، نیش اش را هم باز کرده و بدون خجالت و سر افکندگی از مقابل او می گذرد، از حجره بیرون دوید و یقه ی مرد بدهکار را گرفت که فلان فلان شده، این همه پول به من بدهکاری و نیش ات را هم برای من باز می کنی؟! و شروع کرد راست و چپ به او سیلی زدن که همین الان باید طلب مرا بدهی والّا چنین و چنان ات می کنم.

بدهکار بخت برگشته هر چه می گفت والله بالله من پولِ تو را همین امروز پس داده ام و دیگر به تو بدهکاری ندارم، توو گوش حاجی نمی رفت و همین طور «فحش دِهان» و ناسزا گویان پول اش را طلب می کرد.

در این حیص و بیص، شاگرد حاجی از راه رسید و چون اوضاع را قمر در عقرب دید، پرید و دست حاج آقا را گرفت که آقا دست نگهدار که ایشان امروز این پاکت پول را به من داد و از من خواست که آن را خدمت شما بدهم چون شما تشریف نداشتید!

حاج آقای طلبکار همین طور که پاکت پول را از شاگردش می گرفت، دید که عجب سوتیِ بد ی داده و گریبان مرد هم در دست اش است و حالا چه باید بکند که کم نیاورد، پاکت پول را در جیب اش گذاشت و به کتک زدن اش همچنان ادامه داد، با این گفتار که مرتیکه ی فلان فلان شده، حالا پول را می آوری بدون خبر می دهی که من تو را کتک بزنم بعد آبروی مرا در بازار ببری که حاجی بخاطر طلب اش، آدم ها را کتک می زند و آبروی شان را می بَرَد؟! پس بخور این کتک را که حق ات است! 🙂

*****

حالا حکایت چپ های ما ست که در نقش حاجی طلبکار یقه ی ترامپ را گرفته اند که مردکِ جنگ طلب! می خواهی کشور ما را به جنگ بکشانی و مردم ایران را نیست و نابود کنی؟ پس بخور این کتک را که حق ات است!

هر چه هم طرف می گوید بابا! من از طریق دولت خودمان و رسانه های کشورمان و واسطه های اروپایی و همسایگان تان به حکومت شما می گویم بیا بنشینیم مصالحه کنیم و مذاکره کنیم و کار را به جنگ نکشانیم، توو گوش شما حاج آقاهای چپ نمی رود و همچنان به کتک زدن تان ادامه می دهید و همین طور تکرار می کنید که تو ی جنگ طلب، حالا می خواهی واسه ی ما نقش صلح طلب بازی کنی و آبروی مان را در عالم سیاست ببری؟! آی مردم! حرف مرا به این آقایان چپ حالی کنید بلکه دست از سر من و موهای افشون پریشون ام بر دارند!