خانه >> مقالات >> چه نوروز تلخی! کوروش گلنام

چه نوروز تلخی! کوروش گلنام

1ـ نوروز را شادباش گفتیم برای اینکه پاسش داشته باشیم ولی این نوروز، نوروزی بود تلخ و اندوهناک. نوروز، آن جشن کهنسال ایرانی که همواره حتا در تنگدستی و ناداری، حتا در فشار و فرود و فتنه به یُمن فرارسیدن بهار، بنفشه، غنچه، شکوفه، نسرین، نسترن و یاسمن و عطر گل یاس و سرود و نغمه پرندگان با شادیِ همراه بود، امسال دیگر آن نوروز نبود. نوروزی بود اندوهبار با صحنه های سیل، ویرانی و بی پناهی! هیچ واژه ای نمی تواند گویا تر از “بی پناهی” و “بی پشتوانگیِ” برای مردمی باشند که نشسته بر دریایی از نفت و گاز، درچنین بزنگاه ویرانی و خانه خرابی، از کمترین امکان ها و پشتیبانی حکومت بر خوردار بوده و در برابر چشمان شگفت زده و ناباورشان، سهم آنان دزدیده شده و در دهان و جیب های گشاد مشتی آخوند بی خرد و دنبالچه هایِ میهن فروش آنان، سرداران سپاهِ مفلوک و منفور، تروریست ها و آدمکشان سرازیر شود. آن نوروز سرافراز که چهل سال پوزه حاکمیتِ اسلامیِ قرون وسطایی را به خاک مالیده است و با همه کوشش ها و زور خرافه های مذهبی و خفقان هر روز بیشتر برای زدودنش از حافظه تاریخی مردم و جایگزینی اش با آنچه با فرهنگ مردم ما بیگانه بوده و با زور شمیشیر و خون بر ما تحمیل شده است، از عهده اش بر نیامده است، امسال در اندوه سیل زدگان، بی خانمانان و هستی از دست دادگان، دیگر آن چهره همیشه شادش را نداشت و با درد و داد، اشک و آه و اندوه چهره اش دگرگون شد. سایه خشم و غم و ناروشنی از فردای آینده با بی کفایتی حاکمان، بر همه جا جز دربار ولیِ فقیه خود بزرگ بین و جیره خوارانِ دروغ پرداز و یاوه گوی او، دامن گسترد.

 

2 ـ کارشناسان در باره سیل ارزیابی و دیدگاه های کارشناسانه خود را بیان داشته اند. این که سیل یک رویداد طبیعی است و در همه جهان می تواند پیش بیاید، بخشی از واقعیت و حقیقت است و ندانم کاری حکومت اسلامی، ساخت و سازهای سرداران سپاه در مسیر خشک شده رودخانه ها و تالاب ها و نابودی جنگل ها، سخن دیگری است. سپاهی که می باید کارش نظامی گری باشد ولی زیر سایه ولی فقیه کله گنجشکی در همه کار دخالت می کند و کسب درآمد از هر راهی حتا قاچاق و فروش مواد مخدر برایش عیب و ایرادی ندارد.

3 ـ سیل ویرانگر، بی عملی و بی کفایتیِ حکومت و نمایش های شگفت آور فیلم برداری از حضور سپاه و شماری مسئولان، هفته ای پس از ویرانی ها، یکبار دیگر به مردم نشان داد که این حکومت برای بقای خود، جان و مال مردم برایش اندک ارزش و اهمیتی ندارد، آنچه نیز با تأخیر و تاکید می کند و می گوید، نمایشی بیش نیست و سر آخر اگر گامی کوچک نیز بردارد بر سر مردم “منت” می گذارد. کویا حکومت و دولت تنها هنرشان هذیان گویی و بر باد دادن سرمایه های مردم است. مردم هستی از دست داده می باید خشمگین شوند زمانی که این آخوندهای مفت خوار و پارازیت سیلی چنین ویرانگر را “نعمت” می خوانند! خود که آسیبی ندیده و هستی اشان برباد نرفته است. آیا در حکومتِ ولایی ذره ای راستی و درستی می یابید؟

4 ـ و شگفت آور تر و درد آورتر از همه، به جای یاری و همراهی و همدردی، گسیل نیروهای ویژه سرکوب، در گیری و ضرب و شتم همین مردم مال و هستی باخته است. درگیری ها با مردمِ به حق خشمگین تا کنون بنا بر آنچه منتشر شده، گذشته از شماری زخمی، کشته ای نیز بجای گذارده است. این شیوه همیشگی ولی فقیه بی پشتوانه، بی خرد و ترسیده از خشم خُرد کننده مردم است. در کجای دنیا با مردم سیل زده، خسارت هایِ جانی و مالی دیده چنین رفتار می کنند؟! در آمریکایی که این بی خردان یک بند “مرگ” بر آن سر می دهند، با وجود آن همه توفان ها، سیل ها و گردبادهای وحشتناک و ویرانگر که هر ساله با آن روبرو است، حکومت همیشه با همه نیرو و توان به یاری مردم خود می شتابد! در آنجا در دولت خردورزی حاکم است، ولایت بی خردی، سپاه غارتگر و دولت “تدارکانچی” حاکم نیست و بروز حادثه را پیش از وقوع با درایت پیش بینی می کند و جان هزاران نفر را نجات داده و همه گونه امکان مالی، ایمنی و پزشکی را برای آسیب دیدگان فراهم می کند!

تنها همین”مرگ” دهانِ یاوه گوی “رهبر معظم” و دیگر یاوه گویان مفت خوار که ایران را ویرانه کرده اند، خواهد بست.