خانه >> مقالات >> چند پیشنهاد سازنده برای تهیه کنندگان سریال جاسوسی-امنیتی گاندو!؛ ف. م. سخن

چند پیشنهاد سازنده برای تهیه کنندگان سریال جاسوسی-امنیتی گاندو!؛ ف. م. سخن

اول از همه برای کسانی که سریال «گاندو» را از سیمای جمهوری اسلامی ندیده اند بگویم که کلمه ی عجیب غریب «گاندو»، به معنای تمساح پوزه کوتاه ایرانی ست که در این سریال، متعلق به یکی از افراد ضد انقلاب است و او این تمساح را در یک جعبه ی شیشه ای بزرگ نگهداری می کند.

حالا فلسفه ی حضور این جانور ترسناک در سریال چیست من نمی دانم چون تا این لحظه هشت قسمت از این سریال را دیده ام و هنوز به ته اش نرسیده ام.

به نظرم می رسد که چون ضد انقلاب ها معمولا آدم های وحشتناک و مخوفی هستند لذا به نظر کارگردان، این جانور، با کاراکتر ضد انقلاب جور در می آمده به همین لحاظ به او اجازه ی نقش آفرینی داده و نام اش را بر پرونده ی مطروحه در سریال نهاده اند.

درست است که من نباید از جمهوری اسلامی به خاطر هیچ کار خوبی تشکر کنم اما در اینجا باید بگویم که دست سازندگان سریال درد نکند چرا که بالاخره یک چیزی در سیمای ج.ا. تولید شد که می توان به آن سریال خوب برای تماشاگران خوب، یعنی طرفداران ج.ا. گفت.

البته ما چون ذاتا ضد انقلاب تشریف داریم، علی القاعده نباید از این سریال خوش مان بیاید ولی جناب کارگردان، بازیگرانی برای ایفای نقش ضد انقلاب انتخاب کرده، که ما هم که خودمان ضد انقلاب هستیم از هر چه ضد انقلاب است بد مان آمد چه برسد به افراد انقلابی!

مثلا در ابتدای سریال، ما با موجود عجیب غریب دفرمه ای که کارگردان تئاتر است و گول خوردگان به او «استاد» می گویند بر خورد می کنیم که مسلمان نشنود کافر نبیند.

اگر ضد انقلاب یه همچین موجودی باشد من از همین الان از ضد انقلاب بودن استعفا داده و به جمع خوش تیپ های انقلابی و امنیتی می پیوندم که حقیقتا یکی از یکی بهتر و آدم حسابی تر و انگلیسی دان تر و کامپیوتر باز تر هستند.

حتی می توانم بگویم که بر خلاف اسلامیون قدیمی و موتلفه های دوران باستان و حجتیه ای های عهد دقیانوس، این ها همگی جوان و خوش تیپ و سر زبان دار و عرض ام به حضور مبارک تان انگلیسی دان و اهل شوخی و مزاح هستند و آدم وقتی آن ها را می بیند دل اش باز می شود!

در قسمت زنان امنیتی کار، مثلا ما با لیلا اوتادی جان رو به رو می شویم که اصلا بدون نیاز به پرستو بازی و این حرف ها، کسی مثل ایشان بیاید به من پیشنهاد همکاری بدهد، با کلّه تقاضای او را اجابت کرده یکشبه از ضد انقلاب به انقلابی و از ضد امنیتی به امنیتی تغییر ماهیت می دهم!

اما یکی دو تا پیشنهاد دارم که پیش از این که یاد چهره ی لیلا جان بیفتم یادم بود ولی یکهو از خاطر م پرید… چی می خواستم بگم؟!… آهان! یادم آمد!

می خواستم بگویم تهیه کنندگان و «بازیگر انتخاب کنندگان» -که غلط نکنم باز این ممدرضا شریفی نیای ناقلا احتمالا دستی در آن داشته چون هر که بوده بسیار خوش سلیقه بوده- یکی دو تا اشتباه «فنی» در ساخت این سریال مرتکب شده اند که به نظرم رسید اشاره به آن ها برای هر چه حقیقی تر شدن این گونه سریال ها می تواند مفید باشد. به عون الهی!

اول این که همین لیلا اوتادی جان که اشاره ای به او شد، یکی از اشتباهات بزرگ این سریال است، چون اگر ایشان نقش مامور امنیتی بازی کند، دیگر ضد انقلابی باقی نمی ماند که کسی بخواهد علیه آن ها مبارزه نماید!

ما تا آن جا که دیده ایم خواهر زینب ها باید چیزی شبیه به گوریل یا حداقل اوران اوتان باشند که احساس واقعیت موقع دیدن سریال به آدم دست بدهد. یعنی چه جوری بگم… آدم موقعی که یکی از این جمهوری اسلامی چی ها را می بیند باید غیر از ترس، دچار تهوع و دل به هم خوردگی هم بشود که تماشاگر احساس نزدیک پنداری میان واقعیت و فیلم بهش دست بدهد.

همین جوان های رعنایی هم که به عنوان ماموران امنیتی انتخاب شده اند، انسان را از احساس واقعیت پنداری دور می کنند ولی خب، عیبی ندارد چون این کار برای گمراه کردن ضد انقلاب از قدیم صورت می گرفته و من زمانی که مجاهدین خلق مبارزه ی مسلحانه شان را آغاز کردند به چشم دیدم جوانان سوسول مانندی را که از فرق سر تا نوک پایشان سوسولی می زد، ولی یوزی یی که در دست شان بود، برق از آدم می پراند!

اشتباه دوم و مهلکی که کارگردان «گاندو» مرتکب شده و کل سریال را از ارزش انداخته این است که ماموران امنیتی ج.ا. مثل «اولیویا» و «الیوت» در سریال امریکایی «واحد مخصوص قربانیان جنسی» با متهمان بر خورد می کنند. یعنی یکجوری ناز بشی بلا برخورد می کنند که آدم خوشش می آید به دست اینان دستگیر و بازجویی شود!

بازجو، در سریال گاندو، شبیه به اساتید دانشگاه با آدم سخن می گوید و آدم از شدت گرمای کلام ایشان، می خواهد همیشه در خدمت ایشان باشد!

ولی واقعیت این است که بازجویان امنیتی، در جهان حقیقی، شبیه به تنها چیزی که نیستند استاد دانشگاه است، و راستش را بگویم اصلا شبیه به آدمیزاد نیستند. چیزی هستند شبیه ماشاءالله قصاب زمان ما و اسمال تیغ زن و همین «اکبر خوشگوشت» خودمان!

والله دروغ چرا! کسی که سریال واقعی زن سعید امامی را دیده باشد و با آقایان آملی و تفتازانی از دور یا نزدیک برخورد کرده باشد، دیگر استاد دانشگاه تووی پاچه اش نمی رود!

سازندگان «گاندو» برای آینده در نظر داشته باشند که وقتی متهمی مثل بچه ی آدم خودش اعتراف نکرد، همانجا در جا، دو تا کشیده ی آبدار به او بزنند، بعد حکم تعزیری را در بسته های ده تایی، قاضی محترم بهشان داده، تا نیاز به زنگ زدن به ایشان نباشد، با کلمات «صد ضربه شلاق» و «دویست ضربه تعزیری» پر کنند، و طرف را بفرستند به اتاق بغلی تا به قول سردار قاسمی به ربّ و روبّ اش اعتراف کند.

این که بازجو مثل سریال های امریکایی اول توضیح بدهد که در اینجا هر چه بگویید ضبط می شود و می تواند علیه شما در دادگاه به کار گرفته شود را نگویند بهتر است چون این سوسول بازی ها به ما معتقدان به دین مبین اسلام نیامده و ما در اسلام، تعزیر داریم و مجازات هایی مانند قطع دست و پای مخالف و انداختن از بلندی و از این جور چیزها که حتی بر زبان آوردن اش فوری ما را به نتیجه می رساند.

خیلی ممنون از توجهی که به انتقادهای اینجانب خواهید کرد. به امید ساختن سریال های مهیج تر!