خانه >> مقالات >> هنوز بیانیه ها بوی خانه های تیمی می دهند! ابوالفضل محققی

هنوز بیانیه ها بوی خانه های تیمی می دهند! ابوالفضل محققی

زمانی فکر می کردم باتمام شدن مبارزه چریکی عمر خانه های تیمی نیز به سر رسیده است. اما هر اندازه که جلوتر آمدم متوجه شدم خانه تیمی تنها یک چهار دیواری نیست! خانه ای است جا خوش کرده در ذهن که زمان، مکان وتغیرات به سختی از دیواره های آن عبور می کند. خانه ای که ساکنان آن باور های خود را جای واقعیت می نشانند ومجذوب تعریفی می شوند که خود وبرخی از آن ها دارند.

.ساکنان قدیمی این خانه نه تغیر نسل می بینند ونه تغیر زمان !

این عادت قدیمی ساکنان این خانه هاست است که فقط خود متکلمان وحده هستند ! گوش کردن برایشان سخت است! و دیدن آن چه در در واقعیت می گذردخارج از محدوده این خانه ها قرار می گیرد .هنوز آئینه تک افتاده ترین وسیله این خانه اها می باشد که کسی خود را در آن نگاه نمی کند .

هم ازاین روست که نوع نگاه وتفکر ساکنان این خانه که من نیز یکی از آن ها هست بیشتردر چهار چوب بسته همان تفکر ایدولوژیکی است که در آن بزرگ شده وذهنیت یافته ایم .ما ها قادر نیستیم به چیزی جز آن که در ذهن خود ساخته ایم فکر کنیم وعمل نمائیم !

من ساکنان این خانه های تیمی را خوب می شناسم .پاگیزگی .فداکاری ، دلسوزی وعلاقه مندی شان به عدالت را می دانم .اما این کافی نیست زمان طلب های خود را دارد بزرگترین طلب آن هم گام شدن با خواست زمانه، درک روح عمیق تغیرات درجامعه و بطن حرکات اجتماعیست.

دیدن نیاز های نسل یا نسل هائی است که خارج ازمحدوده فکری ما باشندگان این خانه ها ، به دنیا آمده بزرگ شده و آرزو های خود را دنبال می کنند. دیدن دیگر نیروهای اجتماعیست که مثل ما فکر نمی کنند .اما خواهان مبارزه برای آزادی ودمکراسی می باشند.

ساکنانی که اگر هنوز نتوانسته باشند در ذهن ونگاه خود به روند های اجتماعی و طبقات مختلف، فکر های متنوع و شیوه های مختلف مبارزه اجتماعی وسیاسی تغیری بنیادی ایجاد کنند عملا بر ضخامت دیوارهای این خانه می افزایند.

طی سال ها ادعا کرده ایم که نگاه خود محور مبارزه چریکی ، خط کشی های گروهی ؛عمل گرائی بر اساس دهنیت جدا از واقعیت ، بها دادن به آزادی ومقدم شمردن آن حداقل در مبارزه با استبداد ، تلاش برای ایجاد فضای تفاهم و دوستی درجهت ایجاد فضائی مملو از شادی ، خوش بینی و امید به آینده که نیاز وشور آفرینی در بین نسل های جوانرا به همراه دارد را از گذشت روز گار وفرا گرفته ایم به کارخواهیم بست !

می گوئیم باور به دمکراسی، پلورالیسیم سیاسی، اعلامیه حقوق بشروانتخابات آزاد برای بر پائی نظامی براساس رای ونظر مردم را محترم می داریم وبر اساس آن حرکت می کنیم . اما افسوس که چنین نیست .

چهار دهه از این خانه تکانی می گذرد طی این چهار دهه بسیار اتفاقات پیش آمده است .از خانه پدری رانده شدیم ودر اروپای متمدن در امریکای مدرن جا خوش کردیم.با نظم این سرزمین های پیشرفته عجین گشتبم .بچه هایمان را در این فضای جدید بزرگ نمودیم . متاسفانه یا خوشبختانه نه آن ها از ما متاثر شدند نه ما از آن ها .چرا که آن ها از روز اول ازاین خانه واسبابی که ما از ایران در ذهن خود آورده بودیم بیرون جستند وبه جامعه جدید پیوسته و در همان چهار چوب بر بالیدند .

ما نیز دو شقه شدیم یک شاخه دربیرون که با گذران زندگی غربی هماهنگ شد در متن جامعه کار کرد ودر حاشیه آن به زندگی ایرانیش ادامه داد.شقه د یگر که وجه سیاسی اجتماعی مان بود نیز دور از ایران در حاشیه مسائل ودور از نسلی که بعد او آمده بود هر روز مسائل ابران را دنبال نمودیم وبا گز خود آن را متر کردیم ،بریدیم ودوختیم .


چه جدل ها که در محدوده سازمان های خود در برداشت از این حوادث و مبارزه با حکومت نکردبم ،در پایبندی بر همان نگرش گاه از هم دیگر جدا شدیم وگاه به هم پیوستیم . سازمان ها وتشکل های جدید باعنوان های تازه به وجود آوردیم .اما براساس کاراکتر سنتی خود گاه از اصلاح طلبان حمایت کردیم ، گاه دل در گرو جنبش سبز بستیم وگاه انگشت خود بنفش نمودیم.نهایت همان افراد بودیم وهمان طاس ولگن .که جان مای نگاه وتجزیه تحلیلمان را همان اسلوب قدیم تشگیل میداد.همان زبان, همان منطق ،همان تفرعن که از حقارت بلند نظر نبودنمان بر میخاست ! پاسخ های متعصبانه ناشی از کم بضاعتی ،قضاوت های بی مدرک بی اساس برمبنی باور های صلب .


باور هائی که یک روز به سختی بر بختیار می تاختیم واورا نوکر بی اختیار می خواندیم وروز دیگر شمشیر بر لیبرالیسم می گشودیم .همان سان که امروز سلطنت طلبان را آماج خود قرار داده ایم. با همان زبان وهمان شیوه که قاسملورا متهم می کردیم .

چرا ؟چرا؟از این همه اشتباه وآدرس اشتباه دادن درس نگرفتیم هرگز تن به گفتگو وتلاش برای یافتن راه هائی برای هم گرائی بر نیامدیم ؟ همیشه پاسخ های از قبل آماده را در زر ورقی از مسائل سیاسی پیچدیم وبر آن مبنا صغرا وکبرا کردیم .پاسخ هائی که که تنها می توانست و می تواند راضی کننده همان گروهان باقی مانده ازلشگر سال های انقلاب باشد .


هرگز از خود نمی پرسیم!چرا جوانان ایمان خود را به ارزش های رهبران وسازمان های سیاسی وحتی به پدران ومادران سیاسی خود از دست داده اند؟ نمی پرسیم این همه نا امیدی ، نابسامانی، آشفتگی ،اعتیاد آیا تنها منشا اقتصادی دارد؟ تنها به استبدادحاکم بر می گردد ؟ یا این که ناشی از فضا ی نا امید کننده و بی نشاط اجتماعیست که بخش زیاد آن از نحوه عمل گرد ما نشات می گیرد ! از گفت وشنود بی پایان جریان های سیاسی چه داخل ایران وچه خارج ایران ،که انرژی شان صرف نشان دادن وجه افتراق ها و خارج کردن د یگر نیروهای اپوزیسیون ازمیدان می شود .آن ها را خسته کرده است ؟ خسته اند خسته و ونومید شده از ما !


جوانان از حاکمیت ، دولت وسازمان های سیاسی دور می شوند. روی بر می گردانند. در دل هر اعتیادی، هرآنارشیسمی و نیهلیسمی نوعی اعتراض خوابیده است اعتراض سر خوردگان . کدام گل امید را در دل نسل های بعد از خود کاشتیم ؟ نیهلیسم بزرکترین جنایتی بود که حکومت اسلامی با استبداد خشن مذهبی خود ، با کشتار ،سرکوب ،روح خشن وزمخت خود در حق مردم علی الخصوص درحق جوانان انجام داد. ارزش های اخلاقی را زیر سوال برد ،فرهنگ وهنر را مثله کرد! در بین سازمان های سیاسی چه در داخل کشور وجه خارخ از کشورتشتت به وجودد آورد .ما ندیدیم این تخم بد رازمانی که افشانده می شد.ما سرگرم بحث وجدل بودیم .چنان سرگرم حمله ودفاع که ندیدیم چگونه از جامعه بریده شدیم ودر لاک خود رفتیم .ظلمی که در حق خود ومردم علی الخصوص جوان ها مرتکب شدیم .


بعد چهار دهه خوشحالیم که توانستیم با کسانی که روزی از ما جدا شده ونام های مختلف بر خود نهاده اند در این پیرسالی به زبان مشترک رسیده ایم ومشترکا اعلامیه صادرنمودیم. خط ونشان های خود را کشیدیم وشفاف تر کردیم! دمار از روزگار سلطنت طلبان وجریان هائی که مثل ما فکر نمی کنند در آوردیم! تنها حکومت، دولت، اصلاح طلبان، اعتدالیون سقوط نکرده اند. جریان های سیاسی خارج از حکومت واپوزیسیون هم در حوزه عمل کرد کوچک خود دچار این سقوط شده ایم.


فقدان حیات دمکراتیک در جامعه که هیچ انتقادی را بر نمی تابد و مانع ازصیقل یافتگی افراد وجریان های سیاسی وشکل گیری یک فضای دمکراتیک می گردد.(امری طی این سال ها شاهد بودیم.) ما اپوزیسیون خارج از کشور نیز که بزرگ شده چنین فضای مستبدانه حکومت قبلی و حکومت جدید بودیم.نتوانستیم خود را تطهیر کنیم وبا استفاده از فضای آزاد خارج از کشور تن به یک دگردیسی کامل بدهیم.


اندیشه انتقادی و دمکراسی مکمل یک دیگرند که با تکیه بر آنها می توان فضائی سالم برای نقد وهم گرائی به وجود آورد.آزادی بدون تکیه بر این دو عنصرتحقق نمی یابد .آزادی محصول دمکراسی است ودمکراسی محصول آزادی ! ما در عمل نه به دمکراسی ونه ب نقد انتقادی دیگران از ماتن در ندادیم. عدم انتقاد پذیری ما تنها از کم اندیشگی ما نیست بلکه ریشه در همان تنگنای خانه های تاریخی ما وتربیت وشخصیت خود محوربین ما دارد.که نقد از خودمان منجر به تغیر درنحوه نگرش ورفتارما نمی گردد.


عقل به ما می گوید وظیفه ما در مبارزه با استبداد حاکم ایران بر باد ده حرکت در جهت کم کردن تفاوت ها ،کلی دیدن ،تجرید کردن وتلاش برای رسیدن به یک هم گرائی با دیگر نیروهای اپوزیسیون می باشد. نه برجسته کردن تفاوت ها ! عقل می گوید اگر اراده واقعی برای تشکیل ائتلافی بزرگ داری باید تلاش کنی که زبان مشترک با دیگرنیروهامشخصا باهمین آقای رضا پهلوی که چنین آماج حمله قرار داده ای پیدا کنی ! حداقل سریک میز مذاکزه بنشینی !


عقل سلیم می گویدکه صف بندی های اجتماعی نه بر مبنای فکر وتقسیم مابلکه بر اساس نیروهائی تعین می شوند که در میدان حضوردارند!عقل سلیم می گوید برای بی اثر کردن وافشای رژیم جمهوری اسلامی باید از تمام امکانات ممکن رسانه ای بهره جست. توانائی های عملی، تاثیر گذاری، دسترسی به امکانت رسانه ای ومیزان اقبال مردمی وده ها مولفه دیگرنیروهای اپوزیسون را دید وسودجست.امری که بر توانائی اپوزیسیون می افزاید واعتماد به پختگی ودور اندیشی ورهبری اپوزیسیون درسازماندهی جنبش اعتراضی را افزایش می دهد.
چنین دیدنی اعتماد بر می انگیزد، امید به بار می آورد ومیل به حکمت وتغیر را با دلگرمی به چنین نیروهای خردمند ومسئولی در دل مردم ونسل جوان افزایش می دهد.زمینه برای اقدامی مشترک وتاثیر گذار فراهم می سازد .

من روح واراده واقعی برای مبارزه جدی با حکومت مستبد جمهوری اسلامی را چنین نگاه می کنم . دیدی برای وصل کردن تمامی نیروهای اپوزیسیون ! نی برای فصل کردن ! دیدی که کندن نهال دشمنی می بیند ونشاندن درخت دوستی ابوالفضل محققی