<--! cws 1 --> <--! cws 2 --> هزینه ۷۰ میلیارد تومانی برای مبارزه با بوی گند امام!؛ ف. م. سخن – Kanal Yek TV

هزینه ۷۰ میلیارد تومانی برای مبارزه با بوی گند امام!؛ ف. م. سخن

 

روان اش شاد صادق خان هدایت که روزگاری نوشت:
«…در مسجد مسلمانان اولین برخورد با بوی گند خَلاست که گویا وسیله تبلیغ برای عبادتشان و جلب کفار است تا به اصول این مذهب خو بگیرند. بعد این حوض کثیفی که دست و پای چرکین خودشان را در آن میشویند و به آهنگ نعره مؤذن روی زیلوی خاک آلود خودشان دولا و راست میشوند و برای خدای خونخوارشان ورد و اَفسون میخوانند…»

و چه خوب که در دوران ما نزیست این مرد شکننده و حساس و حکومت آخوندها را ندید و صدق گفتارش را به تجربه درنیافت که اگر در زمانه ی ما زندگی می کرد، بدون شک پیش از رسیدن به پاریس راه دیار عدم در پیش می گرفت.

اکنون سخن او، عینیت و جسمیّت یافته و این بار در یکی از رسانه های ایرانی می خوانیم:
«…بوی بسیار تند و زننده، از نوع نامطبوع و مهوع؛ این نخستین چیزی است که گردشگران خارجی در مسیر فرودگاه امام به تهران با آن روبه رو می‌شوند…».

آری. به محض ورود به کشوری که «آقایان» به آن گند زده اند و عفونت شان را در همه جای آن گسترده اند، ما و خارجی های مسافر با بوی نامطبوع و مهوعی برخورد می کنیم که نشانه ی لجن گرفتگیِ پایتختِ تحتِ حاکمیتِ ملایان است.

حتی لازم نیست از فرودگاه امام خمینی خارج شویم تا با بوی گند محیط اطراف او که تا بعد از گورگاه او نیز ادامه دارد برخورد کنیم.

ورود به سرویس های بهداشتی فرودگاه امام خمینی، خود شکنجه ای ست که سر تا پای آدمی را آلوده می کند و وای به حال این که استفاده کننده از این سرویس ها، یک خارجی ناآشنا با سنت حسنه ی مستراح رفتن مسلمانان باشد.

این سرویس ها که حق است بر آن ها نام تحقیر آمیز مستراح بنهند، مانند دریاچه ای ست کم عمق که آب ناشی از شستشو در کف آن جمع شده و شلپ و شلپ با هر قدم به هر سو که تصورش برود ترشح می کند. نظافتچیان بر این باورند که هر چه آب به دُور و بر «چشمه» های مستراح بیشتر ببندند بیشتر آن را تمیز می کنند و لذا با محیطی پوشیده شده از «گندابه» در ساعت های پر ترافیک فرودگاه رو به رو هستیم.

از بوی نفرت انگیز این سرویس ها هم چیزی نگوییم بهتر است.

و بعد نوبت به پا گذاشتن به محیط بیرون از فرودگاه می رسد که بوی گندابه ی جمع شده در جنوب شهر تهران، حتی در آن محیط باز و پر از جریان هوا، چنان مشام را می آزارد که انسان آرزو می کند زودتر از شرّ آن خلاص شود.

حال می خواهند با بودجه ی «تعیین شده ی» ۷۰ میلیارد تومانی به منشاء بوها پی ببرند و سرچشمه ی گندابه ها را بخشکانند ولی چگونه؟!

ما حتی سبزی و صیفی جاتی که می خوریم با گندابه های جاری شده از شمال شهر و جمع شده در جنوب شهر آبیاری می شوند! چگونه می توان این فاضلاب عظیم را به سمت تلمبه خانه ها و تصفیه خانه های فرضی هدایت کرد؟

فعلا بودجه ای عظیم برای رفع عفونت از نام امام اختصاص یافته. مبال های مرقد نامطهر هم قرار است با هزینه ی یک و نیم میلیارد تومانی به پاکیزگی و دفع بول و غایط زائران مرقد حضرت امام برسد.

و این صادق خان است که همچنان با صورت پریده رنگِ مثلثی اش به ما می گوید:
«…در کلیسا، بوی خوش عطر و عبیر پراکنده‌ است و نغمه ی ساز و آواز به گوش میرسد؛ در مسجد مسلمانان، اولین برخورد با بوی گند خلاست، که گویا وسیله تبلیغ برای عبادت شان و جلب کفار است، تا با اصول این مذهب خو بگیرند…».

آری سرنوشت ما ایرانیان را ملاها با عفونت و نجاست پیوند زده اند و بوی خوش عطر و عبیر و نغمه ی ساز و آواز، هدیه ی خداوند است به نامسلمانان…