خانه >> مقالات >> نامه گورخواب معروف به رهبری درباره گورستان لواسان، هادی خرسندی

نامه گورخواب معروف به رهبری درباره گورستان لواسان، هادی خرسندی

حضور مقام محترم عظمای ولایت و فرمانده کل نیروهای مسلح به چوب و چماق

اینجانب قنبرعلی سعادت پیشه، گورخواب معروف جنوب تهران می‌باشم که در چند سال گذشته سلبریتی شده‌ام . تازه علاوه بر سلبریتی بودن کم کم به صورت یک چهره ملی نیز درآمده‌ام.

من همانم که اصغر فرهادی فیلمساز اسکاری برای رسیدگی به وضع من به آقای روحانی رئیس جمهور گرامی نامه سرگشاده نوشت و بعد از انتشار آن نامه، مأموران گروه ضربت از سازمان گورخواب زدائی، به سراغ اینجانب آمده و به شدت برخورد نموده و پس از پانسمان شرایط سنگین و غیرقابل اجرا گذاشته که اگر بخواهی اینجا بخوابی باید کفن داشته باشی. گفتم من کفنم کجا بود؟ هرچی ضرب المثل بلد بودم برایشان گفتم فایده نکرد و زابرا شدیم.

متأسفانه هیچ فرصتی پیش نیامد که من از آقای اصغر فرهادی گلایه کنم و حتی وکیل بگیرم از او به دادگستری شکایت نمایم که با یک نامه ما را گور به گور کرد.

رهبر گرامی! وقت شما را بیش از این نمیگیرم چون میدانم خیلی گرفتار هستید و باید به همه امور مملکتی و قوای سه گانه برسید. من معمولا به آقا مجتبا زنگ میزنم. شماره ایشان را یکنفر بمن داده ولی تا به حال موفق نشده ام با ایشان صحبت کنم. هروقت زنگ میزنم ایشان جواب نمیدهد. فکر کنم چون شماره ناشناس است، تحویل نمیگیرد. لطفا از قول من به ایشان بگوئید من هستم!

البته خیلی ها شماره موبایل تازه مرا ندارند. نو هم نیست دیگر، دو ماه و نیم پیش گرفتمش. این را هم از صدقه سر این بالاپوشم دارم که چیزی است بین کت و پالتو. یعنی معلوم نیست کت است یا پالتو. فقط میدانم از وقتی که می پوشمش همیشه یک دست استیو جابز توی این جیبش بوده، یک دست بیل گیتز توی این یکی جیبش.

پریشب اینجانب منزل همسایه‌مان مهمان بودم که تازگی یک گور نوبتی گیرش آمده و رفته بودیم خانه نوی. یک قبر یک شب در میان به او داده‌اند و گفته‌اند تا وقتی مرده خودش نیامده میتوانی شب‌ها اینجا بخوابی. این بیچاره هم شب تا صبح به جای اینکه بخوابد، می‌نشیند دعا میخواند برای نمردن صاحب قبر زیرا فعلاً مریض میباشد.

باری از مطلب دور نیفتیم. او گفت که یک کلیپ ویدیوئی درآمده از یک قبرستانی در لواسان که هوش از زنده و مرده میبرد.
به من میگفت نمیدانی مرحوم قنبرعلی چه قبرستانی است. (توضیح بدهم که ما اینجا در همسایگی، همدیگر را برای احترام، مرحوم صدا میکنیم. احوالپرسی هم که میکنیم «چطوری خدابیامرز؟» میگوئیم) میگفت که این قبرستان با آرشیتکتی دلربا و باغ و بوستانی آراسته به گل‌های بهشتی و آب نماهای پردیسی و درختان سرو سبزه قبا و سنگ های گرانقیمتی که کمترینش مرمر است با رگه های طلا، طوری هست که محال است زنده‌ای به حال مرده ای افسوس نخورد وچه مرده هایی که میگفت عکس‌های رنگی فول کالر با رزولوشن بالا و فرمت جی پگ هزار پیکسلی بالای قبرشان دارند آن هم عمودی. چه چیزهائی آدم میشنود!

صدای بلبل های زنده در کلیپ میآمده و چشم انداز قبرستان به دورنمائی از تابلوهای رامبراند خدا بیامرز میمانسته به قول مرحوم منوچهرخان. ولی میگفت باید قول بدهی وقتی ویدیو را می‌بینی گریه نکنی.

رهبر گرامی! اینجانب از حضور مبارک تقاضا دارم:

اگر موافقت میفرمائید و ورثه اجازه میدهند جنازه محترم روانشاد امام خمینی را از آن قبری که الان هست دربیاورند و به این قبرستان لواسان بیاورند زیرا با همه عظمتی که مرقد مطهر رهبر انقلاب دارد با آن طول و عرض و آینه کاری و طلاریزی ومرمر و قالی و قالیچه و حوض مروارید و فواره گلاب، باهمه اینها آن گنبد و بارگاره مبارکه انگشت کوچیکه این قبرستان لواسان نمیشود.

نمیدانم چه زنده ها و مرده هایی صاحب آن گورستان هستند ولی جای سرشکستگی است که چنان بهشت برینی توی مملکت باشد و امام بزرگ ما در چنان قبرستان محقری به رحمت ایزدی پیوسته باشد. خصوصاً که آب و هوای لواسان با جاده قم تفاوت معامله دارد. اگر سازمان حفظ آثار امام موافقت کند، اینجانب حاضرم شخصاً جنازه امام عزیز را از قبر درآورده توی کیسه فریزری بریزم و به لواسان ببرم.

رهبر گرامی!

راستش مزاحم شدم برای موضوع دیگری. تقاضا دارم دستور بفرمائید مسئولان گورستان لواسانات اجازه دهند اینجانب که یک گورخواب حرفه‌ای و با سابقه و سلبریتی میباشم بتوانم یک شب از عمرم را در یکی از گورهای آنجا بخوابم. امیدوارم این سعادت را از اینجانب دریغ نکنند. انصاف نیست در مملکتی که چنین قبرستان با عظمت و باصفائی دارد، اینجانب شانس نداشته باشم یک شب در یک قبرش بخوابم. قول میدهم صبح زود از خواب بلند شده و گور خود را گم کرده و پیاده به شهریار برگردم. قول میدهم موقع رفتن به لواسان اصلاً سرم را بالا نکنم و خانه‌ها و قصرها و کاخ های آنجا را دید نزنم. قول میدهم در پیاده روهای لواسان گیوه‌هایم را دربیاورم و پابرهنه راه بروم. قول میدهم هرچه در لواسان دیدم برای جنوب شهری ها تعریف نکنم. این بیچاره‌ها هم هیچوقت گذرشان به آنجا نمی‌افتد چرا که پول کرایه وسیله نقلیه ندارند. پیاده هم بروند، توی راه میمیرند. شایعه هم هست که از ماه آینده بی پاسپورت راه نمیدهند که ما هیچکدام نداریم.

فقط اجازه بدهند من در یک گور تازه کنده شده و بدون تزئینات و گلکاری و نرده کشی و سنگ چینی، خالی خالی شب زفافی با بخت خودم داشته باشم و یک شب تا صبح احساس کنم سهم خود را از نفت کشورم دریافت کرده‌ام.

آمین یارب العالمین. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی، خمینی و خامنه‌ای را نگهدار.