خانه >> مقالات >> ملت ایران را به ذلت کشاندند و به مسلمانان منطقه و جهان خیانت کردند!؛ منشه امیر

ملت ایران را به ذلت کشاندند و به مسلمانان منطقه و جهان خیانت کردند!؛ منشه امیر

از هنگامی که حاکمیت را از دست مردم ایران ربودند و بر این سرزمین اهورایی مسلط شدند، نه از کشورداری چیزی می دانستند و نه سپاهیگری آموخته بودند و نه از اقتصاد و فرهنگ و دانش و انسانیت بویی برده بودند.

نتیجه این نابخردی را امروز می بینیم، و می بینیم که ایران به کشوری مبدل شده که در گذشته همه چیز داشت و امروز هیچ چیز ندارد.

آن چه دارد انواع موشک های ریز و درشت است و یک مشت اوباشی که اونیفورم نظامی به تن کرده اند، ولی نه دانشگاهی دیده اند و نه دنیای بزرگ را می شناسند و نه ارزش های معنوی را پاس می دارند.

از علم و دانش هم، جز امور تهاجمی و تعرضی بهره ای نبرده اند – آن هم اگر کمک های طمع کارانه دانشمندان روسی و چینی و کره شمالی نبود، هرگز به این مرحله نمی توانستند برسند.

از روز اولی که به قدرت رسیدند، علیه همه کشورهای دنیا اعلام جنگ دادند.

اول گفتند که می خواهند اسرائیل را نابود کنند و مدتی بعد، خامنه ای حکم داد که اسرائیل در ظرف بیست و پنج سال نابود گردد.

بعد آمدند و سفارت آمریکا را به اشغال در آوردند و عملا، علیه بزرگترین قدرت نظامی و اقتصادی جهان اعلام جنگ دادند.

همزمان، تاکید کردند که هدفشان برانداختن نظام های موجود در همه کشورهای همسایه است تا بتوانند اسلام ناب محمدی خود را به آن سرزمین ها صادر کنند – یعنی، عملا به همه کشورهای همسایه نیز اعلام جنگ دادند.

اروپا را جولانگاه عملیات تروریستی خود علیه اپوزیسیون ایرانی قرار دادند

برای آوردن سر سلمان رشدی، به جرم نوشتن آیه های شیطانی، یک میلیون دلار (شاید هم ده میلیون دلار) جایزه تعیین کردند.

با اخوان المسلمین در مصر پیمان همکاری بستند تا رژیم های منطقه را بیاندازند و یک لحظه نیاندیشیدند که اخوان المسلمین دشمنان سوگند خورده اسلام اهل تشیع هستند.

به القاعده و طالبان دست پیمان بستند، و باز هم نادیده گرفتند که القاعده به عنوان یک حرکت متعصب سنی، دشمن اسلام اهل تشیع است.

با گروه پولیساریو در شمال افریقا دست دوستی دادند و از افراط گرایان مذهبی در تونس و مراکش و الجزیره حمایت کردند.

با حکومت عمرالبشیر در سودان به همکاری تروریستی در قاره آفریقا و در سراسر جهان پرداختند – همان عمرالبشیری که اکنون او را در قفس به دادگاه می اورند و احتمال دارد به زودی حلق آویز شود.

حالا هم با افتخار افشا می کنند که در بسیاری از کشورهای جهان شبکه های تروریستی برپا ساخته اند.

از همه بدتر، به ستیز با ملت ایران و منافع ملی ایرانیان روی آوردند و انسان ها را کشتند، یا شکنجه کردند و یا ناچار به فرار از وطن خویش ساختند.

پس، چرا گله می کنند که همه جا دشمن دارند و دنیا آنان را عناصری پلید و فتنه جو تلقی می کند؟

انتظار نداشته باشند که بخواهند کشوری یا حکومتی را نابود کنند و آن کشور یا حکومت، با دستۀ گل به استقبالشان برود.

جواب های، هوی است و آن چه عوض دارد، گله ندارد!

آنقدر از مملکت داری و سپاهیگری و جنگ و دفاع نا آگاه هستند که همه منابع مالی ایران را در خدمت امور تسلیحاتی خود گرفته اند و اقتصاد کشور را به ورشکستگی کشانده اند و با رفتارهای ستیزجویانه خود، آمریکا را به جنگ اقتصادی کشانده اند و حالا آه ندارند که با ناله سودا کنند.

کشوری که یک اقتصاد قوی نداشته باشد، نمی تواند یک نیروی دفاعی قوی داشته باشد.

سقوط اقتصاد، سقوط نظامی و دفاعی را نیز به دنبال می آورد.

این را آن ها نمی دانند و بنابراین تردیدی نیست که سرشان به سنگ خواهد خورد و عمر رژیمشان به پایان خواهد رسید و ملت ایران از این کابوس رهایی خواهد یافت.

به اسرائیل بنگرند و از این کشور بیاموزند: رهبران اسرائیل ابتدا اقتصاد مملکت را سروسامان بخشیدند و سپس درصدی از درآمد ملی را به امور دفاعی و نظامی و تسلیحاتی اختصاص دادند.

روزگاری اسرائیل فقیر بود. مردمش نان کافی برای خوردن نداشتند. سیزده کشور عربی این سرزمین را به نابودی تهدید می کردند و دولت ناچار بود یک سوم از تولیدات ملی را به امور دفاعی و نظامی اختصاص دهد، تا بتواند موجودیت خود را حفظ کند.

این یک سوم، مبلغ گزافی نبود، زیرا کل درآمد کشور رقم بزرگی را تشکیل نمی داد.

رهبران اسرائیل چه کردند؟

آنها گفتند که برای تقویت توان دفاعی و رزمی، باید بودجه های کلان اختصاص داد. ولی این بودجه کلان هنگامی قابل دسترسی می شود که سطح کل تولیدات ملی و درآمد هنگانی، بالا و بالاتر رود.

قضیه بسیار ساده است: هراندازه درآمد ملی بیشتر باشد، مبلغ بیشتری را می توان به امنیت و دفاع اختصاص داد.

نتیجه: شرط نخست داشتن یک نیروی نظامی قوی، یک اقتصاد قوی است- و امروز اسرائیل دارای یکی از قوی ترین اقتصادهای جهان است، و به همین نسبت نیز یکی از نیرومندترین ارتش های جهان را دارد (البته به نسبت جمعیت).

این را، سران حکومت ایران و فرماندهان یاوه گوی سپاه پاسداران نمی دانستند و نمی خواهند بدانند.

آن ها اقتصاد ایران را ویران کردند تا برنامه های اتمی و موشکی خود را گسترش بخشند.

حکومت ناآگاه در ایران، با سیاست های غلط خود، طبقه متوسط را نابود کرد و به جای آن یک قشر بسیار ثروتمند از میان صاحبان قدرت به وجود آورد و همزمان اکثریت مردم را به فقر و ناداری کشاند. چنین حکومتی، هرگز نمی تواند یک نیروی نظامی قوی داشته باشد.

هرچه هم که می گویند دروغ می گویند و یاوه بر زبان جاری می سازند و اغراق است و رجز خوانی و بس!

یک لحظه بیاندیشید که در کدام کشور، یازده بندر خصوصی و محرمانه را در اختیار نیروی نظامی قدرتمند حکومت قرار می دهند که هر چه می خواهد به کشور بیاورد و هرچه می خواهد صادر کند، بی آن که گمرکی یا مالیاتی بدهد.

چنین رفتاری ضربه مرگ بر اقتصاد کشور وارد می آورد. طبقه متوسط و بازاری را نابود می کند. یک گروه دزد و غارتگر را به مال و منال می رساند و در همان هنگام، موجب ورشکستگی بازرگانان میان پا می شود.

نه فقط این، بلکه صنعت داخلی را نیز نابود می کنند. زیرا وقتی بیل و کلنگ و حتی سنگ قبر را از چین می آورند، صبعا صنایع محلی نمی توانند با کالاهای ارزان قیمت ساخت چین که آن هم بدون پرداخت گمرکی وارد کشور می شود، رقابت کنند.

می بندند و خانه نشین می شوند و کشور زیان می بیند و اقتصاد ناتوان تر می شود و در نتیجه، کشور نیز ضعیف می گردد و توانش در ایستادگی در براب تعرض کاهش می یابد.

این را اسرائیل خوب می داند و آن ها بویی از این اصل اساسی نبرده اند و ایران را به ذلت و قهقرا می کشانند.

آن چه برایشان باقی می ماند، رجزخوانی و تهدید کردن دیگران به نابودی است.

فرمانده ارتش حکومت اسلامی ایران، امیر سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی، می فرمایند “مطمئن باشید که نابودی رژیم صهیونیستی را به زودی خواهیم دید”. دوباره می خوانم: این یاوه سرا می گوید “مطمئن باشید که همگان اضمحلال آن چه را که “رژیم منحوس صهیونیست” می نامد به چشم خود خواهند دید.

بسیار کنجکاوم بدانم که نام شناسنامه ای چنین فردی که خود را امیر سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی می نامد چیست و چند کلاس درس خوانده و از کدام آکادمی نظامی برجسته جهان فارغ التحصیل شده است؟

شاید از حوزه علمیه قم، و یا شاید حسینیه تهران.

دستاوردی ندارند که به مردم نشان دهند و به آن افتخار کنند، و سخنان یاوه و خیال پرورانه تحویل مردم می دهند.

چرا کشوری که تنها دموکراسی واقعی منطقه است نابود شود و شما که چهره مجسم ستم و ستیز هستید، بمانید؟

کدام منطقی این سخن شما را تائید می کند؟

چرا کشوری نابود شود که حکومتش تامین رفاه مردم و حفظ منافع آنان را در اولویت می داند، و در مقابل رژیمی بماند که همه توانایی های ملت و سرزمین ایران را می خواهد بسیج کند تا خلافت اسلامی را از دست اهل تسنن بیرون آورد و خود بر آن مسلط شود و یک ظلم تاریخی را که به باور شیعیان، یک هزار و چهارصد سال پیش در جزیره العرب رخ داده، اکنون توسط ایران و با ثروت ایرانیان جبران کنند؟

از این که شیعه با یک دهم جمعیت در جهان اسلام، می خواهد مقام رهبری را به دست گیرد، چه سودی حاصل ملت ایران می شود؟

آن امیر سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی در ادامه سخنانش می گوید “آن روزی دور نیست که اضمحلال رژیم صهیونیستی را ببینیم، که آن روز نزدیک است و تردیدی نیست که این روز نزدیک شده است”.

آنان جز این سخنان بدخواهانه، چیز دیگری نمی دانند ، که بر زبان رانند.

حکومت، با این شیوه اندیشه و رفتار، نه تنها به ملت ایران خیانت کرده، نه تنها ایرانیان را به خاک سیاه نشانده، بلکه به همه ملت های خاورمیانه آسیب رسانده و می رساند – به همان ملت هایی که آن ها هم مسلمان هستند و حق دارند از رفاه و آرامش و آسایش برخوردار گردند.

حساب کنید که اگر دخالت های نظامی گسترده حکومت ایران در عراق نبود، مردم آن کشور تا به حال سروسامان گرفته بودند.

اگر سپاه قدس و زینبیون و فاطمیون و دیگران به یاری بشار اسد نمی رفتند، نیم میلیون نفر از مردم سوریه قربانی نمی شدند و آن کشور سروسامان می گرفت و شاید به دموکراسی و مردمسالاری دست می یافت.

لبنان را در گذشته سوئیس خاورمیانه می نامیدند. ولی رژیم ایران با پول ملت، در آن جا حزب الله را به وجود آورد و لبنان را به وسیله اصلی برای دست اندازی علیه اسرائیل مبدل ساخت.

مسیحیان از لبنان گریختند و مسلمانان اهل تسنن در بیم و نگرانی به سر می برند و نصرالله خود را یکه تاز میدان می داند.

همین را در مورد یمن می توان گفت و درباره امیرنشین ها و کشورهای اسلامی دیگر.

آن ها نه تنها به ملت ایران خیانت کردند، بلکه در حق دیگر ملت های منطقه نیز ستم روا داشتند و خاورمیانه را به خون و اتش کشاندند و دست بردار هم نیستند.

ادعا کرده بودند که اسرائیل را تا بیست و پنج سال دیگر نابود خواهند کرد، ولی خودشان هستند که در لبه پرتگاه اضمحلال و نابودی و انهدام قرار دارند و یک هول از جانب ملت ایران کافی است که آنان را به پرتگاه نابودی بفرستد.

این به خیزش ملت ایران بستگی دارد.

شرائط کاملا آماده است.