خانه >> مقالات >> محرم و نمایش چند وجهی رنگارنگ سیاسی، علی افشاری

محرم و نمایش چند وجهی رنگارنگ سیاسی، علی افشاری

رصد کردن مراسم دهه اول ماه محرم امسال گویای گسترش بعد سیاسی عزاداری‌ها بود که بمثابه گذشته آئین و جنبه‌های فرمال برنامه‌ها بر جنبه‌های محتوایی غلبه داشت. کماکان بازار خرافه، تحریف، دکان‌داری دینی و تشجیع احساسات تعصب‌آلود نیز داغ بود. اما به نظر می‌رسد بازسازی حماسه حسینی و بزرگداشت آن به موازات افزایش شکاف دولت – ملت به طور نسبی برجستگی بیشتری یافته است و برآمد سیاست انتقادی و اعتراضی بر بستر عزاداری‌ها اعم از متن نوحه ها و شیوه گرامیداشت‌ها را می‌توان مشاهده کرد.

اساسا راه انداختن دسته و سینه زنی و گریه و ماتم بر شهدای کربلا از ابتدا متاثر از سیاست بود بعدها جنبه آئینی و هویت ساز آن در بین شیعیان نمود بیشتری یافت. در سالیان گذشته جنبه مناسکی (Ritual) عاشورا پر رنگ تر شده است که هم در افزایش کمی مراسم و تعداد عزاداری ها و خیابانی شدن آنها قابل مشاهده است و هم در افزایش تشریفات، نشانگان معنا بخش و ایماژها می توان آنها را یافت. تقریبا عزاداری ها از اوایل دهه هفتاد شمسی از حالت سنتی خارج شد و سبک های جدید شکل گرفت که شخص خامنه ای نقش زیادی در میدان دادن به منصور ارضی به عنوان پایه گذار سبک جدید مداحی ها به لحاظ شکلی و محتوایی داشت. بعد از آن به تدریج هیات های مذهبی به وجود آمدند که از موسیقی مدرن و ریتم های تند استفاده می کردند و در عین حال خطوط سیاسی نهاد ولایت فقیه و برخوردهای جناحی در درون نظام را در پوشش مضامین عاشورایی ترویج می کردند. البته در جمهوری اسلامی همیشه استفاده از حوادث تاریخ اسلام، مفاهیم شیعی و تمثیل‌های مذهبی برای جلو بردن برنامه‌های سیاسی و یا دفع خطر رایج بوده است. معمولا بخش‌های تندرو و محافل امنیتی تکیه بر مفاهیم عاشورا و ارزش‌های حسینی را پشتوانه تعرض‌ها و حملات خود به حقوق شهروندی مردم و آتش تهیه پروژه‌های حذفی و سرکوب گرانه خود قرار داده اند.

اما سمت گیری سیاسی سوگواری ها امسال در مسیرهای متضادی جریان یافت و تمایزهای آنها بیشتر بود. هیات های مذهبی حکومتی که به عنوان بخشی از ارتش ولایت فقیه فعالیت کرده و کارویژه سیاسی آنها بسیج جامعه هدف این نهاد است، مثل سال های قبل فعال بودند و امکانات ویژه ای در اختیار آنها قرار گرفت. حسینیه هایی که در اکثر میادین مهم شهرهای بزرگ درست شده بودند، به آنها اختصاص یافت و صداو سیما و دیگر رسانه های حکومتی نیز به تبلیغ آنها پرداختند. آنها در کنار تقویت جایگاه نهاد ولی فقیه و تثبیت خامنه ای به عنوان جریان راستین مدافع فرهنگ عاشورا جهت گیری هایی به نفع برنامه “فساد ستیزی ” ادعایی ابراهیم رئیسی نیز داشتند. به عنوان نمونه ترجیع بند یکی از نوجه ها حمله به اشرافیت در درون نظام بود و به این بخش از کارگزاران نظام هشدار دادند که بیشتر منظور بخش تجدید نظرطلب و میانه رو بود. در واقع مانور بر روی این نوحه ها شباهت بالایی با کدهای اصول گرایان تندرو در حمله به رقبا در درون بلوک قدرت داشت.

تبلیغ برای قاسم سلیمانی و “سردار حسین” نامیدن وی توسط محمود کریمی دیگر استفاده سیاسی از مراسم سوگواری دهه اول محرم امسال بود. این برنامه‌ها پرمخاطب هستند که علت آن در وهله نخست ناشی از سبک جدید آنها است که به دلیل ایجاد حرکت و شور و هیجان برای جوانان جذاب است. ثانیا نیرو‌های امنیتی، نظامی و بخصوص بسیجی‌ها حامی آن‌ها هستند. این هیات‌ها و مجالسی که با میدان‌داری سیب سرخی، جواد مقدم، سعید حدادیان، محمود کریمی، مهدی امیدی مقدم، عبدالرضا هلالی، میثم مطیعی، سید رضا نریمانی، مهدی سلحشور، حسین طاهری، حسین سازور، محمد رضا طاهری، حاج علی قربانی، مجید بنی فاطمه، مهدی میردامادی و… اداره می ‌شود از مراکز مهم جذب نیرو و بسیج نیرو‌های میدانی و لباس شخصی برای سرکوب اعتراضات بوده است. این جریان در یک تناقض گرفتار است از سویی خواهان حفظ تفسیر رادیکال و حرکت انگیز از عاشورا است اما در عین حال هدف حفظ ساختار قدرت و موازنه قوای موجود را دنبال می کند که ناگزیر آن را محافظه کار می سازد. عاشورا به لحاظ بستر تاریخی بیشتر با گقتمان اپوزیسیونی تطابق دارد.

اما در مواجهه با این رویکرد سمت گیری های سیاسی از جنسی دیگر نیز در عزاداری ها مشاهده شد. نخست رشد گرایش به دوری از سیاست در هیات ها و مراکز مذهبی است. این گرایش همسو و متناظر با روند مشابهی در حوزه های علمیه نیز بوده و قرابتی با رویکرد مراکز مذهبی سنتی پیش از انقلاب دارد. گستره این پدیده آنقدر بود که هیات های حکومتی در برنامه های شان به آنها حمله کرده و فریاد سرداده که “هیات سکولار” نمی خواهیم.

رویکرد انتقادی به سیاست حاکم، بی عدالتی ها، نقض حقوق مردم و رفتاری که با آزادی خواهی و حق مداری حرکت دوران ساز امام حسین تعارض دارد، نیز روند رو به رشدی در سوگواری های محرم یافته است. این برنامه ها هم در سینه زنی ها و حرکت دسته ها دیده می شود و هم در سخنرانی ها و مقالات روشنگرانه با مضامین روشنفکری و انتقادی. این رویکرد که می کوشد با تحریفات و خرافات و صورت بندی های غلط از عاشورا و نهضت امام حسین و یارانش مقابله کند و برداشت های جدیدی از آن ارائه دهد، اما خود نیز گرفتار زمان پریشی تاریخی و تقلیل انگاری رویداد عاشورا به مباحث سیاسی مورد نظر هست. تقلیل دادن عاشورا به مسائل سیاسی و تامین نیاز های سیاسی و ایدئولوژیک روز حقیقت آن را مخدوش کرده و اساسا شناخت واقعیت حرکت امام حسین را بلاموضوع می کند. این برخورد که در کنه خود خواسته یا ناخواسته و با نیت مثبت از عاشورا و پیام امام حسین بهره برداری می کند تا پروژه ای سیاسی را جلو ببرد ، فضا را برای استفاده ابزاری مهیا می سازد. در این فضا منطق قضیه گم می شود و هر کس هر طور که می خواهد حرکت امام حسین را در چهارچوب برنامه ها و اهداف سیاسی خود تفسیر می کند.در این رویکرد حقیقت و واقعیت های تاریخی مهم نیست بلکه باید از عاشورا آینه ای ساخت تا تصویر مطلوب بر آن نقش بندد.

حرکت تاریخی امام حسین الهامبخش آزادگی، رهائی بخشی و مبارزه با ظلم و جباریت سیاسی در پویشی کلی است اما نمی توان بدون توجه به سیاق تاریخی از آن مضامین و گفتمان های زمانه را بیرون آورد. بحث روشنگری تاریخی و معرفتی بحث دیگری است.

نوسان در بهره برداری های سیاسی در درازای زمان برای ابطال این برخورد کافی است. روزی عاشورا سوخت خلق ایدئولوژی انقلاب بود و به حجت و برهان مذهبی در رد نگرش های اصلاح طلبانه و فرهنگی و عقیدتی با استفاده از آیه قران شد که مجاهدین بر قاعدین فضیلت دارند، بعد از انقلاب ابتدا برای صدور انقلاب و برانداختن حاکمان محافظه کار کشورهای مسلمان مورد استفاده واقع شد، سپس بسان حربه مذهبی برای تشجیع رزمندگان در شکست ارتش عراق و آزاد سازی کربلا و قدس بکار گرفته شد. بعد از پایان جنگ انتخابات ها به عرصه رویارویی تفاسیر از عاشورا بدل شد. اصلاح طلبی و محافظه کاری مجددا عاشورا را به مرکز رویارویی های سیاسی و فکری کشاند. یک سوی میدان هشدار می داد که منتظر رهبر است که عاشورایی دیگر رقم بزند و عامدانه و یا از سر غفلت متوجه نبود جریانی که اکثریت قدرت را در دست دارد سنخیتی با عاشورا ندارد که فضیلت مقاومت اقلیت در برابر اکثریت زورگو را در تاریخ جاودانه ساخته است. در صف مقابل عاشورا مبنای مذهبی برای مخالفت با گفتمان خشونت طلب و تبیین حقانیت اصلاح طلبی شد. در دوران تقابل هسته ای ، جناح های میانه رو و منتقدان صلح طلبی را در حرکت امام حسین برجسته ساختند در حالی که ولایت مداران در رد مذاکره با آمریکا و ستیزه جویی در سیاست خارجی امام حسین را وارد میدان کرده و اوباما را یزید زمانه جلوه دادند! برای این سیر پایانی نمی توان متصور بود و چاره آن بیرون کشیدن بحث ها و مسائل سیاسی روز از حماسه حسینی است که حالت مبتذلی نیز یافته است.

اما حرکتی که در ظاهر فاقد جهت گیری سیاسی است ولی پیامد سیاسی دارد، رشد گرایش کارناوال سازی از عاشورا است. این حرکت با الهام از تجربه مسیحیت در تلاش خودآگاهانه و یا فاقد برنامه برای ارائه نمایش های کارناوالی در مراسم ماه محرم هستند. پیدایش پدیده هایی چون سبک آرایش مو مخصوص محرم برای مردان و زنان، مد لباس های مخصوص ،دخترانی که با چهره های آرایش کرده و پوشش بی حجاب و یا کم حجاب که در کنار نمادهای سوگواری عکس می گیرند و آنها را منتشر می کنند، سینه زنی ها و زنجیرزنی های موزون و شبه رقص، گسترش کمی و کیفی نذری ها، استفاده از عروسک ها و لباس های شیر و دیگر حیوانات در عزاداری ها و اعمال نمایشی مصداق این پویش هستند. اگرچه آنها را نمی توان کارناوال به معنای دقیق کلمه دانست چون کارناوال بر شادی عمومی استوار است اما توجه این جمع به مراسم محرم فاقد عنصر عزا و اندوه است.

البته فرهنگ مسلط کنونی اجازه نمی دهد تا مراسم محرم تبدیل به شاد پیمایی شود. اما استفاده از عاشورا و تاسوعا و تکیه ها برای نمایش ، خوداظهار کنی و سرخوشی به آن شکل جدیدی می دهد که فاقد جان مایه سوگ است. وابستگی مناسک و مراسم عاشورا به عناصر احساسی و عاطفی نیز زمینه را برای کارناوالی شدن این مراسم مساعد کرده است، اما عامل مهم فقدان توانایی قائلان به این مناسک در دفاع عقلانی و استدلالی است که باعث می شود وقتی پدیده ای فراگیر هست، حکومت هم از آن پشتیبانی می کند و ریشه عمیق در فرهنگ جامعه دارد، برخی از واکنش ها از سوی جمع ناسازگار با ارزش های فوق به سمت ساماندهی پادفرهنگ و استحاله پیش رود. حکومت نیز فعلا مزاحمتی برای این پدیده ایجاد نکرده است چون احتمالا تصور می کند که هژمونی باورهای مذهبی شیعه در جامعه را حفظ می کند اما در عین حال این پدیده چون غیر مذهبی است در درازمدت تضعیف کننده حکومت دینی است و تاثیر سیاسی آن به نفع تغییر خواهی است.

ازاین‌رو با توجه به توضیحات پیش گفته می‌توان نتیجه گرفت مراسم عزاداری دهه اول محرم از یک سو بازتاب رویارویی‌های سیاسی و تحرکات لایه‌های اجتماعی است و هم به نوبه خود این صف‌بندی‌ها را تحکیم کرده و گسترش می‌دهد. از این‌رو مراسم سوگواری حرکت امام حسین تنوع و تکثر شکلی و محتوایی داشته و به لحاظ سیاسی طیف رنگارنگ و رویکردهای متفاوت و متضادی را بازتاب می‌دهد و نمی‌توان بین سوگواری‌های محرم و مراسم آئینی آن و کلیت جمهوری اسلامی این همانی برقرار ساخت.