خانه >> مقالات >> مبارزه علیه حجاب اجباری فرع است؛ مردم ایران نباید مسائل اساسی رژیم را از یاد ببرند؛ منشه امیر

مبارزه علیه حجاب اجباری فرع است؛ مردم ایران نباید مسائل اساسی رژیم را از یاد ببرند؛ منشه امیر

یک بار نیز مسائل سیاسی و بین المللی را کنار گذاریم و به امور دینی و اخلاقی بپردازیم و از ازدواج سفید و حجاب و ازدواج آسان سخن بگوییم که دارای ابعاد گسترده سیاسی و اجتماعی نیز می باشد و بخشی از سرنوشت و آینده ملت ایران را رقم می زند.

مفهوم اصطلاح “ازدواج آسان” را که روز گذشته (آدینه) توسط آخوند محسن قرائتی در نماز جمعه مطرح گردید، نمی دانیم.

او توضیح نداد که کجای ازدواج های امروزی غیرآسان است که باید برطرف شود. ولی افزود: ازدواج آسان گناهان در جامعه را کاهش خواهد داد.

ما یک ازدواج آسان سراغ داریم که آن صیغه می باشد که آسان تر از آن وجود ندارد و تشریفات زیادی نمی خواهد و کافیست که آخوندی یا شاید غیرآخوندی مطالبی را به زبان عربی بیان کند و مدت زمان این زناشویی موقت تعیین گردد و میزان مهریه مشخص شود که می تواند از یک شاخه نبات و یک جلد کلام الله مجید، تا هزاران سکه طلا باشد.

امروز “ازدواج آسان” در حکومت اسلامی ایران رواج بسیار دارد.

حتی در شهر مذهبی مشهد خانه عَفاف برپا ساخته اند و صیغه های ساعتی جاری می شود که بسیاری از باورمندان مسلمان نیز آن را نوعی فحشاء در پوشش آیات قرآن مجید می دانند.

در زبان عربی، زن صیغه شده را “متعۀ” می خوانند که به مفهوم تمتع دهنده است، یعنی لذت بخشیدن و یعنی آن که زن وسیله ای برای تامین عیش و عشرت مرد است و باید به او تمکین کند.

حتی آخوندها را به مدارس متوسطه دختران می فرستند که آن ها را تشویق کنند درس و مشق را کنار گذارند و بروند صیغه مردان هوسران شوند تا به اصطلاح “گناه” در جامعه کاهش یابد.

وارد مباحث مذهبی نمی شویم و به عقاید دینی همگان احترام می گذاریم، ولی در نظر بسیاری از باورمندان نیز این شیوه و آئین را که در کلام الله مجید ذکری از آن نشده است و یک رسم و عادت قبیله ای می باشد و به باورهای مذهبی ارتباطی ندارد، نوعی ترویج امور غیراخلاقی و برخلاف اصول اجتماعی می دانند.

دختر چهارده ساله ای که به عقد مردی سالمند درآمد، پس از آن که دوره چند ماهه یا چند ساعته صیغه به پایان برسد، در جامعه چه می تواند بکند؟

از درس و دانش هم باز مانده و آینده خود را از دست داده است.

ولی شخص آخوند محسن قرائتی نیز می داند که نوع دیگری از ازدواج، و در واقع ضد ازدواج در ایران رواج یافته که آن را “ازدواج سفید” می نامند. یعنی زن و مردی با هم زندگی می کنند و امور زناشویی را کاملا به جا می آورند، ولی عقدنامه ای ننوشته اند و صیغه ای جاری نشده و مهریه ای تعیین نگردیده است.

و این جا به اصل مطلب می رسیم و می پرسیم که چگونه است در حکومتی که بیشترین فشار را بر زنان و دختران وارد می آورد که مبادا یک حلقه مویشان از زیر حجاب بیرون آمده باشد، که مبادا مردان را تحریک کند و به اندیشه های ناپاک بکشاند، چگونه است که خانه عفاف برپا می کنند و ازدواج سفید را می پذیرند و صیغۀ چند ساعته یا چند روزه را نیز مشروع و مجاز می دانند؟

چگونه است که اگر دختر و پسری در خیابان کنار هم راه می روند و یا در تاکسی کنار هم نشسته اند، باید به ماموران نهی از منکر توضیح دهند و به آنان ثابت کنند که خواهر و برادر و یا زن و شوهر هستند و محرم محسوب می شوند و خطایی مرتکب نشده اند؟

دیده شدن یک حلقه مو از زیرحجاب، حرام اندر حرام است، ولی زندگی زناشویی علنی بین زن و مردی که با هم ازدواج نکرده و کوچکترین تعهدی را نسبت به آینده یکدیگر نپذیرفته اند، مباح و آزاد و اسلامی است؟

پاسخ به این پرسش تنها یک نتیجه به دنبال دارد و آن، شیوه شیادی رژیم برای خاموش کردن صدای اعتراض مردم و ترساندن آن ها از رویارویی با مقررات حکومت و اعتراض نسبت به بی کفایتی سران و ماموران آن است.

به سخنی ساده تر و صریح تر: آن چه که “مبارزه با بدحجابی” می نامند، در واقع بهانه ای و وسیله ای برای منحرف ساختن توجه مردم ایران به مسائل و مشکلات اساسی می باشد.

هنگامی که سر مردم را با این پرسش گرم می کنند که آیا مفهوم حجاب چیست و مرز پوشاندن موهای سر و دیگر اندام های یک زن یا دختر چه می باشد، آن گاه توجه شهروندان از مسائل اساسی کشور، که همانا گرانی و فقر و ماجراجویی های حکومتی و دزدی های رژیم و صدها درد بی درمان دیگر است، و اهمیتی بسیار بالاتر و والاتر از رعایت حجاب دارد، منحرف می شود و به انتقاد و اعتراض به لچک و روسری محدود می گردد.

این شیوه ای است که بسیاری از حاکمان خودکامه، در کشورهای عقب مانده، آن را در پیش گرفته اند تا بی کفایتی خود و ناتوانی در حل مشکلات و تامین رفاه مردم را پرده پوشی کنند.

شیوه دیگر حکومتی برای منحرف ساختن توجه شهروندان، به وجود آوردن دشمنان خیالی، در داخل و یا خارج از کشور است.

حکومت ایران از روز اول، دولت ایالات متحده را به عنوان “دشمن” هدف قرار داد، که تا به امروز ادامه دارد.

روح الله خمینی این شیوه آمریکایی ستیزی را از کمونیسم بین الملل یاد گرفته بود که شیطانی ترین تصاویر را از آمریکا و رهبران آن ارائه می کرد و در همان حال که خودش به سرکوب مردم و کشتار دگراندیشان و تلاش برای تسلط امپریالیستی بر کشورهای دیگر ادامه می داد، می کوشید دموکراسی آمریکا و پیشرفت و رفاه مردم آن کشور را به لجنزار بکشاند و آن را بدنام سازد.

امور اخلاقی، هرگز برای حکومت ایران هیچگونه اولیتی نداشته است و آن چه که مهم بوده و هست، آن است که مردم را توسری خور بار آورند و رسم و رسوم بیگانه را بر آنان تحمیل کنند و شهروندان را به سیاهی لشکر برای انجام خواسته های نامشروع خود مبدل سازند.

به دور و برتان نگاه کنید و بیینید که رژیم ایران هیچگونه موازین اخلاقی و انسانی را رعایت نمی کند.

در زندان، دختران باکره را پیش از اعدام مورد تجاوز جنسی قرار می دهند. آیا بدحجابی ممنوع است و این وحشیگری شیطان صفتان مشروع تلقی می شود؟

به زنان باردار در زندان تجاوز می کنند. این زیرپا گذاشتن اساسی ترین حقوق انسانی نیست؟

ادعا می کنید که این دستور قرآن مجید است؟ شیادانه دروغ می گویید. این ناشی از خوی وحشیگری و ناانسانی خودشان و رهبرانشان است و هیچ ارتباطی با باورهای دینی ندارد.

در حکومتی که یک حلقه موی زن اگر آشکار باشد، او را زندانی می کنند، به مردان اجازه می دهند در آگهی استخدام علنا بنویسند که شرایط انتخاب منشی، موافقت او با جاری شدن صیغه تمتع است.

شرم ندارند که انتشار این گونه آگهی ها را امکان پذیر می سازند؟

خود ماموران سپاه پاسداران و همدستان آن ها هستند که دختران و بانوان جوان ایرانی را که از تامین زندگی خود در مانده اند، به دبی و دیگر امیرنشین ها می فرستند که برای مردان شهوت زده عرب، وسیله تمتع باشند – حتی بدون آن که صیغه عقد نمایشی جاری شود.

گفتیم که این جریانات ترفندی از جانب حکومت است که از یک سو سر مردم را به امور حاشیه ای گرم سازد و در همان حال، شدیدترین سرکوبگری را در مورد ضعیف ترین و بی دفاع ترین قشر اجتماعی کشور اِعمال کند تا دیگران ببینند و بترسند و درس بگیرند!

روح الله خمینی نخستین سیاست پیشه ای نبود که به ملت وعده داد که آب و برق را مجانی می کند و اتوبوس را مجانی می کند و عزت و احترام را به مردم ایران باز می گرداند و آنان را شایسته ورود به بهشت می سازد.

در تاریخ معاصر، سیاستمدارانی از این قبیل، بسیار دیده ایم: رهبران کمونیست در اتحاد شوروی وعده کردند که استکبار را سرکوب می کنند و مستضعفین را به قدرت می رسانند و رفاه آنان را تامین می سازند. (البته واژه های که به کار بردند، مبارزه با امپریالیسم و حمایت از پرولتاریا بود)

جمال عبدالناصر رهبر مصر، مرتبا از دشمن سخن گفت و پرچم مبارزه با استکبار را به دست گرفت و خواهان نابودی اسرائیل شد تا مردم مصر به این اندیشه نیفتند که چرا نان و آب ندارند.

رابرت موگابه دیکتاتور زیمبابوه به مردم آن کشور آفریقایی قول داد که زمین های کشاورزی را که در مالکیت شهروندان بریتانیا بود می گیرد و بین مردم کشور خود تقسیم می کند، و نتیجه آن را دیدیم و شنیدیم.

سرکرده دیکتاتوری کره شمالی نیز آمریکا و کره جنوبی و ژاپن را به دشمنان سوگند خورده آن سرزمین مبدل ساخته تا بی کفایتی خود در تامین رفاه مردم را پنهان ساخته باشد.

از این مثال ها، شوربختانه در دنیای سیاست امروز نمونه های بسیار دیگری نیز وجود دارد و حکومت ایران در این شیوه تنها نیست.

بازگردیم به حجاب و صیغه و ازدواج آسان:

ی تردید زنان حق دارند آن گونه که راحتند، ولی در ابعاد هنجار عمومی، لباس بپوشند. در این زمینه استانداردهای جهانی وجود دارد که نمی توان زن ایرانی را از آن محروم ساخت.

ولی در هر حال، مردم ایران باید هشیار باشند که حجاب یک امر حاشیه ای است که با وجود اهمیت خود، نباید توجه مردم را از موضوع های اساسی که همانا مردم سالاری و تامین رفاه شهروندان و اعطای آزادی های دیگر است، منحرف سازد.