خانه >> مقالات >> عربستان جان! گند زدی با این آدم کشتن ات!؛ ف. م. سخن

عربستان جان! گند زدی با این آدم کشتن ات!؛ ف. م. سخن

سعودی ها بالاخره اعتراف کردند که جمال قاشقچی، خبرنگار معترض عرب، در داخل کنسولگری عربستان در ترکیه کشته شده است.

کشته شدن او هم به این صورت بوده که ایشان ناگهان در مقابل پانزده نفر توریست عرب قرار گرفته و یکهو میان ایشان دعوا و کتک کاری شده و جمال زورش به سعودی های عصبانی نرسیده و احتمالا در اثر برخورد جسم سخت به لقاءالله پیوسته است.

مقامات کنسولگری هم که به طور ناگهانی با این فاجعه رو به رو شده اند اولندش به آن پانزده نفر با هول و هراس می گویند: ای بچه های بی تربیت! این چه کاری بود کردید؟ و بعد به آن ها می گویند حالا شما گم شید برید پی کار تون ما ببینیم چه خاکی باید به سرمون کنیم.
دومندش آن بچه های بد و «خودسر» را از کنسولگری بیرون می کنند.

آن ۱۵ نفر آن طور که جناب دکتر نوری زاده در یکی از برنامه هایشان فرمودند توریست بودند که با هواپیمای جت شخصی آمده بودند یه کم بگردند و یه کم خرید کنند و برگردند سرِ خانه زندگی شان که متاسفانه کنترل شان را از دست می دهند و می شود آن چه نباید بشود.

خب تا اینجای کار اتفاقی ست افتاده و یک نفر هم شوربختانه کشته شده. اینا به حکومت عربستان چه؟ مگر توو مدرسه، شاگرد مدرسه ها بعضی وقت ها کتک کاری نمی کنند و یکی شان کشته نمی شود؟ اینم همینجوری شده. حالا میگین بکشیم خودمون رو؟!

ولی عربستانی ها که وسط محبوب شدن به خاطر دادن بعضی آزادی ها به زنان و مردان عرب و برگزاری کنسرت های مفرح در عربستان ناگهان با این موضوع رو به رو شدند، اول اش مثه بچه ترسوها خواستند حقیقت را پنهان کنند، ولی بعد که گند کار از همه طرف در آمد، اعتراف کردند که بله! این یارو اینجوری اومد سفارت و با توریست ها رو در رو شد و توریست او را هیاتی گرفتند زدند و شد آن چه نباید می شد.

*****

همه ی ما بعد از این اعتراف نفس راحتی کشیدیم که بالاخره حقیقت کشف شد و سعودی ها هم گناهکار نبودند و ماجرا اینجوری بود که اونا گفتند.

ولی سعودی ها اشتباه کردند…

اشتباه در اشتباه کردند…

گندی که زده بودند را بدتر به هم زدند…

هزار بار به آن ها گفته شده بود که بیایید از ج.ا. و علی فلاحیان و اینا یاد بگیرید…

گوش نکردند…

به قول آیت الله جنتی حالا که «الف» را گفتند، مجبورند تا «ی» بگویند…

آخه شیر پاک خورده! تو که منار رو دزدی، فک نکردی اونو باید توو کدوم چاه قایم کنی؟!

حالا دعوا شد، جمال کشته شد. خب، جسد ش کو؟

کجا قایمش کردی؟ کجا دفن اش کردی؟ مثه فیلم «سوُردفیش»ِ جان تراولتا، کجا فریز ش کردی؟ دِ بیار جسد آن مرحوم رو تحویل نامزد جاسوس وابسته به قطر ش بده!

حالا گرفتاری شد دو تا! جسد از کجا بیاریم به ترک ها تحویل بدیم؟

گفته شده، در اثر دستپاچه شدن کسایی که جمال رو کشتن و ناراحت شدنِ عمیق کنسول عربستان، ۱۵ توریست که یکی شون هم اتفاقا رییس پزشکی قانونی عربستان بوده، یه فکر بکر می زنه به سرشون که بیان جمال رو قطعه قطعه کنن، بعد اون قطعات رو مثه فیلمِ «پنجره ی حیاط پشتی» آلفرد هیچکاک بکنن توو اون کیفایی که می خواستن خریدهاشون رو خیر سر شون تووش بذارن، بعد با خودشون با هواپیمای اختصاصی شون ببرن عربستان.

اینم مشکور باد. ولی حالا جواب ترکیه و دنیا رو چی می خواید بدید احمق ها؟

شما خواننده ی عزیز فکر کنید، من هم فکر می کنم، ببینیم جای عرب ها بودیم با جسد این مرده شور برده چه می کردیم. من که عقل ام به جایی نمی رسد، شما چطور؟!