<--! cws 1 --> <--! cws 2 --> ظریف: اعتراض، اسعتفا یا فرار به جلو؟ هوشنگ امیراحمدی – Kanal Yek TV

ظریف: اعتراض، اسعتفا یا فرار به جلو؟ هوشنگ امیراحمدی

آقای دکتر جواد ظریف، وزیر امور خارجه حکومت اسلامی ایران امروز با پستی بی معنا واعتراضی در صفحه اینستاگرام‌ خود موجب استعفای خود شد، که البته برایش بد هم نشد جون ایشان منتظر بهانه‌ای برای فرار به جلو هم بود. بعد از شکست برجام ایشان دیگر بیکاره شده بود و وزارت امور خارجه هم هر روز در بحرانی عمیقتر فرو میرفت. این وزارت خانه امروز ضعیف ترین وزارت خانه کشور است. ایران امروز حتی در برخی از بزرگترین کشورهای دنیا سفیر ندارد. ایران امروز بجایی رسیده که خود آقای ظریف بصراحت از شروع یک جنگ خبر میدهد.

اقای ظریف در این پست که همراه با تبریک برای تولد فاطمه زهرا است، مینویسد که «از ناتوانی برای ادامه خدمت و تمام کاستی‌ها و کوتاهی‌ها در دوران خدمت صمیمانه پوزش می‌خواهم”. در هیچ کجای پست آقای ظریف از کلمه “استعفا” استفاده نشده است. ‌ با این وجود مخالفین او در نظام خبراستعفای ایشان را بسرعت پخش کردند. مخالفین او میخواستند که بهردلیلی جنابشان از این شغل دست بردارند. برای آنها بهانه ظریف برای رفتن مهم نیست، اصل رفتنش مهم است.

این فرم استعفا دادن نه معمول است و نه معقول. معمولا وزیر به رئیس خودش یک نامه رسمی مینویسد و بوضوح “استعفا” میدهد. رئیس مربوطه هم معمولا بعد از مقداری تعارف میپذیرد. گزارشات تا این لحضه از استعفای آقای ظریف قبل از اعتراص اینستاگرامی ایشان خبری منتشر نکرده‌اند. وزیری که دوست داشت خیلی دیپلمات بحساب آید، خیلی غیردیپلماتیک و “قهرمان گونه” اعتراض کرد و “استعفا داده شد”. در این روش چه بردی برای کشور و آقای ظریف وجود دارد؟ “هیچ، ” عین نتیجه برجامش!

در جمهوری اسلام، این روش استعفا حتی پیچیده تر است چون اقای خامنه‌ای رئیس رئیس اقای ظریف است، و وزیر امورخارجه هم عمدتا از ابواب جمعی ایشان است. ‌ برای آقای ظریف بدون اجازه آقای خامنه‌ای استعفا دادن یعنی خودکشی حتمی سیاسی و شاید هم ورای آن. این نگرانی جدی است و اقای ظریف هم این را میداند و برای همین هم از لغت “استعفا” استفاده نکرده است. ‌ و اما عدم بکار گیری کلمه استعفا مشکل را حل نخواهد کرد چون آقای ظریف، بطور شعای، “مردم قهرمان” ایران را مخاطب قرار داده است.

در واقع هدف اقای ظریف استعفا نبود بلکه نوعی اعتراض و فرار به جلو بود که دشمنانش از ان استعفا ساختند. این احتمال که اعتراض اقای ظریف متعاقب استعفای مخفی و رسمی ایشان اتفاق افتاده باشد هم هست و براساس نقشه‌ای برای تغییر دولت اتفاق افتاده است. تحولات بعدی را باید با توجه به این احتمال هم رصد کرد. سوای دلایل پشت پرده، اعتراضیه اقای ظریف یک هدف تبلیغی و مظلوم نمایی برای ایشان را هم دارد و راه فرار به جلو بعد از آن همه کم کاری و اشتباه کاری در سیاست خارجی را برایش هموار کرد.

و اما چرا اعتراض و فرار به جلو یا استعفا؟ واقعیت این است که بعد از شکست برجام، اقای ظریف هم تمام شده بود و از او جز اسم چیزی باقی نمانده بود‌. عصبیت‌های اخیر ایشان تمام از این شکست حکایت میکرد و همین اعتراضیه اینستاگرامی هم حکایت از اعتراف ایشان به این شکست‌ها دارد. بعد از کنفرانس امنیتی سالانه مونیخ، آقای وزیر دریافته بود که اروپا هم او را رها کرده است و دربست در اختیار امریکا است.

در مونیخ که ظریف اشد انزوای حکومت اسلامی را تجربه کرده بود، سعی کرد با بازی انقلابی-شعاری “حمایت از فلسطین از افتخارات ماست” به انقلابیون داخلی بپیوندد ولی دیگر دیر شده بود. از خارج رانده و از داخل درمانده، ایشان کاری جز همین را که کرد نمیتوانست بکند: فرار به جلو. تنها چیزی که مانده بود بهانه برای این فرار بود که مسافرت آقای بشار اسد به ایران ان را فراهم کر. اما بهانه‌ای که درواقع ارزش استفاده نداشت و ناشیانه هم استفاده شد.

برابر برخی ادعا‌ها این سفر بدون اطلاع اقای ظریف انجام شد. این اخبار احتمالا درست نیستند چون تقریبا غیر ممکن است که وزارت امورخارجه آقای ظریف از آمدن آقای اسد بی اطلاع بوده باشد. و اما این واقعیت دارد که آقای ظریف را در ملاقلات‌های اسد با رهبر و رییس جمهور راه ندادند. آیا این عدم حضور غیر معمول است؟ اصلا نه. آقای ظریف در اکثر ملاقات‌های آقای خامنه‌ای با سران کشورهائِی که بدیدنش آمده‌اند حضور نداشته است. حتی در برخی از ملاقات‌های پیشین آقای روخانی با سران کشورها هم ایشان حضور نداشته است.

انچه شاید برای آقای ظریف گران آمد عدم حضورش در ملاقات اسد با آقای روحانی و حضور سردار سلیمانی در ملاقلات با رهبری بود. حالا چرا حتی رِیس مستقیم و “دوست” او یعنی آقای روحانی هم نخواسته بود که ایشان را ببازی بگیرد، امری قابل تعمق است. واقعیت این است که آقای روحانی هم از اقای ظریف ابزاری استفاده میکرد و بعد از شکست برجام، ظریف دیگر ابزار مفیدی نیست. در همین حال هم آقای روحانی برای حفظ جایگاه خودش نه فقط ظریف که حاضر است هر عزیزی را فنا کند.

در تکستی که اقای ظریف برای سایت طرفدار خود “انتخاب” فرستاده، به “دلیل” غیر منطقی خود برای “استعفا” اعتراف کرده است. ایشان مینویسد، “بعد از عکسهای ملاقات‌های امروز دیگر جواد ظریف بعنوان وزیر خارجه در جهان اعتباری ندارد”. در این جمله عمق استیصال احساسی ایشان مشهود است اما در آن منطقی وجود ندارد. چرا آقای ظریف میبایست حتما در آن ملاقات‌ها باشد و چرا عدم حضورش، ایشان را در دنیا بی اعتبار کرد؟ واقعیت این است که این عدم حضور غیر معمول نیست و به این خاطر هم آقای ظریف در دنیا بی اعتبارتر نمیشد.

من سالهاست که اقای ظریف را از نزدیک میشناسم. از همان وقتی که تازه دکترا گرفته بود و در بنیاد مستضعفان نیویورک کار میکرد (در این دوره بود که عاقد من و همسرم‌ شد) تا سالهای زیادی که در دفتر سازمان ملل ایران در همان شهر مشغول به کار شد. بعد هم به ایران برگشت و معاون بین المللی وزارت خانه شد و دوباره برگشت نیویورک و سفیر ایران در سازمان ملل شد و بالاخره اخراج ایشان توسط آقای احمدی نژاد و تا وزارت. مراودات ما گاها بدلیل فعالیت‌هایم در رابطه ایران و امریکا بسیار نزدیک بود.

اقای ظریف یک دیپلمات خوب و یک سیاست مدار بد بود. ‌ مطالعات خوبی داشت ولی بسیار کتابی بود. خودخواه و از خود راضی هم تا بخواهی بود. جدا فکر میکرد در همه زمینه‌ها عقل کل است. تنها یک‌ نفر میتواند با ایشان در این باب رقابت کند و ان هم اقای روحانی است. ‌ با این وجود با جرئت میتوانم بنویسم که ظریف هیچوقت نفهمید که برای چه نظامی دارد کار میکند. همین عدم‌ شناسایی هم باعث سقوطش شد. فقط کافی است به رفتارهایش بعد از برجام و بعد از کنفرانس اخیر مونیخ کمی بیشتر توجه شود.

من برای اقای دکتر ظریف نه اینکه متاسف نیستم، خوشحال هم هستم. من از طریق دوستان مشترک سعی کردم ایشان را قانع کنم‌ که برای دور دوم وزارت را نپذیرد و منتظر اینده باشد. ‌ من حتی اقای روحانی را هم سعی کردم (غیر مستقیم) از شرکت در دور دوم انتخابات برحذر دارم. ‌ فکرم این بود که انها هرآنچه را که باید میکردند کرده‌اند و ماندن بیشتر درقدرت فقط انها را به ذلت میبرد. هر دوی انها بزرگترین اشتباه تاریخ زندگی سیاسی خودشان را کردند. ‌ رهبران سیاسی ایران تا خودشان را نسوزانند، کنار نمی‌نشینند.

اقای دکتر جواد ظریف را، سوای ناپختگی سیاسی و عدم درک عمیقتر از نظامی که برایش کار میکرد، ایرانی‌ای وطن پرست میدانم و‌ اعتقاد دارم‌ که اشتباهات ایشان، که متاسفانه بسیار فاحش هم هستند، بخشودنی‌اند. متاسفانه ایرانیان رند زیادی از ایشان “قهرمان دیپلماسی”، “نظریه پرداز” علم جدید روابط بین الملل، مصدق، امیرکبیر و حتی آرش کمانگیر ساختند. ظریف برای این نوع تعارفات دروغین ساخته نشده بود و زیر بار انها، بدلیل “ظرافت” خود، له شد. برایش بهترین‌ها را ارزو میکنم.