خانه >> مقالات >> طرح اولیه برای ضبط اموال حکومت اسلامی و در اختیار مخالفان حکومت قرار دادن آن توسط امریکا؛ ف. م. سخن

طرح اولیه برای ضبط اموال حکومت اسلامی و در اختیار مخالفان حکومت قرار دادن آن توسط امریکا؛ ف. م. سخن

«توجه:
لطفا این مطلب را تا انتها بخوانید!
این متن شوخی و جدی ست! هنوز مالی داده و مالی گرفته نشده! زیاد حرص و جوش نخورید!»

موضوع ضبط اموال حکومت اسلامی و در اختیار مخالفان حکومت قرار دادن آن توسط امریکا که آقای رضا پهلوی آن را مطرح کرده اند و موجب بحث و جدل های بسیاری شده است، طبیعتا از نظر قانونی و ارائه ی راهکارهای عملی، موضوع ساده ای نیست و متخصصان در رشته های مختلف و تصمیم گیران در رده های قانونگذاری و قضایی باید به آن بپردازند و این موضوع را از مرحله ی طرح به مرحله ی اجرا برسانند.

شدنی باشد یا نه را من نمی دانم، اما طرح کلی و اولیه ای که به ذهنم آمده است را در اینجا به عنوان یک ایرانی مطرح می کنم:
-تشخیص اموال متعلق به حکومت اسلامی بر عهده ی دولت امریکاست.

-ضبط و نگهداری این اموال تا تعیین تکلیف آن بر عهده ی دولت امریکاست.

-دولت امریکا حسابی به نام «مخالفان جمهوری اسلامی و مردم ایران» باز کند.

-اموال ضبط شده به این حساب منتقل شود.

-ناظر دریافتی ها و پرداختی های این حساب دولت امریکاست.

-نیمی از دارایی های ضبط شده برای پرداخت آتی به تمام مردم ایران و حکومت منتخب آن ها در حساب دست نخورده و مسدود باقی می ماند، و نیم دیگر موضوع بندهای بعدی طرح می شود.

-از میان گروه ها و شخصیت ها و رسانه های مخالف جمهوری اسلامی در «کلیت آن» -که به طور محرز وابسته به دولت یا کشوری خاص نباشند، و طرفدار حکومت اسلامی، به هیچ شکل آن نباشند- عده ای با عدد فرد، به شکل بی طرفانه، توسط دولت امریکا انتخاب شود.

-این افراد زیر نظر مستقیم دولت امریکا فعالیت خواهند کرد.

-این افراد تصمیم خواهند گرفت که چه مقدار به گروه ها و رسانه های مخالف حکومت باید از این دارایی پرداخت شود.

-این افراد تصمیم خواهند گرفت که چه مقدار به اعتصاب کنندگان و خانواده ی زندانیان سیاسی و اجتماعی…، باید از این دارایی پرداخت شود.

-سهم گروه هایی که افراد تصمیم گیرنده به آن وابسته اند یا رسانه های آن ها، نمی تواند بیش از سهم دیگر گروه ها و رسانه ها باشد و نظارت بر آن بر عهده ی دولت امریکا خواهد بود.

*****

بسیار خب. دو نکته در این طرح فرضی می تواند به شدت مورد انتقاد قرار بگیرد:
اولا همه کاره بودن دولت امریکا در انتخاب ها و نظارت ها و ثانیا موضوع «عدم وابستگی مطلق به حکومت یا هواداری از آن به هر شکل و صورت».

در مورد اول، می توان گفت که اموال ضبط شده ی فرضی در این بحث، در اختیار دولت امریکاست. به عبارتی چه دولت امریکا بخواهد این اموال را به حکومت اسلامی -مثل زمان اوباما- برگرداند یا بخواهد آن را در اختیار مخالفان حکومت اسلامی قرار دهد، موافقت یا مخالفت مخالفان حکومت اسلامی در این تصمیم گیری ها هیچ اثری نخواهد داشت.

در مورد دوم، تعیین وابستگان حکومت اسلامی یا هواداران تمام و کمال یا نیم بند آن کار دشواری ست ولی با مراجعه به سوابق افراد توسط شخصیت های بی طرف شدنی ست.

این کار -به فرض عملی بودن- دو حُسنِ بزرگ خواهد داشت:
اول این که مشخص خواهد شد ما «واقعا» چه تعداد گروه و شخصیت و رسانه ی اپوزیسیون و خواهان تغییر حکومت داریم و آیا اصولا می توان به تعداد انگشتان یک دست، اپوزیسیون خالص واقعی در داخل و خارج ایران یافت یا خیر؟!

دوم این که بالاخره ناچار به تهیه ی آماری واقعی از کنشگران سیاسی و کمیت و کیفیت آن ها خواهیم شد که حتی اگر در حد و اندازه ی تصمیم گیرنده برای تعیین تکلیف اموالِ در اختیار قرار گرفته شان نباشند، دستکم تکلیف مردم با «واقعیت آن ها» مشخص خواهد شد!

امیدواریم امریکا اعلام نکند که به دلیل فقدان صغرا و کبرای قضیه، گرفتن نتیجه ممکن نیست!

ضمنا نظر به این که از فردای اجرایی شدن این طرح فرضی، تعداد زیادی از لاشخورهای همیشه آماده ی مرده خوریِ «اصلاح طلب حکومتی»، تغییر مرام خواهند داد و به مخالفان سفت و سخت حکومت اسلامی تبدیل خواهند شد، بررسی عدم وابستگی به حکومت، تا زمان مطرح شدن این طرح باید صورت بگیرد نه از زمان اجرایی شدن این طرح! 🙂