خانه >> مقالات >> صدای زن !؛ مهدی خزعلی

صدای زن !؛ مهدی خزعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

دوره اول انتشار “کتاب سفید” – بانک اطلاعات پزشکی – بود، تیزری زیبا از پرواز حواصیل با آهنگسازی استاد مجید انتظامی تهیه کردیم، بلندای پرواز حواصیل را صدای گروه کُر از دوردست همراهی می کرد، به زحمت می شد تشخیص داد که صدای کُر از جمعیت زنان است، صداوسیما از پخش تیزر کتاب سفید به دلیل کُرزنان ممانعت بعمل آورد.

استاد بجای هماوایی زیبای انسانی، نغمه دلنشین ویولن را جایگزین کردند، همان شب ضیافت افطار میهمان مرحوم آیت الله مروی(معاونت اول قوه قضائیه) بودیم، بعضی از دوستان روحانی ایشان هم حضور داشتند، بعد از افطار ضمن نقد این رفتار صداوسیما، چون محفل را طلبگی دیدم، سؤالی شرعی طرح کردم که پاسخی نداشتند و اینک آن سؤال بی پاسخ را به میهمانان سایت تقدیم می کنم.

عرض کردم: « در عالم آیا ازدواجی بین معصومین جزء علی (ع) و فاطمه (س) وجود دارد؟ آنهم به دست خاتم الانبیاء (ص)، مراسم دامادی علی (ع) برادر و وصی رسول خدا، امیرالمؤمنین و ابوالائمه (علیه السلام) است و عروس سیده زنان دو عالم یگانه معصومه دنیاست، عاقد خاتم الانبیاء و سید المرسلین (صلوات الله وسلامه علیه) معصوم نخست و اسوه حسنه است و قول و فعل و تقریر او حجت است.

از خانه پیامبر (ص) تا حی قبا که خانه زوج آسمانی ماست 9 کیلومتر راه است، عروس را بر ناقه می¬نشانند ریسمان شتر دردست سلمان فارسی است وگرد ناقه را زنان پیامبر(ص) – که به تعبیر کلام الله امهات مؤمنین هستند – گرفته اند، در کتب روایی و تاریخی نگاشته اند، که گرداگرد ناقه عروس، زنان پیامبر شعر می¬خواندند، آنهم اشعار شاد عروسی نه نوحه و عزا! و ذکر کرده اند که عایشه می خواند:

“فاطمه خیر بنات بشر و وجهها یشبه وجه القمر”

(فاطمه بهترین دختران بشراست و روی او چون روی ماه زیباست)

این ترانه و آوازها برای جشن عروسی فاطمه است و با صدای ام المؤمنین خوانده می شود، صدای زنده زنان پیامبر است که فضای کوچه های مدینه النبی را پر از سرور و شادی می کند و ام ابیها(س) به خانه شوی می¬رود.

حال چگونه است که امروز صدای زن را حرام می دانید ، کدام فقیه و مرجع شیعی صدای زن را فی نفسه عورت می داند و استماع آنرا حرام می شمارد، از متحجرین و وا پس مانده هاکه بگذریم، همان کسانی که تکلیف می کردند زن هنگام سخن گفتند یک انگشت خود را در دهان فرو برد تا صدای او عوض شود و اجازه نمی دادند که زن به برادر همسرش نیز سلام کند، او را در پستوی خانه می کردند و می گفتند مسجد زن پستوی خانه است و اجازه حضور در مسجد نیز به او نمی دادند ( اکنون نیز در اکثر مساجد حجاز محلی برای نماز بانوان وجود ندارد)، کسانی که زن را ” بز ” می خواندند و اگر احترام می کردند او را ” منزل ” می نامیدند، نهایت تکریم زن عنوان ” والده آقا مصطفی” یا ” والده بچه ها ” بود، که اشاره به فقد ارزش ذاتی داشت و او فقط موجودی بود که برای آنها بچه می زایید و مادر بچه ها بود، در انتخاب بین حیات مادر و جنین همیشه برنده جنین بود و قربانی مادر! در نزد اینان نه تنها صدای زن که نام زن هم عورت است و بایستی با اسامی فوق از او یاد کرد.

اما سنت نبی چنین است، اگر روایات جشن زفاف فاطمه زهرا(س) درست است، حرمت صدای زن چرا و اگر دروغ است، سزای دروغ بستن به سه معصوم چیست؟»

حاشیه نروم، بحث حلیت صدای زن در آن محفل بدون پاسخ مخالفی تمام شد، تا اینکه روزی در موضوع دیگری با مرحوم مروی اختلاف به نزد پدر بردیم، در میانه بحث مرحوم مروی برای آن که حجتی متقن بررد عقاید حقیر اقامه کند گفت: ” مهدی معتقد است که استماع صدای زن جایز است! ” و حضرت آیت الله خزعلی در تایید حقیر فرمودند: ” من هم صدای زن را جایز می دانم ، صدای زن فی نفسه حرمت ندارد و همه فقهای شیعه بر حلیت صدای زن اتفاق نظر دارند مگر مفسده ای در بین باشد و اضافه فرمودند، من هم صدای زن را گوش می کنم”

همه فقهای شیعه استماع و اسماع صدای زن را جایز می دانند و غنا را حرام می شمرند چه مرد و چه زن! حتی برای زن، بعضی از مراجع غنا در شب عروسی و در میان زنان را جایز می دانند – که چنین جوازی برای مردان صادر نشده است! در واقع تنها زن است که در مجلس خاص میتواند غنا بخواند! و غنا برای مرد در هیچ مجلسی جایز نیست (به بحث غنا و لهو و لعب در پستی جداگانه می پردازیم که مصداق آن کدام است و آیا رعایت می شود یا نه؟ قبض و بسط آن هم حکایتی مفصل دارد)

در واقع اصل بر جواز صدای زن است و حکم ثانویه موجب حرمت صدای زن است، اگر مفسده ای پیش آید یا قصد گناه(ریبه) در کار باشد و این خاص صدای زن نیست، صدای مرد یا ادوات موسیقی هم با قصد گناه و ریبه حرام است، هر چیزی به قصد گناه حرام است. هر تلاش و حرکت، هر اشاره و نظر، چرخش چشم و ابرو به قصد گناه و خیانت حرام است چه از زن سر زند چه از مرد!

آیه مورد استناد برای حرمت صدای زن، آیه 32 سوره احزاب است که حق تعالی می فرماید: ” ولا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولاً معروفاً” که مقصود این است که زنان لحن و کلام خود را با ناز و کرشمه نازک نکنند تا دلهای بیمار به آنها طمع ننمایند، با ناز کرشمه دلبری نکنند و راه طمع را بر دلهای بیمار ببندند، گاهی با سلام مستحب و جواب واجب آن چنان استرس و کشیدگی در این سلام ایجاد می کنند که فریاد می زند ” بعله” و قطعا دلهای بیمار به لرزه در می آید ، این خاص کلام و صوت نیست، گاه با زبان نگاه و بدن سخن می گویند که همه و همه اگر موجب طمع و ارتباط نامشروع شود حرام است، همان گونه که لحن و کلام و کرشمه و ناز برای دلبری همسر مستحب، بلکه واجب است، برای بیگانگان و نامحرمان حرام است! و در ادامه حق تعالی می فرماید: ” و قلن قولاً معروفاً” برخی مفسرین قسمت اول را به لحن و قول معروف را به محتوای کلام نسبت داده اند، اما به نظر می رسد که قول معروف در مقابل منکر است و مثل قسمت اول شامل لحن و کلام هر دو می شود، همان گونه که کلام ناشایست و منکر به سوی زشتی و ناپاکی ، گناه و فساد و فحشاء سوق می دهد، کلام معروف در لحن و آهنگ و محتوی و ایما و اشاره و حرکات و سکنات باید به گونه ای باشد که در مخاطب ایجاد طمع برای نیل به مقاصد شوم ننماید، این قول نیکو و راست است و در مقابل کجی و ناراستی قرار دارد.

بعضی از فقها کاررا ساده تر گرفته و قول، کلام ، سخن و آهنگی که در آن خضوع، نرمی، نازکی ودلبری باشد را هم اگر شرایط طمع در دلها پیش نیاید یا اصلاً مصداق نداشته باشد بلا مانع می دانند برای مثال شنیدن صدای زنی که سال هاست دارفانی را وداع گفته است چه طمعی را می تواند بر انگیزد، مگر بیمار دلی که به وصال نامشروع آن صاحب صوت متمایل شود و خودکشی کرده و در عالم دیگر قصدگناه کند!

بسیاری از فقها خواندن قرآن با صوت زیبا را نه تنها جایز که ممدوح می دانند و دعا که قرآن صاعد است نیز چنین است، حال اگر این کلام الهی و ادعیه در اشعار بزرگان عرفان و به زبان شیرین پارسی باشد ، حرام است ؟ اشعار مولوی ، حافظ ، سعدی، شیخ بهایی و ملا محسن اگر با صدای خوش زنان خوانده شود، حرام است؟ و شبهه ریبه و قصد گناه پیش می آید؟ باید برای تفسیر قول معروف به عرف مراجعه کرد. بنظر می رسد اگر در محتوی، لحن و آهنگ به قول معروف برسیم، صدای زن نه تنها حرام نیست، بلکه ممدوح است و از این جلوه جمال حق به عنوان آیینه جمال خداوندی می توان بهره گرفت و با استفاده از صدای زن – این اعجاز خداوندی – نت های این ملودی الهی را کامل کرد و به زیبایی های دین آهنگی نو بخشید، پروردگار نت های بم و زیر را در صدای مرد و زن – اشرف مخلوقات – کامل کرد، ماییم که با حذف صدای زن، نیمی از این سمفونی الهی را گم کرده ایم!

برخی لذت از صدای زن را حرام دانسته اند وبسیاری نفس لذت را جایز می دانند و لذت با قصد گناه و ریبه را حرام می دانند و استدلال می کنند که هر کسی از صدای زیبا لذت می برد اگر در آن مفسده و میل به گناه و فساد باشد حرام است، در واقع لذت مباح از صدای زن و مرد را می پذیرند.

حال با این اختلاف اقوال در میان فقها و علماء چه باید کرد، اگر یکی از مراجع جایز بداند ، آیا می توانیم در حکومت آنرا منع کنیم ،آری برای عمل شخص خودمان می توانیم “عمل به احتیاط ” کنیم و از همه اقوال سخت ترین را برگزینیم تا مطمئن باشیم از حدود الهی خارج نشده ایم، اما برای اجتماع مسلمین بایستی اجازه دارد تا همه به رای و فتوای مرجع و مجتهد خود رجوع کنند و به تعبیردیگر بایستی رعایت اضعف مأمومین را نمود و سهل ترین را برای جامعه برگزید و عمل مومنین را با استناد به سبک ترین و سهل ترین فتوی حمل به صحت کرد ، قانون و حکم حکومت برمبنای سهل ترین جاری می شود. والسلام

29 فروردین 1388 / دکتر مهدی خزعلی

@ مقاله حاضر بازنویسی از 1377و بازنشر مقاله سال 1388 است

@drmahdikhazali

یک نظر

  1. نوشتار و بيان آقاى خزعلى در باب مسايل دينى ارزشمند و قابل تامل است.
    با اين وجود بنظر مى رسد زمانش بطور كلى سپرى شده و آن چه بايد در اول انقلاب بيان ميشد تا فضاى رعب و وحشت آن روزها را بشكند، اكنون فقط ياد آور سال ها ظلم و زورگويى عريان خمينيست هاست.
    همچنين بنظر مى رسد كه در اين سايت دلايل براى انتشار آن بسيار كمرنگ است. چرا كه استفاده كنندگان از اين نوشتار قبل از ديدن آن در اين سايت، آن را در سايت هاى بسيارى ملاحظه كرده اند و با دقت هم اندازه خويش خوانده اند.
    نكته ديگر در باب اين نوشتار، جا خوش كردن آقاى دكتر خزعلى در ميان واپس مانده هاست. تصور آن است كه او در اين زمينه تواناست كه گوشه قباى واپس مانده را بگيرد و بزور تحليل هاى آن چنانى تا مرز تحمل ناگزير به جامعه اى نزديك كنند كه از اين وادى دهشتناك فاصله گرفته و حتى نگاهى به پشت سر ندارد.
    آقاى خزعلى من نيز چون شما در ميان روحانيت زيسته ام و با فضا و سيره گسترده آن آشنايم.
    تلاش شما اگر معطوف چنين بخشى است قابل پذيرش است.
    مسايل جامعه ما ديگر گفتار پيامبر نيست.
    مردم ما از آن فضا سالى چند است كه عبور كرده اند.
    مسايل آنان در چهارچوب دين نه راه حلى دارد و نه قابل طرح است.
    مسايل آنان كنار نهادن دين در زاويه بسته خانه و شخص است.
    گزند اين سال ها فعاليت زورمدارنه خمينيست ها، فضاى ايران عزيز را بطور كلى از دين متنفر كرده است.
    آن چه ديده مى شود پوسته ايست كه منتظر زمان است تا اين موجود دگرديسى شده با بمباران اتمى انقلاب و جمهورى اسلامى رخ نمايد.
    و آن چه رخ نموده است فقط غنچه هايى است كه وا نشده است.
    از اين زاويه ما در مرحله اورشوت ضد دينى هستيم.
    اين يعنى فراررفتن از دنياى غرب و اين از نظر علمى پاسخى طبيعى به سيستم هاى فورس ناكهانى چون انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى ( از ديدگاه كنترل فرآيندها در كتب مهندسى) است.
    سخن من خطاب به شما و كسانى است كه دستى بر آتش سياست و اداره آينده كشور دارند و من اميدوار ميمانم كه نوشتار شما موجب آن نگردد خطر اين اورشوت يا انرژى ناگهانى رها شونده غير قابل كنترل توسط نوشتارهاى شما كمرنگ جلوه نكند.
    بنظرم درست بر خلاف اين نوشتار، شما بايد تمام تلاش خود را به اين معطوف گردانيد تا مخالفان متعصب دينى را قانع كنيد كه در ميان مسلمان معتقد به خمينى، اكنون كسانى هستند كه جامعه را نيازمند دليل دينى براى امور زندگى روزمره مردم نمى بينند و بدين طريق سازگارى نسبى بين اجزاى جامعه ايجاد كنيد و اين خطر انفجارى را كاهش دهيد.
    متاسفانه بنظر ميرسد پايى در باتلاق جمهورى اسلامى فرو رفته داريد و تلاش بر رهايى از آن نداريد.
    اميدوار ميمانم كه آقاى خزعلى نوشتارم را بخواند و بداند كه من ايشان را از بقيه با خطاب آقا جدا كرده ام و محترم داشته ام.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.