خانه >> مقالات >> شارون استون، فروغ فرخزاد، شکستن مرزها…؛ ف. م. سخن

شارون استون، فروغ فرخزاد، شکستن مرزها…؛ ف. م. سخن

در جهان بدی گرفتار شده ایم. از یک طرف سنت، مانع از آزادی می شود، و از طرف دیگر آزادی، چنان که باید فهمیده نمی شود.

در جایی که سنت هست دو چیز ممنوع است:
یک نشان دادن جسم
و دیگری نشان دادن فکر.

برای در هم شکستن سنت، که ضد آزادی ست، در مورد اول جسم و در مورد دوم فکر باید آشکار و عریان نشان داده شود.

این نشان دادن نه تنها موجب رو در رو شدن قانون -قانونی که بر مبنای سنت نوشته شده- با فرد سنت شکن می شود، بلکه جامعه ی سنت زده هم در مقابل فرد سنت شکن می ایستد و برای از پا انداختن اش دست به هر تلاشی می زند.

جامعه ی سنت زده در عریانی جسم و فکر چه چیز می بیند که این چنین بر می آشوبد و تا حد قتل و جنایت و وحشیگری های جمعی به پیش می رود؟

در اصل آن چه فرد سنت شکن انجام می دهد، باز کردن چشم و گوش و اندیشه، به چیزهایی ست که فرد سنتی بر اساس سنت بر آن ها چشم بسته و آن ها را نمی بیند.

حال وارد بحث «زیر چشمی» نگاه کردن و «تقلب» نسبت به سنت نمی شویم که خود بحثی مفصل است.

اگر فرض بگیریم که فرد سنتی اهل زیر چشمی نگاه کردن و تقلب نیست، باید بگوییم که چشم باز کردن ناگهانی او، باعث اغتشاش در بینایی و شنوایی و اندیشه ی او می شود و این امر در او وحشت ایجاد می کند.

با گذر زمان، این وحشت از میان می رود و همه چیز صورت عادی به خود می گیرد.

دشواری کار سنت شکنان، حد فاصل اولین ضربه به بت سنت تا عادی شدن فقدان آن است. امری که قطعا و یقینا صورت می گیرد، گیرم دیر و زود داشته باشد.

وقتی شارون استون، در باره ی صحنه ی «پا روی پا انداختن»اش در فیلم «غریزه اصلی» می گوید، با هزار زحمت توانسته آبروی رفته اش را باز گرداند، امروز بعد از گذشت ۲۷ سال از ساختن آن فیلم، در آن صحنه چیزی نمی بینیم که بتواند تاثیری بر آبروی هنرپیشه ای بگذارد.

همین موضوع، در زمینه ی عریان کردن فکر و نمایاندن آن به جامعه نیز صادق است. نمونه ی ایرانی این عریان کردن را در اشعار فروغ می بینیم. اشعاری که حتی روشنفکران زمانه ی فروغ، تاب عریانی آن را نمی آورند و فروغ را با کلمات زشت لعن و نفرین می کنند (نمونه جلال آل احمد که تا پیش از تولدی دیگر فروغ را زنی بدکار و نه شاعری حقیقت گو می دانست و علیه او سخن می گفت).

شعر فروغ بت سنت را محکم به زمین کوبید و فروغ هم بهای این بت شکنی و عریان کردن اندیشه ها و عقایدش را داد.

مرزهای آزادی اجتماعی، این چنین است که گسترده می شود و بر مساحت آن افزوده می گردد.