خانه >> مقالات >> سیاست “اتحاد اسلامیِ” جمهوری اسلامی با “همبستگی ملی” ما، در هم می‌شکند، نیکروز اعظمی

سیاست “اتحاد اسلامیِ” جمهوری اسلامی با “همبستگی ملی” ما، در هم می‌شکند، نیکروز اعظمی

حکایت می‌کنند که گروهی از کوران که نمی‌توانستند فیل را ببینند دست بر فیل می‌کشند و چون هر یک صرفاً به عضوی از اعضای فیل دست می‌کشند نتیجتاً نمی‌توانستند تصویر کلی از فیل در ذهن داشته باشند. داستان ما ایرانیان در خارج و داخل کشور نیز به همین گونه است. ۴۳ سال است یک سیل بنیانکن اسلامی با سیاست داخلی و خارجی “اتحاد اسلامی” همه چیز را از جایش کَنده و ما همچنان یا به فکر اصلاح حکومت هستیم یا در خارج از کشور سرگرم ساختن حزب‌های چند نفره‌ایم که اغلب این چند نفر هم همزمان عضو دو یا سه “حزب” می‌باشند. در واقع همان کوران هستیم که با دست کشیدن و لمس کردن اصلاح طلبی حکومتی و حزب ساختن‌های بی بو و بی خاصیت، نمی‌توانیم تصویری از اصل موضوع در ذهن داشته باشیم و آن را در سیاست برجسته کنیم. اصل موضوع برای هر ایرانی قاعدتاً باید سیاست‌های دهشتناک داخلی و خارجی “اتحاد اسلامی” باشد که جمهوری اسلام بدون آن یک روز هم دوام نخواهد آورد. اگر اینطور هست که هست، پس باید به ایجاد تأسیس آن نیرویی اندیشید و اهتمام ورزید که بتواند در مقابل چنین سیاست مخرب ایستادگی کند. همبستگی ملی، تنها نیروی ایستادگی است که همه ایرانیان از چپ گرفته تا راست و میانه از مشروطه خواهان پادشاهی گرفته تا جمهوریخواهان را در بر می‌گیرد.

اینکه جمهوری خواهان، چپ‌ها، ملی گرایان و ملی مذهبی‌های جعلی، روزانه مشغول حزب درست کردن‌اند و این را به حساب این می‌گذارند که سنگ بنای دموکراسی را احزاب تشکیل می‌دهند، ناشی از بی خردی و بلاهت است چونکه، بدون شکستن سد دموکراسی که جمهوری اسلامی ست، هزاران حزب هم در خارج از کشور تشکیل شود خدشه‌ای به آن “سد” وارد نمی‌سازد. از روی عادت و بیکاری حزب چهار نفره در خارج از کشور درست کردن دشوار نیست دشواری در ساختن آن نیروی متحد تحت نام همبستگی ملی که بتواند سد جمهوری اسلامی را بشکند، است. اینها تا کنون جرئت نکردند حتا چند سطر در باره همبستگی ملی ایرانیان در نقطه مقابل اتحاد اسلامی جمهوری اسلامی، بنویسند و به همین میزان که برای چنین امر مهم منفعل‌اند در تشکیل احزاب چهار نفره فعال.

شاید بهتر باشد یک تصویر کلی از سیاست ایران بر باد ده “اتحاد اسلام” و “همبستگی ملی”، در ذهن داشته باشیم تا موضوع بهتر قابل فهم گردد. جمهوری اسلامی هم در سیاست داخلی و هم خارجی سیاست “اتحاد اسلامی” را پیش می‌برد؛ نشانه‌های آن در سیاست داخلی، فشارهای طاقت فرسا علیه اقلیت‌های دینی خصوصاً بهایی‌ها می‌باشد و بسیاری از شخصیت‌های منتسب به این اقلیت‌ها را اعدام، ترور و سر به نیست کرده است. همه این فشارها، جهت تسلیم و واداشتن آنها به ترک دین خود و پذیرش اسلام است. در سیاست خارجی که دیگر بر کسی پوشیده نیست، به راه انداختن جنگ‌های نیابتی، کمک مالی به تروریست‌های اسلامی از جمله حزب الله لبنان و ترور شخصیت‌ها نمونه‌ای از تلاش خشونت بار برای پیشبرد سیاست “اتحاد اسلامی”‌اند. این دو سیاست داخلی و خارجی، ایران را به ورطه سقوط کشانده ایرانی که، متعلق به همه ایرانیان است پس همه ما باید در قبال آن به یک میزان مسئول باشیم و تا دیر نشده برای نجاتش اقدام کنیم.

باید از اشغال در حزب بازی‌های فرسایشی خارج شد و اقدام جدی و مؤثر دیگر انجام داد. در نیروی “همبستگی ملی” هیچ گروه منحصر بفرد که دارای حق ویژه باشد، شرکت ندارد. هیچکدام هم نمی‌توانند به تنهایی بار نیروی همبستگی ملی را بر دوش گرفته و خود را منحصراً نماینده چنین نیرویی جا بزنند. جمهوری خواهان که تلاش کرده بودند تا در یک اتحاد میان خود، چنین نیرویی را غصب کنند با شکست مواجه شدند

مدت‌ها پیش در برخی محافل ایرانیان بیان کرده بودم به دلیل فرقه گرایی و سکت حاکم بر گروهای سیاسی که با اتحاد فراگیر ایرانیان بیگانه‌اند و قادر نیستند تلاش مثمرثمر و تأثیر گذار در این زمینه انجام دهند و برای مردم نیز کاملا ناشناخته‌اند نتیجتاً این مردم که دست‌شان به جایی هم بند نیست احتمالاً در یک قیام سراسری علیه کلیت نظام، شخصیت شناخته شده و مورد نظر خود را فریاد خواهند کرد. از آن زمان تا کنون شاهدم که ستاره اقبال رضا پهلوی در شب زدگی جمهوری اسلامی و اپوزیسیون مشکل زا و تفرقه افکن، در حال درخشش است و تعداد بیشتری از شرکت کنندگان در تظاهرات و اعتراضات خیابانی وی را فریاد می‌کنند. بهتر نیست تا دیر نشده به نیروی اجتماعیِ هر دم فراگیرترِ رضا پهلوی از درِ همبستگی برآییم و مسئولیت تاریخی خودمان را در این همبستگی ادا کنیم؟