<--! cws 1 --> <--! cws 2 --> سوالی از شاهزاده رضا پهلوی که همچنان بی جواب مانده، عبدالستار دوشوکی – Kanal Yek TV

سوالی از شاهزاده رضا پهلوی که همچنان بی جواب مانده، عبدالستار دوشوکی

هفته گذشته در پی اظهار مخالفت شاهزاده رضا پهلوی با تشکیل دولت موقت در تبعید, ایمیلی برای ایشان فرستادم و سوالاتی را مطرح کردم که همچنان بی جواب مانده. این ایمیل در سایت کانال یک منتشر شده است. ایشان بارها گفته اند که خود را فراتر از گروه های سیاسی و پروژه های آنها می دانند و هیچگونه داوری یا دخالت و قضاوت در کار آنها نمی کنند. از ایشان دلیل مخالفت علنی وی با ایده تشکیل دولت در تبعید (حالا تحت هر عنوانی نظیر شورای مدیریت گذار, شورای رهبری, یا شورای ملی, یا دولت موقت در تبعید و غیره) را پرسیدم. و اینکه مناقشه فقط در معنای واژه ها است. آیا می توان از یکی حمایت کرد و دیگری را نفی؟ بقول شکسپیر گل سرخ با هر نامی همچنان خوش بو است (A rose by any other name would smell as sweet). در ویدئوی زیر در زمان تشکیل شورای ملی که ایشان سخنگوی آن بود در مصاحبه با تلویزیون صدای آمریکا از ضرورت آمادگی برای فاز انتقالی و مشخصا تشکیل “دولت موقت در تبعید” دفاع می کند. ایشان از “شورای مدیریت گذار” که در عمل ( و نه الزاما در نام) خود را دولت در تبعید می داند. زیرا دبیر کل آن در بیان نقش این شورا آن را “در قامت یک جایگزین حاکمیت موجود” معرفی کردند. این یعنی همان دولت در تبعید. ایشان از دولت موقت شورای ملی تحت نام دولت موقت دفاع می کنند. از دولت شورای مدیریت گذار تحت عنوان “جایگزین حاکمیت فعلی” دفاع می کنند. حال چرا با دولت در تبعید مخالف هستند؟ باید گفت والله أعلم!

پرسش بنده ربطی به دفاع از “دولت در تبعید” ندارد. زیرا هر گروه و دسته ای حق دارد همانگونه که خود مقتضی بداند پروژه های سیاسی خود را تحت عناوین مختلف معرفی کند. البته اگر به بخش دولت های در تبعید سایت ویکی پدیا مراجعه کنید, می بینید که در کنار دهها دولت در تبعید (Government in exile) اسم “حاکمیت یا دولت پادشاهی ایران در تبعید” به رهبری ایشان وجود دارد. چون ایشان در روز ٩ آبان ١٣٥٩ بعنوان پادشاه قانونی مملکت دست به قرآن قسم یاد کردند و تا به امروز هرگز آن را نفی نکرده اند. لهذا حداقل برای طرفداران نظام پادشاهی, ایشان همچنان پادشاه قانونی در تبعید هستند. در نتیجه از نظر قانونی فقط کابینه یا دولتی می تواند مشروعیت داشته باشد که حکم خود را از “پادشاه قانونی” دریافت کرده باشد. بدون اذن و موافقت ایشان هر نوع دولت در تبعید از اعتبار ساقط است. بخصوص برای آنهایی که ایشان را بعنوان پادشاه قانونی قبول دارند. نمی توان از یکسو پادشاه قانونی مملکت را قبول داشت و از سوی دیگر علیرغم مخالفت علنی ایشان “دولت در تبعید” تشکیل داد؛ آنهم بدون “حکم ملوکانه”!

ایشان در توجیه مخالفت خود با “دولت در تبعید (Government in exile) می گویند: ” دولت در تبعید معمولا در شرایط جنگ و اشغال کشور تشکیل میشود”. اما اگر در سایت ویکی پدیا به تاریخچه دولت های در تبعید بنگریم, اکثر آنها ربطی به جنگ و اشغال کشور ندارند. قبل از فروپاشی رژیم گذشته در ایران دو دولت وجود داشت. دولت شاهپور بختیار و دولت در تبعید آیت الله خمینی به رهبری او و نخست وزیری مهدی بازرگان. آیا در آن زمان ایران در جنگ و اشغال بود؟ چطور شد خمینی این حق را داشت که در نوفل لوشاتو (Neauphle-le-Château) دولت در تبعید تشکیل بدهد, اما مخالفان جمهوری اسلامی این حق را ندارند؟ وانگهی خود ایشان زمانی که سخنگوی شورای ملی بودند, در مصاحبه با صدای آمریکا علنا از ایده “دولت موقت” در تبعید دفاع کردند. سوال محترمانه اما ظاهرا بی جواب این است: “علت این تغییر رویه چیست؟” چون بهر حال جمهوری اسلامی حتی انتقاد ملایم را بر نمی تابد, چه برسد به تحمل دولت جایگزین در داخل کشور, که ایده یا تصور “دولت مخالفان” در کنار دولت جمهوری اسلامی در داخل خاک کشور توهمی بیش نیست. پس بنابراین دولت جایگزین باید قبل از فروپاشی و در خارج از کشور تشکیل شود تا بتواند با برنامه ریزی و مدیریت, ملت و کشور را آماده کند. نمی توان با پنهان شدن در پشت واژه ها از دولت در تبعید تحت نام “شورای مدیریت گذار” و یا “دولت موقت” شورای ملی دفاع کرد؛ اما “دولت در تبعید” دیگران را رد و منکوب نمود. بقول انگلیسی ها (what is good for goose is good for the gander).

عبدالستار دوشوکی

یکشنبه ٣١ فروردین ١٣٩٩