آخرین خبرها
خانه >> مقالات >> رهائی مردم و نجات ایران چگونه امکان پذیر است، امیرحسین لادن

رهائی مردم و نجات ایران چگونه امکان پذیر است، امیرحسین لادن

اعتماد، “سکه‌ی رایج کشور” برای کشورداری است.

برای درک کامل اصطلاحِ “سکه‌ی رایج کشور”، مرورِ معنی و مفهومِ آن، می‌تواند روشنگر باشد. پول رایج یک کشور، نتیجه‌ی “اعتماد” بین حکومت و ملت است. “اعتبار”، این پول را بین مردم رایج و متداول و عمومی می‌کند. اینکه می‌توان یک خانه، یا ماشین و یا هر جنس دیگری را در مقابل تعدادی کاغذ (اسکناس) خریداری کرد، زائیده‌ی این اعتماد و اعتبار است.
ایا جمهوری اسلامی مورد اعتماد ملت ایران است؟ آیا رژیم از “اعتباری” در میان مردم، برخوردار است؟ پاسخ این دو پرسش برای هر ایرانی عاقل و بالغی، “نه”، لا، نو، ناین، نیّت، می‌یو،… و به هر زبان دیگر، منفی است. “بی اعتمادی و بی اعتباریِ حکومت” در حدی است که مردم، پول کشورهای دیگر، به ویژه دلار و یورو خریداری و پس انداز می‌کنند. حتی ماشین و طلا و چیزهای دیگر می‌خرند و بجایِ پول رایج کشور، نگهداری می‌کنند. آیا هنوز کوچکترین شک و تردیدی برای رژیم باقی است، که نه مورد اعتماد است و نه از “اعتباری” برخوردار می‌باشد؟

رژیم سالهاست که در مقابل هر چالشی، شکست خورده و رفوزه شده، زیرا ارجحیت‌ها و سیاست رژیم: “غیر مردمی و فرقه ای” است. بی لیاقتی و بی کفایتی و جهل ملاها، در مقابله با ویروس کرونا، بار دیگر به نمایش گذاشته شد. بجای برنامه ریزی برای جلوگیری از شیوع بیماری، در کمالِ نادانی و خرافات؛ عوامفریبانه، متن جامعه را بسویِ ضریح مطهر و موهومات مذهبی بردند و صدها هزار تن را مبتلا کردند!؟ اندیشه‌ی رژیم هنوز متعلق به دوران بربریت و غارنشینی است!
چنانچه حکومت هنوز نیاز به دلایل و علائم دیگری برایِ بی اعتمادی و بی اعتباریش دارد، کافی است نگاهی بیاندازد به آمارِ میلیون‌ها ایرانی که اجبارن (اجباراً)، خانه و خانواده و کاشانه‌شان را پشت سر گذاشتند و میهنشان را ترک کردند. در پایان، چه نشانه‌ای آشکارتر و شفاف تر از حضورِ پیوسته‌ی میلیون‌ها ایرانی در خیابان‌ها، با فریادِ مرگ بر جمهوری جهل و جنون، وجود دارد؟ تا کار از کار نگذشته و هنوز برایتان سری باقی است”، سرتان را از زیر برف بیرون بیآورید، حقایق را ببینید، و واقعیت‌ها را بپذیرید.
فردا خیلی دیر است؛ “سحرگه نه تن سر، نه سر تاج داشت”. فردا، هم شما نابود خواهید شد؛ هم دین بی اعتبار و کمرنگ می‌شود؛ و از شماها و مذهب مهمتر، به ساختارهای کشور آسیب زده می‌شود. اطمینان داشته باشید که چنانچه دست از سرِ مردم و کشور بر ندارید، سرنوشتِ شومی در انتظارتان می‌باشد. حکومت‌های خودکامه، عاقبت بخیر نیستند؛ وای بحال حکومت‌های خودکامه و فاسد و دزد و دروغگو، مانند شما بی وطن‌ها!
واقعیت اینجاست، که ارجحیت‌های حکومت اسلامگرا غیر ایرانی و سیاست رژیم فقاهتی مغایر منافع مردم و کشور می‌باشند. ارجحیت‌های حکومت، شیعه گری و سیاست و برنامه‌ی رژیم، گسترش و نفوذ این فرقه می‌باشد. حکومتی که ارجحیت و سیاست و برنامه‌اش غیر ایرانی و در تضاد با منافع جمعی و ملی باشد، یک حکومت بیگانه است. بنابراین ایران تحتِ تصرف است. ما برای نجات میهن مان باید تدارک ببینیم، آمادگی پیدا کنیم، و وارد نبرد شویم.
نخست باید بدانیم که ایران، متعلق به تک تک ایرانیان می‌باشد. ملت ایران صاحبان اصلی این آب و خاک هستند. مسئولیتِ رهائی مردم، با شهروندان ایرانی است: ایرانیان آگاه، آزادیخواه، و از خودگذشته. باد با برنامه‌ای هدفمند، بطور روزمره، به تعداد شهروندان بیفزائیم. نجات کشور، وظیفه‌ی همه‌ی مردم ایران است: زن و مرد، از هر استان، از هر طایفه، با هر زبان، و با هر دید و باوری. باید مرتب به آنان یادآوری کنیم که صاحبان اصلی کشور هستند، از حقوق انسانی برخوردارند، و قادرند که در تعیین سرنوشت خود نقش داشته و شریک باشند.
دوم رهائی، در برپائیِ سیستم “مردمسالارِ ملی” است. حکومت “مردمسالار”، مشروعیت و پایگاه مردمی دارد که نقطه‌ی مقابلِ حکومتِ مذهبی است که مدعی مشروعیت الهی می‌باشد! زمانی که حکومت مدعی مشروعیت الهی است، یعنی نه نیازی به مردم دارد و نه مسئولیتی در مقابل آنان. مردم در این نوع حکومت‌ها، بنده و اُمت هستند. واژه‌ی “ملی” در اینجا، یعنی همه چیز باید برای رفاه ایرانیان و پیشرفت ایران باشد.
حکومت “مردمسالار ملی” با تکیه به این باور گام بر میدارد، که همه چیز باید، برای زندگی انسان و در خدمت انسان باشد. نوع حکومت؛ قوانین حاکم بر جامعه؛ آموزش و پرورش؛ سیستم اقتصادی؛ حتی ایدئولوژی و مذهب؛ همه و همه باید برای آسایش، آرامش، و پیشرفت انسان باشد.
حکومت “مردمسالار ملی”، با یک برنامه‌ی مشخص و شفافِ جایگزینی حرکت می‌کند و گام بر میدارد، راهبر و خدمتگذارِ مردم است؛ نه آقابالاسر و ارباب آنان. حکومت از مردم، برای مردم و بوسیله‌ی مردم است. قوانین حاکم بر جامعه، برای برقراری عدالت هستند؛ سیاست دولت برای رفاه مردم، و امنیت و سر بلندی کشور است. در ضمنی که باید بدانیم که مشکلات میهنمان بخودی خود بر طرف نمی‌شوند. رهائی مردم و نجات ایران در گروی حکومت مردمسالار ملی است؛ و رمز موفقیت در حضور گسترده‌ی مردم، و کلید پیروزی در پایداری مان می‌باشد.