خانه >> مقالات >> دفاع از علوم انسانی، عمادالدین باقی

دفاع از علوم انسانی، عمادالدین باقی

چه دشوار است هنگامی که راهی جز مواجهه همزمان در چند جبهه وجود نداشته باشد که جبهه ای از پوزیسیون تا اپوزیسیون را دربرگیرد از جمله جبهه ای از کسانیکه به نام دین عوامفریبی می کنند و کسانی که به نام علم.

نگارنده به عنوان کسی که رشته تخصصی اش دین شناسی و جامعه شناسی دین است نمی تواند نسبت به این موضوع بی تفاوت باشد. بدتر از آنان کسانی هستند که از سر تنزه طلبی و بیم از تعرض و دشنام اغواگران، در برابر این وضعیت سکوت می کنند با وجود اینکه می دانند در درازمدت چه پیامدهای زیانباری دارد. اکنون هم تردید ندارم که بخاطر نوشتن این یادداشت باید به پیشواز سیل اتهامات و برچسب ها بروم اما اخلاق و وظیفه علمی و حرفه ای ایجاب می کند همانگونه که با دروغ های دولتی یا استفاده ابزاری از دین در درون ایران و میانه میدان رو در رو می شویم و دشنام ها و هزینه هایش را به جان می خریم با استفاده ابزاری از علم چه در داخل و چه در ماورای مرزها نیز مقابله کنیم.

امروزه برای کسانی که معتقد به دفاع از کیان و جایگاه علوم اجتماعی هستند همان اندازه که روشنگری درباره داعیه اسلامی کردن علوم انسانی ضرورت دارد، نقد استفاده های ابزاری جریانات سیاسی مقابل آن از علوم انسانی هم ضرورت دارد. یکی از نمونه هایش که فن نظرسنجی را به ابتذال کشیده، نظرسنجی های متداول شده در فضای مجازی است که به وسیله پست های نظرسنجی یا استفاده از ربات نظرسنجی انجام می شود.

نظرسنجی در علوم اجتماعی یک رشته تخصصی پیچیده، حساس و بسیار مهم است که تکنیک های علمی و آماری دقیق دارد و برآوردهایی درباره ضریب خطایش پذیرفته شده است اما فضای مجازی بلایی را بر سر علم و تخصص آورده که حکومت ایدئولوژیک بر سر علم آورده است. اگر در این سال ها علم به دست رجاله های سیاسی افتاد اما در فضای مجازی به دست عوام و عوام زدگی افتاده و بعضی افراد برای جمع کردن فالور با طرح پرسش ها و دریافت تعدادی لایک، اسم آن را نظرسنجی می گذارند و بدتر اینکه چنین نظرسنجی غیر علمی و نمایشی ای را پایه تحلیل و داوری قرار می دهند. این کار، نوعی استهزای علم و لوث کردن مطالعات پیمایشی و تنزل دادن سطح تحقیق است که در نتیجه راه را برای مداخله ناروای همگان درهمه چیز می گشاید.

طبیعی است اگر یک محقق در نظرسنجی های غیر استاندارد مشارکت کند در واقع خود را مورد سوال قرار خواهد داد. بهتر این است که افراد یا به بیان نظر خود در قالب یک مقاله اکتفا کنند یا یک کار تحقیقی استاندارد انجام دهند مثلا یک جامعه آماری انتخاب کرده و از میان تعدادی از اکانت ها با روش نمونه گیری علمی تعدادی را برگزینند و به سبک تحلیل محتوا پاسخ انها را به سوالات مطروحه استخراج و آنالیز کنند.

برخی از نظرسنجی های رایج در فضای مجازی البته متفاوت از اینها و حرفه ای تر و سازمان یافته ترند اما لزوما علمی و معتبر نیستند. برای مثال مؤسسه نظرسنجی گمان( گروه مطالعات افکار سنجی ایرانیان) مستقر در هلند یک نظرسنجی درباره کرونا انتشار داده است. اینجا درصدد نقد یافته های مخدوش آن نیستم بلکه در مقام نقد روش آنم. اساس این پیمایش، نظراتی است که کاربران اینترنتی با ورود به لینک معرفی شده ارایه داده اند. در حالی که در کار پیمایشی قاعده این است که محقق با معیارهای دقیقی جامعه آماری را انتخاب می کند نه بالعکس.

طی نظرسنجی یاد شده در ۳۶ ساعت اولیه، بیش از ۱۳۶۰۰ نفر شرکت کرده اند. بالا رفتن آمار مشارکت در این مدل موجب اعتبار نیست زیرا اولا شرکت کنندگان، انتخاب کننده اند نه انتخاب شده در قالب نمونه گیری احتمالی(تصادفی ) یا غیر تصادفی، نمونه گیری تصادفی ساده، تصادفی سیستماتیک، تصادفی منطقه ای، تصادفی سهمیه ای، تصادفی خوشه ای، تصادفی چند مرحله ای، یا پانل؛ لذا نتایج تحقیق معتبر و قابل تعمیم نیست.

همچنین شرکت کنندگان نوعا سوگیری دارند و با هدف اثرگذاری بر نتیجه نظرسنجی شرکت می کنند. این نوع نظرسنجی ها تاثیر اغواگرانه دارد البته بیشتر برای کسانی که اخذ چنین نتایجی را دوست دارند. برای مثال در آخرین نظرسنجی درباره کرونا و نگرش ایرانیان به این نتیجه می رسند که فقط 1درصد از پاسخگویان به رییس جمهوری که24 میلیون رأی داشته اعتماد دارند و اظهار عدم اعتماد99 درصدی یادآوری 99درصدی های دیگری است و آوردنش دریک نظرسنجی، تهور به شمار می آید و اگر آمارها واقعی باشند در خوشبینانه ترین حالت نشانگر گرایش پاسخگویان است نه معرف جامعه. در چنین نظرسنجی هایی، دوقطبی1درصدی و99درصدی با توجه به اعداد دیگر همین نظرسنجی درباره سایر نهادها، تورش دارد.

اگر شیوه اتخاذ شده گمان( که بخاطر روش کارش نام

برازنده ای بر مؤسسه است) معتبر باشد مشاهدات میدانی ما در جامعه واقعی ایران، به عنوان کسی که دانش و شم جامعه شناختی دارد و نتایج مشاهداتش در تعارض با آمارها و یافته های آنان است نمی تواند نامعتبر باشد ولی بدون شک هیچکدام در درجه اعتبار به نظرسنجی های حرفه ای متکی بر روش های دقیق علمی و آماری و انتخاب نمونه هایِ مُعرِف indecator و قابل تعمیم نمی رسند.

در بررسی تمام نظرسنجی های قبلی این موسسه نیز اشکالات یاد شده وجود دارد و بجز اینکه برخی از آنها با وقایع رخ داده پس از نظرسنجی ها ابطال شده اند و یا با نتایج نظرسنجی های محققان دانشگاهی و مستقل در ایران یا نهادهای تخصصی نظرسنجی مانند ایسپا و حتی با نظرسنجی های واقعا مستقل و بیطرفانه ای که توسط متخصصان برجسته نظرسنجی مانند دکتر حسین قاضیان در خارج از کشور انجام شده است تعارض چشمگیر دارند، و بطور کلی سوگیری در اغلب آنها کاملا محسوس است. طُرفه اینکه در صفحه “درباره گمان” چنین نوشته اند: “گمان به طور ویژه تلاش دارد تا بخش‌هایی از نگرش و دیدگاه‌های ایرانیان را که در فضای سیاسی جاری کشور امکان بیان و علنی شدن ندارند، اندازه‌گیری و تحلیل کند”. در واقع هدفی که بیطرفی علمی و عدم سوگیری را نقض می کند رسما به عنوان مشی موسسه اعلام شده است.

تقاضای نگارنده از مدیران گمان، التزام به اصول حرفه ای و رعایت بیطرفی کامل در تحقیق بخاطر دفاع از منزلت علوم انسانی است.

روزنامه ایران، ش 7314 شنبه16 فروردین1399 ص7 (دیدگاه).

http://www.iran-newspaper.com/?nid=7314&pid=7&type=0

متذکر می شود که اندکی از عبارات بخاطر ملاحظات حقوقی روزنامه و محدودیت های قابل درک انها با موافقت نویسنده حذف شده ولی متن کامل در کانال تلگرام و وبسایت نگارنده در دسترس است.

http://www.emadbaghi.com/archives/001680.php#more