خانه >> مقالات >> در سالروز تصویب قانون «منع حجاب»، مهناز همدانیان

در سالروز تصویب قانون «منع حجاب»، مهناز همدانیان

زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود پیشه‌اش، جز تیره‌روزی و پریشانی نبود

زندگی و مرگش اندر کنج عزلت می‌گذشت زن چه بود آن روزها، گر زآن که زندانی نبود

قانون منع حجاب، که با نام اصلی قانون «آزادی نسوان» به تصویب رسیده بود، بیشتر با نام قانون «کشف حجاب» شناخته می‌شود.
شاید بهتر باشد که با نگاه متفاوت تری به این قضیه نگاه کنیم. نگاهی که در جریان این سالها تقریبا میشود گفت شاید به آن توجه شایسته‌ای نشد. ابتدا اینکه «تجدد خواهی» و علاقمندی به به‌روز شدن و به اصطلاح امروزی «آپدیت شدن» با باقی جهان از دوران قاجار در ایران دیده شده و این یک پدیده‌ی یک شبه و علاقه فردی یک شخص و تحمیل آن به همه جامعه نبود.
در همین راستا به نقل قولی از مهدیقلی هدایت اشاره میکنم.

«مهدیقلی هدایت مخبرالسلطنه» در کتاب «خاطرات و خطرات» با لحن تمسخرگرایانه‌ای بیان میکند که: «جای شکرش باقی است که سر تا پا برهنه کردن در کوچه آمدن را در پاریس و برلن، پلیس منع کرده بود، و الا در حرارت تقلید، بانوان ما مستعد تقلید بودند و آنچه در پرده داشتند، می‌نمودند.»
این نوشته «مخبرالسلطنه» نشان میدهد که برخلاف آنچه که اغلب گفته میشود، این یک تصمیم شخصیِ خودسر از طرف رضاشاه نبوده و در جامعه بانوان زیادی بودند که تمایل بسیاری به آزادی و رها شدن از شر قید و بند حجاب را داشتند. جدای از این، تمایل به حذف حجاب و بیرون آوردن زنها از اندرونی‌ها و پستوها، و رضایت خاطر بسیاری از افراد جامعه را میشود در آثار نویسندگان و شعرایی مانند ایرج میرزا، پروین اعتصامی، میرزاده عشقی، ملک الشعرای بهار، و میرزا ابوالقاسم عارف قزوینی دید.
پروین اعتصامی در وصف این قانون می‌سراید:
چشم و دل را پرده میبایست اما از عفاف چادر پوسیده، بنیاد مسلمانی نبود
خسروا، دست توانای تو، آسان کرد کار ورنه در این کار سخت امید آسانی نبود
نباید این واقعیت را نادیده گرفت که جمعیت بسیاری از مردم، بویژه جمعیت شهری، اقدامات رضاشاه در ایجاد امنیت، سرکوب شورشها و راهزنی‌ها و مطیع ساختن بزرگان ولایتها را بسیار پسندیده میدانستند و خواهان رهایی از آن هرج و مرج، و «عقب ماندگی» بودند. و از قضا همین اقدامات سبب اعتبار و احترام رضاشاه دربین مردم و سران و رهبران احزاب آن دوران، از دوست تا دشمن، شده بود.
آزاد کردن نیمی از جمعیت کشور از پستوها یکی از اصلی ترین گامها در راه رهایی از آن «عقب ماندگی» بود.
از سوی دیگر مخالفان قانون «آزادی نسوان»، روحانیون مسلمان بودند که خودشان از اصلی ترین دلایل و عاملان عقب ماندگی جامعه ایران، بویژه محبوس نگهداشتن زنها در اندرونی‌ها و پستوها بودند. افرادی که زن را «ناموس» و «کالایی برای افزایش نسل» و دلیل وجودی او را در «خدمات جنسی دادن» به مردها میدیدند. نگاهی از بالا به یک «جنس دوم» و «جنس پست» داشتند که حضور و یا عدم حضورش در جامعه تاثیری ندارد و وظایفی که برای انجام آنها خلق شده را باید در اندرونی انجام بدهد. افرادی همچون آقا سیدمحمد نطنزی که با دیدگاه معروفِ این افراد که زن را ناقص عقل به حساب میاورند، «عِلمِ زن» را زیر سوال میبرند:
کدام ملّتی از علم زن ترقی کند کسی بگوید این کلمه تا ثواب کند

همانطور که امروزه هم میتوانیم به وضوح، حتی با یک نگاه سطحی و گذرا به خیابانهای ایران ببینیم که تعداد بسیار زیادی از زنهای ایرانی موافق حجاب نیستند و خواهان گذار از این غل و زنجیر هزار و چهارصد ساله هستند و باز هم این روحانیون و افراد وابسته به آنها هستند که سعی بر تحمیل حجاب به زنها دارند.
«مبارزات گسترده علیه حجاب سیاسی» و هزینه‌های بسیاری که حکومت برای تحمیل حجاب به زنها، در این چهل و اندی سال انجام داده، تایید کننده خواست عمومی زنها و جامعه برای گذار از این بندی استکه حتی در آن زمان هم با اصرار، و تحمیل «روحانیت» و «مردسالاری» بود که به زنها تحمیل میشد. روحانیون عقب مانده‌ای که با جهان معاصر پیشرفت نکرده بودند و هنوز با قوانین قرن یکم هجری در صحرای عربستان به زندگی امروزی نگاه میکردند. و حتی تحصیل زنها و دخترها را مجاز نمی‌دانستند و گرفتن شناسنامه برای زنها را نشانی بر بی غیرتی مردان به حساب می‌آوردند.
طبیعتا امرِ مهمِ مبارزه با سیطره‌ی هزار و چندساله‌ی روحانیت، این «عامل عقب ماندگی» جامعه ایران از باقی جهان، به سادگی انجام نمیشد و همتی والا میطلبید.
شاید بهترین مثالی که بشود در این رابطه زد، مساله واکسیناسیون کرونا است که شاهد آن هستیم. ما امروزه شاهدیم که در برخی از کشورهای آزاد و دموکراتیک جهان، برای رهایی از شر ویروس کرونا و این پاندمی مخوف که جهان را درگیر خود کرده است، واکسیناسیون را اجباری کردند. و یا در برخی دیگر از کشورهای اروپایی و آمریکایی تبعیضی آشکار بین افراد واکسنه شده و واکسینه نشده گذاشته میشود تا افراد مخالف واکسیناسیون را وادار به دریافت واکسن کنند. چرا که دانشمندان بر این باورند که این اجبار به نفع سلامت انسانهاست.

محبوس و دربند نگهداشتن زنان، و عقب نگهداشتن زنان از پیشرفتهای جهان و سهیم شدن در جامعه، در نهایت به عقب ماندن تمامی جامعه خواهد انجامید.
چرا که چنانچه رابرت اینگرسول میگوید: «تا زمانیکه نسلی از زنان آزاده بوجود نیایند، هرگز نسلی از مردان بزرگ را نخواهیم دید.»