<--! cws 1 --> <--! cws 2 --> در باره حقوق اساسی مردم ایران بعد از رهایی از شر حاکمان اسلامی؛ ف. م. سخن – Kanal Yek TV

در باره حقوق اساسی مردم ایران بعد از رهایی از شر حاکمان اسلامی؛ ف. م. سخن

بحث این چند روزه، پیرامون فراخوان ده حزب و گروه «تجزیه طلب» باعث شده است تا عده ای از تجزیه طلبان به دروغ ادعا کنند که مخالفان گروه های «تجزیه طلب» قصد درگیری با مردم نواحی مختلف کشورمان دارند.

این دروغ ها به قصد ایجاد تفرقه و رو در رو قرار دادن مردم گفته می شود.

در اینجا، به عنوان نویسنده ای که یکی از اصل های غیر قابل تغییر زندگی اش، تمامیت ارضی و یک پارچگی کشورمان است، چند کلمه ای در باره ی حقوق اساسی مردم ایران در حکومتی که برای استقرار آن تلاش می کنم می نویسم، تا مشخص شود که نه تنها تبلیغات تجزیه طلبان دروغ است بلکه هیچ تفاوتی میان هشتاد و یک میلیون جمعیت ایران قائل نیستم:

-کشور ما ایران است، با همین حدود و ثغوری که می شناسیم.

-کسانی که در ایران متولد شده اند ایرانی هستند.

-خواهندگان تکه تکه کردن ایران، و تغییر در حدود و ثغور فعلی کشورمان، به هر دلیل و بهانه ای باشد، دشمن ایران و ایرانیان هستند.

-در کشور ما، چیزی به نام اقلیت وجود ندارد. نه اقلیت مذهبی، نه اقلیت قومی، و نه هیچ اقلیت دیگری. همه ی هشتاد و یک میلیون جمعیت ایران، در هر نقطه ی ایران که زندگی می کنند ایرانی هستند، با حقوق برابر. هیچ استثنایی میان این مردم وجود ندارد بنابراین مفاهیمی مانند اقلیت و اکثریت و تبعیض معنا ندارد.

-در کشور ما، تنوع قومی هست. ترک، لر، عرب، کرد، بلوچ و غیره. مشخصه ی قوم ها، از کلیات و جزییات فرهنگ و زبان آن ها معلوم می شود. این مشخصه، عامل هیچ تبعیض و تفاوتی نیست.

-اگر در حکومت اسلامی میان مردم تبعیض قائل می شوند، این تبعیض در یک حکومت ایده آل، باید به طور کامل از میان برود و همه ی مردم، تاکید می کنم، همه ی مردم، از مواهب زندگی و حقوق انسانی و سیاسی بهره مند باشند و آن چه دولت موظف به توزیع آن است، «به طور برابر» میان اهالی ایران توزیع شود.

-همه ی اقوام، به طور طبیعی، در استفاده و بروز فرهنگ شان آزاد ند. پوشیدن لباس منطقه، سخن گفتن و نوشتن به زبان منطقه، حفظ سنت های منطقه ای، و هر آن چه طی سده ها، کلیت فرهنگ منطقه را ساخته، حقی ست طبیعی که کوچک ترین تردیدی در آن نیست. تنها مواردی که ضد انسان و انسانیت است، متعلق به هر فرهنگی باشد، ممنوع خواهد بود.

-تقسیم نیروهای کار و مدیریت کشور، بر اساس صلاحیت ها و تخصص هاست نه بر اساس وابستگی افراد به گروهی خاص از مردم یا قومی خاص یا هر چیز تبعیض آمیز دیگر. یک بلوچِ با صلاحیت می تواند مقام اول کشور شود، یک کرد با صلاحیت می تواند وزیر شود، یک ترک با صلاحیت می تواند مدیرِ عالی رتبه شود و الی آخر. بنابر این استدلال و بر پایه ی «صلاحیت و کاردانی» یک ترک می تواند استاندار خوزستان شود، یک کرد می تواند استاندار آذربایجان شود، و حتی، در ایده آل ترین حالت، حتی اگر فردی خارجی باشد، و به تابعیت ایران در آمده باشد، با یک سری شرایط مثل اقامت چند ساله در ایران و آشنایی با زندگی مردم و فرهنگ های مختلف، می تواند جزو مقامات عالی کشور شود (مثل نمونه ایرانیانی که در کشورهایی مثل سوئد و آلمان و غیره، با انتخاب مردم کشور مربوط، مقامات عالی کشور را در اختیار گرفته اند.)

-مردم هر منطقه، طبیعتا، شایسته ترین افراد را برای اداره ی امور منطقه شان «انتخاب» خواهند کرد نه این که الزاما به زبان آن منطقه سخن بگوید یا در آن منطقه به دنیا آمده باشد. در هر منطقه می توان یک سری موضوعات خاص آن منطقه را بر عهده و به رای «ساکنان» و «مقیمان» آن منطقه، و «انتخاب و تصویب و رد» در مجالس منطقه ای و شوراهای تصمیم گیرنده ی منطقه ای گذاشت.

-زبان ملی و عمومی ایران، فارسی است. این زبان، زبان مشترک ایرانیان است. برای یک دستی و هماهنگی امور کشور، این زبان به عنوان زبان مرجع به کار برده می شود.

-آموختن زبان های دیگر رایج در ایران، هیچ محدودیتی برای اهالی مناطق مختلف ایران ندارد. نه تنها اهالی مناطق می توانند این زبان ها را یاد بگیرند و به کار برند، بلکه باید اهالی دیگر مناطق ایران را تشویق به فراگیری زبان های مختلف کرد.

-در مدارس، در کنار زبان فارسی، به عنوان زبان مرجع، والدین کودکان می توانند، یک یا دو زبان منطقه ای دیگر را به عنوان واحد درسی برای فرزندان شان انتخاب کنند تا آن را بیاموزند. این عمل، سراسری ست و مانند یادگیری زبان دوم و سوم در کشورهای خارجی ست. بنابراین کسی که ساکن خوزستان است، ولی مثلا آذربایجانی ست، می تواند در مدرسه ای که فرزندش در آن درس می خواند، خواهان یاد گرفتن زبان ترکی توسط فرزندش شود و آن را به عنوان زبان دوم برای یادگیری مشخص کند. درست است که این کار هزینه زیادی خواهد داشت و پرسنل زیادی طلب خواهد کرد، ولی کاری ست که باعث شکوفایی فرهنگ ما در دراز مدت خواهد شد.

*****

نکات دیگری از این قبیل می توان به این فهرست اضافه کرد. در یک ایران آزاد و انسانی، اصل، «انسان» است و اشتراکات او. هر آنچه مشترک نیست، عامل تنوع و رنگارنگی کشورمان خواهد بود، نه عامل تفرقه و تبعیض.

حال، اگر در چنین ایرانِ ایده آلی، باز کسی خواهان «تجزیه» باشد، در دشمن بودن او، تردیدی نخواهد بود و همان رفتاری با او خواهد شد، که هر کشوری با دشمنان خود دارد.

برای رفع هرگونه سوء برداشت و تعبیر، این را هم اضافه کنم، که ما باید «حتما» از «آزادترین کشور جهان طبق آمار رسمی بین المللی»، کلیات قوانین مان را اخذ کنیم، و در جزییات، آن چه به فرهنگ ما مربوط می شود به آن اضافه کنیم.