خانه >> مقالات >> داستان نفوذ دادن رسانه چی های اصلاح طلب حکومت به داخل رسانه های دولتی فارسی زبان (۱)؛ ف. م. سخن

داستان نفوذ دادن رسانه چی های اصلاح طلب حکومت به داخل رسانه های دولتی فارسی زبان (۱)؛ ف. م. سخن

نفوذ دادنِ رسانه چی های اصلاح طلب حکومتی به بدنه ی رسانه های دولتی فارسی زبان، بسیار ماهرانه صورت گرفته است. همان طور که بار ها گفته ایم دستگاه اطلاعات و امنیت جمهوری اسلامی را نباید دستکم گرفت.

حکومت اسلامی، عده ای از رسانه چی های طرفدار کلیت نظام ولی خواهان برخی تغییرات روبنایی را در مناسبت های مختلف روانه ی زندان کرد. این افراد، به رغم شکایاتی که از وضعیت رسیدگی پرونده شان می کردند و قاضی مرتضوی را با معرفی خود تبدیل به غول بی شاخ و دم دستگاه قضا نشان می دادند، اما هم کتاب های شان منتشر می شد و هم با وجود مرتضوی بی شاخ و دم، ارتباط شان با بیرون بر قرار بود.

به برخی از رسانه چی ها، اتهامات سنگین سیاسی و شخصی زده شد. از ارتباط با بیگانگان تا نوشیدن مشروبات و پیدا کردن آلات تدخین و ارتباط «نامشروع» با زنان شوهر دار.

نکته ی جالب این بود که دستگیری ها با فواصل زمانی صورت می گرفت طوری که نمی شد طرح توطئه ای از آن ها استنتاج کرد. البته از افراد مخالف حکومت اسلامی در خارج از کشور، شنیده می شد که این ها ماموران خود جمهوری اسلامی هستند، ولی این گفته ها، بر اساس نفرت از تمامی افراد سابق و لاحق حکومت بود نه بر مبنای استدلال منطقی. استدلالی که عملکردها به آن صورت حقیقی ببخشد.

با زندان رفتگان، رفتارهای مختلفی شد. عده ای با توهین و تحقیر رو به رو شدند، عده ای با کتک و مشت و لگد، و عده ای دیگر با چشمبند و پا بند روانه ی خانه های امن وزارت اطلاعات.

اما این افراد، با وجود داشتن جرائم «سنگین» و مجازات های حبس طولانی، مدت زیادی در زندان نماندند و اغلب با گذرنامه ای که دستگاه اطلاعات در اختیار شان قرار داده بود به خارج از کشور «گسیل شدند». گسیل شدنی که تنها شرط اش «عدم بازگشت» به ایران بود.

 

 

در خارج از کشور، استقبال پر شوری از این «از بند رستگان» به عمل آمد. این افراد بلافاصله معرف افراد دیگر به نهادهای مسوول پذیرش پناهندگان شدند. به عبارتی «اوکی» دادن این افراد، مساوی بود با پذیرش بی چون و چرای پناهندگی شخص معرفی شده؛ گیرم شخص معرفی شده، در سیاست ایران یا در عرصه ی ادبیات سیاسی هیچ کاره بود ولی می توانست مورد استفاده یا سوءاستفاده آتی «قلمداران بزرگ و با نفوذ» قرار گیرد. ما موردی داشتیم که حتی اجازه ی ورود به یکی از کشورهای غربی، نه از اداره ی مربوط، بلکه از شخص وزیر امور خارجه ی آن کشور صادر شده بود، و شخص پناهنده، در جا گذرنامه ی پناهندگی اش را دریافت کرده بود.

همان طور که این گونه افراد با استفاده از رانت نفوذی های گردن کلفت و دقیق تر بگوییم مافیایی وارد کشورهای اروپایی و امریکا می شدند و از امکانات خوب زندگی و کار در رسانه های معتبر برخوردار می گشتند، به محض پدید آمدن اختلاف نظر و پافشاری بر مواضع شخصی و مخالف نظر مافیای رسانه، سران مافیای رسانه با باز پس گرفتن امتیازهای سابقا به او داده شده، که مهمترین آن کار در رسانه ها و داشتن در آمد مناسب بود او را به سمت نابودی و حتی خودکشی سوق می دادند و شخص تنها مانده را به فلاکت و ذلت می کشاندند.

مافیایی ها، حتی از بیان چند باره ی جمله ی «ما تو را نابود خواهیم کرد» و «کسی که با ما (یا من) در بیفتد، به زودی نابود خواهد شد» در علن و رو در روی اشخاص باکی نداشتند و حقیقتا توانایی نابود کردن شان را به چند نفر عملا نشان دادند.

اوایل، هنگام ورود سران مافیای رسانه به کشورهای غربی، برای این که بتوانند، ارقام هزینه های اولیه ی خود را یک جا در اختیار داشته باشند، بدون این که سابقه ای رسانه ای یا قلمی در کشور پناه گرفته از آنان وجود داشته باشد، هنوز عرق سفر پناهندگی شان خشک نشده و گرد راه از تن نسترده، برنده ی جوایز چند ده هزار دلاری یا چند صد هزار دلاری می شدند تا بتوانند با آسودگی، سال های اول پناهندگی را بگذرانند.

جالب اینجاست که این ها از همان اول کار، به کار کلاهبرداری مشغول شدند و مثلا از پرداخت مالیات شانه خالی کردند. آن ها اینقدر خام و بی خبر از قوانین بودند که از «زرنگ بازی» های خود در سطح اینترنت پرده بر می داشتند تا زمانی رسید که عده ای از «واردان»ِ به قوانین به آن ها هشدار دادند که حداقل اگر هم می دزدند، دزدی شان را بر سر هر کوی و برزنی فریاد نزنند.

جوایز کلانی هم که این ها برنده اش شدند، بر اساس ارتباط ها و آشنایی ها به اینان داده می شد والّا کسی در آن کشورها این موجودات را نمی شناخت (مثال جوایز که در بالا زده شد، در باره ی اکبر گنجی نیست و این مثال مربوط به او نمی شود).

ادامه دارد…

توضیح: مسوولیت این سری از مطالب تنها بر عهده ی اینجانب، ف. م. سخن است.