خانه >> مقالات >> حکومتشان با دروغ برپا شد و اکنون با دروغ به آستانه فروپاشی رسیده است! منشه امیر

حکومتشان با دروغ برپا شد و اکنون با دروغ به آستانه فروپاشی رسیده است! منشه امیر

شیوۀ رفتاری حکومت ایران در مورد سرنگونی هواپیما، نشان دیگری از دروغ پردازی ها و فریبکاری ها و ندانم کاری ها و بی رحمی و سفاکی سران رژیمی است که ایران را ویران کرده اند و اکنون می خواهند آن را ویران تر سازند.

با این رفتارشان نشان دادند که همیشه دروغ گفته اند و واقعیات را وارونه جلوه داده اند و بر این گمان پوچ بوده اند که همگان را می شود فریب داد؛ حتی دولت های جهان را نیز می توان به گمراهی کشاند.

ولی اکنون می بینند که چه راه اشتباهی رفته بودند و این چنین ناشیانه، ناچار شده اند دست خود را رو کنند و اعتراف کنند که دروغ گفته اند – و دروغشان بسیار ناشیانه بوده است.

در ساعات و روزهای پس از سرنگونی فاجعه بار هواپیمای مسافری اوکراینی  در فاصله کمی از تهران، بیاد داریم که چه دروغ هایی را که مقامات مسؤول رژیم کوشیدند به خورد مردم ایران و کشورهای جهان بدهند.

سپاهی امیر علی حاجی زاده، فرمانده نیروی هوا- فضای حکومت، ادعا می کند که از همان لحظه نخستین ماجرا، به مقامات مسؤول کشور اطلاع داده که سقوط هواپیما، به علت اصابت موشک بوده است و چیزی را پنهان نداشته است.

اگر او راست می گوید، پس خامنه ای و روحانی و همه سران و فرماندهان رژیم دروغ می گویند که مرتبا ادعا می کردند هیچ موشکی به سوی هواپیما شلیک نشده است.

تلاش کردند چنین بقبولانند که هواپیما به علت نقص فنی سرنگون شده است. در مطرح کردن این ادعا، بسیار ناشیانه عمل کردند، زیرا امکان ندارد که اگر نقص فنی باشد، هواپیما در ظرف چند ثانیه سقوط کند، دقایق درازی طول می کشد تا هواپیمایی که دچار نقص فنی شده سقوط کند – و برج مراقبت را نیز در جریان می گذارد و تقاضای کمک می کند.

در مورد هواپیمای اوکراینی، هیچ یک از این احتمالات به وقوع نپیوسته بود.

در یک لحظه هواپیما منفجر شد و قطعات متلاشی شده آن به روی زمین پراکنده گردید.

گفتند: جریان اصابت موشک دروغ و ساخته آمریکای جهانخوار است که می خواهد کمپانی بوئینگ را از ورشکستگی نجات دهد و می کوشد گناه سرنگون شدن هواپیما را به گردن حکومت اسلامی ایران بیاندازد.

رئیس هواپیمایی حکومت نیز که گویا کوچکترین اطلاعات فنی و پروازی ندارد، با ابلهی تام، ادعا کرد که اصولا از نظر علمی، موشک نمی تواند به یک هواپیمای مسافری اصابت کند و این دروغ ساخته شیطان بزرگ است که می خواهد پیروزی های درخشان جمهوری اسلامی ایران در همه زمینه ها را خدشه دار سازد.

فراموش کرده بودند که در هواپیما چیزی به نام جعبه سیاه وجود دارد که دقیقا ثبت می کند که چه رخ داده و چگونه رخ داده است.

یادشان رفت که در دنیای دانش بنیان امروزی، ماهواره ها همه چیز را می بینند و از همه چیز فیلمبرداری می کنند و برملا می سازند.

نمی دانستند که امروز هر فردی تلفن همراه دارد و با آن می تواند عکس و فیلم بگیرد و هر ثانیه و دقیقه را ثبت کند و به اشتراک بگذارد.

توجه نکردند که ایالات متحده، به عنوان کشوری که حکومت ایران آن را تهدید جنگی می کند و قصد تعرض دارد، و همین ساعاتی پیش از سقوط هواپیما بوده که پایگاهش هدف موشک های رژیم ایران قرار گرفته، با همه توانایی های تکنولوژی که در اختیار دارد، همه چیز را رصد می کند و حتی پرواز مگس را سندبرداری می کند و به آسانی اطلاع می یابد که واقعا بر سر هواپیمای اوکراینی چه آمده و چرا چنین فاجعه ای را به دنبال آورده است.

نه سواد دارند، نه معلومات فنی دارند و نه بلدند حرف راست بزنند.

یک چیز را خیلی خوب می دانند و آن دروغ گفتن و ترفند زدن و دیگران را ساده اندیش دانستن است.

اولین بارشان نبود که دروغ می گویند. همیشه دروغ گفته اند. اصولا پایه حکومتشان از خشت اول با دروغ بالا آمده است.

در مورد پایگاه نظامی آمریکایی در عین الاسد نیز با همین شیوه رفتار کردند.

اول گفتند که زدیم و بزرگترین پایگاه نظامی آمریکایی در عراق و خاورمیانه را نابود کردیم. ادعا کردند که هشتاد نفر را کشته اند و ستاد فرماندهی پایگاه را ویران کرده اند و همه تاسیسات نظامی را در هم کوبیده اند.

آمریکا در برابر  این دروغ پردازی ها راه سکوت در پیش گرفت.

چرا واقعیات را برملا سازد و به دشمن اطلاعات نظامی دهد؟

بگذارید که در نادانی خود بمانند و از اشتباهات خویش آگاه نشوند که در صدد اصلاح آن برآیند.

بهتر است در جهل مرکب بماند.

ولی آن ها همچنان ادعا کردند که با حمله موشکی به این پایگاه، کل آمریکا ویران شده، صد و هشتاد نفر کشته شده اند و مرکز فرماندهی نظامی آمریکا در آن پایگاه نابود گردیده است.

بعد که دیدند سراپا دروغ گفته اند و پرزیدنت ترامپ اعلام می کند که هیچ سرباز آمریکایی کشته نشده، سپاهی امیرعلی حاجی زاده، همان کسی که امروز به گناه خود اعتراف کرد، می آید و ادعا می کند که “ما اصلا و از ابتدا قصد نداشتیم سرباز آمریکایی بکشیم” و بعد می افزاید: “مرحله دوم حمله را هم طراحی کرده بودیم و می توانستیم پانصد سرباز آمریکایی را بکشیم و در مرحله سوم قادر بودیم پنج هزار نفر آن ها را رهسپار وادی مرگ سازیم”.

این ها همه اظهاراتی است که از نادانی و نابخردی افرادی حکایت می کند که از سپاهیگری و فن جنگ چیزی نمی دانند و باورشان آن است که با پرگویی و زیاده گویی، می توانند به مقام قهرمانی برسند و دنیا را بترسانند.

حاجی زادۀ فن جنگ نیاموخته، نمی دانست که اگر در حمله اول سرباز آمریکایی کشته می شد، پیش از آن که مرحله دوم را بتوانند آغاز کنند، با حمله متقابل آمریکا روبرو می گردیدند و پیش از مرحله سوم، دیگر اثری از خود آن ها نمی ماند که بتوانند پنج هزار سرباز آمریکایی را هلاک کنند.

اگر پای فردای ایران و سرنوشت ایرانیان مطرح نبود، شاید می شد این یاوه سرایی ها را نوعی کمدی هجو تلقی کرد و با بی اعتنایی از کنار آن گذشت.

ولی مساله در آن است که آنان با این گرایش ماجراجویانه، دارند ایران را به سوی نابودی پیش می برند و کوچکترین اهمیتی نیز برایشان ندارد.

خامنه ای می گوید “بله، یک سیلی را زدیم، ولی این همان انتقامی نیست که وعده داده بودیم” و حسن روحانی، آن کلید دار بازار کذب و فریب نیز می گوید که پیکار ایران تا خروج کامل نیروهای آمریکایی از عراق ادامه خواهد یافت و فرمانده سپاه پاسداران تهدید می کند که نیروهای آمریکایی در عراق باید خود را برای تحمل ضربات سنگین تری آماده سازند.

ولی دستگاه دیپلماسی رژیم ایران می آید و عملا می گوید که سران حکومت دروغ گفته اند و حملات دیگری در پیش نیست و با موشک باران کردن پایگاه آمریکایی در عین الاسد، حساب تسویه گردیده و پرونده بسته شده است.

اما ظریف وقتی می بیند حرفی زده که مشت یاوه سرایان حکومتی را باز کرده است، می آید و اضافه می کند که “البته پیکار تا خروج کامل سربازان آمریکایی از عراق ادامه خواهد یافت، اما به شیوه های دیپلماتیک و مسالمت آمیز”.

در هر حال، رژیم ایران کشور عراق را ملک مطلق  خود تلقی می کند و برای مردم عراق تعیین سرنوشت می کند – و این در حالی که خود مردم عراق خواهان خروج همه عوامل مزدور جمهوری اسلامی نیز از کشورشان هستند و کنسولگری های رژیم را نیز به آتش می کشند.

مرتبا تهدید می کنند که اسرائیل را با یک فوت نابود خواهند کرد و آخوند مجتبی ذوالنور هم دوباره می گوید که اگر آمریکا به رژیم ایران حمله کند، آن ها اسرائیل را به آتش خواهند کشید.

در اوج نادانی، تصور می کنند که اسرائیل یک تکه هیزم خشکاست، غافل از این که پنجاه سال اعراب کوشیدند اسرائیل را نابود کنند و در همه جنگ ها شکست خوردند و اسرائیل پیروز شد.

دونالد ترامپ، پدرانه به آن گفته بود که در همه جنگ ها شکست خورده اند، حالا بیایند راه مسالمت و مذاکره را در پیش گیرند. ولی کو گوش شنوا؟

عرصه ماجراجویی آنان و اوج نادانی و نابخردیشان به نقطه ای میرسد که بی اعتنا به وضع مالی و اقتصادی کشور، نه تنها ماجراجویی های برون مرزی را متوقف نمی سازند، بلکه بر گستره آن می افزایند و بودجه سپاه پاسداران و نهادهای تبلیغات اسلامی رژیم را افزایش می دهند و حقوق آخوندها را بالا می برند و اصلا درک نمی کنند که مردم هم باید نانی برای خوردن داشته باشند و کشور هم به نگاهداری و مواظبت نیاز دارد که آن هم بودجه خود را می طلبد.

به چنان حضیض ذلت و بی پولی رسیده اند که  به پیمانکارانی که پروژه های عمرانی در کشور را اجرا کرده اند، می خواهند به جای پولی که ندارند، نفت بدهند – یعنی همان کالایی را که زیاد دارند و مشتری ندارد!

یک لحظه از خودشان نپرسیده اند که یک مقاطعه کار با پانصد هزار بشکه نفتی که حاضرند به او بپردازند، چکار می تواند بکند؟ آیا روی دوشش بگذارد و گیوه به پا کند و این کشور و آن کشور بروند و مانند دلالان دوره گرد، بکوشد مشتری پیدا کند؟ تازه تخفیف کلان هم بدهد؟

تا دیروز به پیمانکاران، که دولت قادر به پرداخت پول آن ها نبود، زمین های دولتی را واگذار می کردند. بعد کفگیرشان آنقدر به ته دیگ خورد که اموال دولتی را به حراج گذاشتند که پول پیمانکاران را بپردازند و حالا نفت به آن ها پیشنهاد می کنند.

خودشان را مسخره کرده اند و آبروی خود را در بازار به حراج گذاشته اند.

همگان می دانند که چقدر مرگ و میر در کشور زیاد شده است.

سکته قلبی دارد نسل جوان ایران را بر می اندازد.

نیمی از مردم ایران به افسردگی روانی دچار شده اند.

تن فروشی و بچه فروشی و کلیه فروشی به اوج رسیده است.

بارها از زبان ایرانیان شنیده ایم که آرزو می کنند یک کشور خارجی بیاید بر سر مملکتشان بمب بریزد و همه را نابود کند – می گویند: از این زندگی پر رنج خسته شده ایم – به جان آمده ایم.

و در اوج این وانفسا، فرماندهان سپاه پاسداران مژده می دهند که با حمله موشکی به پایگاه عین الاسد و در انتقام قتل قاسم سلیمانی، پروسه نابودی آمریکا را آغاز کرده اند.

بدانید و با شنیدن این مژده، شادی کنید. پروسه انهدام آمریکا را حکومت ایران آغاز کرده است.

اگر با این تبحر و استادی توانسته اند ایران را ویران کنند، چرا به هوس نیافتند که چنین خدمت بزرگی را در حق ابرقدرت جهان نیز انجام دهند؟

اورشلیم – شنبه ۲۱ دیماه ۱۳۹۸ خورشیدی، ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰ میلادی