خانه >> مقالات >> توطئه علیه مهدی خلجی و بانو، از اول اوت ۲۰۱۸ شروع شد، نه در چند هفته ی اخیر!؛ ف. م. سخن

توطئه علیه مهدی خلجی و بانو، از اول اوت ۲۰۱۸ شروع شد، نه در چند هفته ی اخیر!؛ ف. م. سخن

دست سرنوشت را نگاه کن! قدیم ها که ما زیاد فیلمفارسی نگاه می کردیم و پاتوق مان سه راه شاه و سینما آسیا و نیاگارا و این ها بود، با موضوعات سرنوشتی، خیلی ارتباط نزدیکی داشتیم و وقوع اتفاقات سرنوشت ساز برایمان عجیب نبود!

مثلا فردین، عشق اش آذر شیوا را گم می کرد، بعد لیلا فروهر بر سر راه فردین قرار می گرفت و در نهایت فردین و آذر شیوا به هم می رسیدند.

یا آقای قارون زن اش را از خانه بیرون می کرد، بعد به ثروت و مکنت می رسید، بعد در حسرت از دست دادنِ زن اش عمر می گذراند تا به مرحله خودکشی می رسید و وقتی خودش را توی زاینده رود می انداخت (آخر آن موقع ها زاینده رود آب داشت و آدم می توانست خودش را توی آن غرق کند) باری وقتی خودش را توی زاینده رود می انداخت، پسرش که نمی دانست پسرش است او را نجات می داد و بالاخره آقای قارون به همسرش می رسید و فردین هم به عشق اش خانم فروزان!

امروز هم ما اتفاقی متوجه چیزی شدیم که می تواند برای آقای مهدی خلجی سرنوشت ساز باشد.

ما متوجه شدیم، توطئه های مالی علیه ایشان و خانم محترم شان، نه جدیدا، بلکه از اول ماه اوت ۲۰۱۸ آغاز شده، ولی بعدا اطلاعات منتشر شده، یکهو غیب شده است! سر نخ ماجرا هم به آقای محمد سهیمی که مطالب مختلفی از ایشان خوانده اید، وصل می شده که ایشان هم کم پیدا شده است!

خوشم می آید از آقای خلجی و قدرت ایشان که از همان سال ۲۰۱۸، که اولین خبرها مبنی بر اختلاس میلیون دلاری همسرشان انتشار یافته، زده کاسه کوزه ی خبررسانی را درب و داغان کرده و به همین خاطر خبر وحشتناک اختلاس، هنوز به دنیا نیامده مرحوم شده است!

آقای محمد سهیمی، در آن تاریخ یک چیزهایی بدون نام بردن از خلجی و بانو نوشته بود که ما نمی دانیم راست بود یا دروغ! او در متنی مفصل نوشته بود:
(آغاز نقل مطلب از آقای سهیمی)
«زن همکار سپاه و مورد تائید جنتی و احمدی‌نژاد یک میلیارد دلار دزدید و با یک مدافع اسرائیل ازدواج کرد… هدف این مقاله توصیف یکی‌ از موارد فساد در ایران، و ازدواج عامل اصلی‌ آن با یکی‌ از هواداران اسرائیل میباشد. تمامی آنچه که در زیر میاید مستند است و مدارک آن موجود میباشد. به دلائل روشن نام اشخاص اصلی‌ در حال حاضر ذکر نمیشوند…. وقتی‌ محمود احمدی‌نژاد با کمک سپاه و مجتبی خامنه‌ای در سال ۱۳۸۴ به ریاست جمهوری رسید، دولت او خبرگزاری جدیدی را تاسیس کرد. مدیر این خبرگزاری یک خانم بود، و در انتخابات مجلس در سال ۱۳۸۶ یکی‌ از کاندیدا‌های یکی‌ از تندرو‌ترین گروه‌های بنیاد گرا برای تهران بود، که در لیست نامزد‌های آن بسیاری از چهره‌های افراطی و افسران و سرداران سپاه نیز حضور داشتند. احمد جنتی، سلطان شورای نگبان نیز “صلاحیت” این خانم را تائید نمود، ولی‌ ایشان انتخاب نشد. این خانم بعد[ها] وارد کار‌های تجارتی شد و با یک شرکت پتروشیمی سپاه برای کمک به صادرات آن کار میکرد . این شرکت همه مواد خام را از دولت با قیمت‌های پایین دریافت می‌کند، و محصولات خودرا به خارج صادر می‌کند. قانونا ارز حاصل از صادرات میبایست به خزانه دولت باز گردد. ولی‌ این ارز به حساب شخصی‌ این خانم در خارج ریخته شد و پس از مدتی‌ به مبلغ هنگفتی تبدیل شد، ولی‌ به ایران بازنگشت. خود ایشان هم از ایران گریخت و اکنون تحت تعقیب میباشد . پول دزدیده شده دستکم ۷۰۰،۰۰۰،۰۰۰ یورو، و احتمالا تا ۱،۵۰۰،۰۰۰،۰۰۰ یورو میباشد. پر واضح است که این زن همدستانی نیز داشته است. ولی‌ ماجرا به اینجا ختم نشد. این خانم که در ایران دارای همسر و فرزند هم بود، با فردی که شهروند آمریکا و مدافع اسرائیل است ازدواج کرده است. این آقا که درباره فساد در ایران مینالد، مخالف برجام بود، و برای “توجیه” تلاش‌های گوناگون اسرائیل بر ضد کشور درباره “احیای امپراطوری ایران” در خاور میانه در صورت امضا برجام هشدار داد، ‌ با خانمی که دستکم حدود ۱،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ دلار از پول مردم ایران دزدیده است، ازدواج کرده است…»
(پایان نقل مطلب از آقای سهیمی)

این مطلب در گوشه ی ذهن ما بود ولی یادمان نمی آمد کجا آن را خوانده ایم. این ور را بگرد، آن ور را بگرد، یهو زد یاد آقای سهیمی افتادیم. آیا آقای سهیمی که به شدت ضد اسراییلی است چنین چیزهایی نوشته بود؟ یا ما داریم واسه خودمان هذیان می گوییم؟

رفتیم سراغ فیس بوک آقای سهیمی، دیدیم اِ! حدس ما درست بوده و آقای سهیمی چنین مطلبی در آن تاریخ نوشته و «خبرنامه گویا» آن را بازنشر کرده. کلیک کردیم بر لینک «گویانیوز»، دیدیم خبری از خبر مزبور نیست!

615A0EC2-DEB9-413A-98E1-57FEB487F9FC.jpeg

یعنی چه؟! چطو شده که خبر بدون اسم آقای خلجی و بانو، که دقیقا همین اتفاقات مطرح شده امروز را بازتاب می داد در خبرنامه نیست؟!

والله چه عرض کنم! …