خانه >> مقالات >> برپایی ستاد فرماندهی ارتش اسرائیل علیه ایران، مرا دل چرکین کرد! منشه امیر

برپایی ستاد فرماندهی ارتش اسرائیل علیه ایران، مرا دل چرکین کرد! منشه امیر

از شنیدن این خبر که ارتش دفاعی اسرائیل یک “ستاد فرماندهی ایران” برپا می کند، بسیار دلگیر شدم.
چگونه ممکن است دو کشور باستانی، با فرهنگی که در هم آمیخته است، امروز چنان رو در روی یکدیگر قرار گرفته اند که این یک، آن یک را به نابودی تهدید می کند و آن یک برای دفاع از خویش ستاد ویژه برپا می سازد؟

چگونه ممکن است سرزمینی را که کورش کبیر به یهودیان ارزانی داشت، و به آنان گفت به سرزمین پدری باز گردید و بیت المقدس خویش را از نو بنا کنید، امروز حاکمانی دارد که علنا می گویند که می خواهند اسرائیل را نابود کنند و سرزمین آن ها را به گروهی بدهند که می گویند “همه آن مال ماست، و جایی برای شما وجود ندارد»؟

چگونه است که فرمانده کل سپاه جنگی آنان به نخست وزیر اسرائیل توصیه می کند برود شنا یاد بگیرد، زیرا وقتی که حمله را آغاز کنند، یک راه فرار برای اسرائیلیان باقی می ماند و آن راه دریاست؟
اینان کیستند که دائما بر طبل جنگ می کوبند و این گونه رجز خوانی می کنند؟

بی تردید، آنان ایرانی نیستند، انسان نیستند و جز ستیز و کشتار چیز دیگری نمی دانند و هنر دیگری ندارند!
فرهنگ یهود با فرهنگ ایرانی در هم آمیخته است.
یهودیان از ایرانیان چیزهای بسیار آموختند. برخی باورهای مذهبی، از دین زرتشت به یهودیت رسید.
زبان عبری سرشار از واژه هایی است که ریشه در زبان پارسی میانه دارد.

روی درهای بزرگ دروازه اورشلیم، خاستگاه ملت یهود، نقش برجسته شهر شوش دیده می شد که روزگاری پایتخت ایران زمین بود.
زیرا پادشاه دادگستر ایران بود که یهودیان را در آغوش مهر ملت ایران گرفت و یهودیان، در شهر شوش و در

سراسر ایران زمین زندگی مرفه و شکوفایی داشتند، تا روزی که به سرزمین پدری بازگشتند و به خودفرمانی دوباره رسیدند.

سربازان یهودی در ارتش شاهنشاهی ایران در دوران هخامنشیان بودند که در خط مرزی با امپراطوری مصر مستقر شده بودند، تا مبادا مصریان بخواهند به امپراطوری ایران تعرضی کنند.

روزی که اسکندر مقدونی قصد حمله به ایران را داشت و از رعایای یهودی خود در سرزمین اسرائیل خواستار شد که بخشی از آذوقه سربازان یونانی را برای حمله به ایران تامین کنند، خاخام اعظم یهودیان، با به خطر انداختن جان خود، پاسخ رد داد و به اسکندر پیام فرستاد که یهودی هرگز بر ایرانی شمشیر نخواهد کشید و به سرباز مهاجم یونانی، در راه حمله به ایران آذوقه نخواهد رساند.

این بود مهر ایران زمین به یهودیان و این بود سپاس یهودیان به مهر ایرانیان  و حالا بی سروپایی، ماجراجویی مانند حسین سلامی می آید و به یهودیان می گوید که خیال داریم شما را در سرزمین پدریتان نابود کنیم و بهتر است از راه دریا پا به فرار گذارید و جان خود را نجات دهید.

به دوران معاصر بازگردیم: از شصت سال پیش که ایران در راه تمدن جدید پای نهاد و رشته اصلاحات اساسی به نام انقلاب سفید آغاز گردید، اسرائیل با خلوص نیت و آمادگی بی شائبه، همه تجربیات خویش را در راه آبادانی ایران، از کشاورزی و آبیاری تا پزشکی و دانشگاهی و حتی امور امنیتی و نظامی در اختیار مردم ایران گذاشت.

در دشت قزوین، هنگامی که زلزله ویرانگر رخ داد، کارشناسان اسرائیلی بودند که آن جا را از نو آباد کردند و خانه هایی ساختند که با گذشت شصت سال، هنوز در برابر زلزله مقاوم هستند.

با همکاری اسرائیل بود که ایران توانست نقشه شوم جمال عبدالناصر فرمانروای زیاده خواه آن زمان مصر را به هدف تسلط بر خوزستان ایران خنثی سازد.

با همکاری با اسرائیل بود که ایران توانست بر حاکمان کودتایی عراق بقبولاند که خط مرزی در اروند رود از میان آن می گذرد و این آبراه که اعراب شط العرب می خوانند، تنها به عراق تعلق ندارد، بلکه نیمی از آن مال ایران است.

در دوران همکاری سازنده بین ایران و اسرائیل بود که صدام حسین، در مقام معاون رئیس جمهوری عراق، و در واقع در نقش حاکم بغداد، آن را امضا کرد و در ایام ستیز رژیم به اصطلاح اسلامی ایران با اسرائیل بود که صدام، خاک ایران زمین را مورد حمله قرار داد.

آیا اگر دوستی طبیعی بین دو کشور ایران و اسرائیل همچنان برقرار بود، صدام چرا جرات حمله به ایران را پیدا می کرد؟

در آن دوران، اعراب نه تنها می خواستند اسرائیل را نابود کنند، بلکه در پی آن بودند که بخشی از خاک زرخیز و نفت خیز ایران را از آن خویش سازند.

اسرائیل و ایران تنها دو کشوری در همسایگی این اعراب بودند که عرب نژاد نبودند، زبانشان عربی نبود، فرهنگشان عربی نبود و حتی دینشان عربی نبود. اسرائیلیان یهودی هستند و ایرانیان اکثرا اهل تشیع می باشند و این در حالی که اکثر اعراب سنی مذهب هستند.

ایران و اسرائیل دو دوست طبیعی بوده و هستند و اکنون یک حکومت بیگانه پرست می آید و اسرائیل را به نابودی تهدید می کند و ارتش اسرائیل ستاد فرماندهی علیه آن برپا می سازد تا این اروی پلید نا انسان هایی را که بر سرزمین پاک ایران چیزه شده اند، خنثی کند.

خودشان می دانند که اگر خدای ناکرده، شمشیر دفاعی اسرائیل از نیام بیرون آید، چه ضربات سنگینی بر آنان وارد خواهد شد.
امیدواریم که هرگز چنین نشود و هیچگاه به چنین لحظه ای نرسیم.

آنان در حالی به کینه توزی و ستیزه خویی روی آورده اند، که کشورهای عرب پس از نیم قرن دشمنی و جنگ، به درستی دریافته اند که اسرائیل نه تنها دشمن اعراب نیست، بلکه می تواند دوست خوبی برای آنان و همگان باشد.

مصر، رهبر آن زمان اعراب و بزرگترین کشور عربی، نخستین حکومتی بود که دست دوستی اسرائیل را فشرد و با مردم این سرزمین پیمان آشتی امضا کرد.
اردن دومین همسایه عرب بود که با اسرائیل پیمان دوستی بست.
اسرائیل با لبنان هرگز خصومتی نداشته و با عربستان و امارات نیز هرگز در ستیز نبوده است.

ولی رژیم ایران که همیشه می خواهد عقربه زمان را به پس بازگرداند، خود را پیشگام شعار نابودی اسرائیل قرار داده و سازمان های ترور عربی و اسلامی را به مزدوری و بیگاری گرفته تا شاید به نیت ناپاک خود که تسلط بر خاورمیانه است برسد – آرزویی که سران آن حکومت، بی تردید به گور خواهند برد.

آن نامردمان، در ایجاد تنفر نسبت به اسرائیل تا آن جا گام برداشته اند که علنا راه یهودستیزی در پیش گرفته اند و تظاهرات دانش آموزی برپا می سازند و روی پلاکاردها می نویسند “ما قاتل یهودیم”! آن کس که ایرانی واقعی است، نه قاتل یهود است و نه قاتل هیچ انسان دیگر.

اساس باور و فرهنگ ایرانیان بر مهر نهاده شده است. بروید و ادبیات ایران در دوران پیش از عرب را بخوانید و ببینید که همه آن سرشار از عشق و لبریز از مهر است.
بروید و سر شرم بر دامان نهید و از این شیوه پلید دست بردارید.
ایرانی باشید و ایرانی بیاندیشید.
انسان باشید و در راه انسانیت گام بردارید!

اگر ارتش اسرائیل ستاد فرماندهی علیه ایران برپا می سازد، و من دل چرکینم که چرا باید به چنین روزی برسیم، به خاطر آن است که رهبران اسرائیل دشمن را ضعیف و بیچاره نمی اندیشند و با جان شهروندان خود بازی نمی کنند و خود را برای هر احتمالی آماده می سازند.

آنانی که بر جان و مال شهروندان گماشته شده اند، باید چنین باشند!
اما آرزو میکنم که این ستاد فرماندهی هرچه زودتر برچیده شود و در آینده ای نه چندان دور، دیگر نیازی به آن نباشد. زیرا روزی که ملت ایران سرنوشت خویش را به دست گیرد، مهر باستان را دوباره آئین خویش خواهد ساخت.
آرزو کنیم که چنین شود، و چنین نیز خواهد شد!

اورشلیم – شنبه ۲۶ بهمن ماه ۱۳۹۸ برابر با ۱۵ فوریه ۲۰۲۰