آخرین خبرها
خانه >> مقالات >> آیا جز جنگ یا استحاله گزینه دیگری باقی مانده است؟ کورش عرفانی

آیا جز جنگ یا استحاله گزینه دیگری باقی مانده است؟ کورش عرفانی

از اولین روزهای سال جدید رویدادهایی در کشور به وقوع پیوسته که شتاب بالایی را به سوی تحولی مهم در ایران نشان می دهد. به برخی از آنها توجه کنیم:

  • بروز سیلی که زندگی ۱۲ میلیون را به هم ریخته و تا همین جا معادل یک سوم از درآمد نفت پیش بینی شده در سال 98 خسارت وارد کرده است.
  • آشکار شدن ضعف، ناتوانی و آشوب دستگاه دولتی در مدیریت بحران سیل که خشم آشکار مردم را برانگیخته و زنگ های خطر امنیتی را به صدا درآورده است.
  • سپاه پاسداران در لیست تروریستی قرار می گیرد و تابع این تصمیم وجود و منافع آن در ایران و منطقه به خطر می افتد.
  • ورود نیروهای شبه نظامی تحت امر نیروی قدس سپاه به ایران تحت پوشش یاری به سیلزدگان و بعد آرایش امنیتی آنها در شهرهای مختلف کشور تحت فرماندهی سردار قاسم سلیمانی.
  • فرمانده ی سپاه تعویض می شود و نوعی از جابجایی شتاب زده و هراسناک در سطوح بالای این نیرو به جریان می افتد.
  • آمریکا دیگر تعلیق تحریم خرید نفت از ایران را تمدید نمی کند. درآمد از نفت به سوی هیچ می رود.
  • و فردا…

با وجود اهمیت بالای خود، این رویدادها هنوز پیش لرزه هایی است که در طول یک ماه اول سال نظام را دچار شوک کرده و باید دید در ماه دوم تا دوازدهم امسال زلزله ی اصلی کشور چه موقع بروز خواهد کرد.

نگارنده چندی پیش در مقاله ای پیش بینی کرد که سال ۹۸ سال «پایان فرار رژیم از انتخاب سرنوشت» باشد. اینک فقط یک ماه از سال گذشته آثار حرکت به سوی یک چنین اجباری می رود که به واقعیت سیاسی کشور تبدیل شود. اما انتخاب های رژیم کدام است:

۱) رودرویی با آمریکا و متحدانش و آغاز یک برخورد نظامی در سطح ملی و منطقه‌ای با سنگین ترین هزینه‌ها برای ایران و ایرانی.

۲) یک جراحی عمیق در ساختار نظام و تبدیل شدن به یک رژیم بی هویت استحاله شده و در خدمت منافع استراتژیک آمریکا.

حتی اگر بخواهیم از سیاه و سفید و مطلق نگری هم پرهیز کنیم، تصور این که با این شتاب از وقایع، شانس دیگری به عنوان انتخاب سوم مطرح باشد ناممکن و یا بسیار دشوار است. به طور مثال این که شرایط بدون تغییری مهم همین طور ادامه پیدا کند و منتظر زمان شویم تا شاید در یک روند خودبخودی یا برمبنای قضا وقدر یا معجزه اتفاق خاصی برای رژیم نیافتد. کمتر کسی است که بخواهد واقع گرا باشد و به گزینه ی سومی از این دست بیاندیشد.

بنابراین از این پس می توان رویدادهای مهم داخلی و خارجی در پیوند با ایران را در راستای تقویت یکی از دو سناریوی بالا قرائت کرد. به طور مثال همین دو رویداد آخر: انتخاب سردار حسین سلامی، به مثابه یک سردار تهدیدگر به عنوان فرمانده ی سپاه. یا این گزینش برای تقویت سناریو رویارویی با آمریکا و متحدانش است و یا برای تخلیه گفتاری رادیکالیسم سپاه و همزمان در پشت پرده، تلاش برای جلب نظر آمریکا از طریق مذاکره و با هدف سازش و حفظ روایتی از نظام جمهوری اسلامی.

از آن سوی، تصمیم آمریکا برای عدم تمدید تعلیق تحریم خرید نفت می تواند از یک سو به معنای تشدید عمدی خطر رویارویی نظامی در خلیج فارس تعبیر شود و از طرفی، ابزار فشار بیشتر برای کشاندن حکومت ایران به پای میز مذاکره.

با یک چنین دستگاه تحلیلی می توان تصمیمات و موضع گیری ها و اقدامات بازیگران داخلی و خارجی را مورد ارزیابی قرار داد و دید که هر یک از آنها، «خواسته» یا «ناخواسته»، کدام یک از این دو امکان را تقویت یا تضعیف می کنند. این ابزار سنجشی است که از طریق آن می توان تلاش قدرت هایی مانند آمریکا، عربستان، اسرائیل و نیز نهادهایی مانند بیت رهبری، سپاه و ریاست جمهوری را در هر یک از این دو راستا بررسی کرد. هم چنین، همین ابزار برای مطالعه و درک رفتارهای تشکل های سیاسی داخل و خارج از کشور و اپوزیسیون قابل استفاده می باشد.

در این میان می ماند نقش مردم. به راستی مردم ایران کدامیک از این دو مورد را ترجیح می دهند؟ برای پاسخ به این پرسش دو روش موجود است: یا می توان به طور ذهنی و غیر مستند نظر مردم را متمایل به یکی از این دو بدانیم. یا به طور عینی و با مشاهده ی رفتار و واکنش مردم نسبت به موقعیت فعلی دریافت که کدام یک از این دو گزینه برایشان مطلوب تر است.

نگارنده بر این باور است که همه ی ما ایرانیان باید خود را برای این دو سناریو آماده سازیم تا نگذاریم که کشور به طور ریشه ای و درازمدت از شانس استقرار یک حکومت مدافع منافع ملی محروم شود. هم دشمنان ایران در کمین فرصت برای به راه انداختن جنگ و نابودسازی فیزیکی ایران هستند و هم نیروهای فرصت طلب و چرخ پنجم های درون نظام، آماده ی خدمت گذاری بی چون و چرا به ارباب جدید منطقه. در عین حال

با وجود خط بندی مشخص و متمایز میان این دو گزینه ی غیر قابل پرهیز برای رژیم، گزینه ی سومی، اگر باشد، در بیرون از رژیم شکل خواهد گرفت. و آن این که بازیگران اجتماعی و سیاسی داخل کشور و تشکل های سیاسی اپوزیسیون در خارج از کشور اراده کنند که ایران نه اسیر برخورد نظامی و تخریب زیربنایی و خطرناک شود و نه به مسیر استحاله ی رژیم برای قربانی کردن کشور زیر پای شرکت های اقتصادی و پایگاه های نظامی آمریکا. راه سوم، نجات ایران از شر رژیم حاکم برای برپاساختن یک کشور آزاد و متکی به خود است. یک ایران آزاد و آباد و دارای یک جمهوری دمکراتیک و لائیک. تا دیر نباشد، انتخاب با ماست. فراموش نکنیم که رژیم ضد بشری در ضعیف ترین موقعیت عمر ننگین چهل ساله ی خویش گرفتار آمده است. در این راه ما انسان مداران و میهن دوستان نیاز به دو عنصر داریم: خودباوری و سازماندهی.