<--! cws 1 --> <--! cws 2 --> آقایان اپوزیسیون! لطفا فردا از بچه ها گله نکنید!؛ ف. م. سخن – Kanal Yek TV

آقایان اپوزیسیون! لطفا فردا از بچه ها گله نکنید!؛ ف. م. سخن

یکی دو عکس از میرحسین موسوی که اخیرا در سطح اینترنت منتشر شده، تاثر دوستداران او را بر انگیخته است.

میرحسین که معروف به «نخست وزیر محبوب امام» است و در سال ۸۸ وعده ی بازگشت به دوران «طلایی» امام را می داد، نه تنها آرای کثیر ریاست جمهوری اش توسط خامنه ای از میان رفت و جای او را «احمدی نژاد» که نظرش به نظر سید علی نزدیک تر بود گرفت، بلکه به شکلی نامتعارف همراه با همسرش و آقای کروبی به حصر انداخته شد که این حصر که در واقع «حبس»ِ غیر رسمی ست تا این لحظه ادامه دارد.

من نمی دانم در ذهن موسوی «امروز» چه می گذرد و آیا همچنان خواهان حفظ جمهوری اسلامی «امام» هست یا نه، ولی مقاومت او حتی به عنوان یک «پیرو خط امام» و آرمان های کذایی اش، قابل تقدیر است. در ایرانی که هیچ اثری از مقاومت و پایداری بر سر عقیده باقی نمانده و اهل سیاست هر روز به رنگی در می آیند این مقاومت -حتی اگر از جانب دشمنان مردم باشد- به آن ها درس پایداری و اخلاق سیاسی می دهد.

اما سخن من با اپوزیسیون بی یال و اشکم و کوپال است که درست که بنگریم، انگار اصلا وجود ندارد و چند جمع کم تعداد، در حلقه های بسته ی خود آن هم در خارج از کشور مشغول به سر و کله زدن های تئوریک و سیاسی هستند. اگر نام این ها را بتوان «تشکل های» اپوزیسیون گذاشت، باید گفت که وضع شان از دو حال خارج نیست:

-یا واقعا تلاش می کنند ولی قدرت جمع کردن مردم را ندارند

-یا تلاش شان واقعی نیست و مشغول ایفای نقش هستند تا روزی که مردم خودشان با شورش های کور طومار حکومت اسلامی را در هم پیچند و آقایان -که منظورم اشاره به افراد است و مساله ی جنسیتی نیست- با کاروانی از هواپیماهای ۷۴۷ وارد ایران شوند و بر سر دست مردم، به کاخ های مختلف برده شوند.

این که برخی مرتب از سوریه ای شدن و کلنگی شدن ایران سخن می گویند و اظهار نگرانی می کنند، تنها در چنین شرایطی می تواند رخ دهد که چنین مباد.

باری آقایان اپوزیسیون که به گاه انتخابات، مثل اصلاح طلبان، از حالت کرختی بین دو انتخابات در می آیند و شروع می کنند با صدای بلند «تحریم»، در مقابل صدای بلند اصلاح طلبان که دعوت به حضور در انتخابات می کنند خودی نشان دهند، فردا گله نکنند که مثلا فلان گروه از جوانان -با وجود تمام فجایعی که از دولت های اصلاح طلب دیده اند- چرا رفته اند با جان و دل از فلان نامزد اصلاح طلب دفاع کرده اند یا اگر هم دلزدگی و نفرت شان از اصلاح طلبان به قدری بوده است که در انتخابات حضور نیافته اند، اگر روزی روزگاری میرحسین از حصر به در آمد به خاطر آزادی اش خیابان ها را پر کرده اند.

هیچ گلایه ای از این نوع مسموع نیست. بچه های ایران اگر چنین کنند هیچ جای شکوه و شکایتی نخواهد بود.

همان طور که آقایان اپوزیسیون، بعد از جلسات مکرر و طولانی، به خاطر رفع خستگی، می روند و از نعمت های مادی موجود در غرب بهره مند می شوند، جوان های ما هم حق دارند که بخواهند حتی با پیمودن راه بی ثمر، دنبال زندگی کم مشقت تری باشند. اصلاح طلبان که هر بار بر سر کار آمدند بر میزان مشقت های اجتماعی افزوده شد. شاید حتی عده ای فکر کنند که اگر دولت نوکر و حلقه به گوش رهبر، بر سر کار بیاید از میزان کارشکنی ها کاسته شود و حداقل وضعیت با ثبات تری به وجود بیاید.

قطع امید کردگان هم شاید تغییر و بهبود اوضاع را در بر روی کار آمدن موسوی جست و جو کنند.

به هر حال آن که هیچکاره بوده و هیچکاره خواهد ماند، اپوزیسیونی ست که ۴۰ سال با یک نت تکراری بر طبل تحریم کوبیده و فکر می کند که مردم ایران به فرمان تحریم یا عدم تحریم او چشم دوخته اند.

به هر حال اگر دیدید جوانان عاصی شده ی ایران، به راه غلط و بی ثمر پا می گذارند، گناه آنان نیست؛ گناه شماست که حتی توانایی برگزاری یک نشست همگانی از موثران اپوزیسیون و خواهندگان بر افتادن حکومت اسلامی ندارید.

022112.jpg