خانه >> مقالات >> آشنایی با یک “تابلوی سیاسی”! کوروش گلنام

آشنایی با یک “تابلوی سیاسی”! کوروش گلنام

چه پیش آمده؟

در این روزهای سخت و سرنوشت ساز برای مردم ایران، نگارنده کوشش کرده است که از برخورد با کسانی که در نما و در جامه اپوزیسیونِ بیرون از ایران، جلوه گری می‌کنند، ولی با گفتار و رفتارِ خود، خواسته یا نا خواسته، آب به آسیابِ خونین حکومت اسلامی می‌ریزند، خود داری کند و همه نیرو را در جهت یاری به میارزانِ درونِ کشور که بیشترین بار سختی‌ها و رنج‌ها را بر دوش دارند، بکار برد ولی گویا شدنی نیست! مخالفت خوانی هایِ هیستریک، بی پایه و از سر بی دردی و دوری از میدان مبارزه با دو گروه ۱۴ تن رزمنده در ایران، نیاز به روشنگری و پاسخ گویی دارد تا شایعه پراکنان و تهمت زنان بدانند که هم مردم و کوشندگان در ایران هُشیار هستند و دُچار دلسردی نمی‌شوند و هم در بیرون از ایران هستند کسانی که در اندازه توان خود، در راه یاری به این هم میهنان کار و کوشش می‌کنند همچون “کمیته پشتیبانی از این دو گروه ۱۴ تن” که در همین زمان کوتاه تا آنجا که توانسته‌اند تلاش کرده و در آخرین بیانیه، آن‌ها خبر از تشکیل کمیته‌های گوناگون، از آن میان کمیته ترجمه و گردآوری یاری هایِ مالی داده اندکه بسیار دارای اهمیت است. تا کنون بیش از ۷۵۰ تن همراه با کمیته پشتیبانی هستند که امیدوار باشیم که شمارِ آنان افزایش یابد.

مفهوم” تابلو شدن” چیست؟

این اصطلاحی است عامیانه که می‌تواند کاربردهای گوناگون داشته باشد. برای نمونه یکی “خودنمایی” است به هر شکلی برای اینکه خود را در دیدِ دیگران قرار دادن و توجه را به خود جلب کردن، یا کار و رفتاری که خارج از عرف باشد و طرف را انگشت نما یعنی”تابلو” کند.
هیچ دلم نمی‌خواست این اصطلاح عامیانه را در باره کسی که بنا به گفته خودش بیش از پنجاه سال پیشینه مبارزاتی در حزب توده و فدایی دارد، بکار برم ولی رفتار و گفتار پُر نخوتِ ایشان چنان است که گویا هیچ کس دیگری جز ایشان، فهم و درکِ اجتماعی ـ سیاسی ندارد و “آنچه خوبان همه دارند”* ایشان تنها دارند!
آقای حشمت رئیسی اسبش را زین کرده است و به تاخت علیه بیانیه دو گروه ۱۴ تن مبارز در ایران، آماری نیست ولی بی گمان شمار زیادی پیرو دارند، یک آن از سم پاشی، تهمت و افترا علیه آنان کوتاه نمی‌آید. در راه تهمت زدن تا آنجا پیش می‌رود که آنان را مشکوک و حتا دست امنیتی‌ها و بیگانه را پشت آن‌ها می‌بیند. چه شهامتی دارد این پیرِ مبارز! اکنون بپرسید: جناب سندت کجاست؟ بر چه مبنایی چنین تهمت‌های ویرانگری به کسانی که در میدان مبارزه و زیر شدیدترین فشارها و تهدیدها هستند، وارد می‌آورید؟ جز پُر گویی و آسمان و ریسمان بهم یافتن، توهین و برخوردهای تند و عصبی و تکیه بر دانش و پیشینه سیاسی خود که همه “گونه اش” را دیده است، پند و اندرز که آقا جان حزب و تشکیلات باید باشد و… چیزی دریافت نمی‌کنید! با این همه ادعا، توانایی درک این موضوع ساده را ندارد که مگر در این چهل سال ایرانِ ولایت زده زیر سایه امنیتی‌ها که دهها نخبه جامعهِ ایران را به بدترین شیوه‌ها ذبح اسلامی فرموده‌اند و یا شماری را در زندان‌ها با برنامه ریزی از میان بر داشته و یا آنان را در زندان با جلوگیری از درمان، دچار چنان بیماری‌های گوناگون کرده‌اند و آنان را چنان از نظر جسمی و روحی در هم شکسته‌اند، که دیگر حتا نایِ راه رفتن نداشته‌اند، امکان تشکیل حزب بوده است؟! آیا از کشتارهای دهه ۶۰ می‌توان بسادگی گذشت؟ با زنده یاد امیر انتظام به جرم شرافتمند بودنِ او، چه کردند؟ در خیزش ۸۸ “رإی من کو” چه بر سر مردم و جوانان آوردند؟ نگذاشته‌اند حتا خانواده‌ها براحتی بر سر مزار عزیزان از دست رفته خود بروند. حکومت از هر گردهمآیی هراس دارد آن وقت آقای رئیسی ادعا می‌کند باید حزب تشکیل داد! آقا بفرما چگونه باید این کار را کرد؟ شما که دانای کل هستید، راهنمایی بفرما! این حکومت از بر گزاری مراسمیِ کوچک برای زنده یادان مصدق و یا شاملو تا امروز جلوگیری کرده است؛ به کانونِ نویسندگان یا جبهه ملی که همه چهره‌ها و کارشان آشکار است، اجازه تشکیل جلسه‌ای ساده را نمی‌دهند و… دهها نمونه سرکوب دیگر. آیا امکان تشکیل حزب در ایران موجود بوده که کوشش نشده است؟ به مبارزی چون طبرزدی که بخش بیشتر این سال‌ها را در زندان گذرانده و از خانواده و فرزندانش به دور بوده است و یا محمد نوری زاد که با دلیری از گذشته خود سخترین انتقاد‌ها را کرده است و یک تنه کارهای بزرگی در ایران انجام داده است، به تحقیر یاد می‌کند! اینک شماری در برابر این زورگویی پایان ناپذیر سر بر آورده و از جان مایه گذاشته‌اند تا جان و نفسی در گورستانِ حکومتِ اسلامی بدمند و دیوارهای ترس را فرو بریزند. محالف باشید ولی شایعه سازی و تهمت چرا می‌زنید؟
ـ واژگونه دیدگاه نادرست شما آقای رئیسی، آن‌ها تنها بر علیه شخصِ خامنه‌ای نیستند که کل نظام دیکتاتوریِ اسلامی را هدف گرفته و نفی می‌کنند. ایا سخنان ساده را هم باید برای شما روشن کرد و توضیح داد؟ چرا در چشمِ حقیقت خاک می‌پاشید و چون از دایره مبارزه دور افتاده‌اید، جنجال بپا می‌کنید؟
من برای ارائه سند بر تهمت‌ها به مبارزان در ایران و دادن آمارهای بی پشتوانه ایشان لینک آخرین گفتگوی ایشان با چند تن را در کانالِ یکِ تلویزیونِ آقای شهرام همایون این جا می‌گذارم تا خوانندگان خود داوری کنند. ولی پیش از آن چند نکته را یادآور شوم:
۱ ـ مخالفت با هر برنامه، ایده و حرکتی حق هر کسی است. ایرادی به آقای حشمت رئیسی نیست که مخالف بیانیه‌های هر دو گروه ۱۴ تن باشند چون این حق ایشان است. مشکل اساسی شایعه سازی، تهمت زدن، امنیتی دانستن کس یا کسانی، دست داشتن منافع بیگانگان در این حرکت، حقیر شمردن مبارزان در درون ایران و دادن آمارهای بی پشتوانه است * *
بی آنکه پاسخ گو شوند که بر مبنای چه سندی چنین ادعاهایی می‌کنند؟ این در واقع یاری به حکومت اسلامی است و تنها کسانی را که خرسند می‌کند همین دستگاهِ مافیایی ولایی حاکم بر ایران است. حکومت اسلامی برای چنین اپوزیسیونِ شایعه سازِ بی مسئولیتی که باری از دوش آن‌ها بر می‌دارد، به امنیتی‌ها خط می‌دهد و کار آن‌ها را ساده تر می‌کند، هورا می‌کشد. چه اپوزیسیونی بهتر از این می‌خواهد؟
۲ ـ انتقاد از ایشان بدین معنا نیست که برخوردِ شخصی است و یا بخشی از سخنان ایشان درست نیست ولی چه سود که نتیجه گیری‌های ایشان به اندازه‌ای دور از واقعیتِ جامعهِ امروزِ ایران، آن هم از سوی کسی با پیشینه دراز مدت سیاسی است، که شگفت آور است! ایشان بسیار ادعای دمکراسی دارد ولی در همین گفتگو به ویژه در وقت سومِ سخنانِ ایشان، ساده ترین مورد، که رعایت وقت داده شده و نپریدن در میان گفته‌های دیگران است، را رعایت نمی‌کند و مجری برنامه بارها از او می‌خواهد که گفته‌هایش را به پایان ببرد که اندک توجهی نمی‌کند و نزدیک سه برابر وقتِ خود سخن می‌گوید.
۳ ـ زبان بسیار توهین آمیزی دارد و چون خود می‌اندیشد “عقل کُل” است، برای کسی احترامی دارا نیست، مگر چند تن که نام می‌برداز آن میان زنده یاد داریوش همایون.
۴ ـ در انتقاد‌های بی پایه و بسیار سطحی تا آنجا پیش می‌رود که پشتیبانی از این بیانیه‌ها را عامل تفرقه در اپوزیسون می‌خواند! چون خودش در اپوزیسیون برون مرز است، آن را بسیار دانا تر و با سوادتر از درون کشوری‌ها نامیده و ارزشی برای تهیه کنندگان بیانیه‌ها و مبارزان قائل نیست!
در لینک زیر، سخنان ایشان را به ترتیب می‌توانید در دقیقه‌های:
۹.۰۵ تا ۱۷.۱۷
۴۴ تا ۵۲
۱.۱۱.۰۵ تا ۱.۲۳.۳۰
و آخرین بخش از ۱.۳۹.۲۸ تا ۱.۴۵.۳۵
گوش کنید.
https://ch1.cc/

ـ برای این که با ایشان بهتر آشنا شوید می‌توانید به دهها لینک موجود در وبسایت ایشان یا برنامه‌هایشان در کانال یکِ آقایِ شهرامِ همایون مراجعه کنید. برای پایان این نوشته ولی لینک زیر را هم که مربوط به سال ۱۹۱۲ است، گذاشته‌ام تا فریادهای آقای رئیسی، خائن خواندن هم اندیشانِ دیروز خود، گله و شکایت‌های فراوان از پراکندگی که چرا به سوی اتحاد نمی‌رویم و.. را گوش کنید و شگفت زده بمانید که اینک که گام هایی جدی در ایران بر داشته شده، شماری از اپوزیسیون بیرون از ایران با دیدگاه هایِ گوناگون با آن همراه شده‌اند، چرا ایشان با این سرسختی و بی پایه مخالفت می‌کند و بدتر از از آن از هر گونه تهمت به آنان و پشتیبانان خود داری نمی‌کند!
اگر ۱۴ تن تهیه کنندگان بیانیه، نخست از آقای رئیسی درخواست می‌کردند که لطف کرده همراه شوند و آن‌ها را راهنمایی فرموده و زیر سایه دانش بی مرز و پایان خود بگیرد، امروز چنین بسادگی هر گونه تهمت و اهانتی بر آن‌ها روا نمی‌داشت و به محمد نوری زاد”فاشیست مذهبی” نمی‌گفت! پیشینه خود را نمی‌بیند که هنوز گرفتارِ انقلابِ اکتبر ۱۹۱۷ و در حسرتِ بلشویک‌های شکست خورده به سر می‌برد! نمی‌خواهد دریابد که محمد نوری زاد به چه کار بزرگی دست زده است. کار بزرگِ بریدن از “گذشته ایدئولوژیک خود”، برخورد منطقی و انتقاد بسیار سخت از خود و کوشش فراوان برای جبران آن گذشته نادرست. گذشته‌ای که بارها و بارها خود آن را زیر ذره بین نهاده، تفسیر کرده و محکومش دانسته است و چوبش را هم خورده است. کاری که از آقای رئیسی بر نمی‌آید.
آن‌ها که گرفتار چهارچوبِ یک “ایدئولوژی” بوده، زمانی در آن شک و تردید و اندیشه کرده و خواسته‌اند از آن چهارچوبِ تنگ نظرانهِ بیرون آمده باشند، باید سختی این مورد را فهمیده و ارزش کارِ بزرگِ نوری زاد را بهتر فهمیده باشند.
آقای رئیسی دست از تهمت زدن بر نمی‌دارد و ادعا می‌کند که نوری زاد خود را رهبر می‌داند. از میان کسانی که چنین ادعایی بر او وارد نیست، یکی همین آقای نوری زاد است.

حشمت رئیسی، سال ۲۰۱۲:

زیر نویس:
* ـ بر گرفته از مصرع دوم بیتی از شعرِ “ماه کلیسا” از استاد شهریار:
دگران خوشگل یک عضو و تو سرتا پا خوب
آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری.
** ـ مانند این که طبرزدی فراخوان گردهمآیی داده است و تنها سه تن رفته‌اند، یکی خودش و دوتای دیگر دوستانش! من که از چنین موردی آگاه نیستم. این چه زمانی بوده است و این آمار را ایشان از کجا آورده است؟