خانه >> مقالات >> آخوند چگونه فكر ميكند، بهداد جاودان

آخوند چگونه فكر ميكند، بهداد جاودان

متخصصين علم( Zoology يا حيوان شناسى )براي انكه به خصوصيات اخلاقي و رفتاري يك حيوان پى ببرند ماهها و بلكه سالها زندگي او را از تمام زوايا زير نظر مى گيرندو عكس العمل هاي رفتارى او را مطالعه مي كنند و در نهايت يك پروفايلِ كاملا منطبق با علم و دانش و برگرفته از سالها پژوهشِ خود را براى آن حيوان بخصوص مى نويسند كه بعدها در مجامع علمى و كلاسهاى درس مورد استفاده قرار مى گيرد . علاقمندان با مطالعه آن پروفايلِ بخصوص كه مثلا در مورد فيل افريقا نوشته شده حتي اگر اين حيوان را از نزديك نديده باشند تا اندازه زيادي با خصوصيات جسمي و رفتاري و واكنشهاى متفاوت آنها در برابر ساير حيوانات و محيط اطراف او آشنا مى شوند . در مورد بشر، بدليل وجود قوه تفكر قوى و تفاوت در رفتار موجود دو پا اين مسئله بسيار پيچيده تر هست و تقريبا غير ممكن مى باشد كه يك عكس العمل يكسان را براي آنان در نظر گرفت . عوامل بسيار زيادي از جمله مكانيسم دروني و ژنتيك ، محل تولد ، نوع خانواده و شغل و حرفه و دهها عامل ديگر باعث ميشود كه افراد عكس العملهاي متفاوتي نسبت به يك موضوع يكسان داشته باشند . بهمين دليل علم روانشناسي تقسيم بنديهاي بيشمارى در مورد رفتارهاى بشرى تدوين نموده كه مطالعه تمامي آنها به سالها وقت احتياج دارد و از عهده اكثر افراد خارج است ، اما يكي از اين تقسيم بنديها كه كار بررسي را كمي آسانتر ميكند و در دسترس قرار ميدهد همانا تفكيك بشر بدليل بيماريهاي بخصوص رواني آنان است . مثلا علم روانشناسي مي گويد كه افراد خودخواه و متكبر و يا مغرور در برابر فلان مسئله چنين عكس العملي نشان ميدهند و يا افرادي كه دچار بيماري بخل و خسّت نفس هستند رفتارى اينگونه خواهند داشت .

آخوند نيز بعنوان قشرى از جامعه بارها و بارها توسط بزرگترين روانشناسان جوامع مختلف مورد پژوهش و بررسي قرار گرفته و نتايج آن توسط همين اساتيد در كتابهاى بسيارى بچاپ رسيده است . آخوند بدليل ريشه خانوادگي و تاثيرات محيط رشد و تلقينات فكري و ( اعتقادات )مذهبى خويش صاحب رفتار و طرز فكري ميشود كه بشدت او را از ديگر افراد جامعه متمايز ميكند. ١ـ آخوند باور كرده كه از همه بخدا نزديكتر است ٢ـ آخوند باور دارد كه از ديگر افراد جامعه بالاتر و والاتر است ٣ـ آخوند باور دارد كه بدليل همين(قرابت و نزديكى) با خداوند او چوپان است و خلق خدا مانند گوسفندان زير دست و رعيت او هستند . ٤ـ بدليل همين احساس برتري ، آخوند بخود حق ميدهد كه در تمام امور رعيت و زير دستان خود دخالت بكند و به آنان حكم براند. ٥ـ آخوندباور دارد كه بدليل همين برترى احتياجي بكاركردن ندارد و مايحتاج او بايد بوسيله رعيت تامين شود . ٦ـ آخوند براى تحقق خواسته هاي(مشروع )خود ، خويشتن را مُحق ميداند تا هر دستور و امري را صادر نموده و سپس با گفتن ،قال رسول الله و چسباندن يك اتيكت( حديث نبوى )رسميت آنرا بجامعه ابلاغ نمايد . ٧ـآخوند بر اين باور است كه فقط او حق تفكر و رهبري و هدايت جامعه را دارد بهمين دليل حق تفكر را از ديگران سلب نموده و بهمه دستور تبعيت از خود را ميدهد ، خود را ولى مي خواند و بقيه جامعه را موالي ٨ـ آخوند از ابتداى ظهورش بر روي كره خاكي همواره براي تحقق اهداف خويش وتسخير اركان قدرت ، كه حق قانوني خود ميداند ، مبارزه نموده و غير از خودش كس ديگري را لايق اين مقام نمي شناسد ٩ـ آخوند براي رسيدن به اهداف خود و بدليل ضعف اخلاق كه ناشي از تربيت دوران كودكى و خانوادگي و محيط رشد مى باشد دست بهر كارى ميزند و دروغ و خدعه و ريا و نيرنگ و حتي قتل و كشتار جزء لاينفك تسليحات او براى رسيدن بقدرت مى باشد و در اينراه حتى از قربانى كردن خدا هم ابائى ندارد ١٠ـ آخوند چون تابع هيچ قانوني بجز قوانين ساخت خودش نيست بنابراين براحتى تمام قوانين رايج جامعه را مي شكند و در همان لحظه مانند شعبده بازان متبحر از عمامه خود قوانين تازه اي را بيرون ميكشدو اين قانون جديد در همان لحظه ميتواند ١٨٠ درجه با قانون قبلى در تضاد باشد . بنابراين آخوند هرگز با رفورم و رفراندوم و خواهش و تمنا ، عجوزه قدرت را رها نخواهد كرد و براي حفظ مسند خويش حاضر است مانند امام زمانِ ذهنى خود تمامى جمعيت كره زمين را از دَم تيغ بگذراند . تنها نيروئى كه ميتواند آخوند را از مسند قدرت بزير بكشد آگاهي و اتحاد اكثريت مردم تحت رهبرى يك نيروى منسجم و فراگير وسپس اعتصابات و اعتراضات سراسري و استفاده از قدرت قهريه و زور مي باشد . آخوند با سلام و صلوات وتعارف حتي پيشنمازى مسجد يك ده را رها نخواهد كرد .

به اين ده نكته توجه كنيد تا آخوند را بهتر بشناسيد او خود را ولى نعمت ، صاحب حق ، فرستاده خدا ، و برتر از تو مى شناسد و هرگونه مقاومت تو را طغيان و كفر بر عليه خداوند معرفي نموده و چون قوانين( الهي )را مانند موم در دست دارد و قوه قضائيه و مقننه و مجريه در يد قدرت اوست بنابراين آنچه كه بگوش فلك نرسد همانا آه و ناله و فرياد توست . فكر آخوند اينگونه كار ميكند كه نابود باد همه چيز و همه كس تا من در قدرت باشم و اينرا از زمان پيدايش اسلام و مخصوصا در ٤٠ سال گذشته بخوبي ثابت كرده است . شعار او اينست مرگ بر كلّ جهان ونابود باد ايران ، تا ولايت من پايدار بماند . هموطن بيدار شو .

 

یک نظر

  1. بهداد ساز و كار سازمان مذهبى را نمى شناسد او از يك زاويه به شخصيت فردى مى پردازد كه در كوره تجربه خواهش.ها و تمايلات مردم را بدقتى مطالعه كرده و بر مبناى تجربه خويش توانايى هاى معينى كسب كرده است تو چون به شخصيت فردى مى پردازد، از شخصيت اجتماعيش غافل مى شود.
    روشنفكران ريزنگر و تا حدود معينى دقيق هستند ولى بخاطر آن كه چون آخوند خود را محق مى بينند، نه تنها دريافت هاى خود را با شك بيان نمى كنند بلكه به آن كليت مى بخشند و در نتيجه در نتيجه گيرى ها دچار خطاهاى گاهى خطرناك براى جامعه مى شوند.
    مثال پيش روى ما انقلاب اسلامى است.