خانه >> شعر روز >> «…زلزالا… زلزالا…!»

«…زلزالا… زلزالا…!»

کولبرانِ کُرد

این وهله

با جنازه کودکانِ خود بر دوش

از مزارگاهِ ممنوعه می‌گذرند.

شبح مرگ

این وهله

خشاب خود را

روی رگبار گذاشته است.

کرمانشا، کرمانشا

خسته، عزادار، بی‌راه

بر ویرانه‌های خود

پی آخرین دست‌نوشته‌های علی‌اشرف

گریه می‌کند
………………

سیدعلی صالحی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *