خانه >> فرهنگی هنری >> ده سریال برتر ۲۰۱۷؛ از بازی تاج و تخت تا توئین پیکس

ده سریال برتر ۲۰۱۷؛ از بازی تاج و تخت تا توئین پیکس

۱۰ – بازی تاج و تخت

در این فصل ما قبل آخر، متحدان قدیمی آزموده می‌شوند و متحدان جدید پیمان می بندند، همچنین زمستان در وستروس به همراه خود چیزهای بسیاری را راجع به ژان اسنو آشکار میکند. سرسی، دوستان خویش را از دست میدهد، و آشکار میشود که دسیسه چینی مداوم و خیانت او را به جاهایی نامعلوم می کشاند. سنسا و آریا استارک باید تصمیم بگیرند که به چه کسانی وفادار بمانند، درحالیکه دانریس از همگان میخواهد در برابر او زانو بزنند و همراه با اژدها به جنگ با خاندان لنیستر بروند.

در همان حالی که خانواده های هفت اقلیم در حال نزاع با یکدیگرند، لشکر وایت واکرهایِ نیمه مرده به عنوان یک تهدید مطرح میشوند. اگرچه این فصل جدید مناسب حال و هوای پس از عروسیِ خون فصل چهار نیست، این فصل کار شایسته سازگار ساختن بخشهای متنوع تماشایی این سریال به همراه تحول شخصیتها و تغییر بازیها را به انجام میرساند.

۹- والکرین

در زمانه عدم قطعیت سیاسی و ناآرامی اجتماعی، پخش این سریال هیجان انگیز نروژی بسیار به موقع بود. والکرین با طرح داستان بیمارستانی پنهان در ایستگاه مترو متروکه ای در شهر اسلو به خوبی فراتر از نوآرها معمول سرزمینهای شمالی اروپا ظاهر میشود. راون (سون نوردین) جراحی ماهر است که به شکلی مایوسانه ای تلاش میکند تا درمانی برای همسر در حال اغمای خویش بیابد. ولی وقتی بیمارستان مانع این درمان خطرناک میشود، راون به کمک لایف، شخصیتی بدبین به همراه نگاهی آخرالزمانی نسبت به جهان- عهده دار درمان همسرش در کلینیکی غیرقانونی میشود، کلینیکی که به افراد بدون هویت اختصاص دارد.

شخصیتهای به لحاظ اخلاقی مبهمی که خود را برای یک فاجعه بالقوه جهانی آماده میکنند، فاجعه ای که تا انتهای داستان تماشاگر از آن چیزی درنمی یابد. در یک بازسازی انگلیسی زبان این سریال با شرکت مارک استرانگ این اتفاقات در لندن روی میدهد، ولی خود این بازسازی را نشان از این بگیرید که بهتر است نسخه نروژی آن را تماشا کنید.

۸- شیطان (The Deuce)

دیوید سیمون سریالِ وایر به همراه جورج پلاکانوس محله ای منور از نور نئون در اطراف میدان تایمز را استادانه بازسازی کرده اند که به محله شیطان مشهور است و فضای سریالی را میسازد که قصد دارد چگونگی بنیانگذاری صنعت پورنوگرافی در دهه ۱۹۷۰ را نشان میدهد. اما این سریال نوستالژیای مسحورکننده به سبک سریال مدمِن (Mad Men) نیست، بلکه نشان از دوران تراویس بیکل دارد، دورانی که زنان همچون دارایی قلمداد میشدند: منجلابی کثیف که از آن باید به هر قیمتی امتناع کرد. سریال درباره شخصیتهای این جهان هیچ قضاوتی نمیکند، جهانی متشکل از دزدان، پلیسها و مباشران آنها و نیز کسانی که برای تهیه غذای کودکانشان تن فروشی میکنند.

کانون این سریال خیابان ۴۲ نیویورک است که شخصیتهای مختلف سریال با یکدیگر رویاروی می شوند. در اینجا میخانه دار سختکوش وینسنت (جیمز فرانکو، بازیگر دوقلوهای مثل هم) با کندی (مگی گیلندال) روبه رو میشود، فاحشه ای که در جستجوی راهی هوشمندانه برای بیرون آمدن از این وضعیت است، و به پیشگام صنعت میلیون دلاری سکس تبدیل میشود. اگر میخواهید از واقعیتهای جهان فرار کنید دیدن این سریال چاره آن نیست.

۷- تابش

بازیگر جدی سریال مدمِن (آلیسون بری) قادر نیست که نقشی شایسته در هالیوود دهه هشتاد میلادی بیابد، در گزینش بازیگری برای همگان شرکت میکند، و به دنبال زنان غیر عادی میگردد، و سر آخر به گروهی از بازیگران می پیوندد که میخواهند در عالم کشتی ستاره شوند. این سریال ملهم از برنامه واقعی درباره لیگ کشتی زنان دهة هشتاد است. بازیگر نقش اول این کمدی را سام سیلویا بازی میکند، کارگردانی بداخلاق و زنستیز، که عهدهدار ساختن شویی است تا از آن طریق بتواند هزینه ساخت فیلم رویایی خویش را تامین کند.

کیت ناش نقش هنرپیشه احمقی را بازی میکند که دلباخته کارگردان درهم شکسته میشود، و در همان حال میانه بتی گیلپین با بِری که سابق بر این ستاره اپراهای آبکی بوده خوب میشود، رابطه ای که برای این شو میتواند همچون یک تهدید باشد. اگرچه این کشتی گیران کاملا مضحک به نظر میرسند، و همه شخصیتهای آن نقصی دارند، ولی در نهایت از روی کاناپه به خاطر آنان به جلو می پرید و برای پیروزی آنها هورا می کشید.

۶- مکان خوب

یکی از کارهای موفق امسال کمدیی است از مایکل شور با همراهی کریستن بل و تد دانسون، که در خلق کمدیهای موقعیت متنوع به مرتبه ای میرسند که احتمالا تاکنون ندیده اید. کریستین بل در نقش النور شلاستروپ بازی میکند، زنی که در جهان پس از مرگ چشم می گشاید و با خوشآمد گویی مایکل معمار (دانسون) مواجه می شود، معماری که به او اتوپیای بهشت گونه ای را نشان میدهد که به آن مکان خوب میگوید. تنها یک اشکال وجود دارد، النور میداند که او در واقع به آنجا و بقیه آدمهای خوب آنجا تعلق ندارد. النور با اخذ درسهای اخلاق از همزاد خویش شیدی تصمیم میگیرد که فرد بهتری شود تا بدینوسیله در مکان خوب باقی بماند.

۵- شکارجوی ذهن

دیوید فینچر و چارلیز ترون تهیه کنندگان این درام داستانی اقتباس گرفته از رویدادهای واقعی هستند و قصد دارند که نشان دهند الگوی حاکم بر روان قاتلان زنجیره ای چگونه است. ما در این سریال -که بر مبنای زندگی واقعی مامور سابق FBI جان داگلاس ساخته شده – فعالیتهای مامور FBI هولدن فورد (ژاناتان گروف) را دنبال می کنیم که به همراه همکار بی دل و دماغش بیل دنش (هولت مک کانری) با اکثر قاتلان بدنام مصاحبه میکند، تا بتوانند نحوه فکر کردن آنها را درک کنند و از این طریق مانع جنایتهای بعدی شوند.

از برخی جنبه ها شکارجوی ذهن مانند زودیاک دیوید فینچر است، ولی در سراسر آن نوعی فضای تهدید و کمدی ساختگی حاضر است. در یکی از صحنه های آن ادموند کمپر بدنام و خوش زبان (با بازی کمرون بریتون) همراه با فورد و دنش بر قطعه ای پیتزا می خندند. کمپر می گوید: «بعضی وقتها واقعا دوست دارم که مغزتان را منفجر کنم» و تنش هم در پاسخ میگوید: «خوب این هم یک حبس ابد دیگر».

۴- دروغ‌های کوچک بزرگ

سال ۲۰۱۷ سالی بزرگ برای داستانهایی درباره زنان بود، و از میان آنها هیچکدام بهتر از اقتباس تلویزیونی رمان پرفروش لیانا موریارتی نیست، که در آن داستان یک قتل از نظرگاه سه مادر شکل میگیرد، آن هم در شهر ساحلی ظاهرا آرام مونتری در کالیفرنیا. نیکول کیدمن، ریس وایترسپون، و شایلن وودلی بازیگران این درام-کمدی سیاه و ویرانگر هستند که همه اسطوره های مربوط به ازدواج یا دوستی کامل یا پدر و مادر بی نقص را به پرسش می گیرند.

۳- سیاره آبی دو

از نخستین لحظات این مستند خیره کننده که سِر دیوید اتنبرو روایتگر آن است، ما شگفت زده میشویم. از زمان اولین مجموعه سیاره آبی در شانزده سال پیش تکنولوژیهای مربوط به فیلمبرداری در زیر آب تحول یافته اند، و این امر را امکانپذیر کرده اند تا بسیار بیشتر از گذشته قادر باشیم به جهان بیگانه اعماق زیر آب سرک بکشیم. دوربین های سوار بر دولفین ها که باطری آنها توسط اقیانوس شارژ میشود، و دوربین هایی که بر پشت والها نصب می شوند؛ همه و همه به ما این امکان را می دهند تا به چشمان کوچکترین مخلوقات نگاه کنیم.

برخی از قسمتهای برجسته این مجموعه شامل ماهی دنداندراز با خالهای نارنجی، حلزون دو کپه ای،ماهی های غول پیکری که از آب به بیرون می جهند و پرندگان را در هوا شکار می کنند. این مستند نه تنها امکان مواجه های نزدیک با این موجودات خارق العاده را ممکن می سازد، بلکه همچنین تاثیری که ما انسانها بر ساکنان اقیانوسها می گذاریم آشکارتر می کند.

۲- سرگذشت ندیمه

زنان در خیابانها راهپیمایی میکنند. نیروهای دست راستی به لطف حوادث تروریستی به قدرت بازگشته اند. مردم تلاشهای خطرناکی برای گذر از نواحی مرزی پوشیده از یخ و رسیدن به کانادا صورت میدهند. مردان نیروهای خود را علیه زنان به کار می گیرند. کمتر کسی می تواند انکار کند که مناسبترین سریال سال ۲۰۱۷ اقتباسی از رمان علمی تخیلی مارگارت اتوود در سال ۱۹۸۵ است، رمانی درباره زندگی در جامعه ای توتالیتر و به غایت محافظه کار در جایی که سابق بر این بخشی از ایالات متحده بوده است- داستانی ترسناک که همه اینها را نامحتمل نمیداند.

داستان در آینده ای نزدیک رخ میدهد، نرخ زاد و ولد به سبب بیماری و آلودگی نزول کرده، و جامعه به گونه ای دوباره سازماندهی میشود تا به شکل وحشیانه ای زنان را به انقیاد خود در آورد، آنها اجازه ندارند که سر کار بروند، یا دارایی هایی از آن خود داشته باشند، پول نگهدارند یا چیزی بخوانند. باقی زنانی که هنوز می توانند فرزند بیاورند به عنوان ندیمه در خانه های طبقة ممتاز به خدمت گماشته میشوند تا توسط صاحبان آن خانه ها باردار شوند و فرزند بیاورند. زمانی که اتوود رمان سرگذشت ندیمه را می نوشت گفت که او چیزی اضافه بر آنچه روزی و در جایی در واقعیت رخ داده به داستان نیفزوده است.

۱-تویین پیکس: بازگشت

واقعاً اتفاق افتاد. بازگشت دیوید لینچ و مارک فروست به زمین بازی سایه دار تویین پیکس-جایی که توهم دیدن یک شخص زنده، و سفرهای فرابعدی چیزهای غیرعادی نیستند-بیانگر ساخت سریالی آسان فهم برای همگان نیست، بلکه برعکس بیانگر خلق به یادماندنیترین، مالیخوییایی ترین و ترسناکترین لحظات تلویزیونی سال است. با دنبال کردن فصل دوم سریال در بیست و پنج سال پیش، ما مامور FBI دال کوپر (کیل مکلاچلان) را در ادیسه اش برای بازگشت به شهرک تویی نپیکس در واشنگتن دنبال می کنیم.

مکلاچلان هم در نقش مامور ویژه دال کوپر، هم در نقش همزاد او و نیز داگلاس داگی جونز بازی میکند، و لورا درن در نقش دیان، دستیار مرموز ( و سابقا پنهان) کوپر. لحظات بسیاری وجود دارد که سریال را بسیار ارزشمند می سازد: ناراحتی لاگ لیدی باعث میشود تا با مامور جانشین هاک تماس بگیرد؛ تاثیر مارلون براندویی مایکل کرا؛ روح در جعبه شیشه ای، بازگشت شخصیت دیوید بووی به منزل یک قوری چای داغ.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *