خانه >> مقالات >> پاسخ به نامه هوشنگ امیر احمدی؛ ﻧﺎﻣﮫ ﺑﮫ آﯾت ﷲ ھﺎ و ﺳرداران ، اباذر اسماعیلی میدانی

پاسخ به نامه هوشنگ امیر احمدی؛ ﻧﺎﻣﮫ ﺑﮫ آﯾت ﷲ ھﺎ و ﺳرداران ، اباذر اسماعیلی میدانی

بسمه تعالی

جناب هوشنگ امیر احمدی،

حضرتعالی هر از چند گاهی قلم بدست شده راهکارهایی را که به زعم خود نجات بخش کشورمان ایران هستند تحریر می نمایید. که اینجانب هیچکدام را شایسته خواندن و پاسخ نمی دانستم. اما چون اخیرا با نوشتن دو نامه مستقل؛ تحت عنوانِ ﻧﺎﻣﮫ ﺑﮫ آﯾت ﷲ ھﺎ و ﺳرداران؛ شخص آیت الله خامنه ای رهبری نظام و سرداران سپاه را مورد خطاب قرار داده اید، لذا بر خود وظیفه شرعی و ملی دانستم تا پاسخ شما را داده و در اختیار اهل فکر، مسئولین و افکار عمومی ملت بزرگ ایران اسلامی قرار دهم، باشد که از کتابت فی مابین، راهکاری معقول و منطقی، استخراج و استفاده شود.

البته قبل از ورود به پاسخ؛ لازم به ذکر است که اینجانب علاو براینکه هیچگونه وابستگی به جمهوری اسلامی ندارم، بلکه با چندین دوره رد صلاحیت برای مجلس، به اتهام عدم اعتقاد به ولایت فقیهی که خود ایمان و اعتقاد دارم؛ بیست سال است که مدام المردود شورای محترم نگهبان هستم. لذا بدیهی است که پاسخ اینجانب به حضرتعالی بدون هرگونه جانبداری سیاسی بوده و صرفا در جهت صواب و صلاح ملت و مملکت می باشد.

 جناب هوشنگ امیر احمدی،

اولا: حضرتعالی خود را نظریه پرداز و استاد توسعه اقتصادی معرفی کرده اید که میمون و مبارک است، چرا که در حال حاضر، مشکل عمده کشور ما اقتصاد است. اما متاسفانه، آنچه که شما به آن نپرداخته اید و راهکار نداده اید موضوع اقتصاد است؛ برعکس (باغرض یا بی غرض) تمام نظرات و راهکارهای شما، سیاسی، آن هم از جنس سرنگونی نظام می باشد، جایی که شما از رهبر جمهوری اسلامی می خواهید که “ﺑﺎ ﭘﺎﯾﺎن دادن ﺑﮫ ﺣﮑوﻣت ﻣذھﺑﯽ ﺧودش، ﮐﺷور را از ﺳﻘوط ﺑﮫ ﭘرﺗﮕﺎه، ﻧﺟﺎت دھد”. و یا از سرداران سپاه پاسداران میخواهید که “بنام ایرانیت؛ ﺳﭘﺎه ﺟﺎوﯾدان ھﺧﺎﻣﻧﺷﯽ بودن را بر سپاه نظام اسلامی بودن ترجیح دهند”؛ و این ترجیح را برای سرداران سپاه پاسداران، “ورود ﻣﻘدراﻧﮫ ﺑﮭﻣراه ﻣردم، و ﺧروج ﻋزﺗﻣﻧداﻧﮫ از نظام” خوانده اید. و حتی جسارت کرده “ﻣﺻﻠﺣت اﯾران و اﺳﻼم را نیز، ﻓﻘط در ھﻣﯾن ﺗﻐﯾﯾر دانسته اید و ﺑس”.  یعنی جنابعالی با زبان به اصطلاح علمی؛ همان درخواستهایی را کرده اید که چهل سال است ضد انقلابیون داخل و خارج کرده و میکنند.

جناب هوشنگ امیر احمدی؛

درست است که ما ایرانی ها عادت داریم، دانسته و ندانسته در همه موارد اظهار نظر بکنیم. اما شما که چهل سال است ساکن آمریکا هستید، و خوب میدانید که در فرهنگ آمریکا اظهارنظر درغیر رشته تخصصی؛ بخصوص درعالم آکادمیک علمی، دین و سیاست، نه تنها موجه نبوده و معتبر نیست بلکه (ایم پولایتلی) بی ادبی نیز تلقی میشود. لقمان حکیم را گفتند: ادب را از کی آموختی، گفت از بی ادبان. آیا شما بهتر نبود که حداقل در این مورد از بی ادبان، ادب یاد می گرفتید و در حوزه تخصصی خود یعنی توسعه اقتصاد، نظریه پردازی می کردید، ولاغیر؟

ثانیا: حضرتعالی خواستار”ﺗﻐﯾﯾرات ﺳﺎﺧﺗﺎری؛ اﻧﺗﺧﺎﺑﺎت آزاد ﺑدون ﺷورای ﻧﮕﮭﺑﺎن؛ ﭘﺎک ﺳﺎزی ﻗوه ﻣﻘﻧﻧﮫ؛ ﺑﺎزﻧوﯾﺳﯽ ﻗﺎﻧون اﺳﺎﺳﯽ” را خواستار شده اید. و همه اینها را تنها راه خروج از”به زعم خود بحران و یا بن بست” دانسته اید.

جناب هوشنگ امیر احمدی؛

اگر شما اندک سواد تاریخ معاصر میداشتید، می فهمیدید که نسخه درمانی شما در صد سال اخیر؛ نه تنها درمانی برای نظامهای سیاسی کشورها نبوده بلکه سم زهرآگین و مهلکی بوده که با اعمال آن، راهی جزء فروپاشی، سرنگونی و یا شکست نداشته اند. جهت تنویر افکار شما و خوانندگان محترم به پنج نمونه ذیلا اشاره می کنم:

یک: نود سال پیش امپراطوری قدرتمند تورکان عثمانی، نسخه درمانی شما را تحت عنوان مشروطه خواهی با حزب سازی”اتحاد و ترقی” در استانبول به اجراء در آوردند، که منجر به فروپاشی آن امپراطوری قدرتمند شد.

دو: دوران آخر قارجاریه، نسخه درمانی شما، تحت عنوان مشروطه خواهی در ایران طرح شد، و با سستی قاجاریه منجر به انقلاب مشروطه گردید. نتیجه: تهران سقوط کرده بدست یپرم خان ارمنی می افتد، شیخ بزرگ اسلام فضل الله نوری به دار آویخته میشود؛ و نهایتا با سقوط قاجاریه، رضا پالانی میرپنج، اسطبل بان و طویله دار سفارت انگلستان، به نوکری انگلستان در ایران منصوب می شود، که ما، به قهر سیاه تاریخ، وی را به اصطلاح پادشاه ایران می خواندیم.

سه: رژیم طاغوتی محمد رضا پهلوی، با نسخه درمانی دوست دیرین خود جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا، که نسخه مترداف نسخه شما بود، تحت عنوان فضای باز سیاسی، دست به تغییرات (هر چند فرمایشی) زدند، که نه تنها منجر به سرنگونی خود، حتی منجر به فروپاشی نظام شاهنشاهی نیز شد. البته شکرالله تعالی.

چهار: درهمین چند دهه اخیر، نسخه درمانی شما را میخائیل گورباچف آخرین رهبر شوروی، تحت عنوان دکترین دوگانه پرسترویکا و گلاسنوست، اجراء کردند که منجر به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شد.

پنج: درحال حاضر نیز، فقط در روابط خارجی؛ نسخه درمانی شما را؛ کاروان به اصطلاح دیپلماسی دولت جناب حسن روحانی تحت عنوان برجام اجراء کرده و می کنند که نه تنها تحریم ها و تهدیدهای نظامی را رفع و یا حداقل کم نکرده، بلکه برعکس منجر به اعمال بزرگ ترین تحریم ها و تهدیدها بر علیه ایران شده است.

جناب هوشنگ امیر احمدی؛

برعکس پنج مورد بالا، جمهوری چین با سیستم تک حزبی، انگلستان با سیستم پادشاهی، روسیه جدید با سیستم جمهوری و حتی کشور کوچک کوبا در آمریکای جنوبی، چهار نمونه بارزی هستند که همگی با تکیه بر هژمونی ثبات رهبری، نه تنها نسخه درمانی شما را عمل نکرده اند حتی خلاف آنرا عمل کرده و می کنند، اما نه تنها فرو نپاشیده اند بلکه هر روز قدرتمندتر نیز شده و میشوند، که توسعه اقتصادی، صنعتی و نظامی چین، انگلستان و روسیه در صدر دنیا بوده و قابل تحسین هستند.

ثالثا: حضرتعالی و امثالهم، در نسخه نویسی خود دو اصالت مهم و سرنوشت ساز را که میرود مقدرات جهان آینده را با نظم نوین اسلامی خود تغییر داده و تمدن سازی کند، درک نمی کنید و نخواهید کرد و آن دو اصالت مهمه عبارتند از:

الف: اصالت ذاتی انقلاب اسلامی ایران است که قابل قیاس با هیچ نظام سیاسی جهان قدیم و جدید در دنیا نمی باشد.

ب: اصالت وجودی امت جهانی اسلام و بیداری اسلامی است که با ارزشهای الهی خود، قابل درک و فهم اغیار نیست.

نتیجتا؛ چون نسخه درمانی جنابعالی، علاوه بر مردودیت تاریخی و سیاسی؛ فاقد بصیرت در این دو معانی مهمه اسلامی نیز هست، لذا بی ارزش بوده و وجاهت درمانی برای ایران اسلامی و دیگر بلاد اسلامی را نداشته و نخواهد داشت. و اما جمهوری اسلامی زنده است و زنده تر و مقتدرتر هم خواهد شد، چون که نسخه درمانی آن، ایمان مردم، تفکرانقلابی و ثبات رهبری در ولایت و امامت می باشد، که درک آن برای امثال شما اغیاران سخت است.

وَالسَّلَامُ عَلَىٰ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَىٰ

اباذر اسماعیلی میدانی، پژوهشگر مقیم آمریکا

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.