خانه >> مقالات >> بر سر تمامیت ارضی کشورمان با کسی بحثی نداریم؛ ف. م. سخن

بر سر تمامیت ارضی کشورمان با کسی بحثی نداریم؛ ف. م. سخن

فدرالیسم، خودمختاری، خودگردانی، و کلمات مشابه دیگر، چنان بلایی بر سرشان آمده که از هیچیک از آن ها نمی توان به عنوان یک «ایرانی» که کشورش «ایران» است استفاده کرد.

عیب از محتوای مثلا فدرالیسم -چنان که در آلمان و امریکا موجودیت دارد- نیست؛ عیب از «تجزیه طلبانی»ست که این کلمه را ورد زبان خود کرده اند و برای رسیدن به مقاصد پلید خود، دائم آن را تکرار می کنند.

می گویند بنشینیم با تجزیه خواهان و تجزیه طلبان گفت و گو کنیم! چه گفت و گویی؟! ما یک کشور یکپارچه داریم و من که یکی از آحاد ملت ایران هستم، سهم یک در هشتاد میلیون از کل این کشور دارم. من بنشینم بر سر این سهم با کسی که می خواهد آن را از من بگیرد گفت و گو کنم؟! مگر آدمیزاد با یک مشت «دشمن ایران» که خدا می داند منافع شان را در چه می جویند، می نشیند گفت و گو می کند؟

می گویند این ها مورد ظلم یا ظلم مضاعف اند و جوش و خروش شان به این خاطر است! اِنگار این ظلم و ظلم مضاعف شامل حالِ منی که مثلا بلوچ و کرد و ترکمن نیستم و ترک هستم نشده و مردمی که شبیه من هستند در رفاه مطلق زندگی می کنند.

نکته ی جالب دیگر این است که در لحظه ای که مردمِ جای جای ایران علیه حکومت اسلامی در حال مبارزه هستند، این گروه به نام مبارزه با حکومت، بحث را از تکه پاره کردن ایران آغاز می کند! تا به آن ها بگویی که این کار یعنی چه، با حالتی حق به جانب می گویند چه کسی تکه پاره کردن خواست؟! ما به دنبال حقوق «ملیت» و «خلق»ِ فلان و بهمان هستیم؟!

بله. شما می گویید و ما هم مثل آدم های گول و احمق حتما حق را به شما می دهیم! شجاعت داشته باشید، همین اول بسم الله به زبان روشن و صریح بگویی که چه می خواهید و هدف از فعالیت های تان چیست!

این ننه من غریبم بازی فریبکارانه، با سمفونی حق زبان مادری، و اپرای فرهنگ ملیتی همراه می شود تا به احقاق حق «ملیت» مربوطه مشروعیت داده شود. حتی این روز ها به جای بحث بر سر آموزش زبان مادری در مدارس، از حق حرف زدن به زبان مادری سخن می گویند، که این حق را نه کسی از آن ها گرفته و نه می تواند بگیرد. هر جای ایران می روی مردم به زبان محل خود سخن می گویند. این را هم برای افزودن روغن داغ «حق طلبی» خودشان مطرح می کنند.

اما جواب ما به این نمایش های «دلخون» کننده چیست؟!

جواب مختصر ما اینست:
-اگر ریگی به کفش تان نیست و نمی خواهید ایران را پاره پاره کنید، و سهم خودتان (!) را از ایران بردارید و به کشور بغل دستی تقدیم کنید، آن چه می نویسم نمی تواند مورد مخالفت تان قرار گیرد.
-اول از همه باید کشور از زنجیر اسارت آخوندها آزاد شود. هر کس، «در حال حاضر»، بحثی از مسائل «ملیتی» و «حق خواهی منطقه ای» مطرح کند، علیه حرکت «تمام» مردم، علیه «تمام» حکومت، به خاطر آزادیِ «تمام» ایران حرکت می کند. این کس، در جهت خلاف حرکت مردم برای تغییر حکومت اسلامی حرکت می کند و باید او را ایزوله کرد. در روزهای اول تغییر هم که کشور به خاطر مقاومت پسمانده های حکومت اسلامی در آشوب است، طرح این گونه مسائل در جهت آش و لاش کردن ایران خواهد بود.

-دوم بعد از آزاد شدن کشور و تثبیت اوضاع و بازگشت آرامش، ما قوانینی وضع خواهیم کرد که حقوق مساویِ تک تک آحاد مردم ایران در آن رعایت شده است. یعنی میان هیچ ایرانی، با ایرانی دیگر فرقی نخواهد بود.

-سوم بعد از تدوین این قانون، و در اثنای اجرای آن، کشورهایی امروز در دنیا هستند که الگوهای مناسبی برای اداره ی مناطق مختلف با فرهنگ ها و زبان های مختلف در یک کشور واحد و منسجم و قوی هستند. از این الگوها باید استفاده کرد.

-در کشورهای مورد نظر، «همه مردم» در یک کشور «واحد» با مناطق مختلف زندگی می کنند. پرچم شان یکی ست. سرود کشورشان یکی ست. رییس جمهور شان یکی ست. دولت مرکزی شان یکی ست. زبان ملی شان یکی ست. ارتش شان یکی ست. پلیس کشوری شان یکی ست. واحد پول شان یکی ست. قوانین کلی شان یکی ست. انتخابات مرکزی شان یکی ست…

-در این کشورها، هر منطقه ای، برای اداره ی واحدهای اداری و انتظامی «منطقه»، با انتخابات منطقه ای، که آن هم به نژاد و تعلق منطقه ای و زبان و غیره «کاری ندارد» و فقط به محل سکونت شخص کار دارد، با رای مساوی و برابر برای همه، افراد مسوول را انتخاب می کند. مردم منطقه، در آن منطقه و در هر جای دیگر کشور، از زبان و لهجه ی محلی شان خواستند استفاده می کنند، خواستند نمی کنند…

این وضع ایران آینده ی ما باید باشد. اگر کسی با این طرح مخالفت کند، قطعا و یقینا نظر سوء به تمامیت ارضی کشور دارد و ما با او بحثی نداریم. نه می خواهیم او را توجیه و هم نظر خودمان کنیم، نه اجازه می دهیم او بخواهد از فضایی که به او داده می شود برای فریب ما استفاده کند.