خانه >> مقالات >> آقای خامنه ای! شما سر تا پا اشتباهی!؛ ف. م. سخن

آقای خامنه ای! شما سر تا پا اشتباهی!؛ ف. م. سخن

سید علی خامنه ای، امروز در یک سخنرانی عمومی گفته است:
«مذاکرات برجام اشتباه بود. در موضوع مذاکرات بنده اشتباه کردم و به اصرار آقایان اجازه تجربه را دادم که البته از خطوط قرمز معین‌شده هم عبور کردند.»

همچنین، او در توییتر نوشته است:
«همه مردم ایران بدانند؛ جنگ نخواهد شد و مذاکره نخواهیم کرد».

باید به خامنه ای گفت: شما فقط در موضوع مذاکرات اشتباه نکردی. شما خودت کلا اشتباهی هستی!

سرنوشت کشور ما به دست این آخوندِ پر از عقده ی حقارت افتاده است. نفرت و نکبت، دو ارمغانی ست که از روز به کار گماری او نصیب ملت شده است.

قدرت در دستان آدم حقیر و منکوب شده در زندگی، مساوی است با فاجعه؛ فاجعه ای که خرد و کلان را از دم تیغ آخته می گذراند.

این دو پیام صریح و سر راست، دستکم یک حُسن دارد و آن این که بر خلاف گفتار برخی خوشخیالان و هپروتیان حکومتی و غیر حکومتی، تمام تصمیم گیری های مهم و سرنوشت ساز کشور، بر عهده ی این شخص است، و دولت و مجلس و وزارت خانه ها و امثال این ها، باید مانند نوکران حلقه به گوش، در مقابل فرامین او، تنها به اطاعت سر خم کنند.

برجام بازی بود. یک بازی چندش آور و مهوع. چند سالی عده ای از ایرانیان و دولت های جهان سرِ کار رفتند و خود را با لبخندهای کریه ظریف و شام و ناهار های «کاری» او سرگرم کردند.

امروز هم دریای خزر، بازیچه ی سیاست بازی های جمهوری اسلامی و چهار گرگ درنده ی شمالی قرار گرفته، و این چهار گرگ که یکی شان اصالتا روس و سه دیگر ذاتا روس هستند، تکه گوشت لخمی پیدا کرده اند تا در بهترین شرایط جهانی، بعد از ۲۰ سال بحث، ج.ا. را به پای میز امضا در قزاقستان بکشند، و درست در زمانی که ج.ا. نیاز به کمک های بین المللی دارد، سهم بزرگ تری از دریای خزر را برای خود بر دارند.

اگر عهدنامه ی ترکمانچای امضا شد، در زمان بی خبری عموم مردم از تصمیم گیری های حکومت وقت بود. در جایی که وسیله ی اطلاع رسانی وجود نداشت، و مردم، رعیت سلطان به شمار می آمدند، حکومت می توانست هر بلایی می خواست بر سر کشور بیاورد و از خاک «بی ارزش» و آب «شور» آن بذل و بخشش کند.

امروز، سید علی خامنه ای، یعنی حکومت اسلامی! یعنی سلطان! یعنی کسی که هر بلایی خواست می تواند بر سر آب و خاک کشور بیاورد، و برای حفظ قدرت و تخلیه ی عقده های شخصی اش، از خاک «غیر قابل ارزش گذاری» و آب «سرشار از ثروت» کشور به دیگران ببخشد.

با کسانی که اصلاح طلب اند و خامنه ای را پاکدست می نامند کاری نداریم.

با کسانی که نیک و بد یک سیاستمدار را با درویشی زندگی کردن او می سنجند کاری نداریم.

با کسانی که در عالم موهومات به سر می برند و برای تلطیف چهره ی جنایتکارِ «مملکت بر باد دهی» به نام خامنه ای، از گذشته های «خوب» او و شاعر بودن و اهل حال بودن اش یاد می کنند کاری نداریم.

تکلیف ما با هر کس که بخواهد این موجود منفور و حکومت تحت اختیار او را تطهیر کند مشخص است. این موضوع هم امر شخصی نیست.

مردمِ جان به لب رسیده ی ایران، سال هاست به طور علنی، سر و ته حکومت اسلامی را از جنس یک کرباس می دانند و نفرین اصلی شان همیشه متوجه خمینی و خامنه ای بوده است.

اگر ضعفی در معرفی عامل اصلی بدبختی های ملت وجود داشته، ضعف «ماستْ مالان» و مشاطه گران سیاست باز بوده است.

و ما مخالفان حکومت اسلامی و رهبر مالیخولیایی اش، همچنان نشسته ایم و به بحث و فحص مشغولیم. حتی در خارج از کشور، در جهت منافع ملی مان، منافع همگی مان، در جهت ابراز مخالفت با واگذاری دریای خزرمان به مشتی گرگ منطقه کاری نمی کنیم و حتی دریغ از یک راهپیمایی چند هزار نفر ه!

و در چنین وضعی ست که سید علی و نوکران غارتگرش بر سر ما سوار ند.

واقعیت این است:
نه تنها سید علی، بلکه اپوزیسیون ما هم اشتباهی ست…